نوشته شماره چهار:هرچند بنا به جبر روزگار و شرایط کاری مدتی است در شیراز سکونت گزیده ام اما مانند هر داریونی دیگری نمی توانم از داریون دل بکنم به همین سبب سعی می کنم هر پنج شنبه سری به شهرو خانواده ام بزنم. خانواده ای که بی آنان نمی توانم زندگی کنم. داریونی ها دیگر […]

نوشته شماره چهار:هرچند بنا به جبر روزگار و شرایط کاری مدتی است در شیراز سکونت گزیده ام اما مانند هر داریونی دیگری نمی توانم از داریون دل بکنم به همین سبب سعی می کنم هر پنج شنبه سری به شهرو خانواده ام بزنم. خانواده ای که بی آنان نمی توانم زندگی کنم.

داریونی ها دیگر می دانند که معمولا جمعه ها حسینیه ولیعصر(عج) داریون پذیرای مراسم درگذشت از دنیا رفته گان است.

من هم هر وقت مراسم ختمی باشد سعی می کنم برای فاتحه خوانی سری به حسینیه ولیعصر بزنم.

همین جا این خصلت خوب داریونی ها را یادآور شوم که آنها حتی اگر مراسم درگذشت و ختم یک غریبه و غیر داریونی که هیچ قوم و خویشی هم نداشته باشند در داریون برگزار شود برای دلداری صاحبان عزا حضورچشم گیری دارند و خیلی برایشان فرقی نمی کند ختم غریبه یا آشنا باشد.

روز جمعه یکی از روزهای خدا که به همرا پدرم به ختم فرهنگی مرحوم هرمز نجمی رفته بودیم در راه بازگشت از کوچه ای که مدرسه راهنمایی هاتف،- البته هاتف سابق- در آن قرار دارد گذشتیم.

“مدرسه راهنمایی شهید خوش نژاد” این عنوان  تابلو مدرسه راهنمایی هاتف اصفهانی سابق و شهید خوش نژاد فعلی بود.

راستش دیدن آن تابلو و یادآوری خاطرات دوران راهنمایی مسبب  این نوشته شد.

شهید نادر خوش نژاد از شهیدان فرهنگی داریون است که در دوران حیات پربارش خدمات زیادی به داریون انجام داد. خدماتی که علاوه بر آموزش نظامی بیشتر فرهنگی هم بود.

با دیدن تابلو جدید مدرسه راهنمایی پسرانه داریون با خود گفتم کاش نام این مدرسه همان هاتف اصفهانی باقی می ماند تا آن حس نوستالوژی را همیشه در اذهان زنده می کرد و به جای آن، نام فرهنگسرای داریون را با نام زیبای شهید نادر خوش نژاد زیبنده می کردند.

شما قضاوت کنید برای استفاده از نام  شهیدی مانند نادر خوش نژاد که هم فرهنگی بوده و هم کارهای فرهنگی زیادی برای داریون انجام داده فرهنگسرا بهتر است یا یک مدرسه راهنمایی؟

چقدر بامسما تر می شد اگر اینگونه بود:”فرهنگسرای شهید نادر خوش نژاد”.

به نظر شما اینگونه نیست؟

نكته:بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه آنچه بدان مي نگري…