نوشته شماره پنج: یادش بخیر .راهنمایی و ابتدای مقطع تحصیلی دبیرستان بودیم. آن زمان اوج فعالیت های کانون فرهنگی مسجد امام محمتقی (ع)و همچنین پایگاه مقاومت جوادالائمه(ع) بود. عبدالرضا شکری مسوولیت هر دو نهاد کانون و پایگاه مقاومت را بر عهده داشت و انصافا زحمت های زیادی هم می کشید هر چند بعضی مواقع شاید […]

نوشته شماره پنج: یادش بخیر .راهنمایی و ابتدای مقطع تحصیلی دبیرستان بودیم. آن زمان اوج فعالیت های کانون فرهنگی مسجد امام محمتقی (ع)و همچنین پایگاه مقاومت جوادالائمه(ع) بود.

عبدالرضا شکری مسوولیت هر دو نهاد کانون و پایگاه مقاومت را بر عهده داشت و انصافا زحمت های زیادی هم می کشید هر چند بعضی مواقع شاید چون مشاوران خوبی نداشت مشکلاتی بروز می کرد .

یوسف بذرافکن،محمد امین زارع، وحید خیراندیش،قاسم بذرافكن،مجتبي ظهرابي،حسين عسكري ،حمید شعبانی،مصطفی بذرافکن،محمد شیروانی،هادی شکری،سید روح الله خانی،برادران عزیزی،باقر بداغی،غلامحسن زارع،قاسم میرزایی،مسلم حقیقت جو،جمال و مهدی قلیچ خانی،محمود مهری،جهانبخش شیروانی،امین و مهدی  یاری،اسماعيل بذرافكن و… خیلی های دیگر که نامشان الان در خاطرم نیست و همین جا از همه آنانی که نامشان ذکر نشد عذرخواهی می کنم.

به هر حال جمع خیلی خوبی بود .تعداد زیادی نوجوان و جوان که همه مستعد انجام کارهای فرهنگی بودند و اصلا به همین خاطر هم بود که کانون مسجد داریون در سطح استان فارس بارها نمونه شد.

نمی گویم تمام آنهایی که الان نامشان را بردم در مسیر درستی رفته اند. منظور من سالها قبل و در دوران نوجوانی آنان است که فرصت بسیار مناسبی برای انجام کارهای فرهنگی بود.

جمع بزرگ ما در کانون فرهنگی مسجد امام محمد تقی(ع) داریون هرچند مشکلاتی داشت که با وجود تعدد افراد و تعدد افکار طبیعی هم بود اما به هر حال به کارش ادامه می داد.

آمار دقیقي دستم نیست اما به جرات می توان بگویم نزدیک به 700 نفر از نوجوانان و جوانان مستعد در آن دوران در کانون مسجد داریون حضور داشتند که برای آن سالهای داریون آمار خیره کننده ای بود.

اوضاع خوب بود و فعالیتها به خوبی پیش می رفت. حتی در مراسم های نهادهای دولتی بزرگ شیراز از گروه سرود کانون مسجد داریون دعوت می کردند تا در شیراز و جاهای دیگر به اجرای برنامه بپردازند.

شاید اوج بزرگی فعالیتهای پایگاه مقاومت و کانون مسجد داریون در روز بسیج یکی از همان سالها بود که همه بروبچه های کانون و پایگاه مقاومت مسجد داریون که همه هم نوجوان بودند سرودی با نام “وارثان خون” را در برابر دیدگان هزاران شیرازی در روزبسيج شیراز و مقابل آیت الله حائری نماینده آن زمان ولی فقیه در استان فارس و همچنین فرماندهان ارتش و سپاه خواندند و نام داریون را در بزرگترین مراسم روزبسيج استان فارس طنین انداز کردند.

یادش بخیر چه روز با شکوهی بود. اما آن روزهای خوب متاسفانه آنچنان دوامی نداشت و در حالی که فعالیتهای کانون و پایگاه مقاومت مسجد در قالب چهارده گروه به خوبی در حال اجرا بود اما با یک تصمیم نادرست کم کم فعالیتهای کانون رو به کاهش گذاشت و با کم شدن برنامه ها و جذابیتهایی که در گروه ها بود تعداداعضا رفته رفته تحلیل رفت.

آن تصمیم نادرست هم این بود که چهارده گروه کانون مسجد در هم ادغام شدند همین ادغام هم کافی بود تا برنامه ها تکراری شود و دیگر آن جذابیت را برای بچه ها نداشته باشد.

البته این نوشته ها دلیلی بر این نیست که از زحمات آقای عبدالرضا شکری یاد نشود که او هرچه در توان داشت گذاشت اما همانگونه که گفتم شاید مشاوران خوبی نداشت که نتوانست روند روبه رشد کانون مسجد داریون را ادامه دهد.

این روزها وقتی کمبودهای فرهنگی در داریون رامی بينم افسوس می خورم که اگر آن جمع 700 نفری حفظ می شد امروز چند فعال فرهنگی در داریون داشتیم. شاید اگر آن مشکلات برای کانون مسجد داریون پیش نمی آمد و آنجا منحل نمی شد اکنون وضعیت فرهنگی داریون خیلی بهر از حالت کنونی بود.

این روزها از آن کانون مسجد، از آن همه شور و اشتیاق، از آن همه فعالیت تنها یک نام باقی مانده و دیگر هیچ خبری از کانون فعال مسجد داریون نیست که نیست،متاسفانه….

نکته: بعضی وقت ها چقدر زود، دیر می شود…