” گفتم غم دل با تو بگویم چو بیایی !
چه بگویم چو ندانم که کی آیی ؟ ”

بی مقدمه میرم سر اصل مطلب. این روزا دیگه مردم حوصله ی مقدمه چینی و از این جور چیز میزای قدیمی ندارن !

همیشه فکر می کردم کاندیدای شورای شهر، تافته ی جدا بافته هستن و تومنی صنار با امثال بنده فرق دارن ! فکر می کردم بین من و اونا، هیچ شباهت مباهتی نیست ! ولی با این رونمایی، معلوم شد چندان بی شباهت هم نیستیم ! در ” عدم سکونت در زادگاهمان ” وجه اشتراک داریم !

خدا را چه دیده ای ! شاید دور بعد، الزام برگزاری جلسات در داریون هم نقض شد، رفت پی کارش ! جلسه، جلسه ست؛ میخواد تو داریون برگزار بشه یا شیراز و یا هر جای دیگه ! مهم اینه که چیزی میزی از توش در بیاد و دردی از صاحب درد دوا کنه !

برای ارتباط با مردم هم راهکار هست. میشه از کانال تلگرام استفاده کرد. هر کی حرفی برای گفتن داره، تو کانال میزنه؛ اگه هم حرفش حساب بود و با جواب، که میشه ای…. پاسخکی هم چاشنیش کرد ! اینم از ارتباط ! ارتباط های امروزی، این جوریه دیگه ! مگه نه ؟

با این حساب، منم میتونم دور بعد، کاندید بشم ! فقط میمونه شناخت مردم از بنده، که اونم چاره داره ! میشه عکس انداخت تو داریون نما و پشت بندش هم یه بیوگرافی اضافه کرد ! آدرس فک و فامیل های ساکنمون تو داریون رو هم که بدیم، همه میشناسنمون. الحمدلله اون قدر هم قوم و خویش و دوست و آشنا داریم که بهمون رای بدن !

میمونه جذب آرای دست جمعی مردمی ! نسخه ی اونم پیشمه ! تازگی ها کشف کردم که خیلیا کاری به شناخت مناخت و از این جور حرف های قدیمی ندارن ! لیستی رای میدن ! باید منتظر باشم ببینم دور بعد، بخت و اقبال با کدوم حذب و دسته و گروه هست ! توی لیستشون که جا خوش کنم، همه چی حلّه ! اونم حلِّ با تشدید !

پس پیش به سوی کاندید شدن در دور بعد.
التماس دعا و باقی بقایتان ….

ارسالی:یکی از کاربران داریون نما

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :