آنگاه که حسین (ع) در سرزمین بلا خیز نینوا نوای هل من ناصر ینصرنی سر داد صحرای نینوا پر از نوای عشاقی شد که امروز هم پس از گذشت قرن‌ها از آن واقعه در داریون  نداي عاشقي  به حسين سر می‌دهند. به گزارش خبرنگار داریون نما گویی امروز حکایت از فردای غمناک عاشورا دارد. عباس […]

آنگاه که حسین (ع) در سرزمین بلا خیز نینوا نوای هل من ناصر ینصرنی سر داد صحرای نینوا پر از نوای عشاقی شد که امروز هم پس از گذشت قرن‌ها از آن واقعه در داریون  نداي عاشقي  به حسين سر می‌دهند.

به گزارش خبرنگار داریون نما گویی امروز حکایت از فردای غمناک عاشورا دارد. عباس رفت تا برای تشنگان خیمه ابا عبدالله آب بیاورد ولی آیا جهل سال 61 هجری را تحملی بر منطق عباس بود ، نه آنان که جرات رویارویی با علمدار کربلا را داشتند بر منطقی استوار بودند و نه آنان که تنها از دور بر سقای کربلا تیر می زدند.

کودکان  و نوجوانان دیروز داریون که امروز مردان بزرگی شده اند چه خوش به یاد دارند نوای دل انگیز و نوحه های زیبای مرحوم  شیخ شکرعلی جهانی،مرحوم”میرزا باران زارع”،مرحوم “خشنود بذرافکن”،وهمچنین حاج علی آقا بذرافکن و البته عسكري راد که همیشه  با حال و هوایی خاص این نوحه را می خواندو همچنان هم می خواند: ای تشنه لب  سبط پیومبر لبیک/فرزند حیدر لبیک….

بی تردید تا کنون به کوچه های محرم سری زده ای و پا به پای دسته ها راهی تکیه ها و خیمه ها شده ای و کم و بیش از حال و روزشان با خبری. ولی آنچه را که در این گزیده می بینی حکایت دلبری مردمانی است همیشه بهار و پر ترنم از عطر یار واقع در نزدیکی های همین شیراز. مردمانی آراسته به اخلاص و سادگی که حدیث یکرنگی اشان بر دلها نشسته و جانها را مجذوب خود کرده است.

عشق اینجاست، شوری عظیم و پاک که تنها عباس و حسین سرداران خونین بال کربلا را فریاد می زنند. عباسی که علمدار لشکر عشق بود و مردانه در برابر دنیای قدرت تزویر ایستاد. ایستاد تا بگوید عشق را منطقی جز وصل معشوق نیست ، حتی اگر  وصل در دریای خون باشد.

هر ساله و در روز عاشورا باید در میان خیل عاشقان اجتماع باشکوه مردمان مناطق مختلف داریون -از دیندارلو و کوشک مولاو سه تربر گرفته تا دودج و بردج- باید باشی تا بدانی عشق به حسین فاطمه یعنی چه. باید خود را به موج های خروشان عزاداران کربلایی در سرچشمه داریون بسپاری تا بدانی عطش تشنه لبان صحرای کربلا یعنی چه، بدانی آنگاه که در زیر آفتاب سوزان کربلا سینه های 72 عاشق بی سر در زیر سم اسب ماندن یعنی چه، بدانی داغ دل زینب یعنی چه.

از دو راهی کوشک مولا تا گلزار شهدا- که داریونی ها بدان سرچشمه می گویند –و در جاده شیراز داریون هر کسی به عشقی و به طلب حاجتی می آید یکی می آید برای تشکر از کرامت آقا امام حسین(ع) و یکی می آید غم خود را تنها و تنها در انبوه اشکهای عاشقانه اش برای غم شهیدان صحرای کربلا جستجو کند.

عاشورای داریون حال و هوای دیگری دارد . باید عاشق بود و درک کرد بی عشق اهل بیت(ع) و شهدای ظهر عاشورا نتوان در این راه قدم نهاد. زیرا اگر عشق حسین (ع) را نداشته باشی در طی مسیر رهپویان عاشق حسین (ع) نمی توانی ثابت قدم باشی پس عشق و عاشق واقعی باید تا در انبوه جمعیت غوطه ور شد تا فریاد روز عاشورای حسین (ع) را لبیک گفت.

اجتماع هزاران نفری مردمان مناطق مختلف داریون همواره جلوه های خاص از عشق و وفاداری این مردم به خط سرخ شهادت و قیام کربلا است. داریونی ها و حتی غیر داریونی ها از هرکجا در ایران اسلامی که باشند در روز عاشورا می‌آیند تا خود را در دریای خروشان عزداران ابا عبدالله بیابند.

آری اینجا داریون است، مردم منتظر روز عاشورا هستند . عاشورا انگار برای آنها روز دیگری است….