سلام بر ابدان پاک و مطهر شما نام آوران به ظاهر بی نام….
سعادتی است میزبانی شما پیشگامان ره عشق؛ هر چند به گمانم شما میزبانید و ما میهمان. ما میهمان چند روزه ی این دیاریم و شما جاودانه ی همیشه ی تاریخ.

یادمان نرفته است با چه صلابتی فریاد هل من ناصر حسینی را شنیدید و به فرمان پیر خمین لبیک گفتید. داوطلبانه، زرق و برق این دنیای دون را رها کردید و رفتید بی آن که حتی نامی را با خود به یدک بکشید. خوش به ناز رفتید تا بی اسم و رسم و نام و نشان های دست و پا گیر دنیوی، در نقاط خلوت هستی، کهکشان ها بکارید. غرور را به ما زمینیان که ادعاهای صد من یک غازمان گوش فلک را کر کرده است، سپردید و مظلومیت خاکی دستانتان را به رخ آسمانیان کشیدید و از ملک برتر شدید.

و ما ماندیم و درد بی درمان زمینگیری ! ما ماندیم و استخوان شکسته در گلو ! ما ماندیم و بغض فروخورده و نفس گیر ! ما ماندیم و فریادهای فرو ریخته در چاه جهالت آدمیان دو پای این زمانه ی ولولا ! ما ماندیم و جان کندنی که به غلط عمر حسابش کردیم ! ماندیم تا شاهد نوشیدن جام زهر باشیم و بعد از آن جام پشت جام و درد پشت درد !

می دانیم دل شیر می خواست ایستادن و مقاومت کردن در برابر دشمنان تا دندان مسلح شرق و غرب که شما داشتید و هیبت و صلابتتان لرزه بر اندام یزیدیان زمان انداخت و راهی جز عقب نشینی خفت بار و پذیرش ذلت، برایشان نماند و پرچم پر افتخار اسلام عزیز و ایران سرافراز، هم چنان جاودان بر قلل رفیع آزادگی و جوانمردی برافراشته شد.

آفرین بر غیرتتان و مرحبا بر همتتان و اراده ی پولادینتان که برای همیشه ی تاریخ، یادگاری شد برای جوانان غیور این مرز و بوم که بیاموزند چگونه بودن را و برگزینند چگونه رفتن را.

 اگر دشمنان شما، دیو صفت بودند و تجهیزات و تسلیحاتشان بی شرمانه بود و بی شمار، رو به رویتان بودند؛ چشم در چشمشان دوختید و زمین را از وجود ناپاک و پلیدشان پاک کردید. ندیدم قلب سلیمی که برحقانیت شما و باطل بودن راه دشمنانتان گواهی ندهد.

ولی امروز، دشمن ما جهالت ماست. جهالت ما پرده ای کشیده است بین حق و باطل و گرگ های این زمانه ی ولولا، انگشت روی جهل ما گذاشته اند و در لباس میش، گله را می درند. ما امروز، دشمن را در برابر خود نمی بینیم که در کنار خود و گاه در فکر و ذهن پر تلاطم خود !

امروز دشمن، به جنگ نرم روی آورده است که غیرت و مردانگی شما به آنان فهماند که در نبرد رو در رو با غیرتمندان این مرز و بوم، چیزی جز شکست مفتضحانه و ذلت و خواری نصیبشان نمی گرداند. امروز، ما بی آن که بدانیم و بخواهیم قربانی جهل خویشیم و تیشه به ریشه ی خویش می زنیم !

ولی هنوز یادمان نرفته است راه و رسم درست زیستن را که شما به ما آموختید. حالا دیگر، خط کشی داریم برای اندازه گیری و میزانی برای سنجش حق از باطل. و ما کاربران داریون نما با چنین معیار و میزانی به میدان آمده ایم تا فریاد شما باشیم از دریچه ی این فضای مجازی. تفنگ شما را برداشته ایم و با آن قلم ساخته ایم برای مبارزه ای بی امان در این جنگ نرم تر از نرم.

آماده ایم تا با سلاح دانایی به جنگ جهل مرکب برویم. هرچند در این مبارزه ی بی امان، باز دشمنان ما دیو صفتند و از عدد بیرون و تجهیزات و تسلیحات جنگیشان هم چنان بی شرمانه و بی شمار، ولی خط کش هایشان کج است و ترازوهایشان نامیزان.

و ما امروز، با استعانت از او که ورای او چیزی نیست و تبعیت از فرامین حق و تکیه بر هدایت هادیان راستین نور و با الگو گرفتن از شما و راه و رسمی که به ما آموخته اید، جمعی دوستانه تشکیل داده ایم برای به دوش کشیدن امانتی که در این زمانه ی ولولا قرعه ی فالش را به نام ما زده اند.

ما در جای جای این فضای مجازی، خاکریزهایی زده ایم، سنگرهایی ساخته ایم و تفنگی به ظرافت قلم بر دوش گرفته ایم. از کلمه که سلاح دانایی است، فشنگی ساخته ایم برای شلیک نمودن به سوی پلشتی ها و کژی ها و نادرستی ها. جای جای این فضای مجازی را به نام شما آذین بسته ایم. تپه ی نور ساخته ایم و گلزار شعور تا بوی بهشت را پراکنده سازند در مشاممان و به یاد آورند رسالت سنگینی را که بر دوشمان نهاده شده است در این روزگار وانفسای غربت.

پس، باز هم بر ما منت بگذارید و آموزگاریمان کنید که اگر دستامان لرزید، که اگر پاهامان لغزید، که اگر اراده امان سست شد، که اگر دلمان حالی به حالی شد، که اگر دست از پا خطا کردیم، که اگر از صراط مستقیم منحرف شدیم، که اگر پا را از گلیم سلامت بیرون نهادیم، محکم و استوار جلومان بایستید، هشدارمان دهید و هدایتگرمان باشید که بی شما همان جاهلانیم و با شما عالمان.

و ما کاربران داریون نما، هم گام با خاکسپاری ابدان پاک و مطهر شما، بار دیگر با شما عهد و پیمان می بندیم و تجدید میثاق می کنیم برای امانت داری امانتی که آسمان بارش را نتوانست کشید و قرعه ی فالش را به نام ما زدند. بدان امید که هیچ گاه اهل کوفه نباشیم و هرگز تنهایتان نگذاریم.

و اینک یک صدا می گوییم:
رواق منظر چشم من آشیانه ی توست / کرم نما و فرود آ ! که خانه، خانه ی توست

*جمعی از کاربران داریون نما

کلیدواژه ها : ,,

این خبر را به اشتراک بگذارید :