تحريريه داريون نما| البته كه زلزله ترس دارد.اما ترسي كه هنگام وقوع اين پديده طبيعي بر مردم كشور ما مستولي مي شود فراتر ازآن چيري است كه بر مردمان كشورهاي صنعتي،توسعه يافته و حتي برخي كشورهاي عربي است. ترس از زلزله در كشور ما همه گير است. فرقي نمي كند كجا باشد؛تهران،تبريز،شيراز،بم،رودبار،منجيل و… همه از […]

تحريريه داريون نما|
البته كه زلزله ترس دارد.اما ترسي كه هنگام وقوع اين پديده طبيعي بر مردم كشور ما مستولي مي شود فراتر ازآن چيري است كه بر مردمان كشورهاي صنعتي،توسعه يافته و حتي برخي كشورهاي عربي است.
ترس از زلزله در كشور ما همه گير است. فرقي نمي كند كجا باشد؛تهران،تبريز،شيراز،بم،رودبار،منجيل و…
همه از زلزله مي ترسيم. اما چرا مردمان كشور ما بيشتر از كشورهايي چون ژاپن از زلزله هراس دارند.


درست است كه ژاپن كشور زلزله خيزي است و اين پديده طبيعي براي چشم بادامي ها عادي شده، اما مگر كشور ما نيز بر روي گسل زلزله قرار ندارد؟ مگر بارها گفته نشده و نمي شود كه بسياري از شهرهاي بزرگ ما از تهران گرفته تا شيراز و مشهد و اهواز و… روي گسل زلزله هستند؟
مگر در كشور ما كم زلزله روي مي دهد؟
پس چرا ترس ما از زلزله بيشتر از كشورهاي ديگر است.
اين مهم اما يك دليل اصلي بيشتر ندارد؛در كشور ما اعتمادي به ساختمانها نيست. اعتمادي به سرپناه ها نيست. ساختمانهاي ساخته شده در كشور ما اغلب هرچند در ظاهر با نظارت مهندسين ساخته مي شوند اما در واقع كمتر اثري از مهندسي استاندارد در آن وجود دارد.
مردم به اين ساختمانها اعتمادي ندارند. چرا بايد در شيراز مردم با يك زلزله كم ريشتري به خيابانها بريزند؟
چرا در وزرقان يك زلزله نسبتا كم ريشتر اين همه خسارت به بار مي آورد؟ چرا ساختمانها، حتي ساختمانهاي شهري با كوچكترين زلزله ها صدمه مي بينند؟
بر مردم نبايد خرده گرفت كه چرا هنگام زلزله بلافاصله به خيابانها مي روند و تا ساعتها در پاركها بيتوته مي كنند.
بر كساني بايد خرده گرفت كه در ساخت ساختمانها كم فروشي مي كنند و بدين وسيله از مردم سلب اعتماد مي كنند.
آري اينجا به سقف ها اعتمادي نيست كه نيست.