جلیل زارع| این روزها تنور انتخابات، داغ است و الحق، گاه، مطالب، اخبار و تصاویر زیبایی نیز توسط برخی عزیزان در سایت  داریون نما به معرض نمایش گذاشته می شود که اغلب، به طور مستقیم یا غیر مستقیم، به نوعی اطلاعات،آگاهی ها، هشدارها و آخرین اخبار انتخاباتی را بر فضای مجازی داریون نما جاری می […]

جلیل زارع|

این روزها تنور انتخابات، داغ است و الحق، گاه، مطالب، اخبار و تصاویر زیبایی نیز توسط برخی عزیزان در سایت  داریون نما به معرض نمایش گذاشته می شود که اغلب، به طور مستقیم یا غیر مستقیم، به نوعی اطلاعات،آگاهی ها، هشدارها و آخرین اخبار انتخاباتی را بر فضای مجازی داریون نما جاری می سازد. و این همه، چیزی نیست جز حس نوع دوستی، تفکر جمعی و پاسداری از ارزش ها که وقتی قطرات باران دیدگاه های گاه بسیار سازنده ی شما کاربران عزیز نیز بر بستر مجازی داریون نما می بارد، شور و هیجان آن را افزایش داده و خود، بیانگر احساس مسئولیت شما در برابر سرنوشتی است که قرار است خداوند رحمان و رحیم توسط خودمان برایمان رقم زند.


ولی گاه این مطالب و یا دیدگاه ها، آن چنان تند و تیز بر این بستر مجازی می بارد که به جای سیراب نمودن نهال های نو رسته ای که در انتظار رشد و شکوفایی، چشم به آسمان حس نوع دوستی و تفکر جمعی شما دوخته اند، سیلی خروشان و ویرانگر می شود و به جای رویاندن گل و بنفشه بر شاخسار این نهال های نو رسته، ریشه ی آنان را سست کرده و همه وهمه چیز را با خود همراه کرده، به فنا و نیستی می کشاند. و این جاست که ناخواسته اهداف جمعی، تحت الشعاع اهداف فردی قرار گرفته و تند و تیز باریدن ها، کار دستمان داده و در این روزهای حساس و سرنوشت ساز، دشمن شادمان می کند. گاه، ما هم به جای این که این سیل خروشان را مهار کنیم، ناخواسته راه را بر آن هموار کرده و اجازه می دهیم هر چه میخواهد بتازد… ولی آخر تا کی و کجا!؟
از حق نمی توان گذشت، برخی از عزیزان نیز با سعه صدر و گذشتن از حق مسلم خود، اجازه نمی دهند وحدت و یکپارچگی مردم،دستخوش این تغییرات شود. در این میان هستند بزرگوارانی نیز که از هیچ تلاشی برای بازگرداندن آرامش به جمع دریغ نمی ورزند.
داشتم به این فکر می کردم که چگونه و با چه کلامی می توان همگان را به خویشتن داری و سعه صدر بیش تر دعوت کرد و آرامش گاه از دست رفته را مجددا به این فضای مجازی، باز گرداند که در آخرین لحظات، شعاری زیبا و آرام بخش در سایت به نمایش در آمد که: بر چهره ی دلگشای مهدی صلوات/ بر قامت دلربای مهدی صلوات… شعاری که اگر به آن گوش جان سپاریم و ذکرش را بر لب جاری سازیم، عجیب کارساز و چاره ساز است. این شعار زیبا و آرام بخش از زبان چهره ی فرهنگی ، سید هاشمی بزرگوار جاری شد. و ما خدا را شاکریم که چنین عزیزانی در جمع ما حضور دارند و اجازه می دهند خنکای نسیم روح بخش تعالیم الهی بر تب تند ما بوزد و موفقیت و پیروزی حتمی را برایمان به ارمغان آورد.
… خواهران گرامی… برادران عزیز… بیایید بر فرهنگ و مکتب غنی اسلام، چنگ بزنیم. شاید با ریشه کن کردن تفرقه ها، مجددا وحدت و یکپارچگی، بر فضای مجازی داریون نما، جاری و ساری شود.
سید بزرگوار ما ! این ابتکار جالب و کارساز و شعار بسیار کوتاه ولی پر محتوا، مرا به یاد نیاکانمان انداخت که به ما کودکان دیروز و بزرگسالان امروز آموختند که چقدر این شعارهای معنوی و پر مغز و اعتماد به یکتای بی همتا و روی آوردن به سمت قبله ای که شعار وحدت و یکپارچگی امت اسلامی است، می تواند کارساز و گره گشا باشد.
یکی از این آموزه های نیاکانمان که در قالب یک بازی کودکانه، ملکه ی ذهن ما شده است، بازی است به نام ”کلیلو کلمللو”در مراسم خواستگاری و تعیین مهریه و شیر بها و … که وقتی خانواده ی داماد می بینند خانواده ی عروس با هیچ وعده ای راضی نمی شوند، با وعده ی ”خانه ی خدا” کار را به سرانجام می رسانند و جلو حرص و ولع خانواده ی عروس را گرفته، آرامش را برای عروس و داماد به ارمغان می آورند. که هر چند نقل آن در این روزهای حساس  انتخابات، خالی از لطف نیست و می تواند برای لحظاتی گل خنده ای نیز بر لبانتان بنشاند، ولی در حوصله ی این مکتوب نمی گنجد و در مکتوب جداگانه ای با نام ”کلیلو کلمللو” برایتان می آورم…. در پناه حق.