یوسف بذرافکن| له فراخ : له فراخ ، نام مکانی است در کوهی واقع در جنوب داریون ،این له که به شکل یک هفتی است زمانی باغ بوده است ، آن طور که بزرگان می گویند در گذشته نه چندان دور،در کوه جنوب داریون باغ هایی وجود داشته است که هنوز سنگ چین های آن […]

یوسف بذرافکن|

له فراخ :
له فراخ ، نام مکانی است در کوهی واقع در جنوب داریون ،این له که به شکل یک هفتی است زمانی باغ بوده است ، آن طور که بزرگان می گویند در گذشته نه چندان دور،در کوه جنوب داریون باغ هایی وجود داشته است که هنوز سنگ چین های آن موجود است . تا آن جایی که من یاد دارم تعداد هفت درخت انجیر در «له فراخ »وجود داشت که یکی از آنها انجیر قرمز و بقیه انجیر سفید بود.در نوجوانی که به کوه می رفتم از انجیر های این درخت ها می خوردم وقتی که دهانم له می شد از آویشن های باریک کوه می چیدم و می خوردم . چوپان ها ی ده زیر سایه آنها می نشستند نی می زدند و چای دم می کردند . متاسفانه این درخت ها اکنون وجود ندارند هر چند عکس آنها را قبلا برای داریون نما فرستاده ام .در حاشیه کوه باغ های انگور وجود داشت که من باقی مانده آ نها را دیده بود . قبلا که وسایل نقلیه زیاد نبود در روز« سیزده بدر » دامنه کوه پر می شد از آدم های ساده و بی ریایی که پای پیاده زده بودند به دامنه کوه ،تا سیزده نوروز را در آنجا به خوشی سپری کنند ،صفای باطن آنها را می شد در وسایل اندک ،غذاهای ساده و سفره هایی که کنار یکدیگر پهن می کردند مشاهده کرد . زن ها دست به دست هم می دادند و در زیر درخت های جرگه «هدله »می کردند و بچه ها از درخت بنه کنار جرگه ها هیلو (طاب) می خوردند،نوجوان ها «هفت سنگ بازی »می کردند .
باغ انجیر سعدی :

در حاشیه جاده اصلی داریون خرامه نرسیده به درخت های جرگه ،باغ بزرگی بود که پر بود از درخت های انجیر که اکثر آنها انجیر سفید بود این باغ متعلق بود به مرحوم سعدی دریانی و در آن موقع بچه های از انجیر های بش این درخت ها می خوردند و کسی که کاری به کار آنها نداشت ،فقط یک سال باغ توسط یک پیر مرد قرق شده بود و پیرمرد باغبان انجیر های آنها را می فروخت در حال حاضر در این باغ هیچ درخت انجیری وجود ندارد و با توسعه جاده ،خشکسالی و عوامل دیگر درخت ها کاملا از بین رفته است .
چاه دانشجویان :
شاید جوان ها از «چاه دانشجویان »و قصه آن خبر نداشته باشند اما برای آنکه این چاه هم قسمتی از دفترچه خاطرات داریونی ها است ، می خواهم قصه آن را بیان کنم .در سال 1360-1359بر اثر حوادث انقلاب اسلامی و نفوذ گروهک های مخالف نظام جمهوری اسلامی در دانشگاه ها بنابر مصالح کشور، دانشگاه ها برای مدتی تعطیل شد و دانشجویان بیکار شدند .دولت برای بیکارنماندن دانشجویان اقداماتی انجام داد ،از جمله این کارها واگذاری قسمتی از زمین های منابع طبیعی به دانشجویان بود .در آن سالها که البته داریون دانشگاه نداشت تعدادی دانشجویان به داریون آمدند و دولت هم قسمتی از زمین های منابع طبیعی منطقه خالد آباد را به آنها واگذارکرد ، آن دانشجویان با دریافت تسهیلات دولتی اقدام به حفر چاه و آباد کردن زمین های بایر واگذارشده نمودند و سوله های بزرگی را هم برای دامداری و کابرد های دیگر احداث کردند که بعدا به علت کم آبی منطقه خالد آباد،باز شدن مجدد دانشگاه ها و عوامل دیگر دانشجویان زمین ها و سوله های نیمه تمام را فروختند و از آنجا رفتند ولی هنوز مردم این چاه و زمین های آن را که امروز به صورت باغ های زیتون در آمده است بنام «چاه دانشجویان » می شناسند .