منم میتونم کاندید بشم ! ۱۸ دی ۱۳۹۶

منم میتونم کاندید بشم !

” گفتم غم دل با تو بگویم چو بیایی ! چه بگویم چو ندانم که کی آیی ؟ ” بی مقدمه میرم سر اصل مطلب. این روزا دیگه مردم حوصله ی مقدمه چینی و از این جور چیز میزای قدیمی ندارن ! همیشه فکر می کردم کاندیدای شورای شهر، تافته ی جدا بافته هستن و […]

طنز و كاريكاتور
شعری با لهجه غلیظ داریونی!/از سر،، قهوه خونو،، تااخر،، گود وجی… ۲۳ مهر ۱۳۹۵

شعری با لهجه غلیظ داریونی!/از سر،، قهوه خونو،، تااخر،، گود وجی…

شعر زیر با واسطه به دستمان رسیده و این واسطه ما خواسته تا نام شاعر را ذکر نکنیم و البته ما هم نام شاعر را نمی دانیم چون خود شاعر خواسته که ناشناس بماند! ضمن تشکر از این شاعر ناشناس بابت کمی حذفیات و کمی دست کاری در شعرش پوزش می طلبیم و شما را […]

طنز/ یه پروژه ناب در داریون با 10 میلیارد تومن! ۰۴ مهر ۱۳۹۵

طنز/ یه پروژه ناب در داریون با 10 میلیارد تومن!

جلیل زارع| فلانی هستم. مسئول بوق. نماینده ی تام الاختیار مسئولین وقت و بی وقتِ بومی و غیر بومی و بالا دستی و پایین دستی. نمیدونم چرا همه ی مسئولین دست به یکی کردن و منو به عنوان نماینده خودشون برای فکر کردن و یافتن یه راه چاره برای اجرای یه پروژه ی نون و […]

طنز/شهرک صنعتی داریون/همین جا تو داریون- کار گیر میاد فراوون! ۲۸ شهریور ۱۳۹۵

طنز/شهرک صنعتی داریون/همین جا تو داریون- کار گیر میاد فراوون!

جلیل زارع| شعر طنزی درباره وضعیت شهرک صنعتی و بیکاری در داریون. خبر، خبر، خبردار ! داریونی را بیار ! بریم با هم پاورچین همبار بریم تا پرچین ای سامون و او سامون بریم تنگِ سراکون اخمامونو وا کنیم سیل و تماشا کنیم سوغات دولتی میاد شهرک صنعتی میاد کارخونه داره شهرک دورش دیواره شهرک […]

طنز | آرزوهای یک داریونی ۲۶ شهریور ۱۳۹۵

طنز | آرزوهای یک داریونی

جلیل زارع| اشک ها رفت و خنده ها آمد بخت و اقبال بنده ها آمد پشت به پشتی لمنده ها آمد مشکلات حل کننده ها آمد آمده آرزو کند امسال حل شود مشکلات این فوتبال گفت مسئول بوق، آمده ام پریدم از رو جوق، آمده ام ببینید بی حقوق، آمده ام دست خالی بی چوق، […]

طنز/داریون از پشت ذره بین جادویی! ۲۳ شهریور ۱۳۹۵

طنز/داریون از پشت ذره بین جادویی!

جلیل زارع| … رسیدم بالا. دلم سی غار سنگ سوراخی تنگ بود. تنگ تنگ. مث تنگه در. سر و صورت داغش رو بوسیدم و اجازه گرفتم و داخل شدم. دستامو گذاشتم زیر سرم؛ کف غار دراز کشیدم و چشمامو بستم. نمی دونم چی شد که یه دفعه به یاد عمو نوروز افتادم. پا شدم از […]

پاسخ طنزآمیز به یک شعر طنز! ۲۰ شهریور ۱۳۹۵

پاسخ طنزآمیز به یک شعر طنز!

شعر طنز”خواب دیدم داریون رفت رو هوا” سروده جلیل زارع با پاسخ شعرگونه و طنزآمیز صابر فتوح آبادی همراه شد. فتوح آبادی در جواب جلیل زارع شعر زیر را نوشته و برای داریون نما ارسال کرده است. خواب دیدی خیر باشد هوشیار داریون آبادباشد هوشیار درزمانی که بشرمریخ رفت مشکل ما کارباشد هوشیار بحث گیلان […]

طنز | خواب دیدم داریون رفت رو هوا! ۱۹ شهریور ۱۳۹۵

طنز | خواب دیدم داریون رفت رو هوا!

جلیل زارع| خواب دیدم داریون رفت رو هوا کنده شد از این جا و رفت اون جاها رفت و رفت و رفت و رفت و رفت و رفت رفت یه جایی تو دلِ گیلان نشست خالد آباد یکسره شد شالیزار این برش چای و برنج اون بر انار بندر و دریا و جنگل را ببین […]

دویدم و دویدم به داریون رسیدم/ آسته برو، آسته بیا، که گربه شاخت نزنه ! ۰۱ شهریور ۱۳۹۵

دویدم و دویدم به داریون رسیدم/ آسته برو، آسته بیا، که گربه شاخت نزنه !

جلیل زارع| دویدم و دویدم به داریون رسیدم دو تا اداره دیدم از یکیشون شنیدم می گفت که آبفا هستم بار خودم رو بستم یه تیم دارم این هوا ! به نام تیم آبفا پا بده، آبکش هستم حامی ورزش هستم آب میدم فراوون به مردم داریون یه عمریه، اُویارم مشک و دُولُوچِه دارم اُو […]

کیوسک های تلفن داریون فعلا گوشی ندارد! ۱۸ فروردین ۱۳۹۵

کیوسک های تلفن داریون فعلا گوشی ندارد!

  یوسف بذرافکن| شهر داریون ، تنها دارای دو کیوسک تلفن عمومی است. اما شاید باور نکنید که هر دوکیوسک تلفن عمومی که یکی در خیابان کشاورزو دیگری در خیابان دکتر شریعتی واقع شده است فاقد گوشی تلفن می باشد !

ستون طنز “واتساپ نما”/هیچ وقت یه داریونی رو از دست نده! ۱۱ دی ۱۳۹۴

ستون طنز “واتساپ نما”/هیچ وقت یه داریونی رو از دست نده!

در جامعه امروز ما که اغلب مردم از مشکلات اقتصادی رنج می برند خنداندن آنها کاری بس دشوار است. به نظر می رسد با وضعیت کنونی که خیلی ها فشار اقتصادی و… را تحمل می کنند هنر است که بتوانی حتی برای لحظه ای مردم را بخندانی و حتی برای دقیقه ای آنها را از […]

ستون طنز “واتساپ نما”/همه جذابیت های داریون و داریونی ها! ۰۷ دی ۱۳۹۴

ستون طنز “واتساپ نما”/همه جذابیت های داریون و داریونی ها!

در جامعه امروز ما که اغلب مردم از مشکلات اقتصادی رنج می برند خنداندن آنها کاری بس دشوار است. به نظر می رسد با وضعیت کنونی که خیلی ها فشار اقتصادی و… را تحمل می کنند هنر است که بتوانی حتی برای لحظه ای مردم را بخندانی و حتی برای دقیقه ای آنها را از […]

چی می شد اگه … مثلا اینطوری می شد..! ۲۲ بهمن ۱۳۹۳

چی می شد اگه … مثلا اینطوری می شد..!

چی می شد اگه…تو منطقه ی داریون، معضل بی کاری از بیخ و بن برکنده می شد !؟ … عینهو پیچ مادر زن که بریدنش رفت پی کارش !؟ جلیل زارع| چی می شد اگه : … عمو نوروز، وقت شناسی رو از ساعت های چهار سویه ی میدون شهرمون یاد می گرفت !؟ این […]

ماجرای یک عکس ورزشی و دعوت به یک چالش! ۲۲ شهریور ۱۳۹۳

ماجرای یک عکس ورزشی و دعوت به یک چالش!

عکسی که مشاهده می کنید از سوی نماینده ورزش در داریون برایمان ارسال شده است. همانگونه که می دانید مسابقات والیبال داریون چندی پیش با قهرمانی تیم روستای مهریان به پایان رسید و آبفای داریون دوم شد.

طنز | این به تو چه، اون به من چه !؟ ۲۲ مرداد ۱۳۹۳

طنز | این به تو چه، اون به من چه !؟

به تو چه که خالد آباد شده باغ شهر زیبا ?
مسئول بوق خیلی وقته بی بخاره ! خب به من چه ؟

طنز | چرا بچه های داریون مورچه آزارند !؟ ۱۸ مرداد ۱۳۹۳

طنز | چرا بچه های داریون مورچه آزارند !؟

آمدم در خیالم، پارک لاله را بیندازم وسط داریون و تقدیم کنم به بچه داریونی های مظلوم، دیدم این پارک، خیلی پت پهن و بزرگ است و کلی بزرگ ترها که دیگر بچه نیستند، خانه خراب می شوند تا جایی برای لاله باز شود ! از خیرش گذشتم.