یوسف بذرافکن| حافظه دورا ن کودکی آنقدر خوب است که انسان آرزو می کند همیشه آن را داشته باشد . یادش به خیر ، تابستان ها همیشه کنار قلعه در سایه دیوار بلند منزل خود می نشست . آنقد ر مهربان و دوست داشتنی بود که همه  بچه های محل دوستش می داشتند . بیشتر […]

یوسف بذرافکن|
حافظه دورا ن کودکی آنقدر خوب است که انسان آرزو می کند همیشه آن را داشته باشد .

یادش به خیر ، تابستان ها همیشه کنار قلعه در سایه دیوار بلند منزل خود می نشست . آنقد ر مهربان و دوست داشتنی بود که همه  بچه های محل دوستش می داشتند .

بیشتر اوقات مقداری خیار سبز که متعلق به زمین خودش بود جلوش می گذاشت و به بچه هایی که از آنجا عبور می کردند می داد ، هرچند خودش همیشه در آرزوی داشتن فرزند بود اما همه بچه ها را دوست می داشت مخصوصا آنهایی که سلام می کردند .

آسیاب هم داشت ، زمین کشاورزی هم همینطور از مال و منال دنیا چیزی کم نداشت اما هیچگاه خود را گم نمی کرد و با همه مردم فقیر حشر و نشر داشت .سرانجام چراغ عمر این مرد خوب خدا هم در یکی از روز ها ناگهان خاموش شد ، ولی برای آخرت خودش هم فکر کرده بود تا دست خالی از سرای فانی به دیا باقی نرود ، منزل بزرگ خود را وقف امام زمان (عج ) کرد تا حسینه ای با همین نام مبارک در آنجا ساخته شود .

اکنون سالهای زیادی از آن روزها می گذرد اما هر کس به حسینیه حضرت ولی عصر (عج) داریون که تنها حسینه داریون است قدم می گذارد برای آن مرد خیر و بنده نیکو کار که نامش حاج علی آقا شکری است طلب مغفرت می کند و یا در کنار آرامگاه ابدیش که در حیاط حسینه است لحظه ای می ایستد و فاتحه می خواند .

اما راستش را به خواهی من همیشه از دیدن مرقد ساده و رنگ و رو رفته اش غصه ام می گیرد . دوست دارم مدیر سایت داریون نما این لطف را به این معلم حقیر بنمایدو سر قفلی ستون یاد نیکان را به این بنده رو سیاه خدا اهدا نماید .