داريون نما:چندي پيش به مناسبت ميلاد با سعادت مولا علي(ع) برنامه شب شعري از طرف انجمن ادبي آدينه و فرهنگسراي گلهاي باغ نبوت داريون در محل سالن همايش هاي اين فرهنگسرا برگزار شد. برپايي اين شب شعر با واكنش هاي متفاوتي از سوي اهالي فرهنگ و هنر داريون روبرو شد كه حتما تا كنون اين […]

داريون نما:چندي پيش به مناسبت ميلاد با سعادت مولا علي(ع) برنامه شب شعري از طرف انجمن ادبي آدينه و فرهنگسراي گلهاي باغ نبوت داريون در محل سالن همايش هاي اين فرهنگسرا برگزار شد.

برپايي اين شب شعر با واكنش هاي متفاوتي از سوي اهالي فرهنگ و هنر داريون روبرو شد كه حتما تا كنون اين واكنش ها و نظريات را در سايت داريون نما ملاحظه كرده ايد.

در ادامه دو ديدگاه در رابطه با اين شب شعر كه براي سايت داريون نما ارسال شده را منتشر مي كنيم با اين توضيح كه اعلام مي كنيم همچنان آمادگي داريم تا نظرات و ديدگاه هاي مختلف را در اين رابطه منتشر كنيم و با فراهم كردن يك فضاي گفتمان و نقد سازنده در جهت پيشرفت فرهنگي شهر و منطقه داريون قدمي هرچند كوچك برداريم.

***

ديدگاه اول/خودمان را تجسم كامل اسلام ندانيم

با سلام خدمت دوستان ادب دوست انجمن ادبی آدینه شهرمان داریون

فرهنگ:پس از مطالعه نظرات دوستان درباب مراسم عصر شعر مولود کعبه که به مناسبت تولد مولا علی علیه السلام در مجتمع فرهنگی گلهای باغ نبوت برگزار شد، بر خود لازم دانستم من نیز نکاتی را خدمت دوستان عرض کنم:

دوستان عزیز گاهی اوقات افرادی پیدا می شوند که خود را تجسم کامل اسلام، پیامبر و ائمه اطهار علیهم السلام می دانند و رفتار و کردار خود را برای مردم وحی منزل و حجت مطلق می دانند و برای خود چنان تقدسی قائل می شوند که هر چیز بر خلاف نظر آنان باشد آن نظر حرام، مطرود و شایسته مجازات و هتک حرمت می باشد.

در روزگار ما نیز عده ای خود را حتی از رهبر فرزانه و عزیزمان مومن تر و اسلام شناس تر می دانند و نظراتی عنوان می کنند که از نظر ایشان کاملا مردود می باشد به عنوان نمونه به نظر مبارک ایشان در مورد جایگاه موسیقی در اسلام و فرق آن با غنا جلب می کنم قضاوت را به عهده  دوستان می گذارم:

دیروز داشتم کیهان فرهنگی مجلد شده سال ٧١ را ورق می زدم تا مطلبی را که دنبالش می گشتم پیدا کنم . در شماره مربوط به ویژه نامه دهه فجر یعنی شماره یازدهم سال نهم ، گزیده ای از نظرات رهبر عزیز انقلاب را درباره موضوعات هنری چاپ کرده بودند از جمله شعر و موسیقی و قصه و تئاتر و سینما و خود ِ هنر .

لذت بردم وقتی  نظریات ایشان را درباره موسیقی می دیدم  و می دیدم فاصله  آن با برخی دیدگاههایی که آن را از اساس حرام معرفی می کنند چقدر است ؛ دیدگاههایی که  تصادفاً همین روزها زیاد مطرح می شود . این سه برش از نظرات آقا را در اینجا می آورم :

* … غنا که در شرع اسلام حرام است ، اشاره به شکل ندارد ؛ بلکه اشاره به محتوا می کند . اصلاً وقتی می خواهید دنبال غنا بگردید ، آن آهنگ را از لحاظ شکل مطالعه نکنید تا بگویید حرام است یا حلال است ؛ بلکه آهنگ را به لحاظ محتوا مطالعه کنید . یعنی غنا یک امر محتوایی است ، نه یک امر قالبی .( در دیدار اعضای واحد فرهنگی روزنامه جمهوری اسلامی – 1360/١١/26).

*… آن چیزی که در اسلام حرام است ، غناست نه موسیقی . موسیقی هر آهنگ و صدایی است که از حنجره یا از وسیله ای ، به یک شکل حساب شده بیرون می آید . اما آن چیزی که حرام است ، نوع خاصی از موسیقی است که غنا باشد .

علت اینکه نظرات [ در باب موسیقی ] ، مختلف است این است که در مورد غنا ، ما آیات و روایات صریحی که مشخص کند غنا چگونه چیزی است نداریم ؛ لذا استنباط فقهی از غنا متفاوت است .

غنا آن چیزی است که مخصوص مجالس لهو باشد . ( صحبت پس از اجرای برنامه سرود خوانی در استانداری شیراز – 1360/٩/7).

* آنچه مطرح است ، این است که از قول امام [ خمینی ] نقل شد : ایشان در مورد بعضی از آهنگهایی که حتی با ساز همراه بود فرمودند این مقدار اشکالی نداردچنین استنباط کردیم که نظر امام بر این است که : ساز به طور مطلق حرام نیست و ترانه هم همین طور . یعنی ترانه ای که محتوای درستی دارد و با یک ساز ملایمی همراه است ، این اشکالی ندارد . اما اگر یک ساز جلفی بود و محتوای نادرستی هم داشت ، هر کدامش موجب حرمت می شود ( در دیدار اعضای واحد فرهنگی روزنامه جمهوری اسلامی – 1360/١١/26)

متن كامل بيانات رهبر معظم انقلاب درباره موسيقي را مي توانيد اينجا ببينيد.

*******************************************************************************

ديدگاه دوم/تفكرات سطحي را كنار بگذاريم

با سلام و تشکر خدمت دوستان و اهالی هنر دوست و دست اندرکاران انجمن آدینه داریون

آشنا:بابت برنامه بسیار خوب ( با همه  کاستی های ادبی ) از همه  کسانی که زحمت کشیده اند تا این مراسم بشکل بسیار زیبایی برپاشود تشکر می کنم.

من هم نظرات را خواندم.کاش با مراجعه به چند جلد از کتب پایه ای، کلامی و فلسفی اسلامی در باب ایجاد تفکر فرهنگی آشنا می شدیم تا با مطالعه  پیرامون نگرش و جهان بینی دینی قدری بهتر با موضوعات مختلف برخورد می  کردیم. من باب مثال: استاد مصباح یزدی در کتاب آموزش فلسفه جلد یک با تقسیم بندی علوم حقیقی به دو دسته نظری و عملی، موسیقی را به عنوان شاخه ای از علم ریاضیات که خود به زیر شاخه های هندسه، هیات و موسیقی تقسیم بندی می شود شاخه بندی می نماید.

به این نکته اشاره می کند که با توجه به تعریف علم، موسیقی گستره ای به پهنای یک علم دربر می گیرد. استاد مطهری نیز در آثارشان با بیان تعریفی از موسیقی آن را با تعریف علمی مورد پذیرش قرار می دهند و با غنا و مصادیق آن موسیقی را تفکیک می کنند.

موسیقی به عنوان یک علم، با توجه به بداهت تعریف علم و همچنین با توجه به بداهت مفهوم وجود و رابطه  علم و وجود در فلسفه صدرالمتالهین که نقطه  آغازین حکمت متعالیه اسلامی تلقی می شود، در علوم دینی ما تعریفی علمی دارد.

بنابراین حائز اهمیت است  بدانیم که این علم سراسر زیبایی و هارمونی از جمله عرصه های دست یافتنی و جولانگاه نظم آفرینش می باشد که با ورود به آن می توان در تسهیل و نیل به توحید حقیقی بابی را به روی انسان گشود. در این میان باید اذعان کرد کسانی با عدم شناخت از موسیقی از این علم اشراقی به عنوان لهوی بیش استفاده نکرده اند و موسیقی که عظمتش را فقط بزرگان عرصه های علم و معرفت شناختی به واقع درک کرده اند به طور ناعادلانه ای مهجور واقع گردیده اند این ابتدایی ترین مسائلی است که ما بین غنا و موسیقی که با روح انسان پیوند عمیق برقرار می کند تفاوت بگذاریم و حتی اجازه  مقایسه به خود ندهیم چرا که یکی از ساحت قدسی می آید و دیگری از ساحت شیطانی.

در ضمن جای بسیار تاسف است که کسانی که به عرصه  قضاوت پا می نهند به لحاظ علمی هیچ آشنایی با مبانی مبحث مورد نظر ندارند. ادبیات عرفانی مثالی رسا از این نوع آگاهی می باشد که اگر کسی بدون آشنایی با واژگان عرفانی وارد مطالعه کتب عرفانی شود مطمئنا با بد فهمی و کج فهمی مواجهه خواهد شد.

آشنایی با فضای انجمن ادبی، تعریف این فضا، شناخت افراد، مطمئنا دوستان را از کج فهمی در این مورد که جلسه  عصر شعر را با جلسات صرف مذهبی اشتباه بگیرند جلوگیری می کند. از همه  این مسائل مهم تر  شناخت مولا علی علیه السلام که متعلق به همه  اعصار و زمان هاست را منحصر به سطحی ترین معارف خود ننماییم چرا که مشابه این کار در مسیحیت منجر به تشدید نظریه سکولار شدن دین شد. آنجا که بزرگان کلیسا با انحصار همه  علوم، در تایید پاپ و کلیسا، مردم را به گریز و جدایی دین از بقیه ی امور سوق دادند.

امیدوارم دوستان این تفکرات سطحی را کنار گذاشته با افکار و اعمالشان باعث تاثیر عکس در بین مردم نشوند و این قدر خشک و    بی روح به دین و مسائل قدسی و روحانی و شخصیت های بزرگ دینی برخورد ننمایند و یادشان باشد که شور ایدئولوژیک نباید باعث شود که ما دین و حکومت دینی را تبدیل به مکتبی که افراد در قالب تدین نظرات خود را بجای نظرات دینی مطرح و معرفی کنند.

به هر حال نوع نظرات در مورد عصر شعری با این همه احساسات عمیق شاعرانه و عارفانه در مدح مولا علی علیه السلام البته با کاستی های ادبی، نشان می دهد متاسفانه داریون و منطقه  ما با عدم آگاهی و فقر  علمی آن هم به لحاظ شهودی در سطح برخي از نخبگانش همراه است.