دفترچه خاطراتهمه

به مناسبت روز درخت کاری| سرو قامتان

یوسف بذرافکن|

تازه وارد دبیرستان شده بودم ،دبیرستانی که تنها سه کلاس داشت و فقط یک رشته، آن هم علو م انسانی ،اما آنچه در این دبیرستان بود صداقت ،پاکی و انسانیت بود .در آنجا بود که با دوستان جدید وبا صفا آشنا شدم ؛علیرضا کشاورز ،نادر خوش نژاد ،موسی رضا رستمی ،مصطفی بذرافکن از جمله آنها بودند ،معلمان بزرگواری همچون آقایان محمد بیضایی،منصور آبادی ،استخر ، با مدیری واقعا نمونه به نام آقای محمد عدلو .

روزی مدیر دبیرستان اعلام کرد می خواهیم مدرسه را در ختکاری کنیم ،وقتی خودش بیل و کلنگ دست گرفت همه دانش آموزان درگروه های دو نفری شروع کردیم به کندن گودال ،من و علیرضا کشاورز در یک گروه بودیم و یک گودال را آماده کردیم، همه جوان بودیم و شاداب تمام مدرسه را برای کاشت نهال آماده کردیم. روز بعد آقای مدیر با نهال های فراوان وارد مدرسه شد همه بچه با اشتیاق تمام به کاشت نهال پرداختیم از دوربین و عکس گرفتن خبری نبود هر چه بود صفا وبود صمیمیت .

شهید نادر خوش نژاد و شهید موسی رضا رستمی هم به کاشتن سرو پرداختند ،بچه های دیگر هم که بعدا به مقام والای شهادت رسیدند هم مشارکت داشتند که نام همه آنها یادم نیست اما یادم هست که شهید محمود زارع و سید حسن زارعی از جمله آنها بودند. مدرسه در کوچکی داشت که گوسفندان گاهی نا غافل وارد مدرسه می شدند و شاخه درختان را می خوردند ،کار مواظبت و آبیاری نهال ها هم برای خودش خاطره بود . نهال ها همراه ما قد می کشیدند و بزرگ می شدند ،ما از مدرسه رفتیم، اما آن نهال ها به درختان سرسبز و زیبا تبدیل شدند . درختهای سرور ی که روزگاری توسط شهدا کاشته شده بودند هنوز باقی و پیدار مانده اند و یادگاری هستند از آن سرو قامتان همیشه جاوید .روحشان شاد راهشان پر رهروو یادشان گرامی.

نوشته های مشابه

2 دیدگاه

  1. مرگ کوچک تر از آن است که تا/ بشکند قامت مردان خدا/ مرگ موج است و شهادت دریاست/رمز فرهیختگی ها این جاست…

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن