يوسف بذرافكن/ اگر تو بیائی زمستان بیداد به پایان می رسد،بهار عدالت فرا می رسد،دلهای بی قرارمان آرامش می یابد و چشمان بی رمقمان به نور جمال تو ای آفتاب تابان ای مهدی عزیز بینا می شود. دیگر هیچ کودک بی پناهی مظلومانه نمي ميرد،غنچه های نیکی شکوفا می شود و نسیم خدا در همه […]

يوسف بذرافكن/

اگر تو بیائی زمستان بیداد به پایان می رسد،بهار عدالت فرا می رسد،دلهای بی قرارمان آرامش می یابد و چشمان بی رمقمان به نور جمال تو ای آفتاب تابان ای مهدی عزیز بینا می شود.

دیگر هیچ کودک بی پناهی مظلومانه نمي ميرد،غنچه های نیکی شکوفا می شود و نسیم خدا در همه جا خواهد وزید،فرشته ها دسته دسته فرود می آیند و همراه مسیح(ع) و همه نیکان عالم نماز را به تو اقتدا خواهند کرد.

ای مولای من،ای سرور من،ای امام و پیشوای من،ای قرار دلها،ای آرامش قلبها،ای آنکه دلم تنها به مهر تو می جوشد و سینه  شعر آفرینم به نوای محبت تو می سراید و آسمان چشمم در هجران تو بارانی می شود.ای خورشید پنهان از نظر،ای یگانه  دوران،ای بلبل خوش الحان،ای کشتی نجات،ای چراغ هدایت و ای آخرین ذخیره  خدا برای نجات بشر قامتت بوی پیامبر می دهد و دست سخاوتمند علی گونه ات به جهانیان یک دنیا سیب سرخ مهربانی خواهد داد.

هر صبح جمعه به امید دیدن سیمای دل ربای تو ای یوسف زهرا چشمانم را باز می کنم و هر آدینه به انتظار تو ای مهدی موعود دستانم را به آسمان روانه می کنم و ندبه کنان ظهور تو را ای منجی بشر از خدا می خواهم.اکنون کوچه ها و خیابان های شهر دلمان را آب و جارو کرده ایم و به انتظار شیرین پایان هجران جان کاه تو،قلبهایمان را چراغانی کرده می دانم آن صبح موعود فرا خواهد رسید و آن نازنین آخرین بر خانه  کعبه تکیه می زند و با ندای انا بقیه الله ظهور خود را به جهانیان اعلام خواهد کرد و چه شیرین است پایان یک هجران تلخ . انشاء الله