بهرام کرمدار|
صبح بود ،باران می بارید و البته هوا هم سرد بود. عقربه های ساعت هفت را نشان می داد.ماشین هم تروتمیز شده بود.حرکت کردم. در راه مردی حدود ۵۰ ساله را دیدم که کارتنی به دست داشت. باران به شدت می بارید و بنده خدا زیر باران منتظر ماشینی بود تا بلکه سوارش کنند.در برابرش ایست کردم و بفرمایی زدم و او هم سوار شد. مرد خوش مشربی به نظر می رسید و بسیار هم خوش تعریف بود.
رادیوجوان بر روی موج اف ام در حال پخش برنامه هایش بود.

نکته جالبی که در مواقع روشنی رادیو در خودرو پدید می آید این است که وقتی در حال حرکتی و بر روی موج اف ام، رادیوگوش می کنی اگر ماشین هایی که از کنارت می گذرند یا تو از کنارشان می گذری(بخوانید سبقت می گیری) ضبط صوت خود را روشن کرده باشند به فاصله چند متری هرآهنگی که درخودرو آنها پخش می شود به وسیله امواج بر روی گیرنده خودرو شما نیز پخش می شود. این نکته البته امری است که خیلی ها می دانند و شاید بعضی ها ندانند.
حالا این نکته را گفتم تا اینجا برسم که مجری برنامه رادیو درباره یک موضوع علمی در حال صحبت بود. همین که صحبتش تمام شد و اعلام کرد که:” به یک موسیقی توجه فرمایید تا مجددا در خدمت شما باشیم” ماشینی نزدیک ما شد که ظاهرا در آن ترانه یکی از خوانندگان لس آنجلسی یا اصطلاحا غیر مجاز درحال پخش بود و در نتیجه آن ترانه برای ما نیز پخش شد.پخش این موسیقی از دستگاه پخش خودرو من کافی بود تا آن بنده خدا که سوار کرده بودم با تعجب بگوید :”ای داد بی داد کار رادیو ما به کجا رسیده که ترانه این خواننده ضد انقلاب را پخش می کند”!
خوب این بنده خدا را من توجیه کردم اما می خواهم بگویم اگر این فرد توجیه نمی شد ممکن بود این جریان غیرواقعی را برای چند نفر تعریف کند و به همین راحتی یک حرف غیرواقعی در جامعه منتشر می شد و دهان به دهان می گشت.کاش همیشه هر حرفی را می شنویم سریع باور نکنیم.

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :