به کوشش:آزاده روح الامینی| دو اصطلاح كه به لحاظ صورت نزديك و شبيه به هم هستند اما از جهت محتوا و ساخت عناوين با هم خيلي تفاوت دارند. يكي تعبير مهندسي فرهنگ و ديگري عبارت مهندسي فرهنگي است. مهندسي را به هر معنايي تفسير كنيم منظور اين است كه خود مقوله فرهنگ بايد هندسه پذير […]

به کوشش:آزاده روح الامینی|

دو اصطلاح كه به لحاظ صورت نزديك و شبيه به هم هستند اما از جهت محتوا و ساخت عناوين با هم خيلي تفاوت دارند. يكي تعبير مهندسي فرهنگ و ديگري عبارت مهندسي فرهنگي است. مهندسي را به هر معنايي تفسير كنيم منظور اين است كه خود مقوله فرهنگ بايد هندسه پذير باشد و اندازه مطلوب ما را بگيرد. در مهندسي فرهنگ كلمه مهندسي به فرهنگ اضافه شده است. عبارت از تركيب مضاف اليه پديد آمده است. بنا است مقوله فرهنگ مهندسي شود؛ سامان بيابد، مديريت بشود، متحول بشود و جهت پيدا كند.

اما مهندسي فرهنگي تركيب صفت و موصوفي است، مهندسي فرهنگي يعني مهندسي كردن، مديريت كردن، سامان بخشيدن، جهت دادن و اندازه كردن از نوع فرهنگي، با معيارهاي فرهنگي و درقالب فرهنگي.

در مهندسي فرهنگي تلاش بر اين است تا با نگاهي راهبردي به عرصه فرهنگ زمينه هاي لازم براي تعالي فرهنگي جامعه فراهم آيد و تغييرات فرهنگي به شكل مطلوبي كه مورد رضايت شارغ مقدس و مردم خدامحور است واقع شود. طراحان مهندسي فرهنگي كشور تنها در صورتي توفيق اين مهم را خواهند يافت كه با طبيعت تحولات فرهنگي آشنا باشند.

در مهندسي فرهنگ، متعلق خود مهندسي فرهنگ است. يعني خود فرهنگ را ما مي خواهيم تقدير، اندازه و تدبير كنيم و سامان ببخشيم، جهت بدهيم، اصلاح كنيم و ارتقاء ببخشيم. متعلق مهندسي در تركيب مهندسي فرهنگ، خود فرهنگ است. اما در عبارت مهندسي فرهنگي كه صفت و موصوف است مهندسي از نوع فرهنگي، منظور نظر مي باشد. يك وقت، جامعه را مهندسي سياسي مي كنيم؛ بار ديگر جامعه يا يك مقوله و يا يك حوزه را مهندسي اقتصادي مي كنيم. يك بار ديگر كل يك جامعه، امور يك صنف، يك مقوله اجتماعي، يك پديده و يا يك حادثه را، مهندسي فرهنگي مي كنيم. در مهندسي فرهنگي متعلق وسيع است.

*برگرفته از گاهنامه علمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی سراج