یوسف بذرافکن| در این بیست و هشت سال که در منطقه داریون و خرامه خدمت کرده ام جایی از نظر استعدادهای مختلف فرهنگی ، هنری و علمی مستعد تر از خیر آباد ندیده ام . دانش آموزان این منطقه فوق العاده بودند . در سالیانی که مربی پرورشی بود دهها گروه سرود و تاتر در […]

یوسف بذرافکن|
در این بیست و هشت سال که در منطقه داریون و خرامه خدمت کرده ام جایی از نظر استعدادهای مختلف فرهنگی ، هنری و علمی مستعد تر از خیر آباد ندیده ام . دانش آموزان این منطقه فوق العاده بودند .

در سالیانی که مربی پرورشی بود دهها گروه سرود و تاتر در مدرسه راهنمایی و ابتدایی تشکیل دادم استقبال آنقدر زیاد بود که در انتخاب گروه های هنری در می ماندم ، کمتر کسی بود که در زمینه های مختلف تاتر ، سرود ، نقاشی ، خوشنویسی و … توانایی نداشته باشد . در آن سالها دانش آموزان روستای آبشور و منصور آباد هم به خیر آباد می آمدند آنها هم دانش آموزان مستعدی بودند .

چند سال پس از من هم خواهرم در خیر آباد مدیر و دبیر بود او هم با من در فوق العاده بودن دانش آموزان خیر آباد هم عقیده است . درسالی که من به خیر آباد آمدم آقای صفر قائدی مدیر مدرسه راهنمایی بود و جای خود را به آقای ملک محمدی داد و ایشان هم جای خود را به حاج اسد نظری داد . هر چند اکثریت قریب به اتفاق دانش آموزان فوق العاده بودند و هنوز دفتر نمرات آنها را دارم اما برخی از آنها عبارت بودند از رحیم زراعت پیشه ، فتح اله (یوسف) محمد خانی ، علیرضا آل سعدی و …این را هم بگویم چیزی که تا حدودی مانع پیشرفت صددرصد علمی دانش آموزان خیر آباد و آبشور شده بود «شغل کامبین داری» بود زیرا دانش آموزان به هوس پیدا کردن شغل و استقلال مالی و ازدواج ادامه تحصیل را رها می کردند .

منطقه خیر آباد هم جوار داریون است و در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی همه این روستا ها جزء آموزش و پرورش داریون بودند . اگر در داریون کسانی باشند که قدرت برنامه ریزی داشته باشند می توانند همه این مناطق را منسجم کرده و به پیشرفت برسانند .آنچه که از خاطراتم بیان داشتم به این معنی نیست که داریون از خیر آباد کمتر استعداد دارد ، اما در خیر آباد این استعدادها بیشتر فرصت بروز و ظهور و پرورش یافته اند ، هرچند خیر آباد هم با این همه استعدادهای درخشان به آنچه شایستگی آن را داشته است دست نیافته است . اگر خیر آباد سرزمین استعدادهای ناب است اما داریون سرزمین گنج های بی پایان» است ولی صد حیف و هزاران حیف که …