لحظاتي پيش يكي از دوستان تماس گرفت و گفت فلاني اگر حدس زدي الان كجا هستم و دارم چه كاري انجام مي دهم 100 ميليون تومان جايزه داري! راستش وقتي كه گفت 100″ ميليون تومان مي دهم اگر گفتي الان كجا هستم و چه كار مي كنم”،به خودم زحمت ندادم كه سلول هاي خاكستري مغزم […]

لحظاتي پيش يكي از دوستان تماس گرفت و گفت فلاني اگر حدس زدي الان كجا هستم و دارم چه كاري انجام مي دهم 100 ميليون تومان جايزه داري!

راستش وقتي كه گفت 100″ ميليون تومان مي دهم اگر گفتي الان كجا هستم و چه كار مي كنم”،به خودم زحمت ندادم كه سلول هاي خاكستري مغزم را به كار بياندازم.

به اين دوست گفتم :فلاني حتما يك چيز محال است كه 100 ميليون جايزه گذاشته اي. خودت بگو كجا هستي.

گفت:چشم مي گويم اما اول يك قول بده

گفتم:چه قولي؟

گفت:قول بده پس نيفتي!

گفتم:چشم،قول مي دهم

گفت:قول مردانه؟

گفتم:آره بابا قول مردانه بگو ديگه جوون مرگم كردي!

اين دوستم هم نه گذاشت نه برداشت و گفت: من الان پمپ بنزين داريونم و دارم خودروام را بنزين مي زنم!

راستش نتوانستم به قولم عمل كنم. هنگ كردم. جام كردم.پس افتادم بدجور. خدايا من خوابم. حتما خوابم. يعني پمپ بنزين داريون كارش را شروع كرده؟

يعني…

اما نه انگار بيدار بودم. چون اين دوستم بنده خدا هزارتا قسم و آيه خورد كه به خدا راست مي گويم و…

اين مطلب را همين جا تمام مي كنم . راستش مي خواهم ماشين را بردارم و از شيراز، همين سر شبي حركت كنم به سمت داريون تا در پمپ بنزين داريون بنزين بزنم و بدين صورت يكي از آرزوهاي محالم برآورده شود.