جلال بذرافكن می گوید: “شهریورماه سال 1348 به دنیا آمدم.دوران کودکی را در کوچه پس کوچه های داریون با اسباب بازی های آن زمان-که در کتاب فرهنگ مردم داریون توصیف شده-گذراندم. دبستان حقیقت جو نخستین آموزشگاه من بود و 5 سال اول آموزش ابتدایی ام در آنجا گذشت. دوره های راهنمایی و دبیرستان را نیز […]

جلال بذرافكن می گوید: “شهریورماه سال 1348 به دنیا آمدم.دوران کودکی را در کوچه پس کوچه های داریون با اسباب بازی های آن زمان-که در کتاب فرهنگ مردم داریون توصیف شده-گذراندم.

دبستان حقیقت جو نخستین آموزشگاه من بود و 5 سال اول آموزش ابتدایی ام در آنجا گذشت.

دوره های راهنمایی و دبیرستان را نیز در داریون طی کردم و.سال 1366 دیپلم اقتصاد گرفتم.

آموزش در گذشته تفاوت آشکاری با امروز داشت. پدر و مادرها دخالت چندانی نداشتند. فقط کار ثبت نام دوره ابتدایی با آنها بود. بقیه راه را خودمان طی می کردیم. کتاب کمک آموزشی و کلاس های تقویتی و خصوصی معنا نداشت. معمولا دبیر تخصصی نیز نداشتیم. به عنوان مثال دبیر عربی،تاریخ درس می داد و دبیر ریاضی،فلسفه و منطق کار می کرد! دبیر جغرافی که خدا بیامرزدش فقط سوال می گفت!

ما بودیم و کتاب هایمان. دانش آموزان علاقه مند،در سرما و گرما درس می خواندند و رقابت با یکدیگر آنها را به پیش می برد. جالب این که بیشتر دانش آموزان موفق بودند. کار و درس توام بود و مخارج جزیی مدرسه اینگونه تامین می شد.”

اين كارشناس ارشد ادبيات در ادامه مي افزايد:”سال1366 در کنکور شرکت کردم و در رشته دبیری زبان و ادبیات فارسی وارد دانشگاه دولتی شدم. دوری راه(شیراز-تهران) و مشکلات مالی سبب شد جدیت بیشتری برای درس خواندن داشته باشم و دوره لیسانس را در 7 ترم خلاصه کنم. البته باز هم کارو تحصیل با هم توام بود.

بلافاصله پس از دوره کارشناسی یعنی سال 1370 در آزمون کارشناسی ارشد شرکت کردم و در همان رشته ادبیات ادامه تحصیل دادم. در این دوره نیزتدریس و تحصیل همراه هم بود.”

مولف كتاب فرهنگ مردم داريون در گفت و گو با داريون نما اظهار مي دارد:”نخستین یادداشت های کتاب فرهنگ مردم داریون از سال 1380 آغاز شد. ابتدا فقط به فکر تدوین گویش بودم،اما رفته رفته به فکر گسترش آن افتادم و ضرورت گردآوری مجموعه ای که بتواند داریون را معرفی کند حقیر را بر آن داشت که به تمامی جلوه های فرهنگ مردم توجه کنم و بدین گونه کتابی فراهم آید که شناسنامه و هویت داریون را بنمایاند.”

جلال بذرافكن  در ادامه مي گويد:”حقیقتا جای چنین کتابی خالی بود. هر شهر و دیاری برای خود پیشینه ای مکتوب دارد که آن را به دیگر شهرها و مردمان معرفی می کند. داریون اما از آن محروم بود و اگر حقیر به تدوین این مجموعه اقدام نمی کردم بعید بود فرد دیگری به انجام چنین کاری اقدام نماید و وقت صرف کند.”

به گزارش داريون نما وي  با گله از مسوولين محلي داريون مي افزايد:”متاسفانه در هیچ یک از مراحل تدوین کتاب مخصوصا چاپ آن، مسوولان محلی حمایتی نکردند. به ناچار بخش هایی از کتاب حذف شد تا بنیاد فارس شناسی با چاپ کتاب موافقت نماید.

پس از چاپ به پیشنهاد بنیاد فارس شناسی از شورای شهر خواسته شد جلسه ای برای معرفی کتاب برگزار کند و مسوولان و معتمدین محلی و صاحب نظران نیزشرکت نمایند.

این جلسه به همت آقای بهرام هوشیار از طرف نمايندگي آموزش و پرورش و شوراي شهر و با همکاری دوستان فرهنگی برگزار شد و کتاب به مردم معرفی و مورد استقبال گرم آنها قرار گرفت.”

مولف كتاب فرهنگ مردم داريون همچنين اظهار مي دارد:”به منظور توجه به نظرات مردم و انتقادهای سازنده،جلسه ای در اردیبهشت سال90 در محل مدرسه راهنمایی شهید خوش نژاد داریون تشکیل شد که متاسفانه افراد اندکی در آن شرکت کردند و نتیجه مطلوب حاصل نشد.”

اين فرهنگي داريوني در پايان مي گويد:”به هر جهت احساس می کنم به وظیفه ام در قبال زادگاه و شهر خود عمل کرده ام و همین برای من کافی است.”

درباره جلال بذرافكن و كتاب فرهنگ مردم داريون اينجا را هم ببينيد.