نوشته:جلیل زارع|

از قلعه ی داریان، صدای ساز و نقاره به گوش می رسد. جمعیت، مدام از روستاهای اطراف، برای شرکت در مراسم جشن، وارد قلعه می شوند. داخل قلعه، هنگامه ای بر پاست. به دستور محمد خان داریانی، به مناسبت پیروزی های اخیر، هفت شبانه روز، برپایی جشن و سرور اعلام شده است.

این مراسم که از صبح امروز آغاز شده است، دو علت عمده دارد: اول این که پس از خنثی شدن فتنه ی والی شیراز و کشته شدن او و همدستش حاکم لارستان، به دستور جناب صاحب اختیار، شهر شیراز را آذین بسته اند و بین مردم نقل و شیرینی پخش می شود و هفت شبانه روز، همه به صرف ناهار و شام در جای جای شیراز دعوت هستند. مردم که پس از سال ها احساس می کنند از زیر بار جور و ستم محمد خان شاطر باشی والی شیراز، نجات یافته اند، نفس راحتی کشیده و خوشحالی و خرسندی خود را با شرکت در جشن و پایکوبی و ضیافت ها نشان می دهند.

ولی جشن و سرور در داریان، علت مهم دیگری نیز دارد. دلاور مردان داریانی به فرماندهی پهلوان خدر و برادرش افراسیاب و ایثار و از خودگذشتگی فرهاد و با حمایت و پشتیبانی جنگجویان بردج، سه چشمه، زرقان و روستاهای اطراف داریان از جمله دودج، دیندارلو و کوشک مولا، در جنگی نابرابر، به پیروزی قطعی رسیده اند و پاسخ دندان شکنی به رضاقلی بیگ مکار و حیله گر داده و عمال او را به اسارت گرفته اند تا دیگر بار کسی جرات حمله به داریان و تعرض به ناموس خان را نداشته باشد.

اکنون، رضاقلی بیگ به دلیل کشته شدن تنها حامیش محمد خان شاطر باشی، فرار را بر قرار ترجیح داده و متواری شده است و گروهی از جاسوسان خان برای یافتن رد پایی از او روانه ی بلاد فارس شده اند. خان داریان از جناب صاحب اختیار، حکم تعقیب و دستگیری و مجازات رضاقلی بیگ را گرفته است و اجازه دارد به همین منظور، قشون اجیر نماید و هزینه ی آن را نیز دریافت نموده است.

نواختن ساز و نقاره در داریون قدیم

خوانین بردج، سه چشمه، زرقان، دودج، دیندارلو و کوشک مولا نیز از جمله مدعوین ویژه این ضیافت هستند.

در داخل قلعه، مردم سر از پا نمی شناسند و به رقص و پایکوبی مشغولند. گروه نوازندگان از طلوع خورشید ، به دستور خان داریان، مراسم جشن و سرور را آغاز نمودند. ابتدا، به مدت نیم ساعت، ساز ” کرونا ” نواخته شد و بعد از آن ، نقاره ها به صدا در آمدند که به این کار ” آفتو گرمی” می گویند. اکنون نیز، گروه نوازندگان، پس از استراحتی کوتاه، در فضایی باز در وسط قلعه ، مشغول نواختن ساز و نقاره هستند. در میدانی وسیع که به اندازه کافی ، فضا برای رقص زنان و هنرنمایی مردان ترکه باز وجود دارد. ساز بادی ” سرنا” که مردم داریان به آن ” کرونا” می گویند، نواخته می شود و بعد هم نقاره زن ها، کار خود را آغاز می کنند.

به نقاره های کوبه ای آنان، “خطیر” گفته می سود. سه عدد خطیر، هم زمان نواخته می شود. دو خطیر بزرگ و یک خطیر کوچک که صدای تیزتری نسبت به آن دو تای دیگر دارد. به این خطیر، “کره رو رو” می گویند.

ابتدا، نوبت رقص زنان است که با لباس های بلند رنگی به تن و دستمال های ابریشم به دست، آماده ی هنرنمایی می شوند. آن ها لباس های محلی بلندی پوشیده اند. دامن های گشاد و پر چینی با حاشیه دوزی و پولک های شب نما که از دوازده تخته یا تکه پارچه تشکیل شده است. به عرض یک متر و بلندی که متناسب با قامتشان دوخته شده است که در زبان محلی داریان به آن “تومون قری” می گویند. پایین تومون قری برخی از زنان، حاشیه دوزی شده است. پایین تومون قری برخی دیگر نیز، با نوار باریک موج داری که “صوف” نام دارد، زینت داده شده است. قسمت بالا را هم “نیف” داده اند و بند باریکی به نام “نیفه” از آن رد شده و محکم گره خورده است.

زنان، معمولا در چنین مواقعی، برای پف دادن بیش تر تومون قری، سه تا ده تومون قری دیگر، زیر آن می پوشند. البته تومون قری های زیرین، از پارچه های ساده و ارزان قیمت، دوخته شده است.

پیراهن هایشان، بلند است. با یقه های ساده و بدون برگردان که تا پایین پاهایشان می رسد. این نوع پیراهن که داریانی ها به آن می گویند “پیرن” از بالای ران و از دو طرف، چاک دارد. جنسش هم از پارچه ی نرم است.
چارقد هایی از جنس جرجه، تور، وال یا اطلس به شکل سه گوش یا چهار گوش با اندازه ای حدود یک متر در یک متر ، نیز موهای سرشان را پوشانده است. چارقد های سه گوش که تقریبا لوزی شکل است، در جلو، کوتاه است، اما در پشت، بلند است و تا پایین کمر را می پوشاند. چارقد هایی که از پارچه ی ساده تهیه شده اند، معمولا پولک نشان هستند ولی چارقدهایی که از پارچه های زر دوزی تهیه شده اند، پولک نشان نیستند.

زنانی که از توان مالی بیش تری برخوردارند، رشته ای از اشرفی، جلو چارقد خود بسته اند. برخی نیز از سکه های زرد رنگ رایج استفاده کرده اند. بعضی از زنان، کلاهی کوچک، نازک و سفید از جنس ململ نیز زیر چارقد خود پوشیده اند که حکم عرق گیر را دارد و تنها سرشان را می پوشاند. این کلاه، با دو رشته بند باریک، زیر چانه بسته شده است. کلاه ها نیز دو گونه اند. بعضی از آن ها، کلاه معمولی هستند که سوراخی در وسط دارند و بعضی نیز، کلاه لچکی سه گوشی دارند که زیر چارقد ترکی پوشیده اند و بزرگ تر از کلاه معمولی است.

مراسم ترکه بازی در داریون قدیم

کلاه زنان ثروتمند، با ده اشرفی تزئین شده است. دو اشرفی بزرگ تر دیگر نیز که آن ها را “پاگون” می نامند، در دو طرف پیشانی قرار دارد. زن های متاهل، همه، دستمال ترکی به پیشانی بسته اند که دور کلاه و چارقد آن ها را می پوشاند و به گونه ای پوشیده اند که اشرفی ها نمایان باشد. بستن کلاه ترکی یا سیاه، در بین زنان متاهل مرسوم است و عمومیت دارد؛ به گونه ای که نپوشیدن دستمال سر، نوعی محرومیت از لطف همسر تلقی می شود و این ضرب المثل بین زنان داریان رایج است:
زن زشتی که از شوهر کنه ناز
سزایش پی پتی پیشونیش باز

گفتیم که ابتدا نوبت رقص زنان است که با لباس های بلند رنگی به تن و دستمال های ابریشم به دست، رقص خود را آغاز می کنند. حرکات موزون دست و پا و کمر آنان، با آوای ساز و نقاره، هماهنگی کامل دارد. با ریتم های سنگین، حلقه ی رقص زنان، حرکتی آهسته و متین به خود می گیرد و آن گاه که شور و نشاط ساز، بیش تر می شود، رقص هم تندتر می گردد و صدای کل زنان و شاباش مردان، فزونی می یابد.

دور تا دور میدان رقص را تماشاچیان فرا گرفته اند و پشت بام ها نیز مملو از تماشاچی است. با اتمام رقص زنان، نوازندگان کمی استراحت کرده و دوباره شروع به نواختن می کنند. حالا دیگر نوبت مردان است که هنرنمایی کنند. صدای دوباره ساز و نقاره، به نوعی دعوت عام از همه به خصوص ترکه بازان است. ترکه بازان معمولا جوانان یا میانسالان هستند که به نوعی ادعای جوانی و غرور دارند. اغلب چنان عاشق این کار هستند که به محض اطلاع یافتن از جشن و سرور، نه تنها از داریان، بلکه از روستاهای دور و نزدیک نیز خود را به قلعه داریان رسانده اند تا ” میدان دار” ترکه بازی شوند.

ترکه بازی در حقیقت، نوعی رقص مردانه با روحیه ی جنگی است و استقبال خوبی از آن به عمل می آید. گرچه این بازی با خطراتی همراه است و گاه صدماتی را نیز بر ترکه بازان، وارد می آورد، با این حال، طرفداران بسیاری دارد و این شور وحال، سبب گرم تر شدن جشن و سرور شده و تماشاچیان زیادی را به دور آنان جمع می نماید. حتی برخی از تماشاچیان، بر بالای دیوارها و پشت بام ها نیز نشسته اند و به هلهله و شادی مشغولند.

ترکه بازی با صدای ساز و نوای نقاره، همراه است. این نوا، ریتم خاصی دارد که برای همه شناخته شده است و می تواند به نوعی دعوت برای تماشای بازی یا اعلام آغاز بازی باشد. تعداد نفرات ترکه بازان در هر نوبت، دو نفر است که داوطلبانه جای خود را با سایر علاقه مندان، عوض می کنند. وسایل بازی، دو تکه چوب است. یک تیر چوبی بلند به نام “پایه” و یک چوب کوتاه و باریک، حدود یک متر، که به آن “ترکه” می گویند. زمین بازی، دایره بزرگی است به نام “کو” .

کسی که تیر چوبی در دست دارد و “پایه دار” نامیده می شود، در میانه ی “کو” ، پایه را مایل نگه می دارد و با حرکت آن، مانع می شود که ترکه به او برخورد نماید و ترکه دار، سعی می کند با نزدیک شدن به او و یافتن فرصت مناسب، به پای او ضربه بزند. با اولین ضربه ای که زده می شود، “پایه دار” جای خود را به “پایه دار” دیگری می دهد و این بازی ادامه می یابد.

هنگام ظهر، نوازندگان، کار خود را تعطیل می کنند و جمعیت، برای اقامه ی نماز و صرف ناهار، آماده می شوند. بعد از اقامه ی نماز، مردم داریان و میهمانان سایر آبادی ها، برای صرف ناهار، دعوت می شوند. ابتدا نوبت پذیرایی از مردان است. مردان، دور تا دور اتاق هایی که به همین منظور تدارک دیده شده است، می نشینند. در هر اتاق، دو نفر، با آفتابه و تشت مسی که هر دو یک نقش و نگار دارند وارد شده، یکی از آن ها، تشت مسی را نفر به نفر، جلوی میهمانان گرفته و دیگری با آفتابه، آب روی دست آنان می ریزد تا دستشان را بشویند.

آن گاه، سفره های نخی، گسترده شده و جلو هر دو نفر، یک سینی گوشت و پلو قرار می گیرد. غذا تشکیل شده است از یک سینی مسی پر از برنج که روی آن خورش و مقدار قابل توجهی گوشت گوسفند ریخته شده است. یک عدد نان تیری نیز روی آن را پوشانده است تا گرم بماند و اگر کسی هم مایل است، غذا را با نان میل نماید. غذا با دست، خورده می شود و از قاشق و چنگال خبری نیست.

پس از صرف غذا، باز هم به همان ترتیب، دست ها شسته می شود. سپس وقتی همه ی مردان، پذیرایی شدند، نوبت پذیرایی از زنان و کودکان می شود. این رسم دیرینه ای است که در جشن ها و عروسی ها، ابتدا از مردان و سپس از زنان و کودکان، پذیرایی به عمل می آید. این کار در واقع یکی از نمودهای چهره ی مرد سالاری در کل ایران است و به داریان اختصاص ندارد. از زنان و کودکان نیز به همان ترتیب، پذیرایی به عمل می آید.

پس از صرف ناهار، برای ساعتی میهمانان، گروه گروه، گرم صحبت می شوند. سپس مردم داریان به منازل خود رفته تا ساعاتی را به استراحت بپردازند و میهمانان سایر آبادی ها نیز اگر قصد رفتن ندارند برای استراحت به اتاق های مخصوص استراحت، دعوت می شوند.

طرف های عصر، با نواخته شدن ساز و نقاره، دوباره مراسم جشن، آغاز شده، ابتدا زنان و سپس مردان به هنر نمایی می پردازند.

هنگام غروب آفتاب، “آفتو زردی” نواخته شده و سپس مردم داریان و میهمانان به همان ترتیبی که ناهار صرف شد، پس از اقامه ی نماز مغرب و عشا، برای صرف شام دعوت شده و در نهایت نیز راهی منازل خود می شوند تا بعد از مدت ها، شبی را با خیال راحت و آسوده در کنار اعضای خانواده به صبح رسانند و جشن و سرور را در شش روز آینده نیز ادامه دهند.

نکته:

۱) در قلم زدن این قسمت با کسب اجازه از جناب آقای جلال بذرافکن، از کتاب فرهنگ مردم داریون بهره برده ام.

۲) عکس ها متعلق به آلبوم شخصی جناب آقای سید ابراهیم رضایی فرزند مرحوم سید عباس رضایی است.

۳)شما هم اگر عکس های قدیمی دارید برایمان ارسال نمایید تا به موقع از آن ها استفاده شود.

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :