بر گرفته از:کتاب فرهنگ مردم داریون ،نگارش جلال بذرافکن/ با تحویل سال اعضای خانواده به یکدیگر تبریک می گفتند و روبوسی می کردند و سال هایی خوب برای هم آرزو می کردند. اگر تحویل سال روز بود بلافاصله دید و بازدیدها شروع می شد. ابتدا به خانه بزرگترها می رفتند. در این حال کوچه ها […]

بر گرفته از:کتاب فرهنگ مردم داریون ،نگارش جلال بذرافکن/

با تحویل سال اعضای خانواده به یکدیگر تبریک می گفتند و روبوسی می کردند و سال هایی خوب برای هم آرزو می کردند. اگر تحویل سال روز بود بلافاصله دید و بازدیدها شروع می شد.

ابتدا به خانه بزرگترها می رفتند. در این حال کوچه ها پر از رفت و آمد می شد. چهره ها خندان و لب ها مهربان بود. همه به هم تبریک می گفتند و روبوسی می کردند در این میان شرط قوم و خویشی در کار نبود. گویی همه اعضای یک خانواده اند.

کودکان با لباسهای رنگین و بزرگترها با لباس های نو آمد و شد داشتند. اگر کسی لباس نو نداشت همان لباس پیشین را می شست و سعی می کرد تمیز تر از روزهای دیگر باشد.

كينه و كدورت ها نيز تا حد زيادي ازدل ها شسته مي شدو صلح و شادي همراه بهار به خانه دل ها وارد مي شد.

براي آنان كه مدت ها با هم قهر بودند عيد نوروز فرصت مناسبي بود كه آشتي كنند. اين آشتي كردن تقريبا اجباري و الزامي بود.

بدين منظور اطرافيان دست به كار مي شدند و كوچكتر را به خانه بزرگتر مي بردند. او نيز با احترام برخورد مي كرد و بر خود واجب مي دانست كه تابع خواست جمع باشد و با او صلح كند و سپس به خانه او برود. در اين ميان نقش ريش سفيدان قوم بسيار مهم بود و حرف آنان بسيار خريدار داشت. اختلاف هاي بزرگ با پادر مياني آنان از بين مي رفت و زمينه تفاهم ايجاد مي شد.

خلاصه كمتر كسي بود كه آمدن عيد نوروز او را شاد نكند.به ويژه آن كه صداي ساز و نقاره، مجال در خود فرو رفتن را به كسي نمي داد.

سيزده روز نوروز خانه ها و كوچه ها و سر گذرها شاهد نوازندگي هنرمندان محلي بود كه از آنان دعوت مي شد بنوازند و پولي هم هديه بگيرند. مي نواختند و دل ها را شاد مي كردند و عيد را حال و هواي ديگري مي دادند. از اين راه خود نيز به نوايي مي رسيدند.

از جمله تفريحات مردم داريون در سيزده روز نوروز گشت و گذار در كوه و دشت و چيدن سبزه هاي خوردني و دمبل(1) و قارچ بود.

سراسر خيابان درختي نيز پر مي شد از تاب هاي بلند و مردم كوچك و بزرگي كه فارغ از تمام مسايل زندگي روزهايي را با شادي مي گذراندند.

***

 1-نوعي رستني از گونه قارچ ها به شكل سيب زميني كه در فصل بهار در زمين هاي بكر جنوب كشور مي توان يافت. پيدا كردن آن نياز به مهارت خاص دارد زيرا اززمين بيرون نمي آيد و تنها برآمدگي اندكي ايجاد مي كند يا سنگ ها را كمي حركت مي دهد. از اين رو يافتن آن جاذبه خاصي دارد. در باور عامه،روييدن آن با بارش باران اول پاييز و رعد و برق ارتباط نزديك دارد و معمولا همين طور هم مي شود.