مفصل ترين عيد سال كه با شكوه هر چه تمام تر برگزار مي شد، عيد نوروز بود. از يك ماه پيش از عيد، حال و هواي مردم عوض مي شد. به ويژه كودكان كه براي چنين عيدي لحظه شماري مي كردند زيرا هنگام تعطيلي و عيدي گرفتن و لباس نو پوشيدن و گشتن و شادي […]

مفصل ترين عيد سال كه با شكوه هر چه تمام تر برگزار مي شد، عيد نوروز بود. از يك ماه پيش از عيد، حال و هواي مردم عوض مي شد. به ويژه كودكان كه براي چنين عيدي لحظه شماري مي كردند زيرا هنگام تعطيلي و عيدي گرفتن و لباس نو پوشيدن و گشتن و شادي كردن واقعي بود.

زنان نان شيرين مي پختند و سبزه مي كاشتند. خانه تكاني مي كردند و هر چيز شستني را مي شستند و به پيشواز عيد مي رفتند. چند روز پيش از آمدن نوروز، تخم مرغ رنگ مي كردند پيكَك درست مي كردند. آنها معمولا پس از پايان كارهايشان به طور دسته جمعي هَدِلَه مي كردند و با شادي و كِل مي خواندند: گلي گلي دسته آي بله/ تو خونه نشسته آي بله.

پيش از عيد بره ها را با حنا رنگ مي كردند. خانه ها نو نوار مي شد. زيرا مردم آنها را گل اندود مي كردند و دستي به روي آنها مي كشيدند. آنها كه توان و حوصله بيش تري داشتند خانه را با گچ « سفيد» مي نمودند و سياهي هاي يك ساله را از چهره اتاق ها مي زدودند.

يك روز پيش از نوروز در اصطلاح عامه « علفه» نام داشت. در اين روز سر در حياط و تمام اتاق ها با دسته هاي گندم سبز به نشانه طراوات و سرسبزي و آمدن بهار زينت داده مي شد. اين ساقه هاي سبز، بر جاي مي ماند تا با سال ديگر و آمدن بهار زينت داده مي شد. اين ساقه هاي سبز، بر جاي مي ماند تا با سال ديگر و آمدن بهار ديگر سبزه نو رس از راه برسد و جاي آنها را بگيرد. نيز در چنين روزي از رفتگان خاك نيز ياد مي شد، براي اين كار شير برنج مي پختند و بين همسايگان پخش مي كردند. آنها نيز پس از طلب آمرزش براي روح اموات، ظرف را خالي مي كردند و در آن برگ سبز يا نبات يا پارچه سبزي مي گذاشتند و پس مي دادند.

رسم بود كه شب عيد هر كس خانه خودش باشد و مي گفتند كسي كه چنين كاري نكند تا پايان سال خانه نخواهد بود. يا اگر هنگام «سال تحويل» به هر كاري مشغول باشد و اصطلاحا سال بر او تحويل شود تا پايان سال گرفتار آن خواهد بود.

با نزديك شدن ساعت تحويل سال ،همه اعضاي خانواده هر جا كه بودند خود را به خانه مي رساندند . دور سفره هفت سين كه با قرآن و آينه زينت شده بود جمع مي شدند و براي نو شدن سال ، لحظه شماري مي كردند. اگر تحويل سال نيمه شب بود تا آن هنگام بيدار مي ماندند. با هم خوش و بش مي كردند و تخمه هايي را كه قبلا خودشان بو داده بودند مي شكستند و تعريف مي نمودند. با تحويل سال اعضاي خانواده به يكديگر تبريك مي گفتند و رو بوسي مي كردند و سال هايي خوب را براي هم آرزو مي كردند اگر تحويل سال ، روز بود بلافاصله ديد و بازيد ها شروع مي شد. ابتدا به خانه بزرگترها مي رفتند . در اين حال كوچه ها پر از رفت و آمد مي شد. چهره ها خندان و لب ها مهربان بود . همه به هم تبريك مي گفتند و رو بوسي مي كردند در اين ميان شرط قوم و خويشي در كار نبود . گويي همه اعضاي يك خانواده اند .

كودكان با لباس هاي رنگين و بزرگترها با لباس هاي نو آمد و شد داشتند . اگر كسي لباس نو نداشت همان لباس پيشين را مي شست و سعي مي كرد تميز تر از روزهاي ديگر باشد . كينه و كدورت ها نيز تا حد زيادي از دل ها شسته مي شد و صلح و شادي همراه بهار به خانه ي دل ها وارد مي شد . براي آنان كه مدت ها با هم قهر بودند عيد نوروز فرصت مناسبي بود كه آشتي كنند . اين آشتي كردن تقريبا اجباري و الزامي بود .

خلاصه كم تر كسي بو دكه آمدن عيد نوروز او را شاد نكند . به ويژه آن كه صداي ساز و نقاره مجال در خود فرو رفتن را به كسي نمي داد . سيزده روز نوروز خانه ها و كوچه ها و سر گذرها شاهد نوا زندگي هنرمندان محلي بود كه از آنان دعوت مي شد بنوازند و پولي هم هديه بگيرند . مي نواختند و دل ها را شاد مي كردند و عيد را حال وهواي ديگري مي دادند . از اين راه خود نيز به نوايي مي رسيد ند .

از جمله تفريحات مردم در سيزده روز نوروز گشت و گذر در كوه و دشت و چيدن سبزه هاي خوردني و دٌمبَل و قارچ بود . سراسر خيابان درختي – كه بعدا به آن اشاره خواهد شد  – نيز پر مي شد از تاب هاي بلند و مردم كوچك و بزرگي كه فارغ از تمام مسايل زندگي روزهايي را با شادي مي گذراندند .

برگرفته از:كتاب فرهنگ مردم داريون