کمتر کسی در کنار ایستاده بود،همه به صحنه آمده بودند ، بیشتر زنجیر زنها جوان بودند ، میان سال ها و کودکان هم بودند ، بچه ها هم به سبک بزرگ ترهای خود زنجیر می زدند، صدای طبل و سنج با نوای نوحه خوان در هم آمیخته بود .

یوسف بذرافکن|

امشب میهمان قدیمی ترین هئیت عزاداری داریون بودم .به سراغ هم محلی های خودم در هئیت قمر بنی هاشم (ع) حسینه ولی عصر (عج ) داریون رفتم. گویا چرخ زمان به چهل سال قبل برگشته بود ، تصویر پدرم Tشیخ شکر علی جهانی و دایی ام حاج الله داد جهانی ، مرحوم سید عباس رضایی ، کربلایی کرمعلی عابدی ، حاج احمد عابدی ، سید فرج فرهادی و ده ها تصویر از قدیمی ها و بنیان گذاران هیئت که بر روی دیوار حسینیه نصب شده بود مرا به کوچه و پس کوچه های چهل سال قبل و دم قلعه داریون برد ، گویا همه ی قدیمی ها در مجلس عزای امام حسین (ع) حاضر هستند ، نوحه می خوانند و بی ریا عزاداری می کنند.

واقعا همین طور بود بچه های همان آدم های چهل سال قبل حسینه ، کار پدران و اجداد خود را رها نکرده بودند و با عشق و صفا زنجیر می زدند ، اینجا هم چیز طوری دیگر به نظر می رسید ، رنجیر ها سنگین تر بود ، نوحه های گرم و هیجانی ، بیشتر در قالب بحر طویل .

کمتر کسی در کنار ایستاده بود،همه به صحنه آمده بودند ، بیشتر زنجیر زنها جوان بودند ، میان سال ها و کودکان هم بودند ، بچه ها هم به سبک بزرگ ترهای خود زنجیر می زدند، صدای طبل و سنج با نوای نوحه خوان در هم آمیخته بود ، عشق به امام حسین (ع) و برادر با وفایش حضرت قمر بنی هاشم (ع) همه را دور هم جمع کرده بود ، عزاداری ماه محرم عزاداران را مثل دانه های زنجیر به هم پیوند داده بود، اموات هم فراموش نشده بودند و برای آنها طلب فاتحه می شد ، قدیمی های هیئت هم بودند اما دیگر توان زنجیر زدن نداشتند ولی بر سینه می زند و با هیجان جواب نوحه خوان ها رامی دادند .

چای خوش عطر مجلس امام حسین (ع) چه رنگ و طعم مطبوعی داشت ، رنجیر زنی تا ساعت ده شب با تمام حرارتش ادامه داشت کسی را ندیم که مجلس را ترک کند بعد از آن هم نوبت واعظ بود که بر بالای منبر برود و به وعظ ومرثیه سرایی بپردازد ، گوشه هایی از مجلس با صفای امام حسین (ع) را فیلمبرداری کردم اما باطری دوربین رفیق نیمه راه شد و کارم ناتمام ماند…