به کوشش:جلیل زارع| اخیرا شماره ی یازدهم (خرداد ۱۳۸۶) ماهنامه ای با عنوان “ماهنامه اطلاع رسانى ، آموزشى و پژوهشى” نظرم را به خود جلب کرد. خواندمش و لذت بردم. مطالعه ی آن را به اعضای محترم شوراها و به ویژه شهرداران محترم، توصیه می کنم. مشخصات اصلی ماهنامه: صاحب امتیاز: شوراى عالى استانها مدیر […]

به کوشش:جلیل زارع|

اخیرا شماره ی یازدهم (خرداد ۱۳۸۶) ماهنامه ای با عنوان “ماهنامه اطلاع رسانى ، آموزشى و پژوهشى” نظرم را به خود جلب کرد. خواندمش و لذت بردم. مطالعه ی آن را به اعضای محترم شوراها و به ویژه شهرداران محترم، توصیه می کنم.
مشخصات اصلی ماهنامه:
صاحب امتیاز: شوراى عالى استانها
مدیر مسئول: مهدی چمران
سردبیر: علی نوذرپور

در سرمقاله ی آن به نقل از سردبیر آمده است:

“شهردار خوب کیست؛ و داراى چه ویژگى هایى است؟

این ها نخستین پرسش هایى است که شوراهاى شهرى در آغاز با آن مواجه مى شوند. شوراهایی که پاسخ صحیح سؤالات مذکور را دریابند نیمى از راه را با موفقیت طى کرده ا ند.

با توجه به وظایف پیچیده و متنوع شهردارى ها، شهردار باید چه تخصص یا تخصص هایى داشته باشد؟ آیا باید متخصص فضاى سبز باشد یاداراى تخصص مرتبط با محیط زیست؟ مهندس عمران باشد یا مهندس معمار، مهندس صنایع و یا مهندس بهداشت محیط، عالم اقتصاد و یا جامعه شناس، یا جز این ها؟ همة این ها در مدیریت شهردارى مورد نیاز هست ولى آیا کسى پیدا مى شود که تمامى این تخصص ها را داشته باشد؟

بدیهى است که پاسخ منفى است. پس باید چه تخصصى داشته باشد؟ آیا تخصصى پیدا مى شود که همة آن هایى را که ذکر شد در خود داشته باشد؟ اگر نمیتوان چنین تخصصى را پیدا کرد، پس باید دنبال چه چیزى بود؟

اگر شهرساز نمیتوان بود، لیکن میتوان مدیریت شهرسازانه داشت؛ و اگر معمار نمیتوان بود،میتوان مدیریت معمارانه داشت. پس باید دنبال کسى گشت که اگر این تخصص ها را ندارد، مدیریت استفاده از آن ها را داشته باشد.

دوم این که شهردار کسى نیست که صرفاً مدیریت یک سازمان را برعهده داشته باشد و اگر از عهدة این امر برآید، فرد مناسبى براى تصدى سازمان شهردارى است. بلکه شهردار کسى است که خود منتخب افراد منتخب مردم یک شهر است و مشروعیت اداره امور شهر را به واسطه رأیى که مردم به اعضاى منتخب خود در شهر مى دهند، به دست مى آورد.

بنابراین باید بتواند شهر را با مدیریت شورایى اداره کند. براى این امر، وى باید به این نوع مدیریت باور داشته باشد و نه تنها شهر را متناسب با دیدگاه و خواسته هاى نمایندگان مردم در شورا اداره کند، بلکه با همراهى و هم فکرى شورا، امکان حضور مؤثر مردم را در ادارة امور شهر فراهم سازد، به گونه اى که شهر در اختیار مردم قرار گیرد و پروژه هاى عمرانى و فعالیت هاى خدماتى در پاسخ به نیازهاى واقعی مردم شهر تعریف و اجرا شوند.

شهردار باید کسى باشد که هدف مدیریت شهرى را توسعه بداند، نه عمران و نه ارائه خدمات بیش تر. توسعه با مشارکت مردم امکان پذیر خواهد بود و توسعه با آگاهى و دانایى مردم نسبت به حقوق شان و تکالیف شان در قبال ادارة امور شهر محقق مى شود.

شهردار منتخب شورا میبایست به مدیریت شهروند محور باور داشته باشد و سازمان ادارة شهردارى را با این باور ساماندهى کند. بنابراین باید بتواند به سهولت با مردم ارتباط برقرار کند و نه به گونه اى عوام فریبانه. میبایست به سازماندهى مناسب، امکان آگاهى از نظریات و دیدگاه هاى واقعى مردم فراهم گردد و شهر در چارچوب خواسته هاى مردم مدیریت شود.”