جلیل زارع| به نام خدا و با سلام…آقای داریون نما، مهدی جواد و یا مهدی بذرافکن ! نوبتی هم باشد، نوبت شماست. خیلی وقت است دلم می خواهد کاری کنم کاربران عزیز بیش تر شما را بشناسند. بدون زحمت و درد سر زیاد. من خودم برای شناخت شما که هنوز هم شناختم از شما کامل […]

جلیل زارع|

به نام خدا و با سلام…آقای داریون نما، مهدی جواد و یا مهدی بذرافکن ! نوبتی هم باشد، نوبت شماست. خیلی وقت است دلم می خواهد کاری کنم کاربران عزیز بیش تر شما را بشناسند. بدون زحمت و درد سر زیاد.

من خودم برای شناخت شما که هنوز هم شناختم از شما کامل نیست،خیلی در سایت کنکاش کردم. یادم هست، اوایل به هر جای سایت سرک می کشیدم بلکه نشانی از شما بیابم. افزون بر شناخت شما، دلم می خواست نویسنده ی مطالبی با عنوان ”نوشته های شبانه یک داریونی” را هم بشناسم. تا این که با مطلبی تحت عنوان ”نوشته های شبانه یک داریونی | سلام آقای داریون نما” که در تاریخ 7 شهریور نوشته شده بود،برخوردم. آن را با حرص و ولع خواندم. چندین بار هم خواندم. حالا دیگر می دانستم که مهدی بذرافکن پسر جواد است و مشهور به داریون نما. یعنی همان کسی که ”نوشته های شبانه یک داریونی ” را می نویسند. به این می گویند، یک تیر و دو نشان.بعد ها عکستان را هم در سایت دیده و شناساییتان کردم، بدون آن که قبلا شما را دیده باشم.


… اجازه دهید روی سخنم را به کاربران محترم داریون نما بر گردانم…اگر شما هم هنوز چهره ی او را ندیده اید، می توانید در قسمت ”گفت و گو” متن ”کارلوس کروش: در اروپا برای سفر به شیراز تبلیغ می کنم” که در تاریخ 28 بهمن ماه در سایت درج شده است را بیاورید و عکسی را که ایشان با کروش به یادبود گرفته است، ببینید و مثل من به خوش تیپی ایشان گواهی دهید.حالا دیگر اگر اتفاقی جایی او را می دیدم فورا می شناختم.ایام عید که به شیراز آمدم با قرار قبلی فقط برای پنج دقیقه او را دیدم. مثل عکسش خوش تیپ بود و البته مهربان. آخرین باری هم که به شیراز آمدم دقایقی ایشان را به اتفاق آقای کرمدار و دوستش در داریون، باز هم با قرار قبلی دیدم. چهره در چهره فقط به همین اندازه. ولی مدام به بهانه های مختلف، تلفنی مزاحم ایشان هستم. نوشته هایشان را هم عمیق تر بررسی می کنم. حالا دیگر می دانم کجا کار می کند. اوایل فکر می کردم این داریونی که شبانه نوشته هایش را در سایت درج می کند، خودش هم ساکن داریون است ولی حالا دیگر می دانم که داریونی غیر ساکن است. داریونی شیرازی. خیلی چیزهای دیگر هم از ایشان می دانم ولی هنوز هم احساس می کنم نقاط تاریک زیادی وجود دارد که برای شناخت کامل تر ایشان باید با پروژکتورهای شما کاربران روشن شود.
… اما چرا وارد این مقوله شدیم؟ جرقه ی این تصمیم را آقای بذرافشان عزیز زد که در ”دیدگاه 26 اردیبهشت 12:31 ب.ظ” خود از داریون نما خواست که یک بار هم در باره خودش نظر سنجی کند. و من هم همان موقع بلافاصله از آقای بذرافشان خواستم که یا ایشان و یا من برای این نظر سنجی دست به کار شویم و خواستم به من جواب بدهد ولی چون جواب واضح و روشنی نشنیدم خودم دست به کار شدم.
… حالا ما با یک نظر سنجی در مورد آقای داریون نما، رو به رو هستیم. چهار گزینه ای هم نیست و با یک تیک زدن کار تمام نمی شود. نظرتان را در مورد ایشان بدون رو در بایستی بنویسید. شخصیتش، کارهایش و… همه را بریزید روی دایره و در یک کلام به نقد بکشانید این منتقد داریون نما و چند سایت دیگر را . مثلا فکر می کنید چرا دست به این کار متهورانه زده است؟ راه اندازی داریون نما را می گویم. برای رضای خدا این کار را شروع کرده و بی وقفه در حال ادامه ی آن هست یا به عشق وطن و برای خدمت به همشهریانش و یا برای رسیدن به هدفی کاملا شخصی؟ مثلا می خواهد همه او را بشناسند و مشهور شود. یعنی یک چیز هایی توی مایه های شهرت طلبی. یا نه کاملا بر عکس، اصلا دوست ندارد شخصیت واقعیش شناخته شود و شاید هم چیزی بین این دو. شاید هم یک هدف غیر شخصی و عمومی و متعالی و ده ها اگر و اما و شایدهای دیگر. پس بهتر است که بیش از این حرف توی دهنتان نگذارم، قرار نیست فقط من قضاوت کنم. شما بگویید. شما نظر بدهید….

نکته:یادداشت کوتاه کسی که این مطلب درباره اوست:

سلام بر همگی، آنهایی که مرا می شناسند می دانند اهل نان قرض دادن و قرض گرفتن نیستم. چه، در رسانه هایی که کار می کنم کمتر نام و نشانی از من یافت می شود.

در این میان اما جناب جلیل زارع-که به او ارادت ویژه ای دارم- حرفی زد و درخواستی کرد که نتوانستم مانند بارهای قبل به او “نه” بگویم.

نتیجه بحث ما این شد که مطلب ارسالی این دوست درباره بنده به همراه نظرها و دیدگاه های احتمالی کاربران داریون نما(چه انتقادها و چه احیانا تعریف ها) بدون هیج کم و کاست روی خروجی سایت قرار گیرد با این شرط که من هم بتوانم همین چند سطری که شما ملاحظه می کنید را بر روی این مطلب بنویسم.

به همین سبب خدمت شما عرض می کنم برخی جملات این مطلب مانند “خوش تیپی”! و… را شما جدی نگیرید. چه، آنان که مرا دیده اند حتما می دانند که من و خوش تیپی بیگانه ترینیم!