جلیل زارع|

* ۲۳ شهریورماه:

صبر و انتظار به پایان رسید. بالاخره وقتش شد. باید رفت ! کجا !؟ معلوم است دیگر : شیراز و داریون….. برای چه !؟ این هم معلوم است: برای حضور  و مشارکت در مراسم دومین زاد روز داریون نما…..

ساعت ۸:۴۵ بامداد روز ۲۴ شهریور ماه سال ۱۳۹۲…. تاریخ دقیق پرواز به سوی شهر عاشقان. من خوشحالم. سر از پا نمی شناسم. در پوست خود نمی گنجم.

*۲۴ شهریور ماه : شیراز هستم. اول سراغ آقای داریون نما را می گیرم. سرش شلوغ است. فرصت برگزاری جلسه برای امروز نیست. می گوید: فردا عصر با امام جمعه محترم، جلسه داریم . بعدش هم همگی با هم جلسه ای توجیهی خواهیم داشت. خبرت می کنم با هم برویم. ….. ولی می گوید من برای پی گیری امور زودتر بروم داریون….. چشم عزیز دل برادر…. امر، امر شماست… هر چه شما بفرمایید عزیز دل برادر….

* ۲۵ شهریور ماه:
باید بروم داریون برای هماهنگی های لازم صبح ۲۸ شهریور را در فرهنگسرای گل های باغ نبوت داریون در قاب دیدگانم به تصویر می کشم. از شادی در پوست خود نمی گنجم و می شوم پر از عشق و امید. عشق به کاربرانی که دلم سخت برایشان تنگ است و برای دیدنشان لحظه شماری می کنم. دلم پر می کشد به سویشان. بی تاب است. یعنی می شود همه اشان را یک جا در مراسم دید !؟ همه اشان که نه…. نصفشان را…. آن هم نه….. تعداد قابل توجهی از آن ها را….. می شود!؟

* ۲۶ شهریور ماه:
می روم داریون. بر می گردم شیراز. دوباره داریون. باز هم شیراز. با بر و بچه ها در حال پی گیری امور هستیم. الحمد لله جلسه در دفتر امام جمعه محترم هم برگزار شد.  جلسه ی خوبی بود.به ما دلگرمی داد. با قربانی عزیز، برای خرید اقلام پذیرایی تدارکات، به بازار رفتیم. با هم از داریون رفتیم شیراز. با اصرا، مرا یک راست برد منزل خودشان. پسر نازی دارد. چه قدر با هم بازی کردیم. چه زود با هم اخت شدیم.فردا را در چشمانش به نظاره نشستم. فردای شیرینی بود. پر از عشق و امید.

یک روز مانده به مراسم با آقای کریمی و برزگر، پی گیر امور موسسه ی رزمندگان داریون هستیم. آقای احمدی مسئول رزمندگان فارس نیز همکاری خوب و صمیمانه ای با ما دارد. در آموزش و پرورش ناحیه چهار شیراز هم آقای هوشیار خیلی در تسریع کارها موثر است. جای امیدواری است. کارها هر چند کمی کند ولی در حال انجام است و مشکلات یکی پس از دیگری رفع و رجوع می شود. قرار است سهمیه ی طرح آیه های تمدن برای داریون را بیش تر کنند. کار تحویل گرفتن مکان موسسه، خرید امکانات لازم ، اجرای دومین مرحله ی طرح و …. در حال انجام است. با نیروهای کاری در حال انجام مذاکره هستیم. همه چیز، ای…. خوب پیش می رود.

همین پی گیری کار موسسه رزمندگان باعث شد کمی در خرید میوه پذیرایی تاخیر شود. رفتیم داریون. فکر کردیم آن جا می توانیم میوه مورد نظر برای پذیرایی-موز- بگیریم. اما نه، کارمان نشد. مانند همیشه زنگ زدیم به مرد گره گشای کارها؛بهرام کرمدار. زحمت خرید میوه ها را کشید.

* ۲۷ شهریور ماه:
خرید ها صورت پذیرفت. امکانات فراهم شد. از سالن مراسم بازدید گردید. همه چیز چک شد. همه هستند. آقای داریون نما، آقای کرمدار، قربانی، یوسف بذرافکن، علی زارع، مجتبی ظهرابی و ……. همه زحمت می کشند. دیگر کاربران هم هستند: مرتضی کاشفی، امین برزگر، مصطفی کاظمی، غلامرضا برزگر، رضا رستمی، مهدی بذرافشان، برادر آقای داریون نما(ناصر) و …… سخت در تکاپو هستند. فیلم کوتاه داریون نما، چک می شود. سیستم صوتی، میزهای روی سن……

تقسیم کار می شود: گروهی مسئول پذیرایی، گروهی مسئول تشریفات، مهدی بذرافشان مسئول فیلم برداری، قربانی عکاس است. خبرنگاری خواهد کرد آقای ظهرابی….. برای ۱۵۰ نفر جا داریم. بالا و پایین سالن. مکان، مکان خوب و تر و تمیزی است.

می خواهیم پارچه نویسی هایمان را که خیر مقدم به عزیزان است به دیوارهای سالن بیاویزیم، آقای رستمی اجازه نمی دهد. به داخل راهرو هم راضی می شویم. بی فایده است. حیاط چه طور !؟ ایرادی ندارد. خب الحمد لله. علی جان تبلیغات هم به مسئولیتت اضافه شد. ببینیم چه کار می کنی؟ تو که باشی خیالمان راحت است. همه جا تمیز است. سالن، بیرون سالن، حیاط…. همه جا. همه هم هستند.

ساعت از نیمه شب گذشته است. همه وسواس دارند و یه جورایی نگرانند. اگر مراسم…… نکند مراسم…..  پیش بینی ۱۷۰ الی ۲۰۰ نفر را کرده ایم. یکی نگران آن است که سالن خالی از جمعیت باشد و دیگری نگران آن که خیلی ها می آیند. در سالن جا نمی شوند. چه کار کنیم!؟ باید در راهرو هم صندلی بگذاریم. دل نگرانی، همیشه هست. کم کم همه آرام می شوند. همه چیز خوب پیش رفته است. بروید استراحت کنید عزیزان. فردا روز پر کاری است. باید سر حال و قبراق بیایید برای انجام وظیفه…. همه رفتند….

اما آقای داریون نما، هنوز هم کار دارد. می رود کافی نت پارسا. به گمانم تا ۳ نیمه شب آن جا است. باید همه چیز را مرور کند…. داریون نما است و …. نباید مشکلی پیش آید…. باید کاری شود کارستان…..

* ۲۸ شهریور ماه:
ساعت ۶ و نیم بامداد است. خیلی وقت است بیدارم ولی دلم نمی آید بقیه را بیدار کنم. به گمانم دیگر وقتش است. اول قربانی…. تماس می گیرم. دارد دوش می گیرد. زود باش عزیز…. بیا با هم برویم…. بعد هم آقای داریون نما…. بیدار است مثل همیشه ! قرار ساعت ۷ را گذاشتیم در محل برگزاری مراسم…بعد هم کرمدار و علی زارع و….. همه آماده به کارند…. جای هیچ نگرانی نیست انشاء الله …. همه جمعند. یک بار دیگر، همه چیز و همه کار، چک می شود. آقای داریون نما، فیلم کوتاه داریون نما را بار دیگر به کمک برادرش چک می کند. آقای یوسف بذرافکن، بالای سن است. همه چیز جا به جا می شود و سر جای خودش قرار می گیرد. سین برنامه و متن هایش را مرور می کند…. همه با سر و وضع مرتب و اتو کشیده آمده اند. کت و شلوار پوشیده اند….

برای ساعت ۹ صبح دعوت کرده ایم خلق الله را… ولی سین برنامه از ساعت ۹ و نیم صبح است. الان ساعت ۹ است. برای من کمی عجیب است ! یکی دو نفر بیش تر نیامده اند. بر و بچه ها مثل من نگران نیستند. می گویند دیر و زود دارد، سوخت و سوز ندارد ! به گمانم وقت ما داریونی ها با ساعت های چهار سویه ی میدان اصلی شهر میزان می شود که شهردار، همان شهرداری که دوست ماست، صبح تا صبح با دست مبارک خودش میزانش می کند. دست مریزاد عزیز دل برادر !

جای نگرانی نیست. ساعت ۹ و نیم است. امام جمعه ی محترم داریون تشریف آورده اند. اولین سخنران هستند. برخی از مدعوین هم آمده اند. اعضای شورا، شهرداری و ….. یکی یکی تشریف می آورند و به جایگاه مخصوص هدایت می شوند. جمعیت نه چندان زیاد ولی قابل توجهی آمده اند. با امام جمعه نیز مشورت کردیم. قرار شد ساعت ۱۰ شروع کنیم تا جمعیت بیش تری حضور یابند.

ساعت ۱۰ صبح است. شروع می شود دیگر ! با تلاوت آیات کلام الله مجید و پخش سرود جمهوری اسلامی ایران. به طبقه ی بالا نیاز نیست. فعلا طبقه ی پایین هم کاملا پر نشده است. ولی خب، جمعیت قابل توجهی حضور یافته اند. طی این چند روز، برخی از دوستان، عذرخواهی کردند. باید می رفتند سر کار. نمی توانستند مرخصی بگیرند. می گفتند اگر مراسم عصر و یا روز جمعه بود می آمدیم. از مدت ها به دلایلی هیات برگزاری مراسم، بر این روز و این ساعت به توافق رسیده اند.

جمعیت زیادی نه…. ولی جمعیت قابل توجهی حضور یافته اند. از مسئولین گرفته تا مردم خوب زادگاهم منطقه ی داریون…. فک و فامیل های من هم آمده اند. آمده اند که هم فال باشد و هم تماشا ! ولی من کمی دلگیرم ! کمی گله مندم ! انتظار داشتم حداقل نصف جمعیت را کاربران عزیز، تشکیل دهند ! یا من نمی شناسمشان، یا تعدادشان اندک است. البته تعدادی از دوستان کاربر در تکاپوی اجرای مراسم هستند؛ خوب ظاهر شده اند؛ پر رنگ است حضورشان.

من همه ی مردم زادگاهم را دوست دارم. ولی کاربران عزیز، جای خاصی در قلبم دارند. دلم برایشان پر می زند. چشمانم به هر سوی می گردد تا ببینتشان. خانم دکتر لیلا بذرافکن، دکتر ظهرابی، دکتر سپهری، آزاده روح الامینی، آقای مهندس شجاعی، احمد عیسایی خوش و ……. عذرخواهی کرده و نیامده اند. واقعا برایش مقدور نبوده است. جایتان سبز و خالی است عزیزان دل برادر: آقایان محمد امین زارع، محمود مهری، سید هاشمی بزرگوار و…. و سروش عزیز تر از عزیز….. جای خالی سروش کاملا مشهود است. او که نباشد انگار…… خیلی ها نیستند و جای خالیشان احساس می شود. کاش بودند. میزبانان اصلی مراسم آن ها هستند. باور کنید حتی تا آخرین لحظه ی مراسم هم منتظرشان بودیم !؟

مراسم به خوبی برگزار شد. سخنرانان ، به موقع و خوب آمدند و سخنرانی کردند.بر و بچه ها سنگ تمام گذاشتند و خیلی خوب ایفای نقش کردند. آقای داریون نما را با اصرار، پشت تریبون فرستادیم.  از شورای جدید و قدیم هم آمده بودند. آقایان شرفی و شکری با هم آمده بودند. چه قدر هم با هم صمیمی بودند. از هر دو متشکریم. آقای شرفی عزیز !خسته نباشید و آقای شکری خوش آمدید ! خانم جهاندیده و خانم مردانه هم آمده بودند.

پشت صحنه ها و حاشیه های مراسم هم زیبا بود. گوشه ای از آن را خودتان می توانید در تصاویر، ملاحظه فرمایید ! از صحبت ها و زمزمه های در گوشی بعضی ها و خوش و بش ها گرفته تا شیطنت های بچگانه !

مراسم، پایان یافت. خوب بود الحمد لله. هر چند می شد با حضور پر رنگ تر شما عزیزان، بهتر از این هم باشد. کم و کاستی هایی هم داشتیم که بر آن معترفیم. ولی در کل، زحمت بر و بچه ها، کم و کاست من و امثال من را جبران کرد و در کل خوب بود و همه راضی. شکر. خاطره اش هرگز از ذهنم بیرون نمی رود. اگر عمری باقی بماند، این مراسم باید فقط یک شروع و آغاز باشد…. باید مراسم بیش تر و پر جنب و جوش تر و پر رنگ تری داشته باشیم…..

مثل همیشه، زیاد حرف زدم. مثل همیشه هم عذرخواهی می کنم و باز مثل همیشه، پویایی و پایایی را برایتان آرزو میکنم. همین. تمام شد !

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :