هر چه فکر کردم برای روز معلم چه بنویسم که تنها اندکی لایق این عزیزان باشد؛هرآنچه آمد تکرار و کلیشه بود. شعر زیر اما هرچند تکراری اما تا حدی حق مطلب را درباره معلمان عزیز و دلسور ادا کرده است. تقدیم به همه معلمان عزیز. نام شاعر این شعر را نمی دانم، در منبع هم ذکر نشده بود.

من معلم هستم

آنچه آموخته ام

با سخاوتمندی به تو می آموزم

به تو می آموزم:

الف ایمان را

تا که روحت با آن

نور و صیقل یابد

به تو می‌آموزم:

 

که چطور …

عشق را در دل خود ضرب کنی،

و سپس بر همگانش تقسیم…

و چطور…

نا مساوی ها را،

به تساوی بکشی.

به تو می آموزم:

لحظه های گذران هستی…

چه بهایی دارند.

هر زمان گلبرگی،

از گل عمر من و تو به زمین می افتد.

پس بیا…

پس بیا بوی خوش خوبی را،

به همه هدیه کنیم.

نو گلم، فرزندم…

ای سراپا همه شوق…

تو بخواه…

تو بپرس…

تا که تعریف کنم

بی نهایت ها را…