جلیل زارع| عرض سلام، ادب و احترام خدمت برادر بزرگوار جناب آقای احمد عیسایی خوش… بی مقدمه عرض کنم که هدف بنده از این “نقد” اصلا این نیست که بخواهم از شما دوست عزیز و یا جناب آقای یاری فر و یا هرکس دیگری دفاع کنم و یا خدای ناکرده در صدد محکوم کردن یکی […]

جلیل زارع|

عرض سلام، ادب و احترام خدمت برادر بزرگوار جناب آقای احمد عیسایی خوش…

بی مقدمه عرض کنم که هدف بنده از این “نقد” اصلا این نیست که بخواهم از شما دوست عزیز و یا جناب آقای یاری فر و یا هرکس دیگری دفاع کنم و یا خدای ناکرده در صدد محکوم کردن یکی از شما عزیزان باشم؛ بلکه بر این باورم که همه ی شما عزیزان، مسلما در مدیریت شهری، صاحب نظرید و سال ها تجربه و دانش را در کارنامه ی خود دارید.

بنابراین، بنده اصلا قصد چنین جسارتی را ندارم و پیشاپیش عذرخواهی می کنم؛ ولی از آن جا که شما در حال انجام پایان نامه اتان هستید، فکر کردم شاید هر نقدی حتی از ناحیه ی فردی چون من که الفبای مدیریت شهری را نیز نمی دانم، بتواند مورد استفاده قرار بگیرد.

و باز چون یکی از افرادی را که شما در نقدتان مستقیما نام برده اید، جناب آقای یاری فر است، از همین ابتدا عرض کنم که قصد من ار این “نقد” حمایت و طرفداری از نظر ایشان هم نیست. که ایشان نیز مثل شما تجربه ی بیش از سی سال مدیریت را دارند و اگر لازم باشد، خودشان قادر هستند خیلی بهتر از من در صدد دفاع از گفته های خود برآیند.

خوب است قبل از اظهار نظر در مورد یک شخص و نقد مطلبش، ابتدا مطلب وی را با دقت و تامل بیش تری مد نظر قرار دهیم، تا نقدمان بر آن شخص و اظهار نظرهایش، منطقی تر و منصفانه تر باشد.

شاید هم ما بیش از آن که به خود مطلب بپردازیم، به عنوان آن توجه می کنیم. به نظر من، عنوان مطلب جناب آقای یاری فر، غلط انداز است. بهتر بود به گونه ای دیگر که نشانگر کل مطلب باشد، انتخاب می شد.

جناب آقای یاری فر، قید لزوم “بومی بودن شهردار” را عنوان نکرده اند و نفرموده اند که شهردار باید بومی باشد. حرف ایشان چیز دیگری است. خیلی فراتر از بومی یا غیر بومی بودن شهردار. و آن، باور کردن توان جوانان زادگاهمان و اطمینان کردن به آن هاست. ایشان حرف خود را با یک پرسش، مطرح کرده اند: ” کدام یک از این شهردارها، اهل داریون بوده اند؟”

من فکر می کنم هدف از این پرسش، پاسخی است که خود به آن داده اند: ” چه می شد اگر اعضای محترم شوراهای گذشته از بین جوانان بومی مستعد، خلاق و تحصیلکرده در کنار شهرداران این چند سال استفاده می کردند تا تجربه اندوزی کنند و در آینده که شاید امروز باشد دیگر دچار اما و اگر برای انتخاب شهردار نباشیم همین حالا هم دیر نشده است .”

نفرموده اند، چرا از بین آن ها، به عنوان شهردار انتخاب نکرده اند؛ حرفشان این است که چرا جوانان زادگاهمان را در کنار آن ها پرورش نداده ایم تا در صورت لزوم اگر به کسی با شرایط مورد نظر کم تر دسترسی باشد، خودمان خود کفا باشیم و در عسر و حرج قرار نگیریم.

به تمام مسئولین خصوصا اعضای محترم شورا نیز توصیه کرده اند که : “با یک برنامه ریزی مناسب، از وجود این سرمایه های انسانی بی بدیل استفاده نمایید.”

البته به نظر من کمی هم در گفتار زیاده روی کرده اند و فرموده اند: ” تا در آینده نیازمند این نباشیم که با التماس کسانی را بیاوریم که بر ما مدیریت کنند و البته هیچ شناختی هم از موقعیت و بافت جمعیت و فرهنگ ما نداشته باشند.”

بنابراین، اگر مته به خشخاش نگذاریم و از برخی افراط ها در گفتار بگذریم، ایشان ادعا نکرده اند که الزاما باید شهردار بومی باشد، حرف ایشان این است که چرا جوانانمان را به گونه ای وارد صحنه ی عمل نکنیم که مدیر و مسئول بار بیایند و در آینده بتوانند در صورت لزوم مسئولیت امور شهری را بر عهده بگیرند. و این حرف صحیح و دلسوزانه ای است.

و باز ایشان ادعا کرده اند که “در حال حاضر هم شایستگانی برای انتخاب شدن داریم ولی باید آن ها را باور کنیم.” که وجود خبرگان زادگاهمان که ایشان و خود شما، نمونه های بارز آن هستید، دلیل بر این ادعا هست و باز به گزاف نگفته اند.

از حق نمی توان گذشت، نقدتان در کلیت، بسیار زیبا و کارشناسانه است و نشان از افکار بلندتان دارد ولی اگر وقتی از “وارد نکردن شرط بومی و یا غیر بومی بودن”، سخن به میان می آوردید، این شرط را به فردی که زیاد هم از محتوای کلامشان چنین برداشتی نمی شود، نسبت نمی دادید، حق مطلب را بهتر ادا می کردید.

عزیز دل برادر ! ذکر ” انتخاب شهردار اصلح، هیچ ارتباطی با بومی بودن یا نبودن ندارد” ، به دور از انصاف است. اصل حرف شما صحیح است و شکی در آن نیست ولی قید واژه ی ” هیچ ارتباطی” افراط در گفتار است. بهتر است در به کار بردن “سورهای عمومی” مثل ” هیچ” و “همه” ، احتیاط بیش تری کنیم.

و باز تاکید بر جمله ی ” اصلا وارد کردن بحث به دادن طایفه گری و قومیت گری و قومیت، تاریک کردن صحنه برای منتخبانی است که قرار است به جای مردم در منصه تصمیم ، فرد شایسته ای را برگزینند” ، نیز نوعی افراط است.

در این که انتخاب شهردار، یکی از مهم ترین وظایف شورای شهر است، جای هیچ شک و تردیدی نیست؛ ولی اعضای شورای شهر نیز، منتخب همین مردم هستند و این که مردم را متهم کنیم که اگر نظرشان را از طریق رسانه های عمومی می گویند، دارند به اعضای شورا خط می دهند، به نوعی دور از انصاف است و پسندیده نیست.

اگر به همین منوال بخواهیم در مورد مردم قضاوت کنیم، باید وظیفه ی آن ها را فقط رای دادن به نمایندگان خود ( شورا، مجلس، ریاست جمهوری و…..) بدانیم و بعد از انتخاب، حق هرگونه اظهار نظری را که متفاوت با نظر منتخبینشان باشد، از آنان سلب کنیم که دخالت در امور آنان نشود.

چه قدر زیبا گفته اید که ” همگان باید به هر طریق ممکن امکان مشاوره برای تعیین این معیارها را برای آنان فراهم کنیم.” ولی این کلام زیبا، با گفته های پیشینتان در تناقض است. و باز، از اصطلاح ” به عبارت دیگر”، برای جمله ی کاملا واضحتان استفاده می کنید ( معمولا وقتی “به عبارت دیگر” به کار می رود که بیم آن برود مفهومی روشن و واضح از گفتار برداشت نشود.)، و می فرمایید: ” به عبارت دیگر، در جهت روشنگری معیارها حرکت کنیم به جای این که هدف و آدرس را مشخص کنیم.”

اگر قرار است نظر ها، همه در یک راستا باشد و چنان چه نظری،متفاوت با یک راستای خاص باشد، چنین برداشت شود که دارد هدف و آدرس را مشخص می کند که دیگر اصل و اساس “نظر” زیر سوال است و نقد و بررسی معنا و مفهوم خود را از دست می دهد !

مخلص کلام:
جناب آقای یاری فر، ضمن تذکر به جا و شایسته، در اظهار نظر، افراط کرده اند. ولی جنابعالی هم به گونه ای دیگر مرتکب افراط در گفتار شده اید.

در پایان، این حقیر سراپا تقصیر، اعتراف می کنم که در محضر شما دو بزرگوار، درس پس می دهم و از شما بزرگواران انتظار دارم جسارت بنده را ببخشید و حلال کنید. هم چنان پویا و پایا باشید.