احمد عیسایی خوش| دفعه قبل که یه نوشته برای سایت داریون فرستادم دیدم کامنت اکثر دوستان یاد آوری گذشته با اندوه بود. به خودم گفتم چرا باید طوری نوشت که همه ناراحت بشن .گذشته ها که گذشته بر نمی گرده والان هم می گذره وچه بهتر که به اونها از نیکی یاد کرد . تو […]

احمد عیسایی خوش|
دفعه قبل که یه نوشته برای سایت داریون فرستادم دیدم کامنت اکثر دوستان یاد آوری گذشته با اندوه بود. به خودم گفتم چرا باید طوری نوشت که همه ناراحت بشن .گذشته ها که گذشته بر نمی گرده والان هم می گذره وچه بهتر که به اونها از نیکی یاد کرد . تو همون گذشته چیزای خنده دار هم خیلی بود. چیزایی هست که وقتی برای هم محلیهایی که فرهنگ اونجا رو میدونن تعریف کنی از ته دل میخندن ،همون خنده هایی که جنسشون رو فقط میشه تو بچگی دید ،از ته دل ومزه دار .این خنده ها برای یک ده اون ور تر اصلن بی معنیه چون اونها از فرهنگ این منطقه ،آدمهاش ،کوچه هاش ،حرفاش وخیلی چیزای دیگه که تو خون ورگ مردم رفته اطلاع ندارن همانطور که ما از اونها چیزی نمیدونیم.


خیلی از کلمات که فقط خاص خودمون بوده وهست. بعضیهاشون صراحتا قابل نوشتن هستن وبعضیهاشون با اشاره میشه بهشون رسید وشما دوستان خود بخونین حدیث مفصل از این مجمل:
رشت ا سرت ،چه جمله بامعنی قشنگی ،اگه تو تهران به یکی بگی رشت توست حیرون میمونه یعنی چی یه پوزخند میزنه که چه فحش مسخره ای .
اوسا کو ،معلوم نبود این کلمه از کجا ساخته شده . ای دده والله امروز رفتم تعاونی داشت قند میداد دیدم کوپونا همرام نیست ،اوساکو رفتم خونه مش جعفر……
بلال شدو ،ای بلال شدو بیا یه کوفتی بخور برو مدرسه….
گود وجی….. گود بهمن……
سر تنگو …… سرقناتو………..سر قعلهو ……سر جادوو………سر کیچو………. سر قهوه خونهو
یا ما عشایرا
قضا برت بخوره ……خاکیشتر بشی …….آل ببرت