په‌نه‌په، پ ن پ یا پـَ نـَ پـَ به معنای پس نه پس نوعی طنز یا لطیفه است که اخیرا” در وب‌گاه‌ها مرسوم شده‌است. په‌نه‌په اغلب در یک فضای گفت‌وگوی دو نفره اتفاق می‌افتد، نفر اول پرسشی بدیهی را مطرح می‌کند و نفر دوم، با قرار دادن عبارت پـَ نـَ پـَ در ابتدای پاسخش، طوری […]

په‌نه‌په، پ ن پ یا پـَ نـَ پـَ به معنای پس نه پس نوعی طنز یا لطیفه است که اخیرا” در وب‌گاه‌ها مرسوم شده‌است. په‌نه‌په اغلب در یک فضای گفت‌وگوی دو نفره اتفاق می‌افتد، نفر اول پرسشی بدیهی را مطرح می‌کند و نفر دوم، با قرار دادن عبارت پـَ نـَ پـَ در ابتدای پاسخش، طوری پاسخ می‌دهد که فضایی طنزگونه ایجاد می‌کند. پـَ نـَ پـَ کوتاه شده پس نه پس است.

*رفتم عابربانک  کشاورزی داریون، یارو داره جون میکنه با دستگاه کلنجار میره بعد ده دقیقه برمی گرده میگه شما هم کار داری؟ پ ن پ پیک موتوری ام وایسادم نامه اداری تونو تایپ کنین ببرم.

*داریم تو بولوار کشاورز داریون راه می ریم با دوستام، پام پیچ خورد، خوردم زمین میگه کمک می خوای؟ میگم پ ن پ شماها خودتون رو نجات بدین من اینجا می مونم مقاومت می کنم.

*میگم دانشجوی دانشگاه آزاد داریونم. مکانیک سیالات 9 شدم، میگه: یعنی افتادی؟ میگم پ ن پ استاد گفت دست و بالم تنگه این 9 رو بگیر حالا بقیش رو هم سر ماه میدم!

*ورودی داریون ماشین محکم زده بهم، پخش شدم رو زمین، میگه تصادف کردی؟ پ ن پ، تو محوطه جریمه خودم رو انداختم زمین از داور پنالتی بگیرم! میگه زنگ بزنم اورژانس؟ پ ن پ زنگ بزن برنامه نود فردوسی پور ببین پنالتی بود یا نه.

*تویکی از تاکسی های داریون  تنها نشستم رسیدم میدون ولی عصر(ایستگاه آخر) می خوام کرایه حساب کنم راننده میگه 1 نفر؟ میگم پ ن پ 2 نفر حساب کن، خورزوخان هم هست!

*یارو اومده خونه رو ببینه واسه خرید. تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره؟ پ ن پ آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع می شه!

*تو لباس فرم منو دیده میگه سربازی؟ پ ن پ عضو سیاه لشگر سریال مختارم محل فیلم برداری رو گم کردم!

*مامانم سفره پهن کرده بود، بهش گفتم می خوای شام بیاری؟ گفت: پ ن پ میخوام گلای سفره رو آب بدم!

*رفتم یکی از داروخانه های داریون کرم ترک پا بگیرم میگه واسه پا میخواین؟ پ ن پ میخوام در جهت ازبین بردن ترک های کویر لوت گامی برداشته باشم!

*تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پ ن پ، شیشه نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین!

*در پارکینگ رو باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پ ن پ در رو باز کردم هوای کوچه عوض شه…

*داشتم تلویزیون شبکه یک برنامه صبح بخیر ایران درباره داریون رو می دیدم. بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعد به من میگه داشتی می دیدی؟! گفتم پ ن پ داشتم گرمش می کردم تا شما بیای ببینی!

*دارم به خواهرزاده ام دیکته می گم… رسیده آخر خط، می گه برم سر خط؟ پ ن پ بقیشو رو فرش بنویس!

*رفتم دارم گوشت قربونی بین همسایه ها پخش میکنم، یارو میپرسه نذریه؟ میگم پ ن پ با خود گوسفنده مشکل داشتیم کشتیمش!

*رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟ میگم پ ن پ برا سردردش می خوام!

*برای استخدام رفتم یه شرکتی، منشی میگه: شما برای آگهی استخدام اومدین؟ پ ن پ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین!

*تنهایی رفتم درمونگاه داریون، منشی میگه: مریض شمایید؟ پ ن پ من میکروبم، اومدم خودم رو معرفی کنم!

*به دوستم گفتم برو بالای نردبون، چراغ رو ببند گفت بچرخونمش؟ پ ن پ تو چراغ رو نگه دار من نردبون رو می چرخونم!

*(من و داداشم دوقلو هستیم) در حال قدم زدن بودیم. داداشم چند متر جلوتر از من راه می رفت. یارو اول داداشم رو دید بعد اومد جلوتر من رو دید و گفت: دوقلویید؟ پ ن پ اجسام از آنچه در آینه می بینید به شما نزدیک تر هستند!

نكته:اين مطالب برگرفته از پ نه پ هاي ديگران است و دست كاري شده.