به دلیل شرایط کاری در ماه سفرهایی به تهران دارم. این باراما کمی ماموریتم  به طول انجامیده و بیشتر ماندگار شده ام تا بیشتر بتوانم از هوای بسیار مطبوع و پاک تهران استفاده کنم! اینترنت محل کارم تعطیل است! در نتیجه برای به روز کردن سایت داریون نما به یکی از کافی نت های میدان […]

به دلیل شرایط کاری در ماه سفرهایی به تهران دارم. این باراما کمی ماموریتم  به طول انجامیده و بیشتر ماندگار شده ام تا بیشتر بتوانم از هوای بسیار مطبوع و پاک تهران استفاده کنم!

اینترنت محل کارم تعطیل است! در نتیجه برای به روز کردن سایت داریون نما به یکی از کافی نت های میدان فاطمی- همانجایی که ساختمان بزرگ وزارت کشور قرار دارد-. اطراف یوسف آباد آمده ام.

کار بروز رسانی سایت داریون نما را انجام داده بودم و کم کم در حال بیرون رفتن بودم که مکالمه صاحب کافی نت و دوستش توجهم را جلب کرد. مکالمه آنان درباره  یک گربه بود!

ظاهرا این گربه پشمالو که در کافی نت حضور دارد پای صاحب و خریدار آن 650 هزار تومان آب خورده است! این را از صحبت های دو نفره اشان متوجه می شوم.

به یاد محرومیت های شهرم افتادم به یاد آن پیرزنی که هفته پیش برای درمان چشمان خود نیاز به پول داشت ،اما نداشت.

به یاد آن خانه هایی افتادم که با وجود آغاز تدریجی سرما آن قدر بضاعت ندارند تا هزینه لوله کشی گاز خانه های خود را پرداخت کنند…

به یاد آن پیرمردی که نگران سقف خانه اش است همان سقفی که اگر باران ببارد شاید بر سر صاحب خانه اش آوار شود.

به یاد آن مردی افتادم که می گفت بچه هایم  5 ماه است رنگ گوشت ندیده اند…

اینجا در یک منطقه شمال تهران اما یک گربه را بی چک و چانه به قیمت 650 هزارتومان ناقابل خرید و فروش می کنند.

آنجا اما…