جلیل زارع| تقدیم به پیشگاه مقدس منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر (عج) روحی لمقدمه الفدا: سر و جان، در پی کار تو نمودیم و نشد ! هر چه دل داشت، نثار تو نمودیم و نشد ! سوسن و یاسمن و یاس، به یمن قدمت گل گلزار دیار تو نمودیم و نشد ! زرد شد […]

جلیل زارع|

تقدیم به پیشگاه مقدس منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر (عج) روحی لمقدمه الفدا:

سر و جان، در پی کار تو نمودیم و نشد !
هر چه دل داشت، نثار تو نمودیم و نشد !

سوسن و یاسمن و یاس، به یمن قدمت
گل گلزار دیار تو نمودیم و نشد !

زرد شد برگ امل،ریخت به پای تو صنم

حاصل عمر،نثار تو نمودیم و نشد !

بر سر دار بنوشند شراب از لب یار
سر سراسیمه به دار تو نمودیم و نشد !

یک دم این بخت نگونسار، مرا یار نبود
کاین دل لاله، فگار تو نمودیم و نشد !

ز چه رو ،باز دلازار دل زار شدی؟
دل بیمار، که زار تو نمودیم و نشد !

تو قرار از دل دیوانه ربودی و بشد !
دل دیوانه به کار تو نمودیم و نشد !

” در وصف امام زمان- بهار دلها “

 به تو می اندیشم

به تو با آمدنت، گل خنده همه جا باز شود

کزین بستر خاموش گذر، بار دیگر یک نگاه تازه شود

به تو آوای نسیم سحری

که به یمن قدمت می شوید شبنم عشق غم تنهایی

تا بروید بار دیگر، گل لاله، گل زیبای جوانی، عشق مردان خدایی

به تو می اندیشم

به تو معشوق الهی

به تو با آمدنت رنگ ظلمت همه جا پاک شود

باردیگر، کشور عشق الهی

خانه ی دل بیمار شود

  آزاده روح الامینی (آرا)