به کوشش:جلیل زارع|

“حضرت امام حسین (ع، مظهر صدق، عدل، پاکی، ایثار، شجاعت و عبودیت خداست، عاشورای حسینی، تجسم عشق و اخلاص و فنا در راه خدا و جهاد در راه خدمت خداست. عاشورا، بهترین روش برای برافراشتن کلمه توحید، حقیقت و راستی و سعادت است. حسین (ع)، پاره تن رسول خدا(ص) و نور چشم ایشان بود. پس تا هنگامی که محبت اهل بیت در دل مؤمنان باشد، هرگز سوگواری ها کهنه نخواهد شد و اندوه براین مصیبت عظما تا ابد، جاودان باقی خواهد ماند.”(۱)

پس در اهمیت و ارزش والای عزاداری برای سالار شهیدان حسین بن علی(ع) و یاران با وفایش و سایر اهل بیت عصمت و طهارت، جای هیچ شک و تردیدی نیست و قطعا عملی است بسیار پسندیده و البته لازم و ضروری؛ تا جایی که به جرات می توان ادعا کرد زنده نگاه داشتن خاطره ی عاشورا است که اسلام ناب محمدی را بیمه می کند.

ولی عزاداری و به سوگ نشستن در ایام محرم و صفر، در کنار شکل ظاهری آن، باطنی نیز دارد که هر چند شکل ظاهری آن باید حفظ شود، ولی اگر به باطن آن توجه نشود، چه بسا به مرور، ظاهر را نیز تغییر می دهد و به راهی می کشاند که دیگر نه تنها در جهت اهداف امام حسین (ع) نخواهد بود که در مقابل آن نیز قرار خواهد گرفت.

“وقتی هدف عزاداری گم شود، محتوا و به تبع آن شکل عزاداری هم تغییر می کند. عزاداری چشم گیرتر اما بی محتواتر می شود. عَلَم ها و پرچم ها، طبل ها و سنج ها، شورها و بر سر و سینه زدن و گاه حتی تیغ زدن ها و قمه زدن ها زیاد می شود، قلاده به گردن میآویزند، در کربلا و به سمت حرم سینه خیز می روند، و ده ها نوع عمل دیگر .‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎

عزاداری وقتی خودش هدف شود، دیگر چیزی گفته نمی شود که دانسته شود، بلکه گفته می شود که گریانده شود ! دیگر آنچه گفته می شود انسان ها را به فکر فرو نمی برد، بلکه احساسات را برمی انگیزاند ! دیگر نمی گویند چرا امام حسین (ع) کشته شد، بلکه می گویند چگونه کشته شد ! دیگر صحبتی از امام(ع) قبل و بعد از تاسوعا و عاشورا نیست ! ‎‎‎‎‎‎‎‎

در عزاداری برای عزاداری، چون آخر خط ، خود عزاداری است، تنوع ظاهری به اوج خود می رسد، چرا که آخر خط همین جاست و هر کاری که می شود باید انجام داد. این نوع عزاداری، چون مرحله ی بعدی ندارد و کاری نیست که بعداً بشود انجام داد، همه ی تلاش ها و فکرها برای تنوع بخشیدن به آن صورت می گیرد . ‎‎‎‎‎

اما در عزاداری برای یاری کردن امام حسین (ع)، شکل عزاداری بسیار ساده، متین و آرام است. فرد شاید یک ساعتی بیش تر در مجلس روضه ننشیند، اما می داند که اگر بخواهد حسینی باشد خیلی کارها باید بکند. او چون جهان شناس و زمان شناس است با نگاهی به اینترنت و ماهواره ها و رسانه ها و وضعیت فکری مردم جهان امروز، در فکر این است که : ‎‎‎‎‎

۱-اگر امام حسین (ع) در دنیای امروز ما بود به چه مسائل و کارهایی می پرداخت؟

۲-چگونه می شود اندیشه های امام حسین (ع) را در جهان امروز پیاده کرد ؟ ‎‎

پاسخ دادن به این پرسش ها، تنهااز دل ساعت ها به سر و سینه زدن و زنجیر زدن و خدای ناکرده، قمه زدن، به هیچ وجه بیرون نمی آید، بلکه ماه ها مطالعه و تحقیق و پی گیری و تلاش و جهاد لازم است . ‎‎‎‎‎

در عزاداری برای عزاداری، زمان عزاداری فقط ده روز اول محرم است و ده روز آخر صفر، اما در عزاداری برای یاری کردن امام حسین (ع)، افزون بر این روزها که روزهای اوج عزاداری است، سایر روزهای سال نیز، جزو ایام عزاداری است. چرا که آن قدر کار به زمین گذاشته شده هست و آن قدر تلاش و پی گیری برای تحقق اهداف امام حسین (ع)، لازم است که همه ی اوقات سال را پر خواهدکرد . “(۲)

در تهیه این متن، از منابع زیر نیز استفاده شده است:
۱-maarefquran.org
۲-tebyan.net

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :