بهتر است سروران گرامی و نمایندگان شهر همه کوشش و نیروی خود را بر روی ساختمان ها، خیابان ها و … متمرکز نکنند و نه تنها بخشی که همه نیرو و اندیشه خویش را بر روی فرهنگ سازی و پرورش شهروندانی مسئولیت پذیر و دلسوز متمرکز کنند.

فرزاد کوچکی|

با سلام و درود بر همه دلسوزان شهرمان
انسان موجودی اجتماعی است و ناچار به زندگی اجتماعی، چرا که بسیاری از نیازها و توانایی های او در جامعه شکوفا و برآورده می شود. امروزه پیشرفت های شگفت و پر شتاب فناوری در کشورهایی که هنوز گذار از زندگی سنتی به نوین را به خوبی پشت سر نگذاشته اند، درد سر ها و آسیب های فراوانی به بار آورده و می آورد؛ بدبختانه شهر ما نیز همین درد را دارد و شهری که در دهه های گذشته بدون داشتن خیابان های آسفالت، مغازه های شیک و جوان های خوش پوش به لطف داشتن مردمی کوشا، مهربان و با گذشت و از همه مهمتر مسئولیت پذیر ستاره درخشان منطقه بود.
صدفی زیبا و خیره کننده زمانی ارزشمند است که مروارید درخشان داشته باشد ، همچنین است که شهری زیبا و پر از تجمل و درخشش زمانی ارزشمند و دیدنی است که مردمی متناسب با خودش ، درون سینه داشته باشد، پس بهتر است سروران گرامی و نمایندگان شهر همه کوشش و نیروی خود را بر روی ساختمان ها، خیابان ها و … متمرکز نکنند و نه تنها بخشی که همه نیرو و اندیشه خویش را بر روی فرهنگ سازی و پرورش شهروندانی مسئولیت پذیر و دلسوز متمرکز کنند، چرا که شهری با شهروندان مسئولیت پذیر و با کیفیت نه تنها قدر کارهای انجام شده را خواهند دانست و پاس خواهند داشت بلکه خودشان نیز در رفع کم و کاستی ها پیشگام و یاور شما خواهند شد.

طرح از: محمدجعفر حقیقت جو

از آنجا که داریون شهری جوان و حتی نوپاست نیاز زیادی به فرهنگ سازی و آموزش حقوق و وظایف شهروندی دارد. اما اندوهگینانه کار زیادی در این زمینه نشده است و رفتار جوانان و حتی سایرین نیز این کمبود را گواهی می کند. چرا داریون فرهنگ سرا ندارد؟ چرا با وجود قرار گرفتن در پای کوه ها برنامه کوهنوردی ندارد؟ چرا ….
مشت نمونه خروار:
دو هفته پیش آدینه شبی به پارک شهرداری رفتم. منبع ذخیره آب پر شده بود و در این روزهای کم آبی سر ریز کرده بود و آب نه تنها هدر می رفت بلکه چند اسباب بازی کودکان را هم فرا گرفته بود. دنبال شیر قطع آب می گشتم که با فاجعه ای بزرگ روبرو شدم در کنار منبع آب و چند متری اسباب بازی ها چاهی عمیق با دهانه ای گشاد (قطر نزدیک به یک و نیم متر) بدون سرپوش بود. خطر چاه و افتادن کودکان بی گناه به کنار، آنچه بدتر از این است، بی تفاوتی کارکنان و شهروندان است.

به سختی یکی از کارگران زحمت کش شهرداری را دیدم و درخواست پوشاندن چاه را کردم. دیروز پس از دو هفته وقتی به داریون رسیدم سرکشی کردم، وضعیت بهتر شده بود مقداری از چاه را پوشانده بودنداما این مقدار فقط برای حفاظت از بزرگان کافی و بود و هنوز خطر سقوط کودکان و به ویژه در اثر لیز خوردن آنها وجود داشت. البته تا خدا نخواهد …. اما ما چی . اگر قرار است همه کارها را به خدا وااگذار کنیم پس ما چه کاره ایم…