محمد امين زارع/ حدود 17 سال قبل پس از شركت در برنامه‌هاي كانون فرهنگي مسجد به عنوان يكي از سه نفر برتر آن دوره براي شركت در يك اردوي آموزشي تفريحي به اردوگاهي در تهران رهسپار شديم. اولين برنامه اردو در شهر مقدس قم برگزار شد و سپس به سمت تهران راهي شديم و در […]

محمد امين زارع/

حدود 17 سال قبل پس از شركت در برنامه‌هاي كانون فرهنگي مسجد به عنوان يكي از سه نفر برتر آن دوره براي شركت در يك اردوي آموزشي تفريحي به اردوگاهي در تهران رهسپار شديم. اولين برنامه اردو در شهر مقدس قم برگزار شد و سپس به سمت تهران راهي شديم و در اردوگاهي در نزديكي حرم امام مستقر شديم. يكي از برنامه‌هاي اردو بازديد از مجموعه موزه‌هاي كاخ سعدآباد بود.

يكي از روزها بعد از صرف ناهار قرار شد تا شركت‌كنندگان در اردو كه از تمام استان‌هاي كشور در اردو حضور پيدا كرده بودند از اين مجموعه بازديد كنند. تا آن زمان دقيقاً نمي‌دانستم كه سفر از جنوبي‌ترين نقطه تهران تا شمالي‌ترين نقطه آن  چند ساعت ممكن است طول بكشد. بين دو تا سه ساعت در راه بوديم و بزرگراه‌ها و خيابان‌هاي جنوبي شمالي را يكي پس از ديگري طي مي‌كرديم كه به مقصد برسيم.

براي اولين بار بود كه چنين سفر بلندي را در يك كلان‌شهر تجربه مي‌كردم. هر چند كه بخش عمده‌اي از سفر را در چرت پس از ناهار گذراندم ولي در زمان‌هاي بيداري نكته‌اي توجه من را بسيار به خود جلب كرد. هنگام گذر از بزرگراه‌ها و خيابان‌هاي تهران خصوصاً در منطقه غرب اين كلان‌شهر، بر بالاي مجتمع‌ها و آپارتمان‌هاي مسكوني ديش‌هاي متعدد ماهواره خودنمايي مي‌كرد. تا آن روز اين همه ديش ماهواره را يك جا نديده بودم. در آن روز فكر مي‌كردم كه برنامه‌هاي ماهواره‌اي تنها در كلان‌شهرها نفوذ خواهند داشت و شهرها و روستاهاي كوچك‌تر پذيراي آنها نخواهند بود. ليكن وقتي امروز نفوذ اين برنامه‌ها در شهري كوچك همچون داريون را مي‌بينيم متاسفم مي‌شود كه چرا به اين سرعت به استقبال تيرهاي نامرئي شيطان رفتيم. راستي ارمغان شبكه‌هاي ماهواره‌اي براي ما چيست؟ بخش‌ عمده‌اي از برنامه‌هايي كه در شبكه‌هاي ماهواره‌اي توليد و پخش مي‌شوند با هدف جلب هرچه بيشتر مخاطبان سعي مي‌كنند از جذابيت‌هاي مادي به صورت حداكثري استفاده كنند. تجملات مادي، لباس‌ها و ماشين‌هاي گرانقيمت و فضاهاي مسكوني و تفريحي پر زرق و برق تنها ابزارهاي اين شبكه‌ها براي جلب مخاطبان نيستند، بلكه از همه مهمتر استفاده سو از جذابيت‌هاي جنسي در سر لوحه ساخت برنامه در بسياري از اين شبكه‌ها قرار دارد. آنچه كه امروز شبكه‌هاي ماهواره‌اي در اختيار ما قرار مي‌دهند نه با دين ما تطابق دارد و نه با فرهنگ و آموزه‌هاي ملي ما همراستا است. ايرانيان مردماني بوده‌اند كه از ديرباز ماخوذ به صفت پسنديده حيا بوده‌اند و در مراوردات روزمره همواره خويشتن را از نگاه‌هاي ناپسند دور نگاه مي‌داشته‌اند چرا كه خواجه شيراز فرموده‌اند كه :

منم كه شهره شهرم به عشق ورزيدن/ منم كه ديده نيالوده‌ام به بد ديدن.

فراتر از سنت و فرهنگ ديرين، اسلام عزيز نيز براي حفظ سلامت رواني فردي و اجتماعي افراد را به اتخاذ حيا امر فرموده است. راستي اين همه سفارش و تاكيد براي مهار و كنترل قواي جنسي و مادي از طريق اجتناب از نگريستن به مناظر برانگيزاننده از سوي پيشوايان ديني ما چه هدفي را دنبال مي‌كند؟ آيا غير از اين است كه پيروي از اين دستورها آرامش و آسايش خاطر را براي افراد به همراه داشته و آنها را در كنترل هواهاي نفساني‌شان ياري مي‌كند. آيا آنچه كه در شبكه‌هاي ماهواره‌اي به عنوان خوراك معنوي در اختيار ما قرار مي‌گيرد همچون محركي آتش نفس را شعله‌ور تر نمي‌سازد؟ بد نيست كه بدون از تفكر منحوس همرنگ جماعت شدن يكبار به پاسخ اين سوالات بيانديشيم و ببينيم كه آيا سعادت دنيا و آخرت خود و اعضاي خانواده خود را، در قبال ثمن قليلي كه امثال رابرت مورداك براي ما تدارك ديده‌اند نمي‌فروشيم؟

چندي پيش يكي از مسئولين نيروي انتظامي پس از انجام يك سري مطالعات ميداني اعلام نمود كه در حدود 60 درصد از خانواده‌هاي ايراني به تماشاي برنامه‌هاي شبكه‌هاي ماهواره‌اي مي‌پردازند. البته اين عدد به صورت ميانگين حساب شده است. در برخي از شهرها خصوصاً كلان‌شهرها اين رقم بالاتر بوده و در برخي از شهرهاي كوچك‌تر ممكن است اين درصد پايين‌تر باشد. به هر حال احتمالاً حدود 50 درصد از خانواده‌هاي داريوني نيز ممكن است به مشاهده شبكه‌هاي ماهواره‌اي بپردازند. كه متاسفانه اين روند مي‌تواند به بروز اختلالات و مشكلات جدي فردي و گروهي در حوزه‌هاي اخلاقي و اجتماعي بيانجامد. در اين مجال اندك فرصتي براي بررسي اين مشكلات نيست و بهتر است اگر واقعاً نگران توسعه تيرباران‌هاي شيطان از طريق اين امواج نامرئي هستيد مي‌توانيد برنامه دالان را روزهاي دوشنبه و چهارشنبه پس از خبر ساعت 7 از شبكه اول سيما دنبال نماييد. تا ببينيد اين ابزار شيطان كه امثال رابرت مورداك آنرا صحنه‌گرداني مي‌نمايند چه تاثيراتي بر خانواده‌هاي ايراني بر جاي گذارده است كه بدون شك خانواده‌هاي داريوني نيز از اين خطر بزرگ در امان نيستند.

در انتها نيز بايد تنها متذكر شوم كه اگر به تماشاي برنامه‌هاي ماهواره‌اي پرداختيد ببينيد كه مي‌توانيد جايگزيني را براي نواها و تصنيف‌هاي فاخر موسيقي سنتي كه به مدد انفاس قدسي حضرت حافظ و اشعار گران‌سنگ جناب سعدي و با سرانگشتان جادويي نوازندگان ايراني و نواي ماندگار خوانندگان متعهد اين سرزمين خلق شده‌اند بيابيد. آيا در آنچه كه رابرت مورداك براي ما تدارك ديده اثري از نجابت و مردانگي پر صلابت و زنانگي پر لطافت آثار حسن فتحي، محمد رضا هنرمند، مسعود جعفري جوزاني، يداالله صمدي و داوود ميرباقري يافت مي‌شود؟ آيا آنها در جعبه جادوي آنها زناني همچون سارا و پري و مرداني همچون علي سنتوري و حاج كاظم  را مي‌توان جستجو كرد؟ آيا هيچ‌گاه در وقت دل‌انگيز غروب نواي دلنشين اذان مرحوم موذن‌زاده اردبيلي شما را به ملكوت مي‌برد و يا اينكه مي‌توانيد در انتهاي شب قطعه‌اي از تلاوت مجلسي قران كريم را ببينيد و بشنويد؟ بنده اصلاً مدافع صدا و سيما و تاييد كننده آن در توليد و پخش برنامه‌هاي تلويزيوني نيستم، ليكن با قطعيت مي‌گويم كه تنها شبكه‌‌هاي ماهواره‌اي كه به دور از بر انگيختن احساسات جنسي بينندگان و با هدف ارتقاي سلامت معنوي آنها اقدام به پخش برنامه مي‌نمايد شبكه‌هاي جمهوري اسلامي هستند و ما نيز اگر دغدغه حفظ سلامت رواني كودكان و نوجوانان خود را داريم و  اگر به دنبال محافظت خانواده خود هستيم گزينه‌اي غير از اين برنامه‌ها در اختيار نداريم. فقط كافي است كه نخواهيم همرنگ جماعت شده و انگ سنتي و عقب مانده بودن را بپذيريم. علاوه بر اين سايرين را نيز نسبت به خطرات تيرهاي نامريي شيطان آگاه سازيم چرا كه همانگونه كه معصوم (ع) فرموده است: نگاه به نامحرم تيري است از جانب شيطان.