تیم ملی فوتبال ایران در اولین مسابقه خود در جام جهانی به مصاف نیجریه رفت. این بازی با نتیجه تساوی بدون گل به پایان رسید.

فرهاد عشوندی:سرانجام زمانش رسید. یک سال بعد از صعود سخت به جام جهانی سربازان کروش درحالی قدم به بازی می گذاشتند که او طبق وعده، تغییرات را در دستور کارش قرار داده بود. بازی اول و ترکیب نهایی او در جشن حضور در جام جهانی متفات بود از همه باورهای قبلی فوتبال دوستان. او برای دروازه به عکس آنچه همه فکر می کردند از علیرضا حقیقی برای گلری اول تیمش استفاده کرد. تصمیمی که از دو ماه پیشتر و از زمانی که سرمربی مدام بازی های این گلر در پرتغال را زیر نظر داشت ، می شد پیش بینی کرد اما بعد از این همه دعوا بر سر رحمتی یا داوری ، بازی دادن به حقیقی شوکه کننده بود. گلری که حداقل تا قبل از این در ایران خاطرات خوشی از او نبود اما علیرضا همان طور که خودش یکسال قبل وعده داده بود، این قدر تلاش کرد تا گلر ثابت تیم ملی باشد.

حاج صفی اما شرایطش فرق داشت. او دلهره اور نبود قبل از بازی . بازی های خوب او در دیدارهای دوستانه و بازی های ناامید کننده شجاعی حضور احسان در ترکیب اصلی را خیلی زود باور پذیر کرده بود و این هزاران ایرانی که قبل از بازی در خیابان های شهر کارناوال بزرگی از شادی را به پا کرده بودند ، این انتخاب را صحیح می دانستند.

جمعیتی که از همه جای دنیا خودشان را رسانده بودند برای تشویق تیم ملی . جمعیتی بیش از 5 هزار نفر از 5 قاره دنیا. کوریچیبا یکی از کوچکترین شهرهای میزبان جام جهانی از دو شب قبل بازی ایران و نیجریه فضایی ویژه پیدا کرده بود. اگرچه میزبانان قرار نبود تیم ملی خودشان را در این ورزشگاه ببینند اما شاهد بازی تیم هایی می شدند که حریفان رقیب سنتی آنهاست. یعنی تیم های حریف با آرژانتین. پس به همین دلیل هم بود که بعد از کارناوالی 48 ساعته در لحظه شروع مسابقه ، استادیم تقریبا جایی برای سوزن انداختن نداشت. درست در لحظه ای که بازیکنان تیم ملی کشورمان اولین ضربه را به توپ زدند.

بازی که شروع شد همان طور که انتظار می رفت حمله با سبزپوشان نیجریه ای بود و دفاع سهم بازیکنان ایران. همان طور که کروش قبل از بازی گفته بود. چند حمله یک کرنر و یک اشتباه از علیرضا حقیقی . توپ وارد دروازه ایران شد اما بعد از خطا روی دروازه بان. لحظه ای بعد دوباره دفاع ایران جا می ماند. این بار جلال حسینی حریف یار مستقیمش نیست. او زمین می خورد و داور اعتقادی به پنالتی ندارد. پولادی توپ را دلاورانه از دهانه دروازه دور می کند. برگشت توپ باز برای نیجریه است. این بار شانس ار ایران است که توپ به چارچوب نیامده. حقیقی انگار در جو بازی اول کمی هنوز می ترسد.

حمله های نیجریه سبب می شود تا جو ورزشگاه عوض شود. برزیلی ها بازی نیجریه ای ها را بیشتر پسندیده اند. تلاش لیدرهای ایرانی و هواداران مان برای فریادهای ایران ، در شلوغی ورزشگاه گم شده و به گوش نمی رسد.

کارلوس کروش که بعد از مدت ها با کت و شلوار روی نیمکت تیم ملی نشسته بود ، از همان شروع بازی با داور چالش داشت. او مدام نکاتی را به داور گوشزد می کرد. درون زمین غیر از تک حمله های سریع آمنیکه که فعلا به خیر می گذشتند خبر خاصی نبود و تیم ملی سعی در گذراندن جو پر استرس دقایق نخست داشت. 13 دقیقه از بازی گذشته بود که رضا قوچان نژاد برای اولین بار توانست توپی را از خط طولی زمین عبور دهد. این درست تک شبه حمله البته بهانه ای بود برای سر دادن شعاری معروف:«ایران چی کارش می کنه! »

اولین پرش بلند و اولین توپی که علیرضا حقیقی گرفت با فریادهای تهییج کننده اش شاید می توانست عاملی باشد برای موفقیت تیم ملی در ادامه بازی. این اما پرسشی نبود که بتوان برایش در ابتدای بازی پاسخی داشت.

در دقایقی که تیم ملی زیر فشار بود ، کارلوس به عکس همیشه کمتر استرس داشت. او راحت سر جایش ایستاده بود و تماشا می کرد. مصدومیت بازیکن نیجریه فرصتی بود تا ملی پوشان نفسی بکشند و با هم حرف بزنند شاید اینگونه استرس شان فروکش می کرد و جو ورزشگاه عادی تر.اولین حمله ایران و مشارکت عالی قوچان نژاد با دژاگه اگرچه حتی به خط 18 حریف نرسید اما روحیه بخش بود. دوباره صدای ایرانی ها را بر ورزشگاه غالب کرد. اما آیا باز هم قرار بود ایران صاحب فرصت باشد؟ تراکم بازیکنان وسط زمین ، تکل ها و درگیری های نیمه زمین ایران این قدر بیشتر بود که تقریبا حجم زیادی از چمن نیمه زمین ایران در نیمه اول خط خطی شده بود. با گذشت بازی از دقیقه 25 ، نیجریه ای ها هم از تب و تاب شان افتادند ، حالا بازی داشت در شرایطی پایاپای تر برگزار می شد. اوبو آبانا بازیکن شماره 14 نیجریه بعد از برخورد با آندو تنها تا دقیقه 30 توانست در زمین بماند و استفان کشی او را از زمین بیرون کشید تا به جایش جوزف یوبو ، کاپیتان تیم به زمین بیاید. تعویض او آیا بر بازی اثری می گذاشت؟ در دقیقه 32 یک خطای پشت 18 و یک ضربه کاشته از نیجریه ای ها ، حقیقی توپ را به کرنر فرستاد. بازی همچنان تحت کنترل بود اگرچه قشنگی نداشت. اما کارلوس یک روز قبل از بازی حرفش را در این باره زده بود:« برای بازی قشنگ یا پر از حمله به من نمی گویند آفرین. من باید از هر بازی دنبال امتیازش باشم. اگر این حرف را قبول ندارید بازی های امسال لیگ اسپانیا را ببینید. بازی های تیم قهرمانش را!»

حالا نوبت ایران بود. اندو مثل بولدزر وسط زمین را چسبیده بود. یک تکل تمام قد از او دزدیدن توپ ایران را صاحب کرنر کرد. کرنری که اشکان زد و ضربه سر زیبای گوچی می رفت که گل شود. این بی شک زیبا ترین صحنه بازی تا دقیقه 35 بود. حالا انگار یخ بچه ها آب شده بود. دیگر نبض بازی در دست یوزهای ایرانی بود آنها که می خواهند افتخار سرزمین شان باشند. اشکان ، احسان و جواد در میانه میدان ، توپ در این دقایق به دست ایرانی ها می چرخد. آیا قرار است امشب سورپرایز سرمربی محقق شود؟ در دقایقی که بازی ملی پوشان ایران به عکس ابتدای مسابقه یادآور بازی های یونان 2004 نیست ، شاید امیدهای خردادی مردم ایران ، باز به جشنی بزرگ ختم شود. سرمربی که کنار زمین چنین باوری دارد. او با طمانینه قدم می زند ، بازی را زیر نظر دارد و اثری از فریادهای عصبی همیشه اش نیست. او جام جهانی را انگار با مدیومی جهانی آغاز کرده. با تیمی بین المللی که قرار نیست این بین المللی بودن فقط در چندزبانه بودن بازیکنانش باشد.

حالا جمعیت ایرانی هم با اعتماد به نفس بیشتری حرف می زنند و با صدایی بلند نام کشورشان را می خوانند که آنها :« ما بچه های ایرانیم ، همیشه ایرانی می مانیم…ترانه ورد لب شان است.

بازی در دقایق پایانی نیمه اول می توانست شکوه برانگیز باشد البته برای ایران اما داور اکوادوری اما حواسش بود و برخورد توپ به دست دفاع ایران را هند تشخیص نداد و همه چیز به خیر و خوشی در 45 دقیقه اول به پایان رسید. زمانی که بعد از 45 دقیقه با شوت علیرضا حقیقی بازی تمام شد و دو تیم به رختکن رفتند.

در نیمه دوم ایران كه متوجه شده بود نباید از نیجریه بترسد، بهتر كار می‌كرد و حتی بازیكنان ایران این جسارت را هم پیدا كرده بودند كه شوت‌های از راه دور بزنند. اما تا دقیقه 80 همچنان بازی بدون گل پیش می‌رفت. تعویض دژاگه و ورود جهانبخش به زمین نشان می‌داد كه كروش از عملكرد بازیكن تاثیرگذار تیمش راضی نبوده. امابا این حال او از بار تهاجمی ایران كم نكرد و با ورود جهانبخش سعی كرد ایران با همان سیستم قبلی به كارش ادامه دهد.

در دقیقه 88 هم مسعود شجاعی به جای خسرو حیدری وارد زمین شد تا جان تازه‌ای به تیم بدهد. در همین لحظات بود كه فشار بازیكنان نیجریه به اوج رسیده بود و حتی نزدیك بود در دقیقه 90 روی یك كرنر گل اول این تیم به ثمر برسد. اما مقاومت بازیكنان ایران ستودنی بود و اجازه نمی‌دادند حریف به دروازه ایران برسد. در نهایت داور به نشانه پایان بازی در سوت خود دمید تا اولین بازی بدون گل جام جهانی ثبت شود.

تمام فاصله بین دونیمه برای تماشاگران با مقداری از انواع نوشیدنی های خنک ، کمی رقص و تماشای آهنگ ویژه جام جهانی با سپوراستاری جنیفر لوپز و پی بول گذشت . کمی رقص در لحظاتی که دوربین روی صورت های شان می رفت و البته گرفتن عکس های سلفی با همسایگان صندلی های بغلی شان گذشت تا با سوت شروع نیمه دوم ، ایران در فاز حمله باشد . باز قوچان نژاد در نوک حمله بود و وقتی هم توپ لو رفت ، پولادی خیلی زیبا توانست امنیکه را کنترل کند.

نیمه دوم با افتادن تندی آفتاب ، بازی هم به سود ایران شد . بچه ها استرس را کنار گذاشتند و توپ را در دست گرفتند. یکبار شوت گوچی و بعد سانتر عالی اشکان می توانست موثر باشد . سانتری که به نظر می رسید به دست دفاع نیجریه ای خورده است. این بار اما داور با نیجیریه هم بی حساب شد و نشان داد اهل دست به توپ یا توپ به دست نیست.

بازی فرمش عوض شده بود حالا ایران پیش آمده بود و نیجریه صاحب فرصت ضد حمله می شد. اولین توپ هوایی نیمه دوم را که حقیقی گرفت ، کمی استرس فوتبالی اش کمتر شد. سید جلال با زدن سانتر کوتاه نیجریه ای ها به کرنر یک خطر مهم را از سر ایران گذراند و کرنر سبزها را آندو زیبا برید تا فشار چند لحظه ای مجدد عقاب های سیاه هم بی اثر باشد.

بازی که از دقیقه 60 گذشت ، کارلوس به بردن می اندیشید. اینکه او از آل نعمه و ماهینی خواست تا روی نیمکت برگردند وشجاعی و جهانبخش به عنوان فاز دوم تهاجمی آمده ورود به زمین شدند. در این دقایق بازیکنان درون زمین هم با دژاگه ، حاج صفی و قوچان نژاد به سمت دروازه نیجریه می تاختند. خسرو و حاج صفی گزینه های اصلی جابجایی بودند و درون زمین هم تیم داشت خوب بازی می کرد.

فرار عالی منتظری و سانتر خسرو ایرانی ها را به انتظار گل نشاند اما توپ به کرنر رفته بود. دژاگه باید کرنر را می زد. کرنر بلند بود و این ور زمین به حاج صفی رسید. دو دقیقه فشار ایرانی روی دروازه نیجریه و توپی که سرانجامی نداشت ؛ وای ی ی ی

امنیکه این قدر خطرناک است که یک لحظه غفلت از او نابخشودنی باشد اما او هم در صد دفاع ایران تا دقیقه 70 غیر از روی آوردن به خطا برای هد زدن چاره ای نداشت.

ورود علیرضا جهانبخش به جای دژاگه یعنی هجومی شدن تیم . کاری که از ماه ها قبل برای انجامش برنامه داشت. یک اشتباه از بچه های میانه میدان نتیجه اش خطای اجباری اندو و اولین کارت زرد تیم ملی بود. خطایی که می توانست خطرساز شود. اشکان که خسته شده بود ، چیزی نمانده بود در آخرین صحنه حضورش در زمین برای ایران گلزنی کند . او بعد از نبردی دلاورانه جایش را به علیرضا داد تا حالا هافبک های ایران تغییر آرایش داشته باشند . حاج صفی به وسط رفت ، سمت چپ هم به جهانبخش رسید. حالا دیگر ایران تیم برتر میدان بود ف همان طور که کارلوس از قبل می گفت ، تیمش برای زنگ تفریح بودن به بازی ها نیامده بود. ایران را حالا می شد از پدیده های جام نامید . تیمی که نیجریه را خسته کرده بود. تیمی که هر یک از بازیکنانش ستاره بودند. ستاره هایی مثل مهرداد بولادی که از دقیقه 3 تا 90 ناجی دروازه تیمش باشد. آن هم 3 بار .

تیمی که جواد نکونامش در میانه میدان غیر از وظایف بازی در مقام کاپیتان می تواند بازیکنانش را به جایی فرا بخواند که باید باشند. تیمی که می تواند اولین امتیاز را در بازی برتر از نیجریه بگیرد. تیمی که هوادارانش حق دارند با تمام وجود بخوانند:« ما بچه های ایرانیم . همیشه ایرانی می مانیم. حال حریف رو می گیریم ، یک صدا همه با هم خوانیم ، ایران، ایران…»