جلیل زارع|

یادش به خیر ! آقای صفی یاری، در داریون، دبیر ریاضی ما بود. تدریسش عالی بود. ادبیات هم درس می داد. معلم ورزش ما هم بود.

زمان آن را درست به یاد ندارم. کلاس هفتم، هشتم و یا نهم بودم. در حیاط دبیرستان (مدرسه ی شهید خوش نژاد فعلی)، امتحان ورزش داشتیم. نوبت به پرش رسید. آقای صفی یاری با گچ روی زمین، خط آغاز و پایان را مشخص کرد. فاصله ی بین دو خط ، زیاد بود. خیلی بیش تر از میزان پرش ورزشکارترین دانش آموز کلاس. هر کس به عنوان اعتراض چیزی می گفت. من هم احساساتی شده و گفتم: چه قدر زیاد ! کی میتونه این اندازه بپره !؟

آقای صفی یاری که از اعتراض بچه ها کلافه شده بود، اعتراض مرا که شنید، سیلی محکمی بر گونه ام نواخت. اولین بار بود در دوران دبیرستان تنبیه می شدم. صبوری اختیار کرده و دم نزدم. همه ی بچه ها حساب کار دستش آمد و اعتراض ها پایان یافت.

فردای آن روز، آقای صفی یاری به من گفت: جلیل ! می دانی چرا دیروز تنبیه ات کردم؟ گفتم: من فقط می دانم که هیچ کار شما بی حکمت نیست. گفت: اعتراض دیگران برای من مهم نبود. ولی تو که دانش آموز با هوشی هستی دیگر چرا!؟ ناراحتی من به خاطر اعتراض تو نبود. همه اعتراض کردند. من از این تعجب کردم که چرا تو خودت علتش را نفهمیدی ! برای این تنبیه شدی ! سر را به زیر افکنده، در کمال شرمندگی گفتم: من هنوز هم علت آن را نمی دانم ! گفت: اگر من میزان پرش را به اندازه ی توان شما تعیین می کردم، آن وقت بین کسی که می توانست این فاصله را بپرد و کسی که توانش بیش از این مقدار است، چه تفاوتی بود !؟ هر دو نمره ی بیست می گرفتند !

هر چند فکر می کردم معنای حرفش را فهمیدم و گفته اش را تصدیق کرده از او عذرخواهی کردم و او هم از من دلجویی نمود، ولی حس می کنم که آن زمان به عمق سخن او پی نبرده بودم. بعدها، رمز تعداد زیاد پرسش های کنکور که پاسخ گویی بر تمام آن ها بیش از توان اکثر شرکت کنندگان بود را در نیز در اندیشه و تفکر آقای صفی یاری دیدم. اگر تعداد پرسش ها کم تر بود، مسلما کسی که سرعتش در پاسخ گویی خیلی زیاد است با آن ها که سرعتشان زیاد است ولی نه خیلی زیاد، از هم تمییز داده نمی شوند.

در زندگی نیز، هرگاه با اهدافی بلند مدت رو به رو شده ام، سخن حکیمانه ی آقای صفی یاری را که دیگر ملکه ی ذهنم شده است، به یاد می آورم و از وسعت هدف نهایی نا امید نمی شوم. بلکه، با امید و عشق و علاقه ی بیش تری آن هدف را تعقیب می کنم؛ چون می دانم نهایتی ندارد و میزان رسیدن به هدف به تلاش و توکل من بستگی دارد و این، مرا در رسیدن به اهدافم مصمم تر می کند.

…عزیزان دل برادر ! ما باید پیوسته در راه کمال گام برداریم. کمال مطلق خداست. ما فقط می توانیم به میزان سعی و تلاش، توکل و لیاقتمان به کمال نزدیک و نزدیک تر شویم. اهداف والاتر، انسان های متعالی تر را می طلبد. پیوسته، در رسیدن به اهداف متعالی و طی نمودن راه کمال، پویا و پایا باشید….

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :