“انتقاد نشانه صداقت طرف‌ مقابل است و مي‌تواند ما را به سمت عملکردي بهتر راهنمايي کند. انتقاد مي‌تواند فرصتي براي پيشرفت باشد.كسى كه نقد مى كند بايد نشان دهد كه به دليل تخريب و تضعيف طرف ديگر نقد نمى كند بلكه نيت او خيرخواهانه است.در حالى كه به نظر مى رسد نقدهاى تخريبى و غيرمنصفانه […]

“انتقاد نشانه صداقت طرف‌ مقابل است و مي‌تواند ما را به سمت عملکردي بهتر راهنمايي کند. انتقاد مي‌تواند فرصتي براي پيشرفت باشد.كسى كه نقد مى كند بايد نشان دهد كه به دليل تخريب و تضعيف طرف ديگر نقد نمى كند بلكه نيت او خيرخواهانه است.در حالى كه به نظر مى رسد نقدهاى تخريبى و غيرمنصفانه در جامعه نوعى هراس زدگى نسبت به نقد به وجود آورده است.

شما چطور با انتقادات ديگران برخورد مي‌کنيد؟ تصور ما بر اين است که اولين واکنش اکثر ما دفاع از خودمان يا بدتر از آن، حمله به فرد منتقد است.و با اين حال، با اينکه انتقاد مي‌تواند ناراحت ‌کننده باشد و روحيه را ضعيف کند، اما مي‌توان از ديدگاهي مثبت هم به آن نگاه کرد.”

این مقدمه را درباره نقد آوردیم  تا ابتدا به تعریف درستی از نقد برسیم و بدانیم نقد واقعی می تواند باعث پیشرفت ما شود.

یکی از کارهای خوبی که می توان گفت برای اولین باربعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی –در سطحی گسترده-انجام شد معرفی داریون در یکی از شبکه های سراسری سیمای کشور بود.

10 روز و 10 برنامه درباره داریون که از شبکه اول سیما هم پخش شد کار بزرگی بود که تا به حال انجام نگرفته بود. با این برنامه خیلی از مناطق کشور که با داریون آشنایی نداشتند توانستند از داریون یک شناخت نسبی پیدا کنند.

پخش تصاویر زیبا و بکر از طبیعت داریون بسیار دلپذیر بود. اما ما اعتقاد داریم می شد از این فرصت بهتر استفاده کرد.

اعتقاد داریم به جز دو-سه برنامه اول که شهردار و رییس شورای شهر داریون درباره این شهر سخن گفتند و خصوصا شهردار از سرمایه گذاران دعوت کرد تا در داریون سرمایه گذاری کنند سایر برنامه ها آنچنان که باید در شان داریون نبود.

داریون سالهاست که شهر شده و کم و بیش از امکانات شهری بهره گرفته است. اما تصاویری که از مردم داریون در برنامه صبح بخیرایران پخش شد هیچ نشانی از شهریت شهری نداشت که اتفاقا گزارشگر برنامه هم در هر برنامه بارها تکرار می کرد:”شهر زیبای داریون”!

این درست که داریون هم مانند بسیاری از مناطق ایران آش رشته، کشک،دوغ،ماست،پنیر،کره و… دارد اما طرز معرفی این موارد صحیح نبود.

مثلا،بگذریم که داریون تازه صاحب گازکشی شده اما مردم این منطقه سالهاست که لااقل از کپسول گاز استفاده می کنند. حالا چه لزومی دارد که پخت نان سنتی و پخت آش رشته به وسیله هیزم انجام شود. که بینندگان تلویزیون گمان کنند داریون هنوز روستایی عقب افتاده بیش نیست.

بنده با افتخار هر جای ایران که سفر کرده ام گفته ام اهل داریونم. دیروز یکی از رفقای تهرانی که اتفاقا مجری شبکه سوم سیما هم هست تماس گرفت و گفت:” من نمی دانستم تو از چنین روستای بی امکاناتی رشد کرده ای. من فکر می کردم داریونی که می گفتی نیم ساعت بیشتر با شیراز فاصله ندارد خیلی با امکانات ترو بهتر از وضعیت کنونی اش باشد”.

بنده خدا این رفیقمان احتمالا فکر کرده من تا حالا خالی بسته ام که گفته ام داریون شهر است و بیشتر از 15 سال است که تبدیل به شهر شده!

آیا به جای پرداختن ناشیانه به سنت های داریون نمی شد بیشتر به فرصت های اقتصادی داریون اشاره کرد؟

آیا نمی شداعلام کرد که روزگاری نه خیلی دور اینجا قطب اول کشت گندم فارس بوده؟ آیا نمی شد اشاره کرد که داریون با این پتانسیل ها و نیروی کار جوان و صد البته نزدیکی به شیراز می تواند از وجود لااقل یک کارخانه بهره مند باشد.

نشان دادن خانواده ای که دودکش بخاری درست می کنند کار بدی نیست اما آیا در هیج کجای ایران دودکش بخاری درست نمی شود؟

آیا نمی شد پخت آش رشته و نان خودمونی را لااقل روی اجاق گاز نشان داد؟

می شد در این برنامه که سراسری هم بود ضمن اشاره به زیبایی های داریون به قول معروف یکی به نعل زد و یکی به میخ و گفت :ای ملت ایران،ای مسوولین عزیز ببینید! این زیبایی ها دارند می خشکند چون آب نیست. چون خشکسالی است.بیایید و فکری به حال این منطقه کنید.

نگارش این مطلب به دلیل حجم زیاد پیام هایی بود که از طرف مردم عزیز داریون درباره برنامه “صبح بخیر ایران ویژه داریون “برای سایت داریون نما ارسال شده است.

در پایان ذکر چند نکته کوتاه هم خالی از لطف نیست که: به هر حال دیندارلو هم جزو شهر داریون است باید از این مکان و مردم آن نیز برنامه ای تهیه می شد تا باعث ایجاد تفکر “تفاوت بین داریون و دیندارلو” در بین مردم عزیز دیندارلو نشود.

ضمن آنکه انصافا آن برنامه قالی خودمونی بسیار جالب و جذاب از آب درآمد.