نوشته های شبانه یک داریونی؛نوشته:چهل و یکم

درست نمی دانم چند وقت است که نوشته های شبانه یک داریونی را ننوشته ام.

راستش مشغله های زیاد کاری دیگر فرصت آنچنانی برای نوشتن نمی گذارد.

اما دیشب با خود گفتم باید این طلسم چند ماهه را بشکنم و یک مطلب هرچند کوتاه در این بخش بنویسم.

البته نوشتن این مطلب به خاطر آماده شدن یک سوژه کوتاه بود.

یعنی همان زمانی که به جهت کاری فوری باید به داریون می رفتم. نتیجه این شد که توفیق سوار شدن مجدد در تاکسی های داریون شامل حالم شد.

در طول مسیر رانند ه نسبتا جوان آن قدر با گوشی اش پیامک داد که در یک جای جاده حواسش پرت شد و نزدیک بود با سرعت از جاده خارج شویم و به اصطلاح چپ کنیم.

راستش این همه نوشتیم و نوشتیم که مقدار زیادی از مسیر جاده شیراز-داریون خط نمی دهد حالا که اوضاعش بهتر شده بهتر است لااقل رانندگان عزیز در این خط و در حین رانندگی تنها تلفنهای ضروری را جواب بدهند و ناگفته پیداست که از ارسال پیامک در حال راننگی جدا خودداری کنند.

خلاصه آن روز شانس یار ما بود وگر نه…

اینجا را هم ببینید:  با یادی از پدر،تقدیم به همه پدران زحمتکش،همیشه کنارمان بمان
کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :