علی خورشیدی| روز پنجشنبه بود که به اتفاق عده ای از دوستان برای شرکت در مراسم ختم والده آقای عبدالهی مسئول اسبق نمایندگی داریون و از دوستان بسیار خوبمان که برای آموزش وپرورش منطقه داریون زحمات زیادی کشیده اند ودوران مدیریت وی الحق والانصاف دوران شکوفایی آموزش وپرورش داریون بود راهی روستایی نزدیک اقلید به […]

علی خورشیدی|
روز پنجشنبه بود که به اتفاق عده ای از دوستان برای شرکت در مراسم ختم والده آقای عبدالهی مسئول اسبق نمایندگی داریون و از دوستان بسیار خوبمان که برای آموزش وپرورش منطقه داریون زحمات زیادی کشیده اند ودوران مدیریت وی الحق والانصاف دوران شکوفایی آموزش وپرورش داریون بود راهی روستایی نزدیک اقلید به نام لاله گون شدیم.

روستایی که از لحاظ وسعت وجمعیت بسیار کوچک و حداکثر 50 تا منزل مسکونی در اون وجود داشت .حوالی ظهر به اونجا رسیدیم و پس ازاقامه نماز و صرف نهار راهی مسجد محل ختم در همون روستا شدیم . چند دقیقه ای از شروع مراسم نگذشته بود که مراسم بسیار شلوغ شد ، من که متحیر شدم که این همه آدم دراین روستای کوچیک ویه وجبی کجا بوده ، اگر بگویم جمعیتی در حدود روز عاشورای خودمان گزافه نگفته ام .

بگذریم کاری به شلوغی مراسم نداریم ( چون آقای عبدالهی از بزرگ زادگان اون منطقه است ) ولی چند نکته نظرم را به خود جلب کرد ، یکی تمام آدم هایی که میومدند تو ختم همگی متشخص بودند نه اینکه همگی دولتی باشند نه ، به دوستم گفتم نگاه کن به قول ما داریونی ها یه آدم شکسته ریخته توشون نیست و امّا نکته اصلی ، توی این روستا به این کوچیکی این همه مقامات کشوری ولشکری و…. کجا بوده ، برام بسیار جالبه ، روستایی که این قدر محروم بوده وفاقد امکانات حداقلی زندگی وحتی مدرسه ….
ولی داریون ما که این قدر به مرکز استان نزدیک بوده و قدمت آموزش وپرورش اون به پنجاه وبلکه بیشتر میرسه ، یه آدم با نفوذ و وبه قولی یه کسی که سرش به تنش می ارزه نباید داشته باشه افسوس ..
علت این همه عقب ماندگی چیست، دید محدود و بسته بزرگان قدیمی وریش سفیدهای داریون؟

فرهنگ غلط چشم ندیدن پیشرفت های دیگران و نظر تنگی مردم داریون ؟ ویا بی اهمیتی تحصیل کردگان داریون نسبت به وطن خود ؟
چرا هر کدام از بچه های داریون که مهاجرت می کنند دیگر علاقه ای به برگشت به زادگاه خود ندارند? هرکدومشون که می بینی میگه ول کن داریون وبیا !
کاش اون زمان که بچه های این مرزوبوم که قصد تحصیل در دانشگاه واستخدام در مراکز دولتی و …. را داشتند عده ای حسود ونظر تنگ اجازه می دادند و زیرآب اونها رو نمی زدند.
و هزاران ای کاش دیگر….
براستی چه عواملی در این تیره روزی های داریون نقش دارند؟