اینجا خانه ی پیرترین زوج حال حاضر شهرمان داریون است.یک قرن اززندگی آنها وهفتاد وسه سال ازازدواجشان می گذرداما هنوز امید، خوشبختی، رضایت،مهربانی درچهره اشان موج می زند.

گزارش و عکس:  محمد جعفر حقیقت جو|   

بازهم عشق را روی زمین درمیان بنده های خدا جستجو می کنم.این بار می رسم به

خانه ای سبزترازباغ بهار و پنجره هایش همگی رو به خدا.

درآخرین لحظه های سال 92 به همراه یکی از دوستان خوبم “محمد اسدی” میهمان خانه ای می شویم که دوستی وصداقت ،مهرومحبت ازدرودیوارش می بارد.

پیرترین زوج داریونی

پیرترین زوج داریونی

اینجا خانه ی پیرترین زوج حال حاضر شهرمان داریون است.یک قرن اززندگی آنها وهفتاد وسه سال ازازدواجشان می گذرداما هنوز امید، خوشبختی، رضایت،مهربانی درچهره اشان موج می زند.

مرداین خانه کسی نیست جزحاج حسن اسدی متولد 1294 و بانوی خانه زلیخا قنبری متولد1293.این دوعزیز ازسرمایه ها ومایه ی برکت و امید درشهرما هستند.ایمان و تقوا

وعمل صالح سرلوحه زندگیشان بوده واینگونه بیان می کنند که درزندگی همیشه راضی بوده اند وهیچ گاه ازکسی گله مند نبوده اند وکسی را نرنجانده اند.

ثمره ی ازدواج آنها چهارفرزند پسر و شش فرزند دختربوده که حال یکی ازدخترانشان درقید حیات نیستند.گفتنی است این دوعزیزهم اکنون چهل ویک نوه دارند که خدابه همه ی آنها سلامتی عنایت بفرماید.

مهریه ی بانو زلیخا 60 تومان است وجالب است که روزی که عقد کرده اند بدون حضور عروس ودر مسجد حاج غنی توسط شخصی به نام زبرجد عقد صورت گرفته است.البته حاج حسن می گوید آن موقع احتیاجی به حضور عروس درمجلس عقد نبود وتنها وجود چند شاهد کافی بود.

رسم براین بودکه جهیزیه را داماد فراهم کند و تمام کارهای منتسب به ازدواج را خودش انجام دهد.واینکه پدرزن نیز هرکاری داشت داماد بایددرانجام آن کوتاهی نمی کردوبه قول خودمان دست به سینه اطاعت می کرد.

گرم صحبت بودیم که چشمم به تابلو یی روی دیوار افتاد یک شعر زیبا به خطی زیبا دروصف حاج حسن .

شاعر کسی نیست جز مرحوم حاج احمد عابدی داریونی که در وصف خوبی های حاج حسن این شعرزیبا را سروده بود.

پیرمردی باصفا ومهربان     هم عزیزومومن وشیرین زبان

کاردان وقاری وهم باوفا     دائما باشد پی ذکر و دعا

هست نامش نام پورفاطمه    اوکه باشد افتخار ما همه

من بگویم نام آن پیرکهن     دوستداردین وحق باشد،حسن

گرشوی خوشحال خندانش کنی     گرشوی گریان تونالانش کنی

روزتنگی وبلا یارت شود   روزفکروغصه غمخوارت شود

آرزو دارم نماید زندگی      سالهای سال با بالندگی

عابدی گفتا چو ازرفتاراو     دوست داردشیوه وکرداراو.

شعری زیبا دروصف حاج حسن

شعری زیبا دروصف حاج حسن

راستش سخن بسیار به میان آمدومن از حرفهایشان دلگرم می شدم.بااینکه اولین باری بود آنها را ملاقات می کردم آنقدر صمیمی بودند که دلم نیامد وقت رفتن به دستهایشان بوسه نزنم. درآخر حاج حسن گفت:” درزندگی همیشه خدارا درنظرداشته باش،درانتخاب دوست دقت کن که چه کسی را به عنوان رفیق انتخاب می کنی” ضمن این که سال 93را برای ما سالی پربرکت آرزوکرد.

من هم برای این زوج آرزوی سلامتی دارم واینکه سایه ی آنها همیشه برسرما چون یک الگو باقی بماند.(عشق به پای هم پیرشدن است نه به دست هم )