دفترچه خاطراتهمه

دفترچه خاطرات؛یک عکس یک خاطره…

سید فخرالدین رضایی از داریونی های عزیز مقیم شیراز است که به تاز گی با داریون نما آشنا شده و دیگاه های خود را در این سایت ارایه می دهد.

عکس قدیمی را که در ادامه مشاهده می کنید وی برای سایت داریون نما ارسال کرده است.

ایستاده از راست:مرحوم اصغر هوشمند،داریوش هوشمند و شهید کوروش هوشمند
نشسته از راست:سید اسماعیل رضایی و مرحوم حسین بذرافکن
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

12 دیدگاه

  1. عکس بسیار جالبی بود
    خدا رحمت کند شهید هوشمند بزرگوار را
    برادر این شهید اقا داریوش انسان بسیار خوش اخلاق و مردمداری هستند که در مغازه همیشه با اخلاق خوب و برخورد عالی مشتری ها را راه می اندازد.
    خدا رحمت کندپدر ایشان(علی هوشمند) که دیگر نیازی به تعریف ندارد و همه ایشان را میشناخت
    با تشکر از جناب رضایی
    ضمنا اقای رضایی مکان عکس کجاست ؟

  2. دو نفر از کسانی که عکسهای خاطره انگیز و قدیمی زیادی دارند که انشااله در داریون نما باید در حد توان استفاده شود عبارتند از:
    1-استاد جلیل زارع 2-هاشم کاشفی داریونی فرزند مرحوم قاسم کاشفی
    هاشم جان پسر دایی عزیز انشااله عکسها را در اسرع وقت به دست بنده یا داریون نما برسانی تا به دید تمام کاربران برسانیم
    ضمنا شب نیمه شعبان عروسی فرزند کوچکتر مرحوم کاشفی جناب مهندس عباس کاشفی میباشد (قابل توجه هاشم اقا پسر دایی عزیزم)

  3. با سلام
    با تشکر از آقای رضایی
    لطفاً عکسهای قدیمی که در سایت منتشر می شود، مکان عکس گرفته شده و سال آن را نیز درج کنید
    با سپاس فراوان

  4. سلام با تشکر از لطف شما اقای زارع این عکس یک سیزده بدر دست جمعی است و مکان ان در تنگه در است

  5. شهید کورش هوشمند در اوایل انقلاب پدرش را از دست داد او با مادر در خانه پدری زندگی می کرد او پسر عمه مادرم بود چند سال بعد از فوت پدر مادرش هم از دست داد کورش بسیار به مادرش علاقه داشت فقدان مادر برای او بسیار سخت و ناگوار بود یک روز من درمنزلشان د فتر ی را دیدم که دفترچه خا طرات شهید هوشمند بود او در قسمتی از دفترچه در رابطه با فوت مادر نوشته بود وقتی که من در کوچه کودکی رامیبینم که دست در دست مادر از کوچه عبور میکند قلبم فرو میریزد دلم میشکند بغض گلویم را می فشارد چند سال بعد او به خدمت سربازی اعزام شد و در کمیته انقلاب اسلامی به خدمت سربازی مشغول شد کورش بسیار به خانواده ماعلاقه داشت ما نیز او را بسیار دوست می داشتیم یک روز مادر خیلی دلتنگ او شده بود ان روز مادر همه اش میگفت نمدانیم الان کورش کجا است کاش نامه ای می داد تا ما از حال و روزش با خبر شویم مادر در خانه مشغو ل قالی بافی بود او در حیاط خانه دار قالی را به پا کرده بود برای ان که افتاب اذیت نکند یک پرده در جلو کارگاه قالی بافی اویزان کرده بود من ان روز در کوچه نشسته بودم و سر کوچه را نگاه میکردم که یک دفعه یک نفر از پشت چشمهایم را گرفت نفهمیدم او کیست او دستش را که برداشت دیدم که شهید هوشمند است او گفت چیزی نگو ما به اتفاق هم وارد خانه شدیم او پشت ان پرده ایستاد یک دفعه مادر دوباره گفت خدا کند کورش زود تر نامه ای بدهد با شنیدن این حرف مادر من دیگر تحمل نکردم وشروع به خندیدن کردم یک دفعه شهید هوشمند با خنده گفت دیگر نامه احتیاج ندارد وخودش این جاست مادر وهمه خوشحال شدیم ومادر شروع به پخت غذا کرد و ما ان روز نهار را باهم بودیم وبسیار به ما خوش گذشت شهید هوشمند وقتی که از مریوان به سمت محل شهادتش که تنگه مرصاد بوده می رفته به گفته دوستانش که بعدا تعریف کرده بودند همهاش این ترانه را زمزمه میکرده که ای ساربان اهسته ران ارام جانم میرود وان دل که با خود داشتم با دل ستانم میرود من خود به چشم خو یشتن دیدم که جانم میرود . روحش شاد یادش گرامی

    1. جناب رضايي با سلام
      اشك مرا دراوردي واقعا پر احساس نوشته بودي
      خدا رحمت كندتمام در گذشتگان درون اين عكس را

  6. با سلام… اصغر هوشمند را می شناختم…. جوان مهربان و دوست داشتنی بود. آن موقع مرگ جوانان از حالا بسیار تاثر آور تر بود. چون هم مرگ و میر در بین جوانان کم تر بود و هم جمعیت داریون بسیار کم تر بود و مهر و محبت و عاطفه بین مردم بیش تر…. مرگ ایشان مثل بمب در داریون صدا کرد و همه را ناراحت. مخصوصا که مرحوم پدرشان بسیار سرشناس و قابل احترام بود. خدایشان بیامرزد…..شهادت کوروش هوشمند نیز بسیار تاثر آور بود. چون افزون بر مهربانی و خوش قلبی در آن سن و سال مثل مرحوم پدرش بسیار سخاوتمند و بخشنده بود.خداوند با شهدای کربلا محشورش گرداند……حسین بذرافکن با من همکلاس بود و در کودکی و نوجوانی با هم دوست بودیم.خدا رحمتشان کند و به بازماندگانش صبر عنایت فرماید…. داریوش هوشمند مرد مهربان، ساکت، بی ریا و بزرگواری است و روحیات مرحوم پدر بزرگوارشان را نیز به ارث برده است. خداوند عمر با عزت به ایشان عطا نماید…. اسماعیل رضایی مرد خوش قلبی است که وقتی من کلاس اول ابتدایی بودم او هم در همان مدرسه ی حقیقت جو کلاس ششم بود و مبصر صف و هوای مرا هم زیاد داشت. خدا حفظش کند….

  7. با سلام خدمت تمام کاربران
    آلبوم عکس شهید کوروش هوشمند را از برادرش داریوش گرفته ام و انشااله از این به بعد سریالی عکسها را منتشر خواهیم کرد.
    با تشکر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن