امسال شاهد بودیم که یک مدرسه در منطقه داریون و یک مدرسه در منطقه محروم سعدی طی یک طرح آزمایشی و شتاب زده به بخش خصوصی واگذار شد.

یوسف بذرافکن|

رهبرمعظم انقلاب اسلامی حضرت آیت اله خامنه ای می فرمایند : حساس ترین و مهمترین بخش اداره کشور آموزش و پرور ش است ، آموزش و پرورش سنگ بنای آینده کشور است .
اما علی رغم بیانات مقام معظم رهبری و دیدگاه معظم له، متاسفانه مشاهده می کنیم که نه تنها این دیدگاه حاکم نیست بلکه گاهی طرح هایی اجرا می شود که تیشه بر ریشه آموزش و پروراست .

با کمال تاسف مشاهده می کنیم که گاهی مسئولین آموزش و پرورش ، سنگ بنای جامعه را جایگاه آزمون و خطاهای مکرر تبدیل می کنند . رهبر انقلاب اسلامی اعتقاد دارند : اگر امروز در آموزش و پرورش نگاه عدالت محور نداشته باشیم ، نتیجه این خواهد شدکه اختلاف طبقاتی در آینده کشور روز به روز بیشتر خواهد شد .نگاه غیر عدالت محور این است که مادر کشور مدارس پیشرفته ی مجهز به بهترین تجهیزات در یک جاهایی و مدارس محروم در یک مناطق دیگر داشته باشیم ، معلم ممتاز برجسته برای تعدادی از مدارس و معلمان خسته و کم سواد (وکم تجربه ) برای مدارس داشته باشیم . این درست ضد نگاه عدالت محور است .


امسال شاهد بودیم که یک مدرسه در منطقه داریون و یک مدرسه در منطقه محروم سعدی طی یک طرح آزمایشی و شتاب زده به بخش خصوصی واگذار شد.

در حالی که نظام تعلیم و تربیت یک بنگاه اقتصادی و تجاری نیست تا اجازه داشته باشیم به آن نگاه اقتصادی داشته باشیم .دانش آموزان و فرزندان این مرز و بوم موش آزمایشگاهی نیستند تا ما به خود اجازه بدهیم هر طرحی را روی آنها به اجرا بگذاریم !
ما می توانیم یک شرکت تولیدی را به بخش خصوصی واگذار کرده و بگوئیم با حداقل قیمت فعالیتی را انجام دهد ، اما نمی توان همین دیدگاه را در بخش آموزش و پرورش داشته باشیم . ما حق نداریم که روح و جسم دانش آموزان را خرید و فروش کنیم . هر دانش آموزی که در مدرسه دولتی ثبت نام کرده باید توسط دولت تحت پوشش قرار بگیرد و نمی توان بدون موافقت اولیاء به اجبار به بخش خصوصی و اگذر کرد و به مدرسه غیر انتفاعی تبدیل کرد

یوسف بذرافکن

یوسف بذرافکن

ان الله یا مرکم تودوا الامانات الی اهلها (سوره نساء آیه ۵۸)
وقتی یک مدرسه دولتی به بخش خصوصی واگذار می گردد، موسس تلاش می کند در هزینه ها صرفه جویی کند تا این فعالیت برایش مرقون به صرفه باشد چون طبیعی است که بخش خصوصی به فکر منفعت خود باشد .

موسسان بخش خصوصی فارغ التحصیلان بی کار فاقد هر گونه تجربه معلمی را با کمترین حقوق جذب کرده و سر کلاس می فرستند و این موضوع به کمیت و کیفیت آموزش و پرورش لطمه ی جبران ناپذیری را وارد می کند .
چه کسی پاسخگوی این خسارت های معنوی و آموزشی خواهد بود ؟
نگاه به آموزش و پرورش و مدارس از زاویه یک بنگاه اقتصادی هیچ توجیه منطقی ندارد . مشارکت مردم و خیران در آموزش و پرورش اقدام پسندیده ای است ولی باید توجه داشت که آموزش و پرورش یک نهاد حاکمیتی است و هدایت ان نیز باید به صورت حاکمیتی باشد ، نمی توان اداره آموزش و پرورش را به بخش خصوصی واگذار کرد و نقش دولت را صرفا به پرداخت پول محدود کرد .

وقتی قرار است به ازاء هر دانش آموز مبلغی حدود ششصد هزار تومان به موسس داده شود اگرنصف و یا حتی کمتر از آن را صرف تهیه تجهزات کرد مدارس به وضع مطلوب نزدیک می شوند .
اجرای طرح ها و تصمیمات در آموزش و پرورش باید پخته و خالی از عیب و نقص و با کمترین خطا باشد این گونه تصمیمات آینده و سرنوشت دانش آموزان را به خطر می اندازد و لذا اولیاء حق دارند برای فرزندان خود نگران باشند
عدالت اقتضاء می کند که به تمام مدارس کشور خدمات رسانی شود و اگر در روستایی حتی یک دانش آموز وجود داشته باشد ، باید آموزش و پرورش آن را تحت پوشش قرار دهد .
اجرای اجباری تبدیل مدارس دولتی به مدارس خصوصی و غیر انتفاعی طرحی شکست خورده ای است که به غیر از نارضایتی و نگرانی چیزی برای مردم به ارمغان نمی آورد . این طرح نه تنها در راستای تحقق عدالت آموزشی در مناطق محروم نیست بلکه در ست نقطه مقابل آن است و فقط منفعت بخش خصوصی و موسسان را تضمین می کند .از نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی و شورای شهر انتظار می رود مراتب نگرانی مردم و اولیاء را از اجرای این طرح به مسئولین عالی رتبه وزارت آموزش و پرورش انعکاس داده و از وارد شدن خسارات عظیم به پیکره آموزش و پرورش مخصوصا در مناطق محروم جلوگیری نمایند.