ديدگاه

خوش و بشی با داریون نمایی ها

جلیل زارع|

سلام بر شما عزیزان همیشه همراه…

بار دیگر، سال نو را به شما تبریک و تهنیت و شهادت دخت نبی اکرم (ص)، ام ابیها، صدیقه ی کبری، حضرت فاطمه الزهرا (س) را تسلیت و تعزیت می گویم.

عذر این حقیر سراپا تقصیر را به واسطه ی غیبت نوروزانه بپذیرید.

و اما :

۱) تشکر می کنم از متولی محترم داریون نما که مثل سال های پیش، در تمام ایام نوروز، هم چنان حضور فعال و به روز سایت را تیک زدند. خوشحالم که مدتی است کاربران عزیزی هم چون محمد جعفر حقیقت جو و ناصر بذرافکن به جمع اعضای هیئت تحریریه داریون نما پیوسته اند و خبرنگار ورزشی داریون نما، علی مختاری عزیز، افزون بر گزارش های ورزشی، در نقد و نوشتن مطالب دیگر نیز دست به قلم شده است. یوسف بذرافکن و روح الله قربانی و علی زارع هم که جای خود دارند.

۲)هر چند کاربرانی هم چون نازنین در ایام نوروز احتمالا به واسطه ی مسافرت مثل بنده، غیبت کامل داشتند، ولی عزیزانی مثل سپیده، سروش، تماشاگر، شیوا، طرفدار فوتبال، جهان، علی مختاری، آزاده روح الامینی، نبی، اشکان شیروانی، یکی از اساتید دانشگاه آزاد اسلامی داریون و … جور غائبین را کشیدند. مخصوصا سپیده و سروش که انصافا سنگ تمام گذاشتند. برادر عزیز احمد عیسایی خوش هم بالاخره دفاتر حساب و کتاب سال قبل را بستند و همراه با بازگشایی دفاتر سال جدید، حضور خود را هم در سایت تیک زدند.

آمار مطالب و دیدگاه های کاربران تا آن جا که بر صفحه ی اصلی سایت قابل رویت هست به شرح زیر است :

آمار مطالب منتشر شده در ایام نوروز:

۱ “علی مختاری”: ۷ مطلب

۲- “محمد جعفر حقیقت جو” و ” ناصر بذرافکن” : ۲ مطلب

۳- “یوسف بذرافکن” ، ” روح الله قربانی” و ” شورای اسلامی کوشک مولا” : ۱ مطلب

آمار دیدگاه های کاربران داریون نما از ۱۰:۳۵ ب.ظ ۸ فروردین تا ۱:۲۹ ب.ظ ۱۳ فروردین :

۱- سپیده : ۱۲ دیدگاه
۲- سروش : ۱۱ دیدگاه
۳- تماشاگر : ۴ دیدگاه
۴- ” شیوا” و ” طرفدار فوتبال” : ۳ دیدگاه
۵- علی مختاری : ۲ دیدگاه
۶- “احمد عیسایی خوش”، “صدای خرامه” ، ” از اساتید دانشگاه” ، ” شورای اسلامی تربر لابیشه ” ، ” آزاده روح الامینی ” ، ” نبی” و ” اشکان شیروانی” : ۱ دیدگاه

۳) تشکر می کنم از شوراهای اسلامی کوشک مولا، داریون و تربر لابیشه که از دریچه ی این فضای مجازی با مردم منطقه ارتباط برقرار کردند و امیدوارم مسئولین ذی ربط به استمداد اعضای محترم شورای اسلامی کوشک مولا پاسخ گویند و صاحبات فکر و اندیشه، راه کارهای مناسب و عملی ارائه دهند.

۴) خوشبختانه، در نوروز ۹۳ مطالب متنوعی هم چون
– متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال ۹۳
– گلایه های امام جمعه محترم داریون
– لزوم چاره اندیشی شورا و شهرداری داریون
– فرهنگ دید و بازدید نوروزی در منطقه ی داریون
– پوشش اخبار مسابقات فوتبال منطقه ی داریون
– سیزده بدر بارانی منطقه ی داریون
– اطلاع رسانی در مورد ثبت نام و درخواست یارانه ی جدید
– تهیه گزارش و مصاحبه با کهنسالان منطقه ی داریون
– انتشار عکس پانوراما و نماهنگ
– وضعیت فارغ التحصیلان بی کار منطقه ی داریون
– ………………………………………………………….
را داشته ایم که برای یک سایت محلی، آن هم در ایامی که مدیران و هیئت تحریریه خیلی از سایت ها، در سایت هایشان را بستند و رفتند دنبال دید و بازدید ها و نوروزانه های خود، یک پیروزی و موفقیت ارزشمند و برگ برنده است که کاش مسئولین جشنواره وب ایران، نیم نگاهی به آن می انداختند.

۵) متاسفانه با آغاز اولین روز از سال جدید، خبر تصادف پنج جوان عزیز داریونی و فوت عزیزی دیگر، حلاوت نوروز را به کاممان تلخ کرد که برای آن سفر کردگان؛ آرزوی مغفرت واسعه ی الهی داریم و هم دردی خود را با بازماندگان این عزیزان اعلام می داریم. بدان امید که دیگر منطقه شاهد چنین حوادث تلخ و ناگواری نباشد.

پایان سخن : به همه ی عزیزان کاربری که طی سال های گذشته با داریون نما همراه بوده اند، خسته نباشید و رشد و شکوفایی داریون نما را به آنان تبریک می گویم.

هم چنین تشکر ویژه دارم از سایت ” صدای خرامه” که در پوشش خبری منطقه و ارتباط تنگاتنگ و متقابل، همراه و همگام با داریون نما تلاش بی وقفه داشتند.

به امید آن که داریون نما در سال ۹۳ بر تارک فضاهای مجازی جهان، خوش بدرخشد.

هم چنان پویا و پایا و جاری و ساری باشید داریون نمایی های عزیز…

برچسب ها

نوشته های مشابه

280 دیدگاه

  1. سلام
    مرسی واقعا مدال طلایی این دوره از مسابقات حق مسلم بنده بود تشکر میکنم از همه مربیان کسانی برای من زحمت کشیدند سطح مسابقات بسیار بالا بود حریفان اردوهای مختلفی داشتند به خصوص تو دور اخر که حریف از کنیا بسیار قدر بود اما با دعای خیر مردم توانستم مدال طلا به خودم اختصاص بدم در مورد مسابقات اینده هم اینکه خوب تمرین کنم البته مسولین رو قولشون بمونم ما احیانا مث قهرمان دیسک مجبور نشیم با سایت صدای خرامه مصاحبه کنیم
    دور بعدی مسابقات به زودی اغاز میشه اما جای امیدواری زیادیه چون دارنده هفت مدال طلای جهانی که نفر دوم این مسابقاته قراره کمتر کامنت بنویسه البته شایعاتی هم مبنی بر ابتلای ایشان به افسردگی مطرح است که هرچند تکذیب شده اما خوب برای حریفان ایجاد انگیزه بسیار کرده ……………
    وای خدا چقدر خوبه مدال طلا بگیری باهات مصاحبه کنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    1. سلام سپیده خانم
      بهتون تبریک میگم این مدال طلا رو ، به نظرم جایزه شما باید بیشتر از اینا باشه !
      خدائیش شما این مدال رو مدیون داریون نما هستی و دعا بکن براشون ،که کامنت های منو سانسور میکنه !

      من فقط چند تا کامنت برای یک فرشته نوشتم ، که نمایش داده نشد . البته شاید حق داشته باشن ، اگه همه ی چرند وپرند هایی که من مینویسم نشان دهند ، که بدبخت میشم . بک بار مامانم کامنت منو قبل از سانسور دید اونقدر ناراحت شد که تا سه روز با من حرف نزد .

      1. سلام سروش جان…

        تازه ” چرند و پرند ” هم مال شما نیست. مال علی اکبر دهخداست. مامانت هم به خاطر این ناراحت شده و باهات قهر کرده که رودار پا تو کفش این و اون نکنی ! پسر مگه دهخدا چه هیزم تری بهت فروخته که چرند و پرندش رو به نام خودت جا می زنی ؟!

        1. تقديم به يه آقا پسر گل
          هان ای پسر عزیز دلبند
          بشنو ز پدر نصیحتی چند

          ز این گفته سعادت تو جویم
          پس یاد بگیر هرچه گویم

          با مادر خویش مهربان باش

          آماده خدمتش به جان باش

          با چشم ادب نگر پدر را
          از گفته ی او مپیچ سر را

          چون این دو شوند از تو خرسند
          خرسند شود از تو خداوند

          كلامنتت اگر بود میسّر
          بهر دل دوستان چه بهتر!

        2. سلام خانم روانشناس ! چه خبره لشکر کشی کرده ای با شکوفه وعلی و ایل وتبار اومدی ؟
          مثل این که منو موش ازمایشگاه فرض فرموده اید ؟ نکنه کلک داری تحقیق میکنی ؟ یه کامنت ناقابل میذارم برات توی هدفمندی یارانه ها برو بخون !
          دیگه این که من روزی ده تا کامنت مینویسم همه سانسور میشه !
          خدایا منو سنگ نکن !!!

      2. عقب نشینی خودت رو به حساب سانسور نذار. اگه حساب سانسور باشه کامنتهای همه سانسور میشه نه فقط کامنت سروش. فقط با شما که دشمنی نداره!

        1. ستاره خانم
          سلام حذف کامنتهای سروش از دوستیه ونه دشمنی فکر کنم خودش هم میدونه .
          ولی بد نیست که سروش از نظر کامنت حذفی رتبه بیاره!

      1. سلام ستاره
        اولش که رقیب تو اون صدتا کامنتی هست ونه من
        بعدش فکر کنم تو آبادانی هستی!
        نمیتونی خودت رو برسونی به سپیده !
        جوجه رو آخر پاییز می شمرن!
        ولی اگه سعی خودت بکنی و اول بشی من یه دو شعر ستاره دارم که واست میزنم توی سایت
        اینجوری هاست !

  2. سلام استاد
    باور کنید زیاد سخت نیست در هرلحظه به اینترنت وصل شده دیگه الان ساده ترین گوشی ها هم قابلیت اتصال به اینترنت را دارا هستند میشه در هر زمان به سایت سر زد کامنت دیدگاه نوشت جز اینکه مکانی باشیم که خارج از شبکه گوشی ها موبایل باشه که اون هم کم اتفاق می افته

    در این ایام ما که فقط معمولی رو سایت اومدیم رفتیم اما جای تشکر داره ازمدیریت سایت وهمچنین خبرنگاران فعال که به قول شما سنگ تموم گذاشتند بخصوص اقای مختاری که مورد بی مهری عده ای از کاربران قرار گرفتند هرچند من هم منتقد بعضی از خبرهای ایشان هستم اما مسلما چیزی از ارزش های ایشان کم نمیکند مطمنا سایت خوب داریون نما با خبرنگارانی همچون اقای مختاری روزهای بهتری را پیش رو دارد
    هرچند فکر میکنم ایشان به شدت ازمن گله مند هستند چون به هیچ وجه به انتقادات گاه تند من جواب نمیدهند اما من به عنوان یک کاربر معمولی از ایشان معذرت خواهی میکنم امیدوارم در سال جدید در رسالت مهم خود پیروز وسربلند باشند

    1. سلام…

      بازم از حضور پر رنگتون مخصوصا تو ایام نوروز متشکرم. امیدوارم نورزانه ی خوبی را پشت سر گذاشته باشید. و اگه به خاطر بارش بارون، موفق نشدید سیزده بدر دلچسبی داشته باشید، در اولین فرصت به اتفاق خونواده بزنید به کوه و در و دشت و از تماشای طبیعت زیبای بهاری لذت ببرید.

      هم چنان پویا و پایا باشید…

    2. سلام سپیده جان. آقای مختاری دلش از دست شما منتقدین خونه ولی چکار کنه بنده خدا. مجبوره تحمل کنه و صداش هم در نیاد. نه اینکه صداش هم در نمیاد!

    1. ////قسمتهای میانی پیام من کجاست؟؟؟ ممنون آقای داریون نما بنده را هم از سانسور بی نصیب نگذاشتید/

      1. دوستان در تحریریه خواستند شما نیز از تیغ سانسور در امان نمانید! پاسخ شما به ایمیلتان ارسال می شود.

        1. اگر با من نبودش هیچ میلی /چرا ظرف مرا بشکست لیلی/
          ممنون این کارتون اینبار دیگه ذوق شما رونشون میده. لطفا به ایمیل جدیدم ارسال کنید.

    2. مگه تا کی توی این هیر و ویری
      از زیر ساطور سانسور در میری ؟

      تیغ سانسور دیر و زود داره ولی
      مطمئن باش قسر در نمیری !

  3. بنده هم به نوبه خودم سال نو را به تمام کاربران عزیز و هیات تحریریه تبریک عرض می نمایم
    امیدوارم سالی پر از خیر و برکت داشته باشید
    بنده که به دلیل مسافرت و …… آنقدر گرفتار بودم که کمتر در سایت حضور داشتم ولی از کاربران فعال کمال تشکر را دارم.

  4. گزارش مسابقات نفس گیر کامنت سواری :

    درود بر کاربران عزیز داریون نما که مشتاقانه به تماشای مسابقات نفس گیر کامنت سواری داریون نما نشسته اند. من از جایگاه مخصوص، دور دوم این مسابقات را برایتان گزارش می کنم.

    همان طور که در دور اول شاهد بودید، سپیده جلو تر از همه پیشتاز میدان بود و برای نفر دوم که فقط کمی از او عقب افتاده بود رجز می خواند و برای خودش هورا می کشید و نوشابه باز می کرد.

    ولی در همان لحظات آغازین دور دوم، سروش خان که فقط یک امتیاز ناقابل از حریف عقب بود، به رگ غیرتش برخورد و فریاد بر آورد : « ایهاالناس ! کی میگه من افسرده ام و دل و دماغ ادامه ی مسابقات را ندارم ؟! شایعه ی کنار رفتن از شرکت در دورهای بعدی را هم به شدت رد می کنم و به اطلاع طرفداران پر و پا قرص خودم می رسانم که غم به دل راه ندهید . من هم چنان یکه تاز میدان هستم و رخش چموش کامنت سواریم را چهار نعل به پیش می رانم و احدی هم یارای رقابت با من نیست. سپس با یک خیز جانانه خود را به سپیده رساند.

    سپیده هم هر چند از این حرکت انتحاری رقیب سرسختش غافلگیر شد ولی خیلی زود به خود آمد و اجازه نداد سروش خان از او جلو بیفتد.

    و اما سروش خان هم چنان رجز می خواند و رخش کامنت سواری خود را با تمام قدرت با سرعت مافوق لاکپشت … ببخشید مافوق صوت ، به پیش می راند.

    ولی سپیده خونسردی خود را حفظ کرده است و به جای هوار کشیدن، تمام هوش و حواس خود را جمع کرده است که نگذارد رقیب از او جلو بیفتد.

    این سری از مسابقات در دورهای بعد هم تا آخرین ثانیه های 31 فروردین ماه ادامه دارد و شما عزیزان دل برادر، شاهد گزارش آن خواهید بود. باید صبر کرد و دید کدام یک از این دو حریف، برنده ی نهایی مسابقه خواهند بود. آیا سروش با داشتن هفت مدال طلای جهانی می تواند از سپیده که مدال طلای مسابقات کامنت سواری را حق مسلم خود می داند جلو بیفتد ؟

    سپیده امیدوار است که در ادامه ی مسابقات، رقیب در کامنت سواری آهسته تر بتازد و به جای آن به درس و مشق های عقب افتاده اش برسد و کم تر تازیانه بر این اسب چموش بخت برگشته بزند.

    هر چند سپیده دل به شایعات مختلف در مورد عقب نشینی حریف خوش کرده و دور قبل، خود را برنده نهایی اعلام کرد، ولی سروش هم مدعی قهرمانی است و به متولی برگزاری مسابقات کامنت سواری اعتراض شدید دارد و معتقد است که اگر تیغ برنده ی سانسور نبود، کسی حریفش نمی شد. این دارنده ی هفت مدال طلای جهانی ، هم چنین ادعا می کند که به تازگی مادرش هم تیغ دیگری برداشته و همراه با متولی مسابقات، کامنت بری می کند.

    اما با اجازه از حضور انور شما عزیزان دل برادر، بگذارید کمی هم به سایر شرکت کنندگان عزیز در این سری از مسابقات بپردازیم.

    علی مختاری، یک امتیاز خود را جلو کشیده و در امتیاز سه خود را به طرفدار فوتبال رسانده است. ولی هیچ کدام هنوز نتوانسته اند به گرد تماشاگر برسند. تماشاگر هنوز در همان جایگاه چهار امتیازی محکم و استوار به پیش می رود و مقام سوم مسابقات را حفظ کرده است. ولی نه ! نه! مثل اینکه دارد اتفاق دیگری می افتد. بله… بله… شیوا هم با یک خیز باور نکردنی یک امتیاز دیگر جلو افتاد و خود را به تماشاگر رساند تا او هم با چهار امتیاز در مقام سوم با تماشاگر برابر باشد.

    ظاهرا نفرات آخر یعنی یک امتیازی های عزیز به همان تک امتیاز قانع هستند و نه تنها هیچ تلاشی برای پیشروی بیش تر ندارند، بلکه به بهاره و جهان و امین و رویا و شورای کوشک مولا هم اجازه داده اند تا با کسب یک امتیاز خود را به آن ها برسانند.

    ولی شرکت کننده ی تازه نفس دیگری با سرعت تمام از یک امتیازی ها جلو افتاده و خود را به سه امتیازی ها یعنی علی مختاری و طرفدار فوتبال رسانده است و آن کسی نیست جز ر. بذرافکن از گرد راه رسیده. به نظر می رسد ر. بذرافکن قصد دارد آن ها را هم پشت سر بگذارد. باید صبر کرد و دید آیا موفق به این کار می شود یا خیر ؟

    ولی… ولی… ولی مثل این که در آن گوشه از جایگاه تماشاگران، اتفاق عجیبی رخ داده است ! بله… بله… آفرین ! صد آفرین به دانش آموزان با وفای آموزشگاه شهید خوش نژاد ! آن ها یک صدا دارند علی زارع را که تا این لحظه آثاری از حضور او دیده نمی شود تشویق می کنند ! عجیب است ! ولی آن ها یک صدا می گویند که سروش و سپیده دل به این دو دور خوش نکنید علی جان در راه است. فریاد علی جان در راه است… علی جان در راه است… سینه ی فضای مسابقه را شکافته است ولی ما که فعلا چیزی نمی بینیم. البته از آن دور دست ها گرد و خاکی بلند است . خدا را چه دیده ای شاید علی زارع باشد…

    و اما آمار دیدگاه های کاربران داریون نما از ۱۰:۳۵ ب.ظ ۸ فرور دین تا 8:15 ق.ظ 16 فروردین :

    ۱- “سپیده ” و ” سروش” : ۱6 دیدگاه

    2- “تماشاگر” و “شیوا” : ۴ دیدگاه

    3- “علی مختاری” ، “ر.بذرافکن” و “طرفدار فوتبال” : 3 دیدگاه

    4- “احمد عیسایی خوش”، “صدای خرامه” ، ” از اساتید دانشگاه” ، ” شورای اسلامی تربر لابیشه ” ، ” آزاده روح الامینی ” ، ” نبی” ،” اشکان شیروانی” ، “بهاره” ، “جهان” ، “امین” ،” شورای کوشک مولا” و “رویا”: ۱ دیدگاه

    تا دور بعد، شما تماشاگران عزیز مسابقه ی پر هیجان کامنت سواری را به دادار و آفریدگار جهان می سپارم.

    درود و دو صد بدرود…

    1. سلام علی جان…
      بله می دونم این فقط یه مزاح و شوخی بود. همین.

      ولی از شوخی گذشته، انصافا هیچ کدوم از کاربرا از سر بی کاری سراغ داریون نما نمیان که اگه این طور بود سایت های متنوع و جذاب زیاده. داریون نمایی ها همه فقط به عشق خانواده داریون نما و زادگاه و مردم زادگاهشون حضورشون رو در سایت تیک می زنن. حالا بعضی ها میتونن بیش تر وقت بذارن و بعضی ها به دلایلی نمیتونن زیاد وقت بذارن. افرادی مثل سپیده و خیلی های دیگه که میترسم اسم ببرم بعضی ها از قلم بیفتن، واقعا از روی عشق و علاقه حضور پر رنگی در سایت دارن نه از سر بی کاری.

      خود شما هم یکی از عاشقان پر و پا قرص داریون نمایی. از همتون ممنونم.

      هم چنان پویا و پایا باشید…

    2. جسارت نباشد آقای مختاری اگر کامنت گذاشتن نشانه بیکاریست، شما که هم کامنت می گذارید و هم مطلب، از همه بیکارترید…

      1. خدا به فریاد من برسد که به گمانم از همه بیکارترم !

        ولی نه مثل این که آقای داریون نما از همه و همه بیکارتر است !
        آقای داریون نما ! چطوره من و شما هم بریم پهلو داییمون کار کنیم. راستی دایی شما چه کاره هست ؟ دایی من که چند صد سالیه بی کاره بنده خدا !

  5. انشاالله درسال جدید نیز شاهد مطالب وزین وپربار وهمچنین خبرهای خوش برای همشهریهای محترم درسایت داریون نما باشیم .امیدوارم که با رفتن سال 92 حوادث نیز از جاده داریون -شیراز برای همیشه برود.معذرت میخوام این جمله رو میگم .”دوراز جان تمامی کسانی که دراین جاده رفت وآمد میکنند” ولی واقعا مسیر این جاده به قبرستان ختم میشود.انشا الله که برای هیچ عزیزی مشکلی پیش نیاید.

      1. سلام ستاره جان. یه گونی انار را چطور میخای تنهایی بخوری صبر کن منم بیام. آخه از انار داریان نمیشه گذشت ! میشه ؟

    1. سلام zare جان…

      همون طور که خودت میگی با نام دیگری نظر دادی. اما این که میگی از شما یاد نشده احتمالا تو اون فاصله زمانی که ما آمار دیدگاه ها رو اعلام کردیم، دیدگاه نفرستاده ای

      اگر غیر از اینه بگو با چه نامی و کی وارد شدی تا پی گیری کنیم. چون من معتقدم که به هیچ عنوان نباید به عمد از کسی نام برده نشه. برای من فقط حضور کاربران در آمار دیدگاه ها مهمه نه خدای ناکرده چیز دیگری.

      و اما فعلا با همین نام zare وارد مسابقه میشی و اگر با نامی دیگر هم دیدگاه فرستاده باشی با اون نام هم تو مسابقه ای.

      پیشنهاد میکنم فقط با یه نام نظر بده تا امتیازاتت بین نام های مختلف توزیع نشه.

      هم چنان پویا و پایا باشید…

    2. از این به بعد با نام خودت نظر بده تا ازت یاد بشه! شاعر میگه:
      رفته ایم از یاد یاران، از گذشت روزگاران
      گر ز ما در روزگارن یاد میشد بد نمیشد.

      به قول یه بنده خدایی این طوریهاست!

  6. با سلام و تبریک سال نو به خانواده داریون نما

    من هم از تیغ سانسور در امان نبودم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  7. سلام
    مجددا سال نو را به همه شما داریون نمایی ها تبریک می گویم.
    من هم حضور خودم رو اعلام می کنم، گاهی اوقات غیبت لازمه…

    1. سلام…
      متقابلا سال نو شما هم مبارک باشه.
      و اما ما حداقل دو نوع غیبت داریم. گاهی اوقات کدومش لازمه ؟

    2. سلام نازنین جان. من هم سال نو را به شما و خانواده گرامیتان تبریک می گویم. شما هم که مثل من ایام نوروز غیبت داشتید. حتما مسافرت بوده اید. امیدوارم سفر به شما خوش گذشته باشد. به قول آقای زارع پویا و پایا باشید عزیز دل خواهر.

      1. سلام ستاره جان
        شما لطف دارید، من هم سال نو را به شما تبریک می گویم و امیدوارم که سال خوبی را شروع کرده باشید. متاسفانه در ایام عیدبیخودی سر خودم را شلوغ کرده بودم…
        موفق باشید

  8. دوستان عزیزی که اینجا نظر گذاشتن سلام سال نو مبارک
    بقران عاشق داریون نما هستم مثل پسر خودم دوستش دارم و بهش عادت کردم

    1. اولا دوستانی که این جا نظر نگذوشتن چی؟
      ثانیا نیازی به قسم خوردن نیست. ما همه میدونیم که شما بدون داریون نما هیچ لقمه ای تو گلوت نمیمونه… ببخشید اشتباه شد از گلوت پایین نمیره !

  9. هنر نوشتن را با بیکاری مقایسه نکنی فرق است زمین تا اسمون کامنت های منو حذف میکنید ولی خوب هوای خبرنگارتون دارید هرچی میگه فورا رو سایت می
    اد

    1. گیوتین که رها میشه خبرنگار و غیر خبرنگار نمیشناسه. گردن کامنت احدی از زیر تیغ تیزش در نمیره ! خیلی از کامنت های خبرنگارا هم قیچی میشه. من و شما نمی بینیم. گر حکم شود که مست گیرند / در شهر هر آن چه هست گیرند ! باور کن !

  10. سلام استاد عزیز و بهتر ازجان آقای زارع

    اینا را گفتم که از منم یادی کنید(پاچه خواری!)

    راست گفتند که از دل برود هر آنکه از دیده رود…!
    استاد شما که معتقد هستید اسم هیشکی نبایه به عمد برده نشه پس چرا اسم منو نبردید؟ مگه سروش به شما نگفته که من خیلی دل نازک و زودرنجم.. زود غصه ام میگیره!!! میدونم عمدی نبوده… اشکالی نداره استاد… همیشه این گلایه ها هست… مثه وقتی که یه عروسی میگیری بعدش هر کیو میبینی میگه چرا منو دعوت نکردی.. اونوقت آدم نمیدونه پس این همه آدم که تو عروسی بودن از کجا اومده بودن!!

  11. سلام تربری جان بهتر از “بهتر از جان ” که از جان شیرین بیشتر عزیزت می دارم…

    عزیز دل برادر…

    متاسفانه تعداد دیدگاه هایی که در ” آخرین دیدگاه ها ” ظاهر می شود محدود است و من در حال حاضر نمی دانم در فاصله ی زمانی ” ۱۰:۳۵ ب.ظ ۸ فروردین تا ۸:۱۵ ق.ظ ۱۶ فروردین ” شما دیدگاهی ارسال کرده بودید یا خیر ؟ اگر دیدگاه داشته اید و از قلم افتاده اید که وای بر من با این حواس پرت و خدا و تربری و اهالی تربر همیشه سرافراز این کم ترین را عفو بفرمایند.

    و اما اگر شما در این فاصله ی زمانی، دیدگاهی نداشته اید خب طبیعی است که اسمی هم از شما برده نشود. ولی باز هم من به طبیعی بودنش کار ندارم. من حتما باید اگر شده مثل علی زارع که گرد و خاکی از حضورش را بی آن که در آن فاصله ی زمانی دیدگاهی داشته باشد، نمایان ساختم. نامی هم از شما، هر چند کم رنگ می آوردم. خدا از سر تقصیراتم بگذرد. حلال کنید مهربان.

    و اما هر چند حالا کاری است که شده ولی به گمانم می شود کار شده را جبران کرد. سه راه دارد:

    1- اگر در آن فاصله ی زمانی دیدگاه داشته ای کلاه خودت را قاضی. خودت تعداد حدودیش را بگو.

    2- اگر هم تعداد حدودیش را هم نمی دانی می گردم و راهی برایش پیدا می کنم و از خجالتتان در می آیم.

    3- اگر هم در این فاصله ی زمانی دیدگاه نداشته ای بگو تا فقط شرمندگی غافل شدن از تربری عزیز را داشته باشم و درصدد جبران بر آیم.

    می دانم هم چنان پویا و پایایی، آرزو می کنم باز هم بیش از این جاری و ساری باشی. همین…

  12. من به نام تربری تو ایام عید چیزی ندیدم که الان گله داشته باشید چرا از شما اسمی نبرده اند اما به نظرم میشد تو غایب ها ی پرکار از شما نام برد ………….

  13. سلام
    خواهش میکنم استاد عزیز… اشکال از بنده است.. من به دقت متن را مطالعه نکردم.. امار ماله ایام نوروز بوده.. که با عرض شرمندگی من کلا غیبت خوردم. حق با شماست.. ببخشید

  14. تقدیم به تو که نمیدانم در خاطرت میمانم یا برایت خاطره میشم دوستت دارم نه به خاطره انکه دوستم بداری به خاطره انکه لایق دوست داشتنی
    اینهم تقدیم به دوست خوب نازنین باور کن تو ایام عید حسابی دلم برات تنگ شده بود من یکی که خیلی نبودتو حس میکنم

    1. سلام سپیده جان
      غافلگیرم کردی. این لطف شما را می رساند. بی شک همیشه در خاطرم می مانی، هر چند خاطره ها هم گاهی زیبا هستند، شما در این بخش نیز هستی…

  15. سلام. سال نو را به همه شما داریون نمایی ها تبریک می گویم. امیدوارم سالیان سال در کنار عزیزانتان خوش و خرم باشید.

  16. سلام نازنین بابا شوخی کردم
    خواستم یه کم سر به سر بچه ها خصوصا سپیده بذارم
    به هر حال بظنر بنده کسانی که میان نظر میدن ادمایی با انگیزه بوده و به سایت محترم خودشون احترام میذارن 0پس بدون منم مثل سایر دوستان دوست دارم نظر بدهم و از این طریق با دسوتانی که شاید ساله نبینیم ارتباط بگیریم.
    بنده همه دوستانی که زحمت کشیده و خبرها و گزارش ها را می خوانند و نظر میدهند بسیار متشکر و سپاسگزارم
    ارادتمند شما علی مختاری –
    سپیده-جلیل-سروش-نازنین-تربری-ازاده-علی زارع -جهان -تماشگر -طرفدار فوتبال و سایر دوستان دوستتان دارم پاینده و سربلند باشید

  17. سلام استاد
    باشه اشکال نداره ما دست خودمون نیست ناخوداگاه تا میشینیم پا سیستم باید داریون نما رو باز کنیم و حتما تو کل صفحات و نظرات یه چرخ بزنیم.دوستون داریم ممنون از توجه ای که فرمودین پویا و پایا باشی عزیز دل برادر……………..

  18. جناب مختاری اول غلط متن بگیر بعد بفرس شما که خبرنگار اینهمه غلط دارید وای به حال ما!!!!!!!!!!
    خدای خودت بخون ببین چیزی متوجه میشی اگه شدی یه اشاره کن ماهم متوجه بشیم هنگ کردم بخدا ………..

  19. سلام بچه های داریون نما فردا تولد یه عزیز برای منه نمیتونم یا نمیخواد تولدشو بهش تبریک بگم تنها راهی که دیدم میتونم پیام تبریک رو براش بفرسم تو خوش بش بچه های داریون نماست
    ازاینجا تولد ش رو تو قشنگترین ماه سال تبریک میگم ارزو میکنم تو این دو سالی که ندیدمش شاد سلامت خوشحال باشه
    “من از شب حرف می زنم
    من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف می زنم
    اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم”

  20. گزارش دور سوم مسابقات نفس گیر کامنت سواری :

    با نام خدا و درود بر کاربران مسابقات کامنت سواری داریون نما، گزارش دور سوم از این مسابقات نفس گیر را آغاز می کنیم.

    در دور دوم، سروش خان با رجزهای بی پایان، خودش را به سپیده رساند تا با او در امتیاز 16 هم چنان در ردیف اول جدول مسابقات، جلوتر از سایر کامنت سواران به پیش تازد.

    تماشاگر و شیوا هم با 4 امتیاز در ردیف دوم جدول، قرار داشتند و علی مختاری و ر. بذرافکن و طرفدار فوتبال، هم با 3 امتیاز در ردیف سوم جا خوش کرده بودند. 12 نفر بقیه هم فقط با یک امتیاز هن و هن کنان با فاصله ی زیاد، خسته و کوفته، نفس نفس می زدند و دل خوش کرده بودند به این که فقط اسمشان در لیست مسابقه باشد و امیدی به برنده شدن در این سری از مسابقات نداشتند.

    و اما ادامه گزارش در دور سوم از سری مسابقات کامنت سواری :

    هنوز، فریاد دانش آموزان آموزشگاه شهید خوش نژاد به گوش می رسد. خودتان گوش کنید: « علی جان در راه است ! علی جان در راه است ! »

    ولی ما که جز گرد و خاکی از آن دور دورها چیزی نمی بینیم. ولی نه ! نه ! … حق با دانش آموزان است . مثل این که سر و کله ی علی جان هم پیدا شد. از یک امتیازی ها گذشت. بارک الله ! احسنت ! مرحبا ! 3 امتیازی ها را پشت سر گذاشت. دانش آموزان کارت های آفرین، صد آفرین، هزار و سیصد آفرین به سویش پرتاب می کنند . آفرین علی جان ! اصلا هزار و شومصد آفرین ! 4 امتیازی ها را هم پشت سر گذاشت. بر آذرخش خود می تازد و پیش می رود. 5، 6، 7، 8 امتیاز کسب کرد. آیا به گرد سپیده ساکت ولی هوشیار و سروش رجز خوان می رسد ؟ باید دید !

    خدای من ! در این دور چه اتفاقی دارد می افتد ؟! از آن دور دورها باز هم گرد و خاک برخاسته است. بله رسیدند به یک امتیازی ها. از آن ها هم گذشتند. مثل رعد می غرند و مثل برق شعله می کشند و می آیند ! انگار بر دوش ابرها نشسته اند ! کامنت هایشان را نمی دوانند. به پرواز در می آورند !

    بگذارید از روی پیراهنشان، اسمشان را بخوانم ! آن قدر تند می تازند که قابل خواندن نیست ! بگذارید عینکم را بزنم ! بله ! تربری ، نازنین و ستاره . با دیدن ستاره، زن و مردانی که لباس های محلی داریان را بر تن دارند، همه از جا بلند شده اند و یک صدا فریاد می زنند : « ستاره ی داریان ! ستاره ی داریان ! »

    به گمانم از قلعه ی داریان هستند. وای… وای… چه می کنند این قلعه ی داریانی ها !؟ ساز و نقاره آورده اند با خودشان ! جایگاه تماشاگران، پر از شور و شوق و نشاط است. موج مکزیکی به راه انداخته اند ! دو داریانی، چوب و ترکه به دست آمدند گوشه ی میدان. می خواهند چه کار کنند ؟! ترکه بازی… ترکه بازی… من که سی چهل سالی میشود ترکه بازی ندیده ام.

    ولشان کنید ! بگذار خوش باشند ! برگردیم به گزارشمان :

    تربری فریاد می زند. من خواب مانده بودم. چرا صدایم نزدید. مدال طلای این دور از مسابقات حق من است ! نمی گذارم به سروش برسد. به سپیده که عمرا ! حالا می بینید !

    بگذریم این قدر به حاشیه نپردازیم. خوبیت ندارد ! همان متن بهتر است. حاشیه جیزه ! متن هلوه ! میره تو گلو ! چی میگم ؟ امان از این مختاری ! آخه آبت نبود، نونت نبود، حاشیه ت چی بود ؟ چی بود این چوب حاشیه که علم کردی و هی می کوبی توی سر خلق الله !

    بر می گردیم به گزارش بی حاشیه و بی شیله پیله ی خودمون :
    این سه دلاور از همه جلو زدند. فقط سپیده و سروش مانده اند. آیا به آن ها هم می رسند ؟ باز هم باید دید.

    ستاره و نازنین دوش به دوش هم می تازند و یکی یکی همه را پشت سر می گذارند. آفرین ! چه سرعتی ! رسیدند به مرز 17 امتیاز. ولی سروش و سپیده هنوز هم جلو هستند. این دو یکه سوار رسیده اند به 19 امتیاز ! نازنین و ستاره، فقط دو امتیاز از آن ها عقب هستند. چیزی نیست. دو تا خیز ناقابل بردارند کار تمام است.

    ولی انگار اتفاق عجیبی دارد رخ می دهد ! سروش رجز خواندن را رها کرده است. کسی از بین تماشاچیان صدایش زد و کتابی را به سویش پرتاب کرد. کتاب علم الاشیا هست. ایستاد و مشغول خواندن است. این طوری هاست ولی این طوریش را دیگر ندیده بودیم.

    سپیده، خوشحال می گوید : « نگفتم !؟ برو درست رو بخون ! ترو چه به کامنت سواری !؟ دیدی شایعه نبود ؟ آفرین بر سپیده ! 20، 21، 25… چه می کند این دو رگه ی داریونی، دودجی !؟ 30، 33، 35 ، 36…36…36 ! بله بینندگان عزیز، رسید به امتیاز 36 !

    تا حالا کسی با این سرعت کامنت سواری نکرده است. مثل برق می تازد ! روی زمین نیست. تو هواست ! پرواز می کند !

    بر گردیم عقب تر ببینیم بقیه چه کار می کنند ؟ این کیست ؟ روی پیراهنش نوشته شده است ” دودج پایتخت فرهنگی منطقه ” . به صف 8 امتیازی ها رسیده است. به علی زارع. از او هم جلو زد. 9، 10، 11 امتیاز. ماشالا به غیرتت پهلوان نامدار دودج ! ماشالا به پایتخت فرهنگی منطقه ! عجیب است. به زور پیراهنی دیگر را روی این پیراهنش می پوشانند. می گویند جامعه ی فرهنگیان اعتراض کرده اند به این اسم. جل الخالق ! روی پیراهن جدید نوشته شده است ” دودج : فرهنگ، ادب و مذهب”

    بگذریم. شیوا و علی مختاری و تماشاگر و ر.بذرافکن را می بینم. آن ها هم دارند به پیش می آیند. چه خبره امروز !؟ 4، 5، 6 امتیاز. آفرین ! شیوا به 7 امتیاز رسید. علی مختاری خیز برداشت و در امتیاز 7 با او برابر شد.

    داریون نما و شورای کوشک مولا را می بینم که در امتیاز 4 شانه به شانه ی هم، کامنت می تازند. کمی عقب تر در امتیاز 3، هری پاتر داریون به طرفدار فوتبال خسته و کوفته رسیده است. هری پاتر است دیگر ! بچه ها یک صدا فریاد می زنند : « ماشالا ماشالا به هری پاتر ما ! ماشالا ماشالا به هری پاتر ما ! »

    باز هم کمی عقب تر در امتیاز ،2 کاربر و مجتبی و رویا و محمد رضا و ZARE که اسمش هم خارجکی نوشته و مهدی و سارا و جهان و آزاده روح الامینی شانه به شانه هم می تازند و سعی دارند از هم پیشی بگیرند. پیشی بگیرید ! پیشی بگیرید ! پیشی بگیرید کامنت سواران عزیز ! چه می گویم !؟ پیشی کجا بود ؟ اما… اما… وای… وای… یک امتیازی ها انگار خیال برنده شدن ندارند ! زیاد هستند. اسمشان را نمی برم. خدا کند اعتراض نکنند که ما هم بودیم. چرا از ما اسم نبردید ؟

    خدای من ! چکار می کنند در این دور !؟ چه اتفاقی دارد می افتد ؟ این همه کامنت سوار کجا بودند ؟ باز هم از اون دور دورها گرد و خاک میایه ! چه اتفاقی دارد می افتد در این دور از کامنت سواری ؟ رسیدند به یک امتیازی ها ی وامانده از قافله ی کامنت سواری. چند نفرند ؟ 1، 2، 3، 10، 12، بله 13 کامنت سوار تازه نفس می تازند و می آیند. آن ها دیگر کیستند !؟ چرا به هم چسبیده اند !؟ رویا و شکوفه را می گویم ! نکند دو قلوهای به هم چسبیده هستند ؟ از هم جدا نمی شوند !

    کجایی احمد عیسایی خوش که یادت به خیر ؟ یک زمان یکه سوار میدان بودی احمد جان ! تو که سرت تو حساب و کتابه ! چرا از مدال طلا غافلی ؟ میدونم هستی ولی چرا تو یک امتیازی ها ؟

    شما کجایید یوسف بذرافکن، قربانی، ارج زاده و مجتبی ظهرابی ؟ کجایید که مثل اون قدیم ندیما بتازید و روی همه را کم کنید ؟ پیدایتان نیست ؟ نمی بینمتون ! کاش دو باره گرد و خاکی بر می خاست و تو دور بعد می آمدند ! جایشان در بین کامنت سواران سبز سبزه ولی خالیه !

    دیگه خسته شدم ! بریدم ! نفسم به شماره افتاد ! چه خبره ؟ مسابقه ی کامنت سواری که نیست ! به گمانم راهپیمایی خانوادگی است ! همه ی خانواده ی دایون نما اومدند.

    ببخشید دور سوم هم بی حاشیه ماشیه، پاک و پاکیزه تموم شد. تا دوری دیگر و درودی دیگر سه صد بدرود . فکر کنم بهتره دورهای دیگه فقط جدول مسابقات رو بذارم.ماشالا یکی دو تا که نیستند کامنت سواران که بشه گزارش کرد !

    این هم جدول آمار دیدگاهای کاربران داریون نما از ۱۰:۳۵ ب.ظ ۸ فرور دین تا 1:08 ق.ظ 19 فروردین :

    ۱- سپیده : 36 دیدگاه

    ۲- “تربری” و ” سروش” : 19 دیدگاه

    ۳- “نازنین” و ” ستاره” : 17 دیدگاه

    4 – دودج: فرهنگ، ادب و مذهب : 11 دیدگاه

    5 – علی زارع : 8 دیدگاه

    6 – “شیوا” و “علی مختاری” : 7 دیدگاه

    7 – “تماشاگر” و “ر.بذرافکن” : 6 دیدگاه

    8 – “محمد جعفر حقیقت جو” ، ” داریون نما” و ” شورای اسلامی روستای کوشک مولا” : 4 دیدگاه

    9 – “هری پاتر داریون” و “طرفدار فوتبال” : 3 دیدگاه

    10 – “کاربر”، “مجتبی”، “رویا”، “محمدرضا”، “ZARE”، “مهدی”، “سارا”، “جهان”و “آزاده روح الامینی” : 2 دیدگاه

    11- “احمد عیسایی خوش”، “صدای خرامه” ، ” از اساتید دانشگاه” ، “شورای اسلامی تربر لابیشه ” ، ” ، ” نبی” ،” اشکان شیروانی” ، “بهاره” ، “امین” ،” ابوذر” ، ” سعید” ، “دانشجوی مدیریت” ، “دانشجوی ارشد مدیریت”، “سورنا”، “پاسخ به دودجی پایتخت فرهنگی منطقه” ،” فرانک”، “صفا”، “مصطفی”، “کاربر داریون نما”، “سیما”، بی دل”، “رها” و “رویا+ شکوفه”: ۱ دیدگاه

    ما که رفتیم…

  21. بازم مرسی تو دور دوم با دعای خیر دوستان توانستم رتبه اول رو داشته باشم البته باید تشکر ویژه کنم از اونایی که با مخالفت های گاه بیگاه خودشان زمینه برای نفر اول شدن من فراهم کردند
    واقعا یه کم تو احوالاتمون بیشتر دقت کنیم وسعی کنیم افسردگی وترس را ازخودمون دورکنیم به القاب دیگران به ما میدهند توجه نکنیم چون نشون داده شده که این القاب هرچند بی دلیل خاصی گفته میشه اما ثابت شده برروی انگیزه نفرات اول به شدت تاثیر گذاره ……..

    1. یه تشکر ویژه هم بکن از ستاره خانم که انار قلعه داریان هوش از سرش پروند و حواسشو پرت کرد سپیده جان و نازنین خانم گل تونستند در غیاب ستاره داریان شش دور جولان بدن. عمرا دیگه بتونید! حالا میبینید! این خط و این هم نشون!

  22. سلام خدمت رئیس فدراسیون کامنت بازان داریون
    جناب آقای زارع
    چنتا سوال:
    اول. خط پایان کجاست؟؟ چنتا دور دیگه باید بزنیم؟؟
    دویم.جایزه اخلاق, کامنت جوانمردانه و اینجور چیزام داریم یانه؟!
    سیوم.مسابقات چه جوری برگزار میشه؟ حذفیه؟ رفت و برگشتیه؟
    چارم. یه کمیته انظباتی هم تشکیل بدین.. بوی تبانی و کارت به کارتو… این جور چیزا به مشام میرسه!!! حالا از من گفتن بود

    1. سلام تربری جان…

      فعلا فقط به سوال اولت جواب میدم. نمی خوام جریان مسابقه لو بره.

      خط پایان آخرین ثانیه های شبانه روز 31 فروردین سال 1393 هست. افتاد ؟

      باید اون قدر دور بزنید و بزنید تا سر گیجه بگیرید و …

    1. سلام علی جان…

      چشماتون زیبا بینه ولی ممنون.

      ما حالا حالاها باید شاگردی شماها رو بکنیم. افتخار میدید ؟

  23. سلام داریون نما
    خوشحالم که توی عمرم یکبار معتاد شدم اونم معتاد داریون نما تا جون در بدن دارم می نویسم و تا چشم دارم می بینم و تا گوش دارم نظرات دوستان ارجمند رو با دل و جان می شنوم و به آن ها عمل میکنم
    داریون نما عاشقتم

  24. سلام نازنین جان مدال طلا که فقط یه عنوان دست نیافتنیه ولی طلا اون اخلاق خوب پسندیده تو خواهر گلمه همین اخلاق خوب قشنگ پراحساسته که ارزش صدتا مدال واقعی رو داره پس مطمن باش خیلی وقته طلایی شدی مبارکت باشه

    1. سلام
      سپیده جان شما لطف دارید، بیشتر از این من را شرمنده نکن.
      من به مس هم راضی ام،البته قبل از سقوطش! به قول یه بنده خدایی چون تعريف درستي از بازيکن اخلاق وجود ندارد، نازنین بازیکن اخلاق می شود!

  25. اقای مختاری نگران نیستم
    حالا این دوتا کلمه رو یاد بگیر دو صحفه مشق بنویس عیب نداره همه وقتی به دنیا میان بی سوادن
    1به نظر
    2دوستان

  26. دور چهارم مسابقات نفس گیر کامنت سواری :

    با نام خدا و درود بر کاربران مسابقات کامنت سواری داریون نما…

    ببخشید، امروز دل و دماغ گزارش کردن ندارم. ولی برای این که نگویید چرا ما را در جریان دور چهارم نگذاشتید، فقط می گویم که نازنین خانم ، تربری و سروش را پشت سر گذاشت و با 38 امتیاز در مقام دوم قرار گرفت و حالا هم با سپیده در حال تیکه پاره کردن تعارف های زرقونی هستند و معلوم نیست چی تو سرشون میگذره !؟

    آیا سپیده میخواد با زبان بی زبانی و شاید هم چرب زبانی به نازنین حالی کنه که تا همین جا هم زیادی دور بر داشتی، عمرا به من برسی و یا نازنین میخواد با این حرف ها سپیده رو خام کنه و در جایگاه اول مسابقات قرار بگیره.

    ای وای… من که قرار بود گزارش نکنم. پس گزارش بی گزارش . این هم

    جدول آمار دیدگاهای کاربران داریون نما از ۱۰:۳۵ ب.ظ ۸ فروردین تا 10:00 ق.ظ 21 فروردین :

    1- سپیده : 54 دیدگاه

    2 – نازنین : 38 دیدگاه

    3- “تربری” و ” سروش”: 26 دیدگاه

    4- ستاره : 21 دیدگاه

    5 – دودج: فرهنگ، ادب و مذهب : ۱6 دیدگاه

    6 – علی زارع : 13 دیدگاه

    7 – علی مختاری : 12 دیدگاه

    8 – تماشاگر : 10 دیدگاه

    9 – شیوا : 8 دیدگاه

    10 – “ر.بذرافکن” ، “داریون نما” : 6 دیدگاه

    11 – محمد جعفر حقیقت جو : 5 دیدگاه

    12 – ” شورای اسلامی روستای کوشک مولا” ، ” zare ” ، “جهان” ، “آریوبرزن” ، “رویا” : 4 دیدگاه

    13 – “هری پاتر داریون” ، “طرفدار فوتبال” و “محمدرضا” : ۳ دیدگاه

    ۱۰ – “کاربر”، “مجتبی”، “مهدی”، “سارا”، ” anti 666 ” ، “آزاده روح الامینی” ، “رویا + شکوفه”، ” حسین ” : ۲ دیدگاه

    ۱۱- “احمد عیسایی خوش”، “صدای خرامه” ، ” از اساتید دانشگاه” ، “شورای اسلامی تربر لابیشه ” ، ” ، ” نبی” ،” اشکان شیروانی” ، “بهاره” ، “امین” ،” ابوذر” ، ” سعید” ، “دانشجوی مدیریت” ، “دانشجوی ارشد مدیریت”، “سورنا”، “پاسخ به دودجی پایتخت فرهنگی منطقه” ،” فرانک”، “صفا”، “مصطفی”، “کاربر داریون نما”، “سیما”، بی دل”، “رها” ، “فاطمه” ، “کژال” و “پیرزن نق نقو” : ۱ دیدگاه

    تا دور پنجم درود و چهارصد بدرود…

  27. با سلام
    سال نو را به همه اهالی داریون نما تبریک میگم و امیدوارم سال خوبی در کنار خانواده داشته باشید
    ((((((((((((((((((در کنار خانواده بهارتان بهترین)))))))))))))))))))
    به قول معروف ماکه ادم خودمون نیستیم آدم دولتیم.در ایام تعطیلات نوروز یه شیفت بیکار بودم که به اینترنت دسترسی نداشتم یه شیفتم که شیفت کاری بود در محل کار بودم در یه مکان نظامی که اجازه خروجم نداشتم فقط گهگاهی میومدم دم در تا هوایی عوض کنم باور کنید راست میگم میتونید از آقای داریون نما بپرسید آخه روزآی اخری که میومدم دم در تا هوایی عوض کنیم فک کنم چهاردهم فروردین بود یه لحظه آقای داریون نما را دیدم که داخل ماشین هست و داره از تعطیلات نوروزی برمیگرده از راه دور یه سلامی عرض کردیم، من کاملا شناختمشون ولی عکس العملشون نشون داد که منو خوب نشناختن یا بخاطر لباس سربازی که تنم بود بجا نیاوردن که چند دقیقه بعد تماس گرفتم و عرض ادبی کردم که خودش گفت وقتی دیدمت تردید داشتم که ارج زاده بودی یا نه.
    با تشکر

  28. استاد حالا که یه رقیب جدی دارم حال گزارش ندارین من که میدونم چون اقایان یکی پس از دیگری دارند عقب می افتند دیگر انگیزه گزارش ندارید عیب نداره کم کم ذهنتون اماده میشه که دوره سلطنت اقابان به پایان رسیده باید بپذریم ……………..

    1. سلام…

      ببخشید. تو دلم ولولاست. دست خودم نیست. دل و دماع ندارم. گاهی با علت و بی علت این جوری میشم. این طوری هاست دیگه !

  29. نازنین جون نکنه دوپینگ کردی خیلی یه دفعه اومدی بالا زنگ خطر برام به صدا در اومده کمیته مبارزه با دوپینگ کجاست باید نازنین تست دوپینگ بده من گفته باشم وگرنه به نشان اعتراض از ادامه مسابقات انصراف میدم !!!!!!!!

    1. سلام…

      با این سرعتی که تو کامنت می دواندی و مثل جت پیش می رفتی غلط نکنم خودت دوپینگی هستی نه بیچاره نازنین که هر قدر خودش را به آب و آتیش میزنه به گردت هم نمیرسه !

  30. زندگی ، پنجره ای باز، به دنیای وجود

    تا که این پنجره باز است ، جهانی با ماست

    آسمان ، نور ، خدا ، عشق ، سعادت با ماست

    فرصت بازی این پنجره را دریابیم

    در نبندیم به نور ، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم

    پرده از ساحت دل برگیریم

    رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم

    زندگی ، رسم پذیرایی از تقدیر است

    وزن خوشبختی من ، وزن رضایتمندی ست

  31. گاهی وقتها از نردبان بالا میرویم تا دستهای خدا را بگیریم غافل از اینکه خدا پایین ایستاده ونرده ها رو محکم گرفته که ما نیفتیم

  32. نام کاربری بنده را درست بنویسید
    قدمت از قلم افتاده مگر قلمت خورد اگر قدمت بنده برود…
    (البته مزاح بود)

  33. سلام دودج… عزیز…

    من درست می نویسم. تو دائم تغییرش میدی. چشم این بار هم اصلاحش می کنم . ولی تو هم قول بده که بالا غیرتی دیگه طولانی ترش نکنی. اون وقت بگو این طوری ها نیست، اون طوری هاست ؟

    1. سلام…
      چشم
      گزینه ی روی میز ما ثبات است!! قدمت، فرهنگ ،ادب و مذهب ، این ثبات دودج است، ای کاش همه ی برج های خشتی اش بود….

      1. دو دج داشت دودج چنان استوار
        که دشمن ز تسخیرش زار و نزار

        ادیب و سخنور همه مردمش
        به قدمت ز عهد کهن نامدار

        زبانش دری، مذهبش جعفری
        به فرهنگ، پیشینه اش ماندگار

        * در سطر دوم حرف “ر” در کلمه ی تسخیرش، ساکن تلفظ شود.

  34. جناب دودج قدمت ادب فرهنگ مذهب بخدا اسم دودج بیاد تک تنها همه ی این القاب یاد ادم میافته اینقدر حساس نشو
    من گفته باشم اینقدر عرق رو وطن افرین یاد بگیرند بعضی ها ………………..

  35. دور پنجم مسابقات نفس گیر کامنت سواری :

    جدول آمار دیدگاهای کاربران داریون نما از ۱۰:۳۵ ب.ظ ۸ فروردین تا 2:15 ب.ظ ۲3 فروردین :

    ۱- سپیده : 67 دیدگاه

    ۲ – نازنین : 43 دیدگاه

    ۳- تربری: 32 دیدگاه

    4- سروش : 27 دیدگاه

    5 – “دودج: قدمت، فرهنگ، ادب و مذهب” و ” علی زارع” : 25 دیدگاه

    ۶ – ستاره : 23 دیدگاه

    ۷ – علی مختاری : ۱۲ دیدگاه

    ۸ – تماشاگر : ۱۰ دیدگاه

    ۹ – شیوا : 9 دیدگاه

    ۱۰ – “ر.بذرافکن” و “محمد جعفر حقیقت جو”: 8 دیدگاه

    ۱۱ – ” zare ” ، محمدرضا” : 6دیدگاه

    12 – آریوبرزن : 5 دیدگاه

    ۱3 – ” شورای اسلامی روستای کوشک مولا” ، “جهان” ، “رویا” : ۴ دیدگاه

    ۱4 – ” anti666″ ، “هری پاتر داریون” ، “طرفدار فوتبال” : ۳ دیدگاه

    ۱۰ – “کاربر”، “مجتبی”، “مهدی”، “سارا” ، “آزاده روح الامینی” ، “رویا + شکوفه”، ” حسین ” و “سورنا” : ۲ دیدگاه

    ۱۱- “احمد عیسایی خوش”، “صدای خرامه” ، ” از اساتید دانشگاه” ، “شورای اسلامی تربر لابیشه ” ، ” ، ” نبی” ،” اشکان شیروانی” ، “بهاره” ، “امین” ،” ابوذر” ، ” سعید” ، “دانشجوی مدیریت” ، “دانشجوی ارشد مدیریت”، “سورنا”، “پاسخ به دودجی پایتخت فرهنگی منطقه” ،” فرانک”، “صفا”، “مصطفی”، “کاربر داریون نما”، “سیما”، بی دل”، “رها” ، “فاطمه” ، “کژال” ، “پیرزن نق نقو” ، ” سپیده داریانی” ، ” samad ” ، علی بردبار” ، ” احمدرضا ارج زاده” و ” یوسف بذرافکن” : 1 دیدگاه

    تا دور ششم درود و پنج صد بدرود…

      1. سلام عزیز…

        برای این هم فکر و برنامه ای دارم. اگر عمری باقی باشد، به وقتش اقدام می کنم. هر چه خدا بخواهد…

  36. مرسی استاد واقعا دستتون درد نکنه که زحمت امار دیدگاه رو میکشید میدانم هم حوصله زیادی میخواد هم بسیار وقت گیر ممنون که وقت میزارید

    1. سلام…

      برای من، داریون نمایی ها خیلی بیش تر از این ها ارزش و احترام دارند. هر چند من هم مثل خیلی های دیگر در این پایتخت ولولا، مشغله ام زیاد است و گریزی هم از آن نیست، ولی قسمتی از وقتم را برای داریون نما منظور کرده ام. خیلی هم مشکل نیست لابلای کارم به داریون نما هم می رسم.

      زیادی کار، نمی تواند انسان را از علاقه اش باز دارد. مهم برنامه ریزی است. اگر برنامه ریزی منظم باشد، می شود به همه ی کارها رسید و اوقات فراقت و تفریح هم داشت.

      نباید ضعف و سستی خود را به پای کمبود وقت و از این حرف های صد من یه غاز گذاشت.

      هم چنان پویا و پایا باشید…

    1. سلام از ماست بزرگوار…

      قابل شما را نداشت. اگر بتوانی تاریخچه ای از دودج را برایم بفرستی، من هم قول می دهم اگر عمری باقی باشد، در فرصتی مناسب آن را به نظم در آورم.

      قول… قول… قول…

  37. احتمالا اگه به بهترین ها بپردازیم مطمنا بعضی ها خیلی وقته از کورس قهرمانی دور افتادند امیدی به قهرمانی که نیست هیچی احتمالا سقوط هم کنند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    1. سلام…

      هر جند کیفیت مهم است و پیشتازان ما در کیفیت هم گوی سبقت را برده اند، ولی در این مرحله ملاک ما فقط کمیت است.

      کیفیت مقوله ی دیگری است که به وقتش به آن هم پرداخته می شود.

      فعلا بی امان بتازید بر توسن سرکش کامنت هایتان تا ببینیم چه می شود.

      زیاد هم رجز بخوانید مثل سروش خان از قافله عقب می مانید و به کتاب علم الاشیایتان می پردازید.

      رجز خوانی خوب است و روحیه ی رقیب را تضعیف می کند به شرطی که ضمن تاختن رجز بخوانید. نه توقف کنید و به سخنرانی مشغول شوید.

      پشت سرتان را نگاه نکنید. از پیش رو غافل می شوید. کاری نداشته باشید دیگران چه کار می کنند. ببینید خودتان چند مرده حلاجید. به جای دل خوش کردن به واماندنگی رقیب به توان خود تکیه کنید. گرنه مثل فلان تیم باید بنشینید و بازی بهمان ها را تماشا کنید و به بخت و اقبال بیندیشید.

      فعلا که آذرخش سپیده هم چنان یکه تاز است و تندر نازنین بی محابا در تعقیب او. تربری هم از خواب خرگوشی رخش سروش نهایت استفاده را کرده است و سمند خویش را چهار نعل می تازد و پیش می رود.

      “دودج: قدمت، فرهنگ، ادب و مذهب” و ” علی زارع”، هم به خود آمده اند و درصد جبران عقب ماندگی خود هستند.

      ستاره با رسیدن به قلعه داریان، پایش سست شده است و نگاهش را از باغ اناری بر نمی دارد. قلعه را که پشت سر بگذارد و از قنات های غرب داریان و کاروانسرا عبور کند، دوباره می شود همان ستاره ای که به جای خاک بر افلاک می تازد و کسی را یارای برابری با او نیست.

      به گمانم علی مختاری در اندیشه ی تهیه ی عکس و خبر از مسابقه است که پا پس کشیده و عقب نشسته است گرنه در کامنت سواری ید طولانی دارد. عکس و خبر را به وقت دیگری موکول کن یل نامدار ! عنقریب شیوا و تماشاگر تو را پشت سر می گذارند عزیز !

      نمی دانم “ر.بذرافکن” و “محمد جعفر حقیقت جو” در چه فکری هستند ولی دیر بجنبند، ” zare ” و ” محمدرضا” به او خواهند رسید.

      آریوبرزن هم هر چند دیر، ولی اندیشه هایی در سر دارد. به گمانم دو دو تا چهار تا می کند ببیند فعلا چه طور می تواند بر حریفان غدری چون ” zare ” و محمدرضا” فائق آید ؟

      آهای ” شورای اسلامی روستای کوشک مولا” ، “جهان” و “رویا”، در چه فکری هستید؟ دور پنجم هم رو به پایان هست حضرات ! دیر بجنبید، کلاهتان پس معرکه است. دیگر به گرد رقبای سر سخت این دور نمی رسید. درست هست دورهای دیگری هم هست ولی حریفان پر مدعای زیادی هم اطرافتان رجز می خوانند و پیش می تازند. دست کمشان نگیرید !

      مثلا همین ” anti666″ ، “هری پاتر داریون” و “طرفدار فوتبال”، در کمینند تا شما غافل شوید و رویتان را کم کنند. از من گفتن بود ! خود دانید ! بعدا نگویید تو که می دانستی چرا ساکت ماندی و چیزی نگفتی ؟

      وای… وای… “کاربر”، “مجتبی”، “مهدی”، “سارا” ، “آزاده روح الامینی” ، “رویا + شکوفه”، ” حسین ” و “سورنا”، شما دیگر چرا !؟ این طور که شما کامنت می تازید، به گمانم سر از ترکستان در می آورید. تکانی به خودتان بدهید، رفتند سواران ! کجای کارید عزیزان دل برادر ؟ بجنبید تا دیر نشده است !

      های… های… های…. با شما هستم. بله با شما “احمد عیسایی خوش”، “صدای خرامه” ، ” از اساتید دانشگاه” ، “شورای اسلامی تربر لابیشه ” ، ” ، ” نبی” ،” اشکان شیروانی” ، “بهاره” ، “امین” ،” ابوذر” ، ” سعید” ، “دانشجوی مدیریت” ، “دانشجوی ارشد مدیریت”، “سورنا”، “پاسخ به دودجی پایتخت فرهنگی منطقه” ،” فرانک”، “صفا”، “مصطفی”، “کاربر داریون نما”، “سیما”، بی دل”، “رها” ، “فاطمه” ، “کژال” ، “پیرزن نق نقو” ، ” سپیده داریانی” ، ” samad ” ، علی بردبار” ، ” احمدرضا ارج زاده” و ” یوسف بذرافکن”!

      با شما دیگر چه بگویم ؟ زبانم مو در آورد از بس فریاد زدم ! این پیاده روی است یا سوارکاری ؟ لاکپشت هم از شما جلو می زند ! چی ؟ چه گفتید ؟ نا امیدید ؟ به گردشان هم نمی رسیدید ؟ اگر این طور خیال بافی کنید شاید، ولی باور کنید نا امیدی ویرانگر است. امیدوار باشید .

      لاکپشتی را که از خواب خرگوشی استفاده کرد و به قله رسید را یادتان می آید ؟ چه طور یادتان نیست ؟ مگر دوران دبستان را نگذرانده اید ؟ با کبری هم کلاس بود. تصمیم کبری او را به خود آورد و درست فکر کرد. دست از تلاش بر نداشت. پیش رفت و پیش رفت تا بالاخره موفق شد.

      والا چه عرض کنم. از یک طرف می گویم دست از گزارشگری پر از تنش بر دارم و به این قبیل حاشیه ها دامن نزنم ولی از طرفی هم به گمانم بوی توطئه می آید. غلط نکنم خبرهایی است. چه می دانم، وقتی علی مختاری عزیز اعلام خطر می کند، حتما چیزی می داند که می گوید !

      بگذریم ما مثل بعضی ها کله امان بوی قرمه سبزی نمی دهد. بهتر است به همین گزارش های بی حاشیه و بی شیله پیله امان بپردازیم ! سری که درد نمی کنند را که دستمال نمی بندند ! می بنندند ؟

      گفتیم گزارش بی گزارش ولی مگر شما با رجز خوانی های رگباریتاند می گذارید…

      1. سلام استاد …
        واقعا دست مریزاد خدا قوت
        من یکی از خوانندگان همیشگی دارون نما هستم اما نمیدو نم چی بگم
        اینقد ردوستان قدرت قلم دارند که سکوت ما طلاست.گه گاه وقتی دلم میگیره بی اختیا ردر روز چند با ربه داریون نما سر میزنم انگار دنبال گم کردم میگردم وارامش میگیرم. …….

        1. اولا سلام که نگی پس کو سلامت…

          والا چه عرض کنم ! یکی دو تا که نیستن ماشالا ! آهسته هم که نمیتازونن که بشه دید و کنترل کرد ! بعید هم نیست یکی دو تا که سهله یه عالمه جا بیفتن ! توی مسابقات فوتبال منطقه داریون یه دفعه با هم پنج شش تا گلزن جا میفتن یا جا به جا میشن ما که نه خبرنگاریم نه مسابقه مون مثل فوتبال قانون پانون درست و حسابی داره !

          اگه کسی رو میشناسی که جا افتاده معرفیش کن کارش دارم. میخوام یه جورایی از خجالتش در بیام و ویرایشش کنم !

          این طوری ها که بود ، اون طوری ها هم شد ! خدا خودش به فریادمون برسه !

  38. راستی نایب قهرمانی پرسپولیس رو به همه طرفداران سرخ تبریک میگم یه تبریک دیگه بخاطر گرفتن سهمیه آسیا هرچند پرسپولیس میتونست راحت قهرمان بشه اما خوب دیگه فولاد واقعا فولاد سخت بود حقشم قهرمانی بود

  39. سلام

    اینجوری اصلا قبول نیست… اگه راست میگین یه مسابقه طناب کشی بذارین اونوقت ببینین کیا اول میشن و کیا سقوط میکنن!! بله اینطوری هاست

    1. با سلام خدمت شما دوست عزیز
      مطالب شما به نوعی اخبار مسابقات فوتبال اخیر است که این اخبار باید از طریق خبرنگار مربوطه ارسال شود. اما غیر از آن اگر کامنتی نوشته اید منتشر شده است.

      1. سلام

        با تمام احترامی که براتون قائلم خبرنگارتون خیلی کم کاره برا همین ما خودمون اقدام میکنیم ولی بازم شما نمیذارین، اخبار باید به روز باشه مرسی.

    1. سلام شیوا خانم. راست میگی به خدا. قهر اومد نیومد داره. اگه از وقتش بگذره، یه باره میبینی سرنوشت بهت اجازه ی صلح کردن نداد و یه عمر تو حسرت قهری که دیگه برای صلح کردن خیلی دیره میمونی . باور کن !

  40. سلام

    سخت است که حرفت را نفهمند!
    سخت تر این است که حرفت را « اشتباهی » هم بفهمند!
    حالا می فهمیم…
    خدا چه « زجــــــری » میکشد!
    وقتی این همه « آدم» حرفش را نفهمیده اند که هیچ
    اشتباهی هم فهمیده اند!
    دکتر علی شریعتی

      1. سلام معلومه خیلی هم تماشاگر نیستی!

        تقدیم به تماشاگر

        سپردم به بنگاه دنیادلم را
        و هی آگهی دادم اینجا و آنجا
        و هر روز
        برای دلم
        مشتری آمد و رفت
        و هی این و آن
        سرسری آمد و رفت

        ولی هیچ کس واقعا
        اتاق دلم را تماشا نکرد
        دلم قفل بود
        کسی قفل قلب مرا وا نکرد

        یکی گفت:
        چرا این اتاق
        پر از دود و آه است
        یکی گفت:
        چه دیوارهایش سیاه است
        یکی گفت:
        چرا نور اینجا کم است
        و آن دیگری گفت:
        و انگار هر آجرش
        فقط از غم و غصه و ماتم است

        و رفتند و بعدش
        دلم ماند بی مشتری
        ومن تازه آن وقت گفتم:
        خدایا تو قلب مرا می خری؟
        و فردای آن روز
        خدا آمد و توی قلبم نشست
        و در را به روی همه
        پشت خود بست

        و من روی آن در نوشتم:
        ببخشید، دیگر
        برای شما جا نداریم
        از این پس به جز او
        کسی را نداریم

        “عرفان نظرآهاری

        1. سلام

          خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا دشوار است چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.

          دکتر شریعتی

  41. حالا که اجازه ورود به مسابقات یادواره شهدا را ندارید ولش کنید اش دهن سوزیم نیست جدی بپردازید به همون مسابقات لیگ برتر بهتره
    خیلی کیفیت داشت خوب برگزار شد که دیگه دوتا هم بیان خبرشو بنویسن !!!!!!!!!!!!!!!

  42. با سلام استاد زارع شما با هوش و خلاقیتتون بازار گرم داریون نما رو گرمتر کردید ولی بعضی از کاربرها -از جمله خودم – ترجیح میدن وقتی کامنت بذارن که واقعا حرفی برای گفتن داشته باشن و به اصطلاح خودتون کیفیتو فدای کمیت نکنن. اما بطور کلی هر مسابقه ای هیجان و جذابیت خودشو داره . به دوستان پرشورم مثل سپیده و نازنین و… خسته نباشید میگم و برای همه کسانی که دلشون میخواد اول بشن آرزوی موفقیت می کنم. عجله کنید فقط چند روز دیگه فرصت دارید. ماشاءالله

  43. ما که نفهمیدم کامنت شما تعریف تمجید از منو نازنین بود یا طعنه ؟ ولی باور کنید اینقدر تو مراحل زندگیم همه جا اول شدم که دیگه خیلی برام فرق نمیکنه چندم بشم فقط دلم میخواد بدونن چقدر داریون نمایی هستیم

    1. سلام سپیده جان تعریف نیست طعنه هم اصلا نیست . مقایسه ست بین داوطلبان شرکت درمسابقه و بقیه . تاحدی هم تایید داوطلبها بخاطر پشتکارشون و هیجان مسابقه

      1. طعنه نباشه، تعریف نباشه مسئله ایی نیست، چون ما خانم ها اصولا عادت به تعریف و تمجید کردن و شنیدن نداریم…

  44. البته اینو بگم به قول فردوسی پور تیم های که سقوط میکنند دوباره میان لیگ برتر تماشاگر هوادارشون بیشتر میشه احتمالا فجرهم واسه همین میره میاد حداقل بهانه ی میشه لیگ دسته اول هم پیگیری کنیم

  45. فقط خانم یا اقای ر بذرفکن تورو خدا اگه گمگشته تو پیدا کردید بعدش بگرد دنبال گمشده ما بنده خدا ایلماه یه مدت پیداش نیست سخت نگرانشم
    اگه کسی پیداش کرد مژدگانی دریافت میکنه دارم تلاش میکنم تو مسابقات کامنت سواری اول بشم جایزه نفیس گرفتم بدم هرکه ایلماه را پیدا کرد
    اینم مشخصات
    نام :ایلماه
    نام خانوادگی:شایسته
    سن : نمیدونم احتمالا هم سن سال خودم
    مدت ناپدید شدن :چند ماهی میشه دیگه
    علت ناپدید شدن :نمیدونم نکنه کسی ناراحتش کرد اعتراف کنه

      1. سلام خانوم بذرافکن

        شاید تو ذهنت مرور کردی یا اینکه سپیده دیگه طاقتش سر اومده و دیده ایلماه نیومده میخواد از الان یسره دنبالش بگرده

  46. قصدم تعریف نیست اصرار کردید میگم
    1مسابقات دو صحرانوردی
    2مسابقات یخ نوردی اونم کوه گدون اگه اسمشو درست تلفظ کنند 3 جام منچ بازی بین قاره ی
    4شش خونه اصلا رکودار هستم
    5 خاله بازی
    تازه تو معرفت شخصیت احترام هوش همه دیگه رکورد زدم فقط مث فوتبالیست ها که کفشاشون اویزون میکنند خودمو اویزون کردم موقیعت بدم پیرا
    فقط تو کلکسیون افتخاراتم مدال طلای کامنت سواری کم داشته م اونم اگه نازنین بزاره میگیرم ازدنیایی ورزشکاری کنار میرم /

    1. سلام سپیده جان
      من گمکردم رو گم نکردم اون قایم شده…….لطفا شما بهش بگو شاید دلش به رحم اومد………شرمنده جواب سوالت هم دقیق نمیدونم .از تماشاگر خواهش کردم بهت بگه…………..

    2. خانم اجازه ! حالا که هیچ کس نمیگه من بگم؟

      آریوبرزن می‌تواند اشاره به یکی از افراد زیر باشد:

      1 – آریوبرزن (هخامنشی) – فرمانده سپاه ایران که در مقابل اسکندر جنگید. ۳۶۸ (پیش از میلاد) تا۳۳۰ (پیش از میلاد)

      2 – آریوبرزن (ساتراپ فریگیه) -(مرگ پیرامون ۳۶۰ پیش از میلاد)- شورش نافرجام ساتراپ‌های آناتولی غربی علیه اردشیر دوم، پادشاه هخامنشی را رهبری کرد.

      3 – آریوبرزن (اشکانی) – حاکم آذربایجان از سال ۲۰ پیش از میلاد تا ۲۰ میلادی

      و اما آریوبرزن هخامنشی :

      آریوبرزن، یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران است که در برابر یورش اسکندر مقدونی به ایران زمین، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری کرد و در این راه جان باخت و حماسه‌ی «در بند پارس» یا «دروازه پارس» را از خود در تاریخ به یادگار گذاشته است.

    1. باید انگیزه ای باشد تا آدم مدال هایش را تقدیم کند! البته انگیزه می تواند متفاوت باشد حتما که نباید به خاطر فراری، پورشه و 8 میلیارد باشد…

  47. دور ششم مسابقات نفس گیر کامنت سواری :

    با نام خدا و درود بر کاربران مسابقات کامنت سواری داریون نما، گزارش دور سوم از این مسابقات نفس گیر را آغاز می کنیم.

    چه میکنه این سپیده ! طوری بر آذرخشش تازیانه میزنه و پیش میره که اصلا دیده نمیشه ! انگار روی زمین نیست ! تو آسمون پرواز میکنه. موندم چی بگم ؟ 68، 69، 70، 80، 90، 98، 99 …. و خیلی عجیبه، رسید به 100 ! آفرین به این غیرت و همت ! صد امتیاز ! تا حالا کسی این طور کامنت سواری نکرده ! رکورد سروش رو تو مسابقات سال گذشته هم شکست و جهانی شد. بله… بله جهانی شد. مدال طلا مبارکت باشه شیرزن داریونی !

    نازنین هم دست بردار نیست و تندر خود را با سرعت هر چه تمام تر پیش میبره. او هم برای خودش شیر زنی است فوق تصور. در مورد این شیر زن داریونی افسانه های زیادی بر سر زبون هاست. میگن اولین ورزشکار اولاد حوا تو کل منطقه ی داریونه ! حتی شنیده شده که ورزشکار به دنیا اومده ! تازه این که چیزی نیست ! میگن مفسر ورزش فوتبال هم هست. همچین تفسیر میکنه که فردوسی پور انگشت به دهان میمونه. حتی یه بار گفته بیا به جای من تو برنامه نود بشین ! این جا دیگه جای من نیست جای توست !

    بگذریم . زیاد حاشیه نریم. هرگز نکن فراموش ! حاشیه رفتن خاموش ! این دیگه کیه که مثل برق و باد میتازه. بله ! همین که خودشو با سرعت رسوند به ردیف سوم جدول ؟ بعله… بعله… شیر مرد دودجی است. دودج، فرهنگ، ادب و مذهب. از نفس افتادم ! فقط یه کامیون باید بیاد اسمش رو یدک بکشه ! ولی انصافا با غیرته ! تو ردیف پنجم جدول بود ولی با دو تا خیز جانانه خودش رو کشوند تو ردیف سوم. از سروش که انگار دیگه کلا کامنت سواری رو رها کرده و رفته سر درس و مشقش هم جلو زد. از تربری هم جلو زد. … بله… بله… از تربری هم جلو زد !

    تربری کم کسی نیست ! یه چیزی میگی و یه چیزی میشنوی ! کلی طرفدار قد و نیم قد داره! قهرمان روستاشونه. حالا که از اونم جلو زد این دودجی با غیرت !

    عجب ! عجب ! چه اتفاقی داره تو این دور از مسابقات میفته ؟ تماشاگر رو میبینم که از ردیف هشتم در حال تاخت و تازه. از علی مختاری خبرنگار قهار داریون نما هم جلو زد. آفرین ستاره رو هم پشت سر گذاشت. سروش رو هم رد کرد. واقعا عجیبه ! رسید به تربری !

    ولی تربری هم داره به آب و آتیش میزنه . به رگ غیرتش برخورده. داره یه چیزی میگه . به گمونم داره میگه خیال کردی ؟ عمرا بذارم از من جلو بزنم. من تربریم ! تربری ! نه نمیذاره ! نمیذاره تماشاگر یه قدم هم ازش جلو بیفته. آفرین با غیرتت ! بی خود نیست که اسمت رو گذاشتن تربری ! ولی تماشاگر هم دست بردار نیست. تماشاگر و تربری دوش به دوش هم تو ردیف چهارم کامنت میتازن.

    علی زارع هم چنان همون ردیف پنجم رو حفظ کرده. اونم از سروش خان الگو گرفته. کتاب دستشه. داره می خونه و کامنت میرونه ! بذارید ببینم چه کتابیه. بله ! بله ! کتاب تاریخه. تاریخ افشاریه. اون کیه با این تاج و تخت و گرز و کوپال رو جلد کتابش جا خوش کرده. عجب ! ظل الله ست. بله ظل الله ست. نادر شاه افشار. صاحب تاج و تخت کیانی. علی زارع بد جوری احساساتی شده . اون چیه از لای صفحات کتاب کشید بیرون ؟ بله . کوه نوره ! کوه نوره ! بازم یه غنیمت دیگه ! دریای نور ! چی میکنه این علی زارع فرهنگی داریونی !؟

    این جاست که دیگه حسابی به رگ غیرت سروش برخورده ! از رخشش پیاده شد و هی زد به رخش یعنی که دیگه بهت نیاز ندارم ! داد میزنه که کجای کاری سپیده خانم ؟ کجای کاری نازنین خانم ؟ دیگه دوره و زمونه ی رخش و آذرخش و تندر گذشته. جل الخالق ! سوار دوچرخه اش میشه. میگه حالا هر کی میتونه بیاد حریف این اسب آهنی دو پا بشه ! کتاب علم الاشیاشو پرت کرد به طرف سه قلوهای افسانه ای ! رویا + شکوفه + علی ! بازم که داره رجز میخونه ! میگه ایها الکامنت سوار ! من دیگه به علم الاشیا نیاز ندارم. با همین اسب دو پا حساب همتونو میذارم کف دستتون ! حالا میبینید. خب صبر میکنیم و تو دورهای بعد میبینیم.

    رسید به علی زارع. داره باهاش حرف میزنه. یعنی چی دارن به هم میگن ؟ فکر کنم دارن برای اول شدن نقشه میکشن. ما که عقلمون به جایی قد نمیده ! خدا عالمه ! خب براشون افت داره ! پارسال دو تایی یکه تاز میدون بودن! فعلا که تو ردیف پنجم هستن !

    علی مختاری هم یه گام جلوتر میاد و از ردیف هفتم خودش رو به ردیف ششم میکشونه. ستاره عقب افتاده. به گمونم تو فکر قلعه داریانه ! بله … بله… تو فکر قلعه داریانه ! داره پشت سرشو نگاه میکنه. انگار کسی یه چیزی براش پرتاب کرد ! بله اناره ! تو این هیر و ویر داره انار دون میکنه و میخوره ! اونم با چه لذتی ! فکر جلو رفتن هم نداره. ردیف ششم رو به راحتی تقدیم سروش و علی میکنه و میره تو ردیف هفتم.

    چه اتفاق هایی میفته تو این دور !؟ شیوا هم از ردیف نهم خودشو به ردیف هشتم میرسونه. ر.بذرافکن از ردیف دهم اومده تو ردیف نهم. انگار همه گاماس گاماس یه پله میان جلو !

    پشت سرشون محمد جعفر حقیقت جو تو ردیف دهم و داریون نما یازدهم و آریوبرزن و رویا دوازدهم . محمد رضا و ZARE خارجکی سیزدهم و جهان چهاردهم و شورای کوشک مولا و سه قلوهای افسانه ای رویا + شکوفه + علی هم به ANTI666 و هری پاتر داریونی و طرفدار فوتبال رسیدن. سورنا و تماشاچی هم خودشونو به اونا رسوندن.

    صفا، احمد رضا ارج زاده و SAMAD پشت سر اونا هستن و بقیه هم هن و هن کنان پشت سرشون….

    بازم از دور گرد و خاک بلند شده. اینا دیگه کی هستن ؟ ای بابا ! مسابقه رو به پایانه ! اینا تازه دارن میان ! … آهان… رسیدند. ایزدی، مصطفی زارع، احمدی و علیرضا کشاورز عزیز… احمدی میگه میخوام برم موسسه رزمندگان داریون ثبت نام کنم. از کدوم ور برم… تماشاچی ها یک صدا میگن موسسه از این وره و از اون وره ! انگار اشتباهی اومده ! نگرانه وقت ثبت نام تمام بشه. نه عزیزم ! هنوز وقت داری. مگه یارانه ست که به این زودی در عرض یه روز وقتش تموم بشه که مجبور بشی از ثبت نام انصراف بدی…

    ای بابا این دیگه چه مسابقه ای هست ؟ یه نفر دیگه هم داره از اون دور دورا میاد… رو پیراهنش با خط درشت نستعلیق نوشته داریونی اصیل. ببینم چکار میکنی دلاور ! پای اصالت داریونی در میونه. هر چند دیر خبر دار شده ولی دست بردار نیست.

    من که دیگه قدرت گزارش ندارم. بریدم. یکی دوتا که نیستن ماشالا !

    پس تا دوری دیگر درود و شومصد بدرود…

    جدول آمار دیدگاهای کاربران داریون نما از ۱۰:۳۵ ب.ظ ۸ فروردین تا 3:22 ب.ظ ۲7 فروردین :

    ۱- سپیده : 100 دیدگاه

    ۲ – نازنین : 75 دیدگاه

    3- “دودج: قدمت، فرهنگ، ادب و مذهب” : 49 دیدگاه

    4- “تربری” و ” تماشاگر” : 47 دیدگاه

    5- “سروش” و “علی زارع” : 32 دیدگاه

    6 – علی مختاری : 25 دیدگاه

    7 – ستاره : 23 دیدگاه

    8 – شیوا : 17 دیدگاه

    9 – ر.بذرافکن ” 14 دیدگاه

    10 – محمد جعفر حقیقت جو : 13 دیدگاه

    11 – “آریوبرزن” و “رویا” : 8 دیدگاه

    12 -” ZARE” و ” محمدرضا ” : 7 دیدگاه

    13- جهان : ۵ دیدگاه

    14 – ” شورای اسلامی روستای کوشک مولا” : ۴ دیدگاه

    ۱5 – ” anti666″ ، “هری پاتر داریون” ، “طرفدار فوتبال” ، “سورنا” ، “تماشاچی” و ” رویا + شکوفه + علی ” : ۳ دیدگاه

    ۱6 – ” SAMAD” ، “کاربر”، “مجتبی”، “مهدی”، “سارا” ، “آزاده روح الامینی” ، ” حسین ” ، “صفا” ،” یوسف بذرافکن” “مصطفی” و “احمدرضا ارج زاده” : ۲ دیدگاه

    17- “احمد عیسایی خوش”، “صدای خرامه” ، ” از اساتید دانشگاه” ، “شورای اسلامی تربر لابیشه ” ، ” ، ” نبی” ،” اشکان شیروانی” ، “بهاره” ، “امین” ،” ابوذر” ، ” سعید” ، “دانشجوی مدیریت” ، “دانشجوی ارشد مدیریت”، “پاسخ به دودجی پایتخت فرهنگی منطقه” ،” فرانک”، “کاربر داریون نما”، “سیما”، بی دل”، “رها” ، “فاطمه” ، “کژال” ، “پیرزن نق نقو” ، ” سپیده داریانی” ، ” علی بردبار” ، ” ایزدی” ، “مصطفی زارع” ، “احمدی” ، “علیرضا کشاورز” ، “پاسخ به سروش” ، “سوال از سروش” و ” داریونی اصیل” : ۱ دیدگاه

    تا دور هفتم درود و شش صد بدرود…

    1. نمــیشـہ حـالا به اونایـے که همـ دورتوטּ بودטּ یـہ 200تـا ڪامنتـــ ناقـابل بـہ امتیازشــوטּ اضــافــ کنیـטּ اُســـتاב ؟ 🙁

    2. سلام و طلب عفو…

      خط دوم گزارش رو ویرایش می کنم:

      دور سوم : نادرست
      دور ششم : درست

      « با نام خدا و درود بر کاربران مسابقات کامنت سواری داریون نما، گزارش دور ششم از این مسابقات نفس گیر را… »

    3. سلام
      با این گزارش هایی که شما انجام می دهید، فردوسی پور انگشت که هیچی دست به دهان میمونه، و بی هیچ حرفی خودش میره کنار…

  48. سلام بر کامنت سواران پر جنب و جوش داریون نما.

    والا چه عرض کنم ؟ اگه بقیه کامنت سواران هم میدونستن چی تو دونه های اناره به کلی مسابقه رو رها میکردن میومدن انار خوری. اونم انار خوشمزه داریان. اما یه چیزی یواشکی میگم به مسئولین کامنت سواری نگین که سه میشه ! راستش اون ور آبی ها تازگی ها کشف کردن که تو دونه های انار داریان مواد انرژی زا هست. یعنی یه جورایی خوردن انار داریان دوپینگ حساب میشه. حالا وقتی تو دور بعد انرژی گرفتم و از همتون جلو زدم به حرف من میرسید. به قول خالق رمان قلعه داریون عمرا به من برسید. همچین کامنت بتازونم که تو خواب هم ندیده باشید. بازم به قول آقای زارع حالا میبینید !

      1. هر چیز به جای خویش نیکوست نازنین خانم. ما این ور آبی ها مثل خودت به موقعش کشف هم می کنیم.

        اما یه سوال جدی، مگه ما خانم ها نبودیم که وقتی یکی یکی عزیزانمون تو جنگی نابرابر مظلومانه شهید شدن با چنگ و دندون زندگی رو چرخوندیم و عزیزانمون رو زیر بال و پر گرفتیم و حتی حسرت یه آخ هم به دل دشمن زبون گذاشتیم ؟

        1. ستاره جان من قصد جسارت نداشتم و چنین اجازه ای به خودم نمی دهم به ویژه نسبت به خانم ها، در قهرمان بودن خانم های ایرانی به ویژه از نوع گذشته هیچ شکی نیست، رشادتهای وصف نشدنی آنها کجا و کشف اون ور آبی ها کجا…
          ولی ما فقط نباید به افتخارات گذشته بسنده کنیم، برای حال نیز باید فکری کرد…

          1. سلام نازنین جان. من هم از فحوای کلام شما جسارتی ندیدم که هر چه بود شهامت بود. من به خوبی میدانم که مراد شما از این کلام این بود که ارزش ما بیش از این هاست و بیش از این ها لایق و سزاوار رشد و شکوفایی هستیم.
            پس جسارت مرا هم ببخشید. من هم به نوعی میخواستم جمله ناتمام شما را تمام کنم.
            باز هم به قول آقای زارع این به اون در عزیزم.

  49. سلام استاد عزیز
    ممنون از متن زیباتون و ممنون از اینکه با اشتیاق و علاقه مینویسید.. انصافا همین متنهای شماست که به آدم انرژی میده… البته بازم میگم یه بوهایی میاد.. فکر کنم یوی ته دیگ سوختس.. خدا کنه ته دیگ نباشه چون من عاشق ته دیگ هستم! دوست دارم عروسیم بارون بیاد…

    1. تو زودتر پنجاه درصد دومش رو حل کن و طرف رو راضی کن بعله رو بگه !

      غصه هیچی نخور ! اگه هم بارون نیومد میگم برات بخونن:

      « بارون بارونه / زمینا تر میشه…

  50. من از همین الان مقام قهرمانی و نائب قهرمانی را به شیرزنان داریونی(سپیده خانم و نازنین خانم) تبریک میگم.. امیدوارم نماینده های خوبی واسه داریون نما در مسابقات کامنت نویسی سایت های آسیا باشن!.. ما هم واسه سهمیه تلاش میکنیم.. شمام هوای ما را بیشتر داشته باشید… ما منطقه محرومیم امکانات نداریم اینترنت پرسرعت و .. به نظر من مسابقات باید منطقه بندی بشه و واسه مناطق محروم ضریب در نظر گرفته بشه! دروغ میگم؟!

    1. فعلا که بخوای نخوای ، اولاد حوا اجازه ی نفس کشیدن به اولاد آدم نمیدن ! سپیده و نازنین کم بود ستاره داریان هم اضافه شد.

      بهتره ما اولاد حوا به کل از خیر کامنت سواری بگذریم. مگه این که شماها بیش تر به رگ غیرتتون بر بخوره و تا خیلی دیر نشده کاری بکنید. طلا و نقره جزو زینت آلاته، پیشکش اولاد حوا ! مواظب باشید برنز رو از دست ندید !

      اون بویی هم که میاد، بوی ته دیگ نیست که تا گفتن “نه نه قربون چیشای بادمیت برم ، گفتی منم بادوم !”، بوی دماغ سوخته ی اولاد آدمه ! شک نکن شیر مرد تربر !

    2. ممنون، ولی تبریک از الان خیلی زود، می ترسم ما هم به سرنوشت بعضیا دچار بشیم و بین 4 نفر مدعی قهرمانی بشیم پنجم!
      اینجوری دیگه سهمیه آسیا هم نمی گیریم و باعث می شه بعضیا برن که بشن زنگ تفریح آسیا…
      هر چند همه ما داریون گونه کامنت می گذاریم و قطعا زنگ تفریح نمی شویم!

  51. اما استاد عزیز خسته نباشید و خدا قوت.. مهرتان, انرژیتان و خوب بودنتان روز به روز بهتر از هرروز باد… دینگ دینگ

    1. تربری جان سانسور مانسور رو ول کن. ما که نفر آخریم و فعلا کاری از دستمون بر نمیاد تو که اون جلو جلو ها هستی یه کاری بکن. یه کمی بیش تر بتازون بلکه بهشون برسی. پاک آبرومون رفت پیش این به قول آقای زارع اولاد حوا. دستم به دامنت یه کاری بکن تو رو به خدا. عیب نداره به اولاد حوا ببازیم یه عمر باختیم اینم روش ولی نه این جوری نه با این همه فاصله. این آبروریزیه. افت داره برامون. تا دیر نشده یه کاری بکنید. یه کم بیش تر به آب و آتیش بزنید.

      1. بی خود تلاش نکن بی دل اگه به رسیدن بود سروش که این قدر ادعاش میشه به سپیده که عمرا به نازنین می رسید. فایده نداره. ما کوتاه نمیایم. اگه به لشکر کشیه ما هم لشکر فراوون داریم. کاری نکن که تمام فک و فامیلامو بریزم تو داریون نما ها !!!!!!

  52. تبریک ویژه به خودم وارد باشگاه صدتاییی شدم از دیشب تا حالا چند پیشنهاد از تیم های اروپایی داشتم البته از کشورهای حوزه خلیج فارس مبالغ نگفتی بهم پیشنهاد شد فعلا تمرکزم رو مسابقاته این ستاره داریانی بد مدال منو نشونه گرفته البته خیلی بودند میخواستند برسند به من تا حالا موفق نشدم ستاره هم میره کنار اونا قرار میگیره!!!!

    1. ببین تربری جان چه طور خط و نشون میکشن. تازه از خودشون هم نمیگذرن چه برسه به ما. چه فرق میکنه سپیده و نازنین و ستاره. همشون اولاد حوا هستن. خدا به فریادمون برسه مدال برنز رو هم از دست دادیم. یه فکری بکن. ببازیم دیگه تو تربر جات نیست تربری ها پوستت رو قلفتی میکنن. از من گفتن بود.

    1. سپیده و ستاره عزیز ول کنید کل کل کردن با هم هر چه سریع تر روی آقایون رو کم کنید. الان وقت جنگ داخلی نیست. دشمن به خیال خام خودش بد جوری خط و نشون کشیده.

  53. مرسی تربری هنوز کو اگه گذاشتن ما از مدال طلامون مطمن بشیم بعد تبریک بگو سرعت اینترنت هم برای همه یکسانه باور کنید من دیشب حدودا یه ساعت منتظر ماندم سرعت اینترنت بیاد بالا نیمد بیخیال شدم

  54. برای امروز بسه. بیش تر بشه آقای داریون نما همونایی رو هم که گذاشته از صفحه ی مجازی پاکشون میکنه! فقط خواستم یه چشمه از خاصیت اعجاب انگیز انار داریون رو بهتون نشون بدم !

    1. پس با این تفاسیر ستاره جان لازم شد یه چند تایش را اگه امکانش هست نگه داری که اواخر خرداد حسابی بهش نیاز دارم…

  55. *******
    بودن آن هایی که

    بودنشان را می خواهیم؛

    زمین را زیباتر می کند؛

    پس همیشه باشید

    که به یادتان حس خوبی دارم

  56. باران که میبارد همه ی پرنده ها به دنبال سر پناهند

    اماعقاب برای اجتناب از خیس شدن بالاتر از ابرها پرواز میکند

  57. آقای زارع سلام و خسته نباشید. راستش دیدم خانم ها خیلی دور بر داشتن و دارن همه ی مدال ها را یکی یکی از آقایون میگیرن گفتم بیام کمکشون. به نظرت میشه؟ امیدی هست؟ من که یه کم تو شک و تردیدم ولی سعی خودمو میکنم. از دست یکی دو نفر کاری ساخته نیست اگه آقایون میخوان واقعا رومون کم نشه و به قول شما، اولاد حوا ناک اوتمون نکنن باید همه با هم برخیزیم و بر کامنتامون بتازیم و گرنه قافیه رو باختیم !

  58. سلام

    وای معلوم هست چه خبره!!!!!!!!!!!!!!؟

    پربیننده ترین امروز داریون نما این قسمته و دوستان همه اینجا هستند.

  59. با سلام
    سال نو را به تمام کاربران عزیز و مدیر محترم سایت داریونما تبریک عرض می نمایم و امیدوارم سالی خوب توام با سلامت وسعادت داشته باشند . مسابقه قشنگی هست ولی جناب استاد زارع این فاکتور را در نظر بگیرید که ارزش کامنت ها یکسان نیست شاید بتوان گفت بعضی از دیدگاه ها به اندازه ده کامنت تاثیر گذار ه ومشخصه که از روی تدبیر وظرافت و نقادی هست .

    1. سلام و ممنون از دقت نظرتان…

      در این مورد کاملا حق با شماست و من هم مثل شما و سایر کاربران خود بر این نکته ی ظریف واقفم.

      قبول کنید که اداره ی مسابقه ی کیفی در ارتباط با دیدگاه های کاربران عزیز کاری بس دشوار است. قضاوت در مورد این که کدام دیدگاه کیفی، در مقایسه با دیدگاه کیفی دیگر، از ارزش بالاتری برخوردار است، اگر نگوییم غیرممکن است، می توان گفت دشوار است.

      افزون بر این احتمال سلیقه ای شدن ارزیابی ها هم وجود دارد. با این وجود من پس از تامل و تفکر زیاد روی برگزاری مسابقه ای کیفی در ارتباط با دیدگاه های عزیزان زیاد فکر کرده ام و به نتایجی هم رسیده ام که به وقتش اگر متولی محترم داریون نما صلاح بدانند با شما در میان گذاشته و اگر عمری باقی باشد، به مرحله ی اجرا می گذارم.

      فکر می کنم چاره ی کار را یافته ام به گونه ای که تقریبا عدالت نسبی برقرار شود و تا آن جا که ممکن است حقی از ذی حقی سلب نگردد.

      اما به خاطر دشوار بودن بررسی کیفیت دیدگاه ها نبود که چنین مسابقه ای را راه اندازی کردم. علل مختلفی داشت که من در این جا فقط به ذکر چند مورد آن بسنده می کنم:

      1 – گاهی در ایامی مثل ایام فاطمیه و … خود به خود به جا و درست، نه تنها بر فضای داریون نما که بر قلوب همه ی ما مسلمانان حزن و اندوه قالب می نشیند و بسیار هم لازم است.

      ولی از آن جا که شادی و نشاط هم در کنار غم و اندوه، لازم و ضروری است فکر کردم بد نیست به طریقی پس از سپری شدن ایام فاطمیه تا روز مادر من هم مثل متولی و کاربران عزیز سایت، سهمی در شادی و نشاط عزیزان داشته باشم واین یکی از آن روش ها بود.

      2 – مسلما وقتی تعداد دیدگاه های کاربران افزایش می یابد به اندازه ی لازم و کافی در بین دیدگاه های هر عزیزی، دیدگاه وزین و کیفی هم هست. قرار هم نیست همه ی دیدگاه ها از کیفیت بالایی برخوردار باشند که می شود حکایت ” بگفت آن جا پریرویان نغزند / چو گل بسیار شد پیلان بلغزند “. همه ی دیدگاه ها حتی کل کل ها هم به جای خود ارزشمندند. نه باید از این ور بیفتیم و نه از آن ور.

      3 – اگر قرار باشد همه ی مسابقات جدی و همه ی نظرات با کیفیت بالا برگزار شوند و به قولی مته به خشخاش بگذاریم، هم به نوعی دیگر، ما کاربران به زحمت می افتیم . هر چند بهتر و پسندیده است که به مسئله ی کیفی ساختن دیدگاه ها به جد پرداخته شود که تا کنون نیز سعی داریون نما بر این بوده است و خواهد بود.

      در پایان، ذکر این نکته که مسلما شما و سایر کاربران عزیز نیز بر آن واقفید، ضروری است که در هر حال، دیدگاه های داریون نما حتی پیش پا افتاده ترینش هم یک سر و گردن از دیدگاه های خیلی از سایت های مطرح غنی تر و با کیفیت تر و هدفمندتر است.

      باز هم از تذکر به جا و دقت نظرتان ممنون و سپاسگزارم و هم چنان منتظر نظرات سازنده اتان هستیم.

      پویا و پایا باشید…

      1. سلام بر سیمین و آقای زارع.
        هر چند در این مورد کاملا با نظر آقای زارع موافقم ولی دقت نظر سیمین را هم میستایم و بی صبرانه منتظر مسابقه ای کیفی هم از دیدگاه های کاربران هستم.

  60. سلام بر کامنت سواران عزیز…

    عجب مسابقه ای شده این مسابقه ی کامنت سواری. چه رقبای غدری در حال تاخت و تاز و رجز خوانی هستن.

    مثلا همین ستاره که مثل شیر ژیان با خوردن انار داریان و گرفتن انرژی دو چندان مثل بارون بهار کامت می باره بر این فضای مجازی وزین و خیالاتی رو در سر می پرورونه.

    این که کامنت سوارن غدری مثل سپیده و نازنین و “دودج: قدمت، فرهنگ، ادب و مذهب” بهش اجازه ی تاخت و تاز و پیشروی بیش تر رو میدن یا نه، رو میذاریم به وقتش در دور هفتم گزارش می کنیم.

    فعلا طبع شعر گوییم گل کرده و تا یه شعر از خودم در و نکنم آروم نمیشم. تصمیم دارم یه شعر برای این دو شیرزن و این شیر مرد بگم. ولی باید یه ده پانزده دقیقه ای بهم وقت بدین بلکه بتونم چند بیتی سر هم کنم و تقدیم کنم به این عزیزان.

    فکر میکنم همین مقدار وقت کافی باشه. نباید توقع داشته باشین شعر نابی از آب در بیاد. که شعر ناب گفتن اصلا کار من نیست. مهم اینه که تشکری از این عزیزان کرده باشم. خدا کنه چیزی به ذهن ناقصم بیاد و شرمنده شون نشم. پس تا آماده شدن شعر خدا نگهدار…

  61. برگ سبزی تحفه ی درویش، تقدیم به قهرمانان کامنت سوار دور ششم مسابقات کامنت سواری :

    گفتا به سپیده، عاقلی فرزانه
    پرواز بکن، مثال یک پروانه

    تا تو این چنین، بر آذرخش می تازی
    بر کامنت سواری خودت می نازی

    کس زهره ندارد که رقیب تو شود
    آن مدال خوش رنگ، نصیب تو شود

    بار دگر آن پیر خردمند مهین
    گفتا که بیا کامنت سوار نازنین

    این مدال نقره را بگیر و خوش باش
    وین راز مکن پیش کسی هرگز فاش

    چون به نقره، قانع شده ای شیرزنی
    وقت است که دل را تو به دریا بزنی

    بر رعد بتازی و بدانی که اگر
    بر نفس مسلط نشوی، هست خطر

    کز جایگه دومی هم دور شوی
    بر جایگه سوم و چارم بروی

    آن گاه به شیر مرد دودج، گفتا
    تا تو این چنین محکمی و پا برجا

    این برنز خوش رنگ، به نامت خوش باد
    پیروزی چون عسل، به کامت خوش باد

    افتاده اگر چو پهلوانان باشی
    پیوسته میان قهرمانان باشی

    یک پند دهم تو را، به از شمش طلا
    گر گوش کنی، شوی تو ایمن ز بلا

    بالا چو شوی، کمی به پایین بنگر
    بر حال فتاده های مسکین، بنگر

    دستی ز کرم گشاده کن، یارش باش
    دستش تو بگیر و جمله، غمخوارش باش

  62. سلام بر سپیده جان و نازنین خانم و دودج،….
    اولا که تعداد زیادی از کامنتهای من نمایش داده نشد ولی نه تنها به مدیر سایت حق میدهم که همه را منتشر نکرد بلکه خوشحالم که این کار را کرد. چون بیشتر آنهایی که منتشر نشد کل کل بود. احتمالا بر سر کامنتهای سایر کاربران هم چنین بلایی آمده است. پس به قول آقای زارع این به اون در.

    دوما من به شوخی تصمیم جدی داشتم که با نفرات اول تا سوم رقابت کنم و شاید هم میتوانستم. ولی خیلی جدی فکر کردم و دیدم مدالهای طلا و نقره و برنز حق سپیده و نازنین و یکی از آقایان شاید دودج… تربری و یا تماشاگر است که وجدانا کامنتهای با کیفیت و ارزشمندی هم مینویسند. دیگران هم همینطور. پس شوخی شوخی خیلی جدی به مقام جهارمی فکر میکنم. بنابراین کسانی که به فکر مقام چهارمی هستند خیلی هم خیالشات راحت نباشد.

    مقام اول تا سوم هم مبارکتان باشد. حتی اگر نصیب من هم میشد پیشکشتان میکردم.

  63. سلام
    سلام بر همه دوستان عزیز و کاربران محترم داریون نما و سلم ویزه خدمت بی دل عزیز چون بار اوله افتخار آشنایشون نصیب بنده میشه

    فعلا چیزی ندارم بگم فقط خواستم سلام و عرض ادبی خدمت دوستان کرده باشم

  64. اما سلام بی دل جان عزیز
    راستش خانم ها تو حرف زدن همیشه پیشتازن… اما خودت میدونی که به عمل کار برآید به سخندانی(اخیرا سخنرانی) نیست!! بله برادر…

  65. سلام تماشگر بیا بگو اریو برزن یعنی چی نمیخواهی که فرمول اکسیر جوانی رو بگی که اینقدر این دست اون دست میکنی ؟

  66. سلام بر کامنت سواران عزیز داریون نما…

    فردا یک شنبه 31 فروردین ماه، روز مادر و آخرین روز مسابقه ی کامنت سواری است.

    راس ساعت 24 روز 31 فروردین ماه این مسابقه به پایان می رسد و طی مراسم مجازی ویژه ای نفرات بر گزیده معرفی و تشویق می شوند و جوایز خود را دریافت می کنند.

    تو این ساعات آخر، هر کاری میخوای بکن ! نگی نگفتما ؟

    1. وقت اضافه مضافه نداره آقای زارع… بعضیا(رقبا) همش دارن وقت تلف میکنن… راستش نمیدونم ولی فکر کنم دستایی پشت پرده س آخه دیروز عصر درست لحظه ای که تو کورس بودیم یهویی اینترنت ما قطع شد.. تا درستش کردیم دوباره سیستممون خراب شد.. نمیدونم کار کیه ولی از این ویروس(بدافزارها) فرستاده بودن حساب سیستم ما را به هم ریخته بودن!! واقعان که بعضیا واسه یه جایزه چه کارا که نمیکنن..!!

      1. هنوز نصف روز وقت برای جبران هست تربری جان…

        بعضیا تو دقیقه نود چند تا گل میزنن ! اگه زود دست به کار بشی مقام سوم که دربست مال خودته هیچ، حتی اگه این اولاد حوا عمرا بذارن، شاید بازم عمرا بتونی دوم یا حتی حالا نتونی، اول هم بشی. این و اون طوری هاست عزیز !

    2. سلام اصولا تا مسابقات به پایان برسه مراسم اهدا جوایز هستا؟!
      با این تفاسیر تا الان شما یه ربع تاخیر داشتید و من به نشانه اعتراض مدال نقره خودم را تقدیم به ستاره می کنم که با نون قرض دادن هایش من را به دومی رساند…

  67. سلام آقای زارع. با اجازه شما کمی هم من گزارش میکنم.

    فقط یک شبانه روز دیگر تا پایان این مسابقه نفس گیر باقی مانده است. من فکر میکنم نفرات اول و دوم از همین الان مشخص هستند. ولی نفر سوم هنوز مشخص نیست. امتیازهای دودجی و تربری و تماشاگر خیلی بهم نزدیک است. آرزو میکنم یکی از این سه نفر مقام سوم را کسب کند. پس در رقابت سالم برای کسب مقام سوم تلاش کنید. بقیه هم دست از تلاش بر ندارند. مهم شرکت در مسابقه و رقابت سالم است. به قول آقای زارع بقیه اش هم هر چه خدا بخواهد.

  68. ولادت با سعادت ام ابیها و روز مادر و روز زن بر مادران و خانم ها و دختران داریون نمایی و زنان فهیم و آگاه زادگاهم منطقه ی همیشه سرافراز داریون، مبارک باد !

  69. با سلام بنده مدال برنزم رو تقدیم می کنم به همه ی چهارمی ها پنجمی ها ششمی ها و … امیدوارم در هرکجای این جهان هستند به فکر مدال بنده نباشند چون مدال بنده مجازی است…

  70. الهی وقتی فکر می کنم، نابینایان تورا چگونه می بینند، در حیرت فرو می روم…. شاید دیدگان کوران بهتر از دیدگان ما باشد…. دیدن تو کور و بینا نمی شناسد… دیدن تو با چشم ظاهر نیست….

  71. دور هفتم مسابقات نفس گیر کامنت سواری :

    با نام خدا و درود بر کاربران مسابقات کامنت سواری داریون نما، گزارش دور هفتم از این مسابقات نفس گیر را آغاز می کنیم.

    فعلا سپیده با 100 امتیاز جلوتر از همه، هم چنان آذرخش خود را می تازاند و پشت سر او نازنین با 75 امتیاز نفر دوم است. ” دودج، قدمت، فرهنگ، ادب و مذهب” نیز با 49 امتیاز، نفر سوم است.

    این در حالی است که تربری و تماشاگر، فقط با اختلاف 2 امتیاز، سعی در رسیدن به دودجی را دارند. باید ببینیم آیا موفق به این کار می شوند ؟

    ستاره، هم چنان در حال خوردن دانه های شیرین انار است و اصلا توجهی به مسابقه ندارد. ولی مثل این که دارد اتفاقی می افتد. وای خدای من ! چه می بینم !؟ باور کردنی نیست ! ستاره، با نوش جان کردن آخرین دانه های انار، انرژی فوق العاده ای گرفته است و مثل برق و باد، می تازد.

    علی مختاری را پشت سر گذاشت. حالا امتیاز او به 30 می رسد. علی مختاری تلاش می کند بلکه جبران مافات کند. خود را به امتیاز 28 می رساند. ولی بی فایده است. ستاره، سروش و علی زارع را هم پشت سر می گذارد. علی مختاری، دیگر انگیزه ای برای تعقیب ستاره ندارد.

    حالا دیگر، این سروش و علی زارع هستند که غافلگیر شده اند و درصدد جبران برآمده اند. سروش 6 امتیاز خود را جلو می اندازد و می رسد به امتیاز 38. علی زارع هم 2 امتیاز خود را جلو می کشد و به امتیاز 34 می رسد. ولی ستاره با سرعت باور نکردنی رجز می خواند و هم چنان به پیش می رود. شعار او مدال طلاست. به مدال نقره و برنز هم فکر نمی کند. رجزهایش سپیده و نازنین را نشانه گرفته اند. انگار اصلا بقیه را مانع و سد راه خود نمی داند.

    حالا او به امتیاز 40 می رسد. باورکردنی نیست ! چه می کند این ستاره ی داریان ! اهالی داریان، همراه با صدای ساز و نقاره، یک صدا او را تشویق می کنند. تربری و تماشاگر، پشت سر خود را نگاه می کنند و از سرعت حیرت آور او انگشت به دهان می مانند.

    وقتی ستاره، در امتیاز 47 با آن ها برابر می شود، آه از نهادشان بر می آید . علی زارع که دوش به دوش سروش خان در حال تاخت و تاز است به او نزدیک می شود و می گوید : « من حریف این شیرزن داریانی نیستم ! اگر می توانی تو کاری بکن ! »

    سروش می گوید : « من سانسور شده ام رفته است پی کارش. نمی توانم زیاد جلوتر بروم. مادر سروش صدایش می زند و می گوید : « باز هم که از درس و مشق غافل شدی ! ول کن مسابقه را بیا علم الاشیا ئت را بخوان. و کتاب علم الاشیا را به سویش پرتاب می کند. سروش، کمی جلوتر می رود و یادش می افتد که امروز روز مادر است و می گوید : « چشم مامانی گلم. قربونت برم. حکم آن چه تو فرمایی. روزت هم مبارک ! »

    ستاره، از مرز 50 امتیاز هم می گذرد. تربری و تماشاگر حسابی خود را جلو کشیده اند. تقریبا خیالشان راحت است. ولی به یکباره تماشاگر فریاد می زند: « تربری جان ! من که از نفس افتادم. کاری بکن ! این اولاد حوا، پاک آبرویمان را برد ! دارد به ما می رسد این ستاره ی داریان ! دستم به دامنت، آبروی اولاد آدم را بخر! »

    تربری به رگ غیرتش بر می خورد. می گوید : « عمرا بگذارم از من یکی جلو بزند. به من می گویند تربری ! حالا می بینی ! »

    ولی ستاره کاری به این کارها ندارد. عمرا ممرا هم سرش نمی شود ! اول از تماشاگر و بعد هم از تربری جلو می زند. تربری عرق ریزان، پشت سر او می تازد و سعی دارد به او برسد. ولی هیهات ! بی فایده است. نا امیدانه از همان جا فریاد می زند : « دودج، دودج ! » ولی جوابی نمی شنود. این بار می گوید : « دودج: قدمت ! » باز هم جوابی نمی شنود. دوباره فریاد می زند : « دودج: قدمت، فرهنگ ، ادب !»

    تماشاگر می گوید : « تو که همه ی صفات نیک او را گفتی، این آخری را هم بگو ! بلکه جوابت بدهد؛ ستاره دارد به او هم می رسد. پاک آبرویمان رفت تربری جان ! زود باش صدایش کن ! »

    تربری، با عصبانیت تمام نعره بر می آورد : « دودج: قدمت، فرهنگ، ادب و مذهب ! دستم به دامانت، ستاره ی داریان دارد به تو هم می رسد. کاری بکن دلاور ! تندتر ! تندتر ! » دودج: قدمت، فرهنگ، ادب و مذهب با ناباوری پشت سرش را نگاه می کند و …

    اهالی داریان، یک صدا، ستاره را تشویق می کنند. گوش کنید : « ستاره ! ستاره ! هی امتیاز میاره ! ستاره ! ستاره ! هی امتیاز میاره ! »
    راست میگن بندگان خدا ! واقعا ستاره ی داریان هی امتیاز میاره !

    اما دودج… هم دست بردار نیست. از مرز 50 امتیاز می گذرد. 51، 52، 53، 55، 60 امتیاز ! 60 امتیاز ! اهالی دودج یک صدا او را تشویق می کنند : « دودج… دودج… دودج… » آفرین بر دودجی قهرمان ! دیگر ستاره به گردش هم نمی رسد. ….. ولی نه ! نه ! رسید ! عجیب است به گردش رسید ! ستاره رسید به 61 امتیاز !

    نازنین، از مرز 80 و سپیده از مرز 110 هم گذشته اند. ولی وقتی فریادهای دودج… را می شنوند که می گوید : « نمی گذارم به من برسی ستاره ! نمی گذارم !»، آن ها هم وحشت می کنند. نازنین می گوید : « من که حریف این شیرزن داریانی نیستم ! تو اگر می توانی کاری بکن سپیده ! آبرویمان رفت. »

    سپیده، می گوید : « چه کار کنم ؟ مگر نمی بینی دوپینگ کرده است ؟ » نازنین، با ناباوری می گوید : « از چی حرف می زنی؟ دوپینگ چی، کشک چی؟ » سپیده می گوید : « اشک نه ! انار ! اون هم نه انار ساوه ! انار داریان ! مگر نشنیده ای اون ور آبی ها گفته اند در دانه های انار داریان، مواد انرژی زاست ؟ »

    نازنین می گوید : « حالا وقت این حرف ها نیست. برو تو را به خدا ! برو ! دارد می رسد ! » سپیده می گوید : « تو غصه نخور ! او خیلی هنر کند سوم می شود. چه بهتر ! مقام سومی هم به خانم ها می رسد. بهتر از این است که نصیب یکی از آقایان از خود راضی بشود ! » نازنین دیگر چیزی نمی گوید.

    حالا، دودج… 66 امتیاز را از آن خود کرده است. ستاره با امتیاز 65، دقیقا پشت سر اوست. ولی یک دفعه اتفاق عجیب و باور نکردنی دیگری رخ می دهد. ستاره می گوید : « سپیده خانم گل گلا ! مدال طلا حق توست. نازنین جون ! مدال نقره هم مال تو ! من حتی اگر هم از شما جلو بزنم و هر دو مدال هم که یک جا از آن من شود، به گردن نمی اندازم. پیشکشتان می کنم. »

    سپیده و نازنین دیگر چیزی ندارند که بگویند. ستاره فریاد می زند : « دودج… نمی خواهد خودت را زیاد به زحمت بیندازی ! من برنز هم نمی خواهم. به مقام چهارمی قانعم. با خیال راحت پیش برو ! »

    دودج… نفس راحتی می کشد. و ستاره به قولش عمل می کند. هرگاه غزال تیز پایش خیز برمی دارد، آن را مهار می کند و اجازه نمی دهد به دودج… نزدیک شود.

    حالا این سپیده و نازنین هستند که با خیال راحت دارند برای هم تعارف تیکه پاره می کنند. نازنین می گوید : « سپیده جان ! طلا حق توست. من به نقره راضیم. تازه دلم می خواهد نقره هم از آن ستاره شود، باور می کنی ؟ »

    سپیده می گوید : « اگر ستاره ترمز نمی کرد و جلوتر می آمد من راضی تر بودم. حتی اگر مدال طلا هم بگیرد ناراحت نمی شوم. نوش جانش ! از خودمان است. اولاد حواست، اولاد آدم که نیست ! هر چند رفتارش یه جوریه ! به نظر تو رفتارش یه کم مردونه نیست ؟ » نازنین لب هایش را می گزد ولی در این که اولاد حوا مدال برنز را هم به گردن بیندازد با سپیده هم عقیده می شود.

    ولی بی فایده است. ستاره تصمیم جلوتر آمدن ندارد. حالا سپیده از مرز 120 امتیاز هم می گذرد و نازنین با بیست امتیاز اختلاف، امتیاز 100 را پشت سر می گذارد.

    جایگاه بقیه ی کامنت سواران خیلی با قبلشان تفاوتی ندارد. من هم خسته شده ام و گزارش بقیه ی کامنت سوارن باشد برای دور دیگر که دور نهایی و سرنوشت ساز است.
    دور هفتم رو به پایان است. سپیده به امتیاز باور نکردنی 123 رسیده است. آقرین به غیرت این شیرزن داریونی ! نارنین هم با 102 امتیاز ، دومین شیرزن کامنت سواری است. دودج… برای آن که خیال خود را راحت کند هنوز در حال سرعت گرفتن است. انگار باور ندارد که ستاره واقعا از پشت سر گذاشتن او منصرف شده است.

    فکر می کند حتما باز هم کاسه ای زیر نیم کاسه است. می گوید : « از این اولاد حوا هر چه بگویی بر می آید. البته کمی هم نگران پیشروی تربری است. تربری هم از ستاره پیشی می گیرد و در جایگاه چهارم کامنت سواری می تازد.

    ستاره، هی دارد عقب نشینی می کند و فعلا مقام پنجم را دارد. دودج… که حالا دیگر خیالش از ستاره راحت شده است، نگران تربری است. تربری چنان می تازد که گویی اصلا دنبال برنز نیست. به نقره هم فکر نمی کند. در اندیشه ی طلای خوش رنگ مسابقه است. حالا فقط دو امتیاز از دودج… قهرمان، عقب تر است. دودج… 73 و تربری 71 امتیاز را از آن خود کرده اند. و ستاره، به همان 65 امتیاز قناعت کرده است.

    و اما هر چند خسته شده ام و گزارش ، از خود مسابقه، نفس گیرتر شده است، ولی حیفم می آید، از جوانمردی به نام محمدرضا قربانی یاد نکنم. او که تازه وارد میدان رقابت ها شده استف به ابتکار عجیبی دست زده است. کارت تبریک های زیبا با طرح های ویژه ی روز مادر را به سوی تماشاچیان پرتاب می کند.

    تماشاچیان هم به وجد آمده اند و همه یک صدا فریاد می زنند : « مادر روزت مبارک ! مادر روزت مبارک ! » فریاد مادر روزت مبارک، مادر روزت مبارک، جایگاه تماشاچیان را مملو از عشق و ایثار کرده است.

    کامنت سواران هم یک صدا شعار مادر روزت مبارک، مادر روزت مبارک را سر داده اند و دیگر خیلی هم به فکر مدال های خوشرنگ نیستند. سپیده و نازنین و دودج… و تربری هم با دیگر کامنت سواران یک صدا شده و می گویند : « همه ی مدال های خوشرنگ دنیا نثارت مادر که تو به تنهایی شایسته ی همه ی مدال های دنیایی ! اصلا بهشت زیر پای توست مادر !

    … و من… و من… و من دیدگانم از اشک خیس است و دلم هوای مادرم کرده است. میل سرچشمه دارد این دل بی دل و بیش از این نمی توانم به گزارش ادامه دهم.

    این شما و این هم :

    جدول آمار دیدگاهای کاربران داریون نما از ۱۰:۳۵ ب.ظ ۸ فروردین تا 2:08 ب. ظ 31 فروردین :

    1 – سپیده : 123 دیدگاه
    ۲ – نازنین :102 دیدگاه
    ۳- “دودج: قدمت، فرهنگ، ادب و مذهب” : 73 دیدگاه
    4 – تربری : 71 دیدگاه
    5 – ستاره : 65 دیدگاه
    6 – تماشاگر : 48 دیدگاه
    7 – سروش : 38 دیدگاه
    8 – علی زارع : 34 دیدگاه
    9 – علی مختاری : 28 دیدگاه
    10 – محمد جعفر حقیقت جو : 23 دیدگاه
    11 – شیوا : 17 دیدگاه
    12 – محمدرضا : 16 دیدگاه
    13 – ر.بذرافکن : 15 دیدگاه
    14 – آریوبرزن : 11 دیدگاه
    15 – رویا : 9 دیدگاه
    16 – “zare” ” : 7 دیدگاه
    17 – بی دل : 6 دیدگاه
    18 – جهان : 5 دیدگاه
    19 – ” شورای اسلامی روستای کوشک مولا” ، “تماشاچی” ، “احمدرضا ارج زاده” ، “روح الله قربانی” و ” سیما” : ۴ دیدگاه
    20- ”6 anti66″ ، “هری پاتر داریون” ، “طرفدار فوتبال” ، “سورنا” ، ” آزاده روح الامینی” ، ” میثاق” ، “مصطفی زارع” ” سارا” و ” رویا + شکوفه + علی ” : ۳ دیدگاه
    21 – – ” SAMAD” ، “کاربر”، “مجتبی”، “مهدی”، ” حسین ” ، “صفا” ،” یوسف بذرافکن” “مصطفی” ، “سپیده داریانی” و “سیمین” : ۲ دیدگاه
    22- “احمد عیسایی خوش”، “صدای خرامه” ، ” از اساتید دانشگاه” ، “شورای اسلامی تربر لابیشه ” ، ” نبی” ،” اشکان شیروانی” ، “بهاره” ، “امین” ،” ابوذر” ، ” سعید” ، “دانشجوی مدیریت” ، “دانشجوی ارشد مدیریت”، “پاسخ به دودجی پایتخت فرهنگی منطقه” ،” فرانک”، “کاربر داریون نما”، “رها” ، “فاطمه” ، “کژال” ، “پیرزن نق نقو” ، ” علی بردبار” ، ” ایزدی” ، “احمدی” ، “علیرضا کشاورز” ، “پاسخ به سروش” ، “سوال از سروش” ” اهل داریون” ، “بیننده” ، علی رضا درویشی” ، “فرهاد” و ” داریونی اصیل” : ۱ دیدگاه
    تا دور هشتم که دیگر دور نهایی است، درود و هفت صد بدرود…

    1. سلام
      دوست داشتن آخرین کامنت مسابقه رو من بذارم!
      گفتم تشکرم رو بذارم واسه آخر کار تا خدایی نکرده شایعه تبانی توی شهر نپیچه!
      واسه همین تشکر می کنم از آقای زارع که مسبب ایجاد این فضای شاد بود…
      ممنون

      1. سلام نازنین خانم…

        من هم مثل شما دوست داشتم آخرین کامنت مسابقه رو شما بذارید ولی متاسفانه فقط سه دقیه تاخیر کردید. باید زودتر از این ها دست به کار می شدید تا ارسال آن قبل از ساعت 12 شب تیک بخورد نه 12:03 !

        آخرین کامنت ها به نام میثاق عزیز رقم خورد. یعنی آخرین گام های مسابقه را میثاق برداشت.

        پنج کامنت آخر برای شما منظور نشد. همین طور سه کامنت آخر مصطفی زارع و تنها کامنت روح الله قربانی هم چون دقایقی بعد از 12 تیک خورد منظور نشد. همگی هزار و شومصد بار ببخشید. اینه !

    2. سلام بر کامنت سواران عزیز…

      در اولین فرصت اگر شد همین امروز دور هشتم رو گزارش می کنیم و مراسم اختتامیه و اهدای جوایز رو هم هرگز نمیشه فراموش ! مطمئن باشید مراسم دلچسبکی خواهد بود !

  72. از همین حالا به نفرات برتر تبریک می گم و آرزو مکنم در مسیر زندگی موفق باشند آقا ما که از پیش باخته بودیم

    1. سلام میثاق جان…

      نه، شما بازنده نیستید. از برنده هم برنده ترید. اصلا ما بازنده نداریم. فقط امتیازها متفاوت است. تازه، آخرین گام مسابقه هم به نام شما ثبت شد و این کم افتخاری نیست…

  73. البته به نفرات اول تا انتها بگم که دعا کنند سر و کله کامبیزها پیدا نشده و الا می دونن که این کامبیزها مثل قارچ رشد می کنند

  74. از این آقای گرد و خاک علی آقا خبری نشد البته فکر می کنم در تل جدی دنبال چیزی می گرده استاد فک کرده کامنت سواری می کنه

    1. علی آقای گرد و خاک، با متیاز 34 تو ردیف هشتم جدوله و دائم هم سخنرانی میکنه نمی بینید ؟ البته ایشون هم زمان چند جا هستن. یکیش هم تل جدیه ! این طور و اون طوری هاست عزیز!

  75. سپیده جان
    مدال طلا الحق و النصاف فقط شایسته یکی از دختران حوا بود و بس
    مبارکت باشه، ما که بخیل نیستیم
    این رو گفتم که ناگهان متهم به حسود بودن نشم، میدونی که…

  76. سلام

    استاد عزیز سلام صبختون بخیر و خسته نباشید… خواستم فقط سلام و عرض ادبی خدمت شما و همه دوستان خوب داریون نما کرده باشم

  77. سلام

    اول خدمت جناب آقای زارع بابت همه زحمات و تلاشهایی که کردن و همچنین سایر عوامل و دست اندرکاران احتمالی پشت صحنه(مخصوصا اون سانسورچی ها!!)

    دوم خدمت همه دوستان و کابران عزیز (رقبای دیروز و رفقای امروز)

    وسوم کسب مقام اولی و دومی را به سپیده و نازنین و به قول استا شیرزنان داریونی تبریک میگم
    همچنین مقام دومی را به دودج…. امیدوارم شما حداقل مرد باشی تا یه مقامم ما کسب کرده باشیم!

    واقعا تو این دنیای مجازی که به هر فضایی نمیشه وارد شد و اطمینان کرد داریون نما و در راس آن آقای زارع فضای خوبی را درست کردند و میدونم که این کار انرژی زیادی ازشون گرفتن.. استاد عزیز جدا خسته نباشید.. ولی خداییش خوب شد تموم شدا.. بعضیا واسه مقام و جایزه از خواب و خوراک افتاده بودن..!! ا ماهم که دیگه نفسمون بریده بود!

  78. اما جا داره که بگم اگه یه وقتی تو یه کامنتی.. حرفی .. صحبتی زده شده دوستان مخصوصا خانم های محترم به دل نگیرن.. صرفا جنبه مزاح و شوخی بوده بذارن به پای انتخاب نکردن درست کلمات.. منظوری در کار نبوده.. مسابقه س دیگه.. تو مسابقه هم که حلوا خیرات نمیکنن!! میکنن؟

    اما از این به بعد معلوم میشه کیا واسه مسابقه و جایزه اومده بودن.. کیا به عشق داریون نما! دروغ میگم استاد؟

  79. مسابقه تموم شد و برنده ها مشخص شدن اما………………
    به نظر شما برنده واقعی کیست؟
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    برنده واقعی کسیه که دل کس رو نشکونه.. از کسی کینه به دل نگرفته… همه رو عاشقونه دوست داریه…. واسه سایت داریون نما از دل و جون مایه میذاره .. اگه گفتین کیه؟
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    تربری؟.. نه بابا
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .سپیده, نازنین, سیما, شیما, ستاره, پروانه….. نمیدونم شاید
    .
    .
    .
    .

    .
    .
    .
    .
    .
    دودج…., سروش, بی دل, ZARE, تماشاگر و…….. ممکنه
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .اما برنده واقعی
    .
    .
    .
    .
    .

    .
    .
    .
    .
    .
    .به نظر من
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ..
    .
    .
    .
    .کسی نیست
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    جز..
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    بله درست حدس زدید

    جناب آقای استاد جلیل زارع

    بزن کف قشنگه رو به افتخارش…

    واسه سلامتی خودشون و خونوادشون صلوات

    ** الهم صلی علی محمد و آل محمد**

    1. سلام
      من همیشه از کامنتهای زیبای کاربران داریون نما خصوصا کسانی مثل “تربری” خوشم میاد.
      به نظرم تربری در این کامنت خیلی زیرکانه حرف خودشو زده و نوشته و حرفی رو زده که شاید خیلی ها ندونن و یا بر عکس بدونن اونم اینه که زحمت اصلی سایت داریون نما بر روی دوش استاد جلیل زارع هست تا اونی که بهش می گن آقای داریون نما.
      الله وکیلی شما بیاید مطالب این دو سه ماه گذشته رو یه نگاه بندازید ببینید کدومش رو آقای داریون نما نوشته البته بنده به هیچ وجه منکر زحمت های ایشون نیستم به هر حال ایشونم وقت می ذاره اما خوب آقای جلیل زارع یه چیز دیگه است و بار اصلی سایت روی دوش ایشونه.
      امیدوارم و آرزو می کنم اقای داریون نما این قدر معرفت داشته باشه که چشمشو رو واقعیت نبنده و این کامنت رو منتشر کنه و بازم امیدوارم سایر کاربران اگه خدایی با نظر من موافقن بنویسن که موافقن و داریون نما هم اون نظراتشون رو حذفش نکنه.

      1. دوست و همراه عزیز جناب “علی”
        از شما ممنونم که به سایت خودتان “داریون نما” سر می زنید و به هر حال برایتان مهم است که نظر می گذارید. من به عنوان یک عضو کوچک سایت داریون نما به نظر شما احترام می گذارم. با این حال فکر نمی کنم داشتن “معرفت” یک فرد را مثلا بتوان ازانتشار یا عدم انتشار یک کامنت فهمید.
        بنده البته ادعایی در “با معرفت بودن” ندارم اما معتقدم “معرفت در گرانی است که به هر کس ندهند…”
        هر جا هستید سلامت و تندرست باشید.
        حق یارتان.

      2. مهدی جان اگه این دیدگاه رو نذاری ازت نمیگذرم و اون دنیا تو صحرای قیامت، بازخواستت می کنم. حالا دیگه خودت میدونی ؟ هر کاری میخوای بکن !

        سلام علی جان…

        هر که هستی فرقی نمی کنه ! هم برای من عزیزی ، هم برای آقای داریون نما، هم برای تک تک کاربرا. میدونی چرا ؟ چون داریون نمایی هستی و این مهمه !

        اولا که این از انصاف به دوره ! اگه نمیدونید من سراپا تقصیر بهتون میگم : روزی که آقای داریون نما با مطالب مفیدی مثل ” نوشته های شبانه ی یک داریونی ” کمر همت بست و وارد گود شد، نه زارعی و … بود و نه کسی حوصله ی این کار بسیار بسیار مهم و حیاتی و صد البته پر درد سر رو داشت ! که هنوز هم کسی چنین همتی رو نداره !

        فقط یه نفر بود که مهدی جواد، بهش دل خوش کرد: خدا… فقط همین و بس !

        چه مرارت ها کشید و چه دردسرها و چه تهدید و تطمیع و … خدا عالمه و اون برای اینکه یه روزی روزگاری زارع نام هایی برای جبران فراموشی سی چهل ساله ی زادگاهشون بیان و بشینن سر سفره ی آماده و لنگش کنن، دست به این ابتکار و خلاقیات و کار رسانه ای بسیار دشوار دست نزد !

        خودش شروع کرد و فرهنگیان و دلسوختگان عزیزی هم چون یوسف بذرافکن و قربانی و کرمدار و عیسی درویشی و ارج زاده و مختاری و ظهرابی و ….و سایر عکاسان و خبرنگاران و هیئت تحریریه ای که اگه بخوام همه رو که تو ذهنم است نام ببرم نگران اونم که کسی از قلم بیفته و پیشینه ی کاراشون تو این فضای مجازی هست، یکی یکی اومدن تو میدون و آقای مهدی بذرافکن با آغوش باز از اونا استقبال کرد.

        عزیز دل برادر ! این خبرنگار جوون و خوش ذوق روزنامه ی خبر که سایت های وزینی مثل تماشاگر و حوادث و … هم در کنار داریون نما داره، وقتی میبینه چنین افرادی میان تو میدون خودش کمی کنار میره و جا باز می کنه و میدون میده تا بقیه هم عرض اندام و البته انجام وظیفه کنن ! در حال حاضر هم داره کاری میکنه کارستون که من یکی فکرش هم برام مشکله و چون میدونم فعلا راضی نیست بگم میذارم به وقتش .

        وقتی هم به عللی هیئت تحریریه کم رنگ میشن خودش راحت همون کاری رو میکنه که از اول می خواست بکنه.

        با همه ی این ها، با یه حساب سرانگشتی که اگه شما وقتش نداری من میتونم براتون حساب کنم همین الان هم مطالب اون هم پر محتوا تر و به روزتر و مفید تره هم زیادتر و پر رنگ تر !

        قربون دل مهربونت برم علی جان عزیزتر از عزیز ! شنیدی میگن تو مو میبینی و من پیچش مو ؟ کاش میتونستم این پیچش مو رو باز کنم که در مورد مسئول سایتی که وقتی بهش میگیم مدیر سایت خودش با متولی سایت عوضش می کنه، قضاوت ناعادلانه نمی کردی. میدونم از سر خیر خواهی و نیت پاکه که شکی نیست ولی باید هم حقیقت داشته باشه یا نه ؟

        من پای داریون نما هم خندیدم هم اشک ریختم ولی تا حالا هیچ مطلبی حتی ” با شهدای داریون” و “بوی بهشت” این قدر حالمو خراب نکرده بود و اشکامو در نیاورده بود ! این چه حرفیه می زنید عزیز ! زارع حتی تصور راه انداختن چنین سایتی رو هم نمیتونه بکنه. گیرم که پای ثابت سایت، بدبخت زارع است که نیست، دست به قلم شدن رو با اداره ی چنین سایت محلی با هزار توقع و اگر و اما کجا دو تا مطلب رنگ و رفته کجا ؟ که اگه ما نباشیم مثل مطالب دیگه ای که از ما برنمیاد و خودش دست به کار میشه مثل آب خوردن مطلب مینویسه.

        اصلا کی گفته متولی سایت باید تا کاربرا هستن خودش مطلب بنویسه ؟ یه مدیر سایت موفق باید تا اون جایی که میشه به کاربرا میدون بده و هر جا کمبود احساس کرد خودش دست به کار بشه. این فکر عمیق رو با ناتوانی مدیر سایت اشتباه نگیر قربونت برم !

        زارع اگه کنار عزیزانی مثل… و …. و… و… شاگردی میکنه برای سبک کردن بار گناهان خودشه. که اگه مهدی جوادی دست به چنین کار خطیری نمی زد تا آخر عمرش هم یادش نمی افتاد که زادگاهی داره و به مردمش مدیونه !

        من نه خودم اهل تعریف و تمجید بی جا هستم نه در حد این قبیل تعاریف و تمجیدها هستم و نه این حرفا خوشحالم میکنه که فقط دلمو به درد میاره.

        پس عزیز بیش از این آزارم نده و نذار حق ذی حقی مثل متولی داریون نما ضایع بشه که این کسی که من میشناسم اگر دنبال حق و از این چیزا بود، از حق زن و بچه و کار و زندگی و آسایش خودش نمی زد برای فرهنگ سازی زادگاهش و برای دل من و تو !

        ایام عید که امثال زارع رفتن دنبال تفریح و خوش گذرونی و مسافرت، یه روز داریون نما تعطیل شد ؟ قبل از زارع و فلانی ها و بهمانی ها کی سایت رو می چرخوند ؟

        داشتم گزارش کامنت سواری رو مینوشتم که به هم ریختم. داغونم عزیز ! بیش تر فکر کن فدای قلب مهربونت عزیز دل برادر…

      3. سلام جناب آقای علی
        بنده استاد زارع عزیز را از نزدیک میشناسم و اگر نگاهی به کامنت های قبلی من بیندازید قدردانیهای مکرر مرا از ایشان می بینید و برایشان خیلی احترام قائلم. فکر میکنم ایشان تنها کسی هستند که نام واقعی مرا می دانند. اما آقای داریون نما را تا بحال از نزدیک ندیده ام اما با نگاهی منصفانه باید عرض کنم ایشان دل شیر و همت بلندی داشته اند که در شهر کوچک ما با حرف و حدیثهایش چنین کار بزرگی کرده اند پس اگر مطلب ننوشته اند دلیل نمیشود قدردانشان نباشیم کمااینکه یک مدیر خوب بایستی نظارتش بیش از اعمالش باشد.یادمان باشد ” بنیانگزاران” کارهای نیک همیشه سربلندند.
        به قول جناب علی “الله وکیلی” کامنت مرا نمایش دهید.

      4. نمیدونم بگم ما آدما، ما جهان سومیا، ما ایرانیا یا ما داریونی ها! اصلا چه فرقی میکنه؟! ما کی می خواهیم یاد بگیریم برای تقدیر از فردی، نیازی به تخریب دیگری نیست؟
        علی آقای گرامی
        گویا در این دو سه ماه زیاد به سایت سر می زدید! به نظرم من نمی زدید! که اگر می زدید چنین بی مهابا قلب سایت را نشانه نمی گرفتید!
        ادبیاتت اصلا جالب نیست “اونی که بهش میگن آقای داریون نما”! این رو از عمد هایلات کردم تا ابهامی برایت پیش نیاید!
        من سعی می کنم به خودم بقبولانم که شما هدفی نداشته اید! اما زیاد مطمئن نیستم که موفق شوم!
        بهتر نبود اولین کامنت خود!!! را جور دیگر می گذاشتی!بهتر نبود آقای زارع را ستایش می کردید و او را با خودش می سنجیدی نه با فردی دیگر! بهتر نبود جور دیگری به آقای داریون نما می گفتید، می شود در مقام متولی یک سایت از نظر ظاهری هم پرکارتر بود؟
        من منکر زحمات آقای زارع نمی شوم، اصلا مگر می شود منکر شد، ولی ماهی هم برای شنا به مکانی نیاز داره، مکانی که آقای داریون نما متولی آن بودند…
        شما با این مقایسه نه دل و دماغی برای آقای زارع می گذارید که دست به قلم شوند و رنگی به سایت بپاشند و نه انگیزه ای برای آقای داریون نما!
        هر چند اراده ی این دو بزرگوار شاید مانند فردی چون من نباشد که با یک تعریف شاد و با یک انتقاد غمیگن شوند…
        من خودم خالی از عیب نیستم و زیاد هم انتقاد رو دوست ندارم اما امیدوارم شما چون من نباشید، من فقط نظرم رو گفتم اما نه موافق، همین…
        موفق باشید

  80. دور هشتم و نهایی مسابقات نفس گیر کامنت سواری :

    با نام خدا و درود بر کاربران مسابقات کامنت سواری داریون نما، با توجه به نزدیک شدن به خط پایان مسابقه، بدون هیچ گونه وقفه ای دور هشتم که دور نهایی این مسابقه ی نفس گیر است را آغاز می کنیم.

    بعد هم تا شما کاربران عزیز داریون نما، کامنت سواران دلاور را تشویق می کنید، من هم استراحت کوتاهی می کنم و آخر سر هم، مراسم اختتامیه و تشویق و اهدای جوایز را خواهیم داشت.

    ستاره، باز هم سر و کله اش پیدا شد؛ خودی نشان داد ولی فقط یک گام بر می دارد و خیال پیش روی و پشت سر گذاشتن کسی را ندارد. در همان جایگاه پنجم می ماند. سیما با یک گام، از امتیاز 3 خود را به امتیاز 4 می رساند. محمد جعفر حقیقت جو هم با یک امتیاز رشد، جمع امتیازهای خود را به 23 می رساند. شیوا و محمدرضا هم هر کدام، با یک گام پیشروی به ترتیب 17 و 18 امتیاز را از آن خود می کنند.

    جهان دو گام به جلو بر می دارد و امتیاز خود را به 5 می رساند.

    پر تلاش این دور، میثاق است. این کامنت سوار خوش فکر که متاسفانه دیر خبردار شد و پا به میدان مسابقه گذاشت، با یک خیز چهار امتیازی غافلگیرانه، امتیاز خود را به 8 می رساند. اگر این کامنت سوار کار کشته، زودتر از این ها به میدان آمده بود، شاید بخت و اقبال دریافت مدالی خوشرنگ را هم داشت.

    بله… بله… مسابقه به پایان رسید. سپیده، با همان امتیاز 123 موفق شد زودتر از همه از خط پایان بگذرد و طلای خوش رنگ را نصیب خود کند. مبارکت باشد شیر زن داریونی !

    نازنین هم ثانیه هایی بعد با 102 امتیاز از خط پایان عبور کرد و مدال نقره را از آن خود کرد. “دودج: قدمت، فرهنگ، ادب و مذهب” نیز با 73 امتیاز، برنز مسابقات را در هوا گرفت و تربری و ستاره و تماشاگر و سروش خان علم الاشیایی و علی گرد و خاک و مختاری خبرساز و حقیقت جوی قلم طلایی و بقیه ی حریفان غدر خود را بی نصیب گذاشت. مبارکت باشد برنز جام جهانی کامنت سواری 93 دودجی همیشه قهرمان !

    بقیه کامنت سواران هم برای تماشاچیان پر جنب و جوش این سری از مسابقات، یکی یکی دست تکان می دهند و از خط پایان می گذرند.

    اما میثاق، این کامنت سوار با اخلاق، رو به تماشاچیانی که به شدت در حال تشویقش هستند می کند و می گوید : « از همین حالا به نفرات برتر تبریک می گم و آرزو می کنم در مسیر زندگی موفق باشند. آقا ما که از پیش باخته بودیم. »

    – « نه، شما بازنده نیستید. از برنده هم برنده ترید. اصلا ما بازنده نداریم. فقط امتیازها متفاوت است. تازه، آخرین گام مسابقه هم به نام شما ثبت شد و این کم افتخاری نیست…»

    ولی این کامنت سوار عزیز مثل این که دنبال کسی می گردد. آهای رفیق نازنین، دنبال چه کسی میگردی دلاور ! می گوید: « پس کو این گرد و خاکی که شما از اون حرف می زدید؟»

    منظورش را نمی فهمم. می گوید : « علی جان را می گویم. به گمانم مکان مسابقه را اشتباهی رفته است. به گمانم رفته تل جدی کامنت سواری کنه ! »

    – « نه، عزیز . علی آقای گرد و خاک، با امتیاز ۳۴ تو ردیف هشتم جدوله و دائم هم سخنرانی میکنه! نمی بینید ؟»

    ببخشید ! حالم زیاد تعریفی ندارد. کمی کسالت دارم و خسته ام و دل و دماغ گزارشی با آب و تاب بیش تر را ندارم. ببخشید و این حقیر سراپا تقصیر را حلال کنید. تا مسابقه ای دیگر و گزارشی مجدد، شما عزیزان کامنت سوار داریون نما را به خدای منان می سپارم.

    این شما و این هم :
    جدول آمار دیدگاهای کاربران داریون نما از ۱۰:۳۵ ب.ظ ۸ فروردین تا آخرین ثانیه های ساعت 24 واپسین روز فرودین ماه. همون فروردین خودمون. پانزده اردیبشت یادتون نره ! چه خبره ؟ نمی دونید ؟ ای داد و بی داد ! چه طور روز به این مهمی رو نمی دونید ؟ 26 اردیبهشت را هم هرگز نشه فراموش…:
    ۱ – سپیده : ۱۲۳ دیدگاه
    ۲ – نازنین :۱۰۲ دیدگاه
    ۳- “دودج: قدمت، فرهنگ، ادب و مذهب” : ۷۳ دیدگاه
    ۴ – تربری : ۷۱ دیدگاه
    ۵ – ستاره : 66 دیدگاه
    ۶ – تماشاگر : ۴۸ دیدگاه
    ۷ – سروش : ۳۸ دیدگاه
    ۸ – علی زارع : ۳۴ دیدگاه
    ۹ – علی مختاری : ۲۸ دیدگاه
    ۱۰ – محمد جعفر حقیقت جو : 24 دیدگاه
    ۱۱ – شیوا : 18 دیدگاه
    ۱۲ – محمدرضا : 17 دیدگاه
    ۱۳ – ر.بذرافکن : ۱۵ دیدگاه
    ۱۴ – آریوبرزن : ۱۱ دیدگاه
    ۱۵ – رویا : ۹ دیدگاه
    16 – میثاق : 8 دیدگاه
    17-” zare ” و “جهان” : 7 دیدگاه
    18- بی دل : ۶ دیدگاه
    19– “سیما” و “جهان” : ۵ دیدگاه

    20”- شورای اسلامی روستای کوشک مولا” ، “تماشاچی” ، “احمدرضا ارج زاده” و “روح الله قربانی” : ۴ دیدگاه

    21- anti666″ ، “هری پاتر داریون” ، “طرفدار فوتبال” ، “سورنا” ، ” آزاده روح الامینی” ، ” ، “مصطفی زارع” ” سارا” و ” رویا + شکوفه + علی ” : ۳ دیدگاه

    22 – ” SAMAD” ، “کاربر”، “مجتبی”، “مهدی”، ” حسین ” ، “صفا” ،” یوسف بذرافکن” “مصطفی” ، “سپیده داریانی” و “سیمین” : ۲ دیدگاه

    23- “احمد عیسایی خوش”، “صدای خرامه” ، ” از اساتید دانشگاه” ، “شورای اسلامی تربر لابیشه ” ، ” نبی” ،” اشکان شیروانی” ، “بهاره” ، “امین” ،” ابوذر” ، ” سعید” ، “دانشجوی مدیریت” ، “دانشجوی ارشد مدیریت”، “پاسخ به دودجی پایتخت فرهنگی منطقه” ،” فرانک”، “بذرافکن” ، “کاربر داریون نما”، “رها” ، “فاطمه” ، “کژال” ، “پیرزن نق نقو” ، ” علی بردبار” ، ” ایزدی” ، “احمدی” ، “علیرضا کشاورز” ، “پاسخ به سروش” ، “سوال از سروش” ” اهل داریون” ، “بیننده” ، علی رضا درویشی” ، “فرهاد” و ” داریونی اصیل” : ۱ دیدگاه

    این آخرین مطلب درباره مسابقه کامنت سواری بود. برندگان مبارکتان باد.

  81. ما آدم ها عادت کردیم که خواسته هامونو رها کنیم تا از دست نگرانی خلاص بشیم
    این غلط است
    نگرانی رو رها کن تا به خواسته ات برسی

  82. شکی نکنید قهرمان پهلوان این دوره از مسابقات استاد جلیل زارع است
    اما
    بعضی تا دور جدید اغاز نشده دنبال خرید رای داوران به نفع خودشون مبیاشند جایی اینکارا
    1تمرین کنید
    2 امید داشته باشید خدا بزرگه
    3 کلاسهای اموزشی گرفتن مدال توسط اساتید سپیده نازنین برقراره از رتبه های زیر ده ثبت نام به عمل میاد
    4دیگه بپذیرن بعضی ها کلاس کامنت سواریشون اینقدر بیشتر نیست ! به خودتون سخت نگیرید دیگه شده کاریشم نمیشه کرد
    5 مهم مدال نیست باور کنید حالا همون رتبه های سوم چهارم بد نیست حالا من که اینقدر مدال دارم چی شده شما که ندارید چی شده؟
    6 تلاش کنید عرق بریزید از خودتون مایه بگذارید نمایند شایسته واسه اقایان باشید دیگه از مدال اوریتون نا امید شدن از چهار پنجمی که میتونید دفاع کنید !میترسم اخرش دیگه اقایان جزو ده نفر اول هم نباشند کاملا از صحنه کامنت سواری حذف بشن ……….

  83. سلام وخسته نباشیدخدمت دوستان بویژه استادعزیز آقای زارع من بعضی ازکامنت هاروخوندم هروقت ازاون چیزی که به خاطرش با عشق وعلاقه وذوق وشوربه دنبالش رفتی وخودت روبه آب وآتیش زدی تابه هدفت برسی ،ولی درآخرکه زحمت کشیده ای وحق توبوده وبرنده توباشی ،ازکنارش بگذری بهش توجه نکنی وبهش فکرنکنی وگذشت کنی برنده هستی درظاهرحق توبوده وباید نسیب تومیشدولی درباطن ایثاروگذشت کردی وبرنده واقعی خودت هستی وازهمه خوشحال ترخودت هستی ،درآخربازهم ازهمه بویژه استادعزیزمان جناب آقای زارع که باوجودمشغله کا ری برای صمیمیت ونزدیک شدن دلها به یکدیگر علاقه وکوشش نشان میدهند تشکرمیکنم استاد عذرخواهی وبنده روسیاه را بپذیرید درس پس دادن بود افتادگی آموز گرطالب فیضی هرگز نخوردآب زمینی که بلند
    است … موفق باشید

  84. سلام خدمت همه

    چند نکته قابل توجه:

    1- خداییش من از گذاشتن اون متن قصدی نداشتم فقط قصدم تشکر از آقای زارع بابت زحماتشون بود.. فکر نمیکردم اینجوری بشه
    2- من هم مثل سایر دوستان نظرم اینه که هم مدیریت سایت هم آقای زارع دارن تلاش میکنن و زحمت میکشن و همچنین دوستان و کاربران عزیز چون اگه اونا هم نباشن که وجود سایت بدون کاربر معنی نداره
    3- من از شما ممنونم علی آقا که از مطلبای سایت میخونین و لذت میبرین و نظر لطفی هم نسبت به بنده داشتین اما صادقانه عرض میکنم قصد من در این کامنت تخریب کسی نبود من فقط قصد تشکر داشتم
    4- اما به نظر من در حق علی آقا یه خورده کم لطفی شد, به هرحال علی به عنوان یه داریونی و یه دوست حق دارند نظرشونو بگن.. یه خورده انتقادپذیر تر باشیم… حتی اگه فکر میکنیم دیدگاه طرف درست نیست.. آستانه صبر و تحمل خودمونو بیشتر کنیم… گذشت داشته باشیم
    5- به نظر من جواب مدیریت محترم سایت هم یه کم تند بود مخصوصا اون جمله معرفت در گرانی است اصلا مناسب نبود… اینجوری آدم فکر میکنه شاید غرض یا تسویه حساب یا چمیدونم یه موضوع شخصی در میونه
    6- اما استاد عزیز و دوست داشتنی.. ای بابا شما هم که مثل من خیلی دل نازکی برادر.. ما به عشق شما میایم اینجا.. نبینم دلت پر باشه یا چشات پر اشک.. ما منتظر سورپرایز بعدیتون هستیما…
    7- و اما علی آقا دوست عزیز شمام یه خورده بیشتر فکر کن شاید به یه نتیجه ای دیگه ای رسیدی

    ارادتمند همه… کوچیک شما تربری عزیز

    1. با سلام و احترام به نظر شما عزیز فعال
      فکر نمی کنم جواب ما به جناب علی تند بود
      “تربری” عزیز کاش کمی خودت را جای ما می گذاشتی. فقط کمی…
      ضمنا کدام جمله ما تند بود؟ این که گفتیم معرفت در گرانی است که به هر کس ندهند؟ خطاب نگارنده به فرد خاصی نبود و تنها در باب معرفت بود.
      اما تربری عزیز لطفا یک بار دیگر نظر علی عزیز و جواب ما به او را بخوان. بعد کمی خودت را جای ما بگذار آن گاه قضاوت کن…
      حق یارت.

  85. سلام بر کاربران عزیز داریون نما…

    به بهانه ی برگزاری مسابقات نفس گیر کامنت سواری داریون نما، تمام سعیمان بر این بود که افزون بر آوردن شادی به خانه ی دل شما عزیزان همراه، همدلی و یکرنگی و عشق و محبت بیش تر را در جمع خانواده ی داریون نما به ارمغان آوریم.

    این که چه قدر و تا چه اندازه در این راه،موفق بوده ایم را به کاربران عزیز واگذار می کنیم که به مصداق آن که “مشک آن است که ببوید، نه آن که عطار بگوید ! ” خود بر مسند قضاوت بنشینند.

    ما می خواهیم در این محفل انس و دوستی مجازی که اسمش را داریون نما گذاشته ایم، با هم و در کنار هم و برای هم، دنیای زیباتر و آرامش بیش تری را در کمال صداقت در گفتار و عمل، به نمایش بگذاریم تا در سایه سار آن بتوانیم بی آن که به دنبال منیت و خودخواهی های نام و نشان و اسم و رسم باشیم، دنیای واقعیمان و جامعه ی پیرامونمان را به نقد بنشینیم. باشد که در رفع معضلات و مشکلات و احقاق مطالبات حقه ی مردم فهیم و آگاه زادگاهمان و احیای فرهنگ اصیل منطقه ی همیشه سرافراز داریون، گامی هر چند کوچک بر داریم.

    می خواهیم در این مدرسه ی مجازی عشق و ایثار، راه و رسم چگونه بهتر زیستن را در کنار عزیزانمان بیاموزیم.

    می خواهیم یاد بگیریم که چگونه می توان در محدوه ی جغرافیایی کوچی به نام منطقه ی داریون، ” دست در دست یک دگر دهیم به مهر و میهن خویش را کنیم آباد ” .

    برآنیم تا از ذره بین و آیینه ی تمام نمایی که با همت شما کاربران همیشه همراه و پشتکار متولیان و خادمانی که به نیابت از شما هر کدام بی آن که سعی در بزرگنمایی و دیده شدن داشته باشند، واقعیت های انکار ناپذیر جهان اطرافمان را به وضوح ببینیم و حقیقت های شیرین را آشکار سازیم و ثابت کنیم که می شود خوب بود و خوب دید و برای رفاه و آسایش اطرافیانمان یک صدا و بی ادعا به پا خاست. باشد که به اندازه ی وسعمان در رشد و شکوفایی و بالندگی زادگاهمان موثر باشیم.

    مثل همیشه سخن به درازا کشید. پس برای آن که بیش از این شما عزیزان را منتظر نگذاریم همه با هم، یک صدا و یک دل ، از برگزیدگان این مسابقه ی کمی تا قسمتی شوخی در قالبی کاملا جدی، دعوت می کنیم به جایگاه مجازی ویژه ای که به بهانه ی مراسم اختتامیه ی مسابقات کامنت سواری، در دل این فضای مجازی وزین باز کرده ایم تشریف بیاورند و مدال های مجازی پر افتخار و خوش رنگ طلا و نقره و برنز را به گردن بیاویزند و زینت بخش حضور پر رنگ و تاثیر پذیرشان نمایند.

    … اما، فقط به رسم تشکر از حضور پر رنگ شما عزیزان، برگ سبز ناقابلی تحفه ی درویش را هم در جهان واقع تقدیمتان می کنیم:

    … پس : از کاربران عزیز، سپیده و نازنین و ” دودج:قدمت، فرهنگ، ادب و قدمت” درخواست می کنیم که به نمایندگی از خیل عشاق داریون نمایی ها، دست ما را پس نزنند و شماره ی کارت و یا حسابی را از طریق ایمیل هایی که توسط آن با داریون نما در ارتباطند، در اختیار ما بگذارند تا مبالغ به عدد و رقم ناچیزی را به عنوان هدیه و یا جایزه و یا هر اسم دیگری که می شود برایش گذاشت به حسابشان واریز کنیم. شما هم می توانید با دیدگاه های خود تشویقشان کنید. همین…

    هم چنان پویا و پایا و همواره جاری و ساری باشید عزیزان دل برادر….
    نکته:این آخرین مسابقه کامنت سواری بود و این مسابقه بنا به صلاحدید تحریریه داریون نما دیگر برگزار نمی شود دلیل این تصمیم و همچنین یک سری حرفهای دیگر را قرار است داریون نما در یادداشتی به زودی اعلام کند.”

    1. سلام عزیز دل برادر
      من هرچند غمگین افسرده وناراحت هستم ، ولی به دوستان تبریک میگم و امیوارم که همیشه برنده و برنده مثل کارد باشند
      حالا شما خودتون رو ناراحت نکنین این خانم ها اهل تعارف هستن و تعلل میکنن
      اشکالی نداره من شماره حسابم رو براتون ایمیل کردم .
      تو خانواده داریون نما که این جیب و اون جیب نداره
      همچنان پایا وپویا باشید .

      1. سلام عزیز دلبندم سروش خان گل گلا که میدونم اگه وقت علم الاشیاء نبود همه ی مدال های دنیا یک جا مال خودت بود…

        خب دنیاست دیگه! گهی زین به پشت و گهی بازم زین به پشت !

        اما من مثل تو فکر نمی کنم. من فکر می کنم اولاد حوا همیشه ی خدا هم برنده هستن هم برنده ! و اگه در برابر خودشون دو تا تعارف زرقونی هم تیکه پاره کنن، در برابر اولاد آدم ،هیچ هم اهل تعارق و تعلل نیستن ! فقط اهل دودج و داریون هستن !

        اما تو که این قدر مطمئنی، بیا و قرص و محکم پای حرفت ویسک ! ببخشید بایست !
        با هم یه قرار مدار می ذاریم. فعلا من شماره حسابمو برات ایمیل می کنم تو به نیابت از ما جوایز اولاد حوا رو بریز به حساب من ! اگه همون طور که پیش بینی کردی تعلل کردن من هم پول خودتو بر می گردونم هم جوایزی رو که قراره به اونا برسه میدم به تو !

        ولی اگه اهل تعلل نبودن، هر دو جایزه رو بهشون میدیم. تو خونواده ی داریون نما هم که این جیب و اون جیب نداره ! داره ؟

    2. سلام
      مثل اینکه شوخی شوخی، همه چیز جدی شد.
      آقای زارع زودتر می گفتید! اونوقت برنامه کلا تغییر می کرد!
      در مورد شماره حساب هم با توجه به مسائل و رقم های روز دنیا، و از اونجایی که هر کامنت حداقل یک دقیقه وقت برده، اگر ارزش هر کامنت تقریبا یه میلیون ناقبل محاسبه میشه، من شماره حسابم رو ایمیل کنم!

      ولی از شوخی گذشته، من شماره حسابم رو خیلی وقت گذاشتم توی سایت، هر روز یه دنیا شادی و نشاط و خاطره از طرف داریون نما برام واریز میشه…
      من خواهش میکنم شماره حساب را فراموش کنید چون به شخصه حس بدی به من منتقل می شود
      بازم ممنون به خاطر همه ی اتفاقات خوبی که رقم زدید و همدلی و یکرنگی و عشق و محبتی که در جمع خانواده ی داریون نما به ارمغان آورید.

      1. سلام. من نمی خواستم جوایز نقدی باشه ولی خب هر سه نفر با نام مستعارید و نمیدونم چه طور میشه جایزه ها را به دستتون رسوند. با داریون نما مشورت کردم قرارمون این شد. شماره حساب هم فقط در اختیار داریون نما قرار می گیره !

        نمی دونم ! اصلا تصمیم رو به عهده ی داریون نما میذاریم. هر چی گفتن نه من نه میگم نه شما نه بگید.

      2. سلام نازنین خانم…

        به نیت این که همون طور که به “دودج : قدمت،فرهنگ،ادب و مذهب” هم گفتم، اگه عمری باقی موند، به نیابت از شما، سنگ قبور مطهر شهدای نام آور تپه ی نور الشهدا و گلزار شهدا رو با گلاب، بشویم و با عطر، معطر کنم، شماره حسابتون رو برای داریون نما ایمیل کنید تا از طریق داریون نما جایزه اتان را دریافت کنید. یا علی مدد…

        1. سلام ستاره جان
          برای بانوان! آخر چی برای ما وجود داشته که …! بگذریم! اطلاعات من در این مورد کم هست. تا آنجایی که من می‌دانم باشگاهی قبلاً وجود داشت که صبح‌ها برای آقایان بود و عصرها برای خانم‌ها یا برعکس! ولی در مورد کم و کیف آن اطلاعی ندارم.
          متأسفانه باید قبول کرد در داریون مکان مناسب و مطمئن برای آقایانی که همیشه در اولویت هستند هم وجود ندارد چه برسد برای خانم‌های همیشه در سایه …
          یه پیشنهاد دارم، ریه هایتان را پر از اکسیژن ناب کنید! منظورم پیاده‌روی و حتی کوهنوردیست، عالیست! نیاز به باشگاه و امکاناتی خاصی ندارد. هر چند باز هم در این مورد برای ما خانم‌هایی داریونی محدودیت‌هایی وجود دارد. ولی باز هم می‌شود با همه محدودیت‌ها روی آن به عنوان ورزشی مناسب حساب کرد. موفق باشید…

  86. با سلام خدمت همه ی دوستان نمیدونم چی بگم اما ما خیلی جایزمون دریافت کردیم اونم دوستان خوب باسواد با فرهنگ در محیطی سالم کاری نکردیم که لایق جایزه باشه جز اینکه زحمت اصلی دوستان دیگر کشیدند ما با حضورمون تنها کاری بود که توانستیم برای داریون داریون نما انجام دهیم را انجام دادیم وگرنه همه بر این نکته واقفند که اگه قرار باشه از کسی تقدیر تشکر بشه اول اقای داریون نما استاد جلیل زارع بغدم خبرنگاران زحمت کشان سایت میباشند باور کنید
    این محیطی که ایجاد شد محیط سالم دلچسب برای من بهترین جایزه میباشد همین که در دنیای رنگارنگ اینترنت بین اینهمه سایت های جذاب داریون نما حداقل برای ما میدرخشد بهترین ارزنده ترین جوایز را دریافت کردیم
    تشکر ویژه از استاد بزرگوارمان اقای زارع که تو این مدت بسیار وقت گذاشتند ویه تشکر ویژه هم از مدیریت سایت که زحمات اصلی سایت را بر دوش دارند امیدوارم در رسالتشان موفق سربلند باشند مطمنا نه من بلکه تمام کاربران سایت روز های بهتر برای داریون داریون نما متصور هستیم تا سایت داریون نما به جایگاه واقعی خود برسدو روزهای موفق تری را به چشم ببیند ما هم با حضورمان کمکی هرچند کوچک برای اعتلای داریون نما برداریم تا حداقل جواب کوچکی به تلاش بزرگ مردان زحمت کش سایت باشد

  87. یه نکته دیگه هم بگم به عنوان کوچک ترین عضو خانواده داریون نما روی سخنم با بعضی از کاربران داریون نماست
    اول اینکه اینجا همه یه خانواده هستند گاه با صحبت های نسنجیده رنگ اختلا ف را نپاشیم گروه بندی تفرقه افکنی ممنوع مقایسه افراد با هم انهم در حالی که به وظایف اصلیشان واقف نیستم کاری نسنجیده به دور از عقل است
    نمیدانم چرا یه عده یه کم اخر این مسابقه گرم دلچسب را تلخ کردند باور کنید خوندن بعضی از نظرات نسنجیده واقعا من یکی رو متاثر کرد قرار دادن افراد در مقابل هم انهم بدون در نظر گرفتن وظایف وزحمات کاری عبس وبیهوده است که جز ناراحت کردن افراد سودی ندارد نخواد داشت پس یه کم بیشتر دقت کنیم به نظرم این نظریات خارج از چارچوب عقله

    1. سلام سپیده خانم…

      سلام…

      نظر لطف شما و دیگر کاربران همیشه شامل حال همه ی دست اندرکاران سایت بوده و هست و این یه اصل ثابت شده است. منم فقط یه کاربر مثل خود شما هستم بازم نه بیش تر و نه کم تر. ولی به کاربر داریون نما بودن افتخار می کنم چون زادگاهمو و مردم خونگرمشو دوست دارم.

      تو مکتب ما هم زیاد رو رقابت های سالم تکیه شده و دادن و گرفتن جایزه در پایان رقابت ها هم زیاد سفارش شده. نه به خاطر خود جایزه که مال و منال دنیا کرور کرورش هم در برابر نفس عمل بی ارزشه چه برسه به این اعداد و ارقام کوچولو ! بلکه به خاطر ارزش معنوی که هدیه داره.

      پس توقع داریم که دست ما رو پس نزنید و شماره حسابتونو ایمیل کنید برای داریون نما. من بودم دست کسی رو پس نمی زدم و کلام کسی رو هم نمیشکستم و شماره حسابمو می دادم. جایزه رو هم که قراره سروش خان بده.

      بازم از شما و دیگر دوستان به خاطر شرکتشون تو میدان رقابت های سالم داریون نمایی تشکر می کنم و برای همتون آرزوی پویایی و پایایی دو چندان دارم. جاری و ساری باشید…

  88. سلام به همه دوستان

    من یه پیشنهاد دارم اگر مدال آوران قبول کردن میشه اجراش کرد و اون اینه که این پولی را که قراره به حسابشون بریزن به یه موسسه خیریه یا معلولان یا هر جایی که صلاح میدونن هدیه کنن اگه واسه خود منطقه داریون باشه که دیگه بهتر.. ا

    البته این صرفا یه پیشنهاده…. نمیدونم اگه خودم جایزه گرفته بودم هم این پیشنهادو میدادم!! فکر نمیکنم!!

    1. سلام…

      عزیز دل برادر ! قربون صفا و وفا و قلب مهربونت برم تربری جان عزیزتر از عزیز ! هر چیز به جای خویش نیکوست ! بذار این صنار سه شاهی رو کنار دوزار یارانه به یه زخمی بزنن ! مثلا چه میدونم باهاش یه خونه تو مسکن مهر داریون ثبت نام کنن ! این همه خودشونو به آب و آتیش زدن تا از تخته گاز ستاره داریان نجات پیدا کردن و اونوقت تو عزیز دل برادر حافظ میشی و میگی: « … بخشم سمرقند و بخارا را ! ”

      اما این که گفتی : « نمیدونم اگه خودم جایزه گرفته بودم هم این پیشنهادو میدادم!! فکر نمیکنم!! » هم هر چند خودت فکر نمی کنی ولی ما که میدونیم شما اگه اهل فضل و بخشش و دستگیری نبودی به ذهنت هم نمی رسید که چنین پیشنهادی بدی .

      بازم پویا و پایا باشید…

  89. حالا نکته اینجاست اخه تا او.نجایی که ما میدونیم جایزه رو باید از دست رییس فدارسیونی رییس چیزی گرفت تورو خدا یکی بیاد بگه چرا سروش جوایز بریزه به حساب سر پیازه یا ته پیاز یا شایدم خود پیاز حالا کسی نبود جوایز بریزه حساب سروش خان دواطلب شد بیماری افسردگی ترس وای وای وبدتر ازهمه چشم اتمی واگیرداره نکنه میخواید نفرات اول تا سومو چشم بزنه بدبختمون کنه

    1. سلام…

      حالا ما یه چیزی گفتیم ! عمرا سروش خان علم الاشیائی پیشقدم بشه و از این فضل و بخشش ها بکنه ! مگه نه سروش عزیز ؟

      1. سلام
        الحمدالله که ملت فهیم داریون نما از خودانصرافی استقبال کردند وهمه انصراف دادند . سپیده که قبل از پایان مسابقه گفت من طلا رو نمیخوام . نازنین که اهل کمالات هست و همین امروز انصراف داد . دودج هم که حسابی تو این دنیا باز نکرده انشا الله بعد از رفع تحریم های کامنت نویسی براش میفرستم اون دنیا!

        ولیکن باز هم اگر قرار شد که دریافت نمایند ، بنده در خدمتم و منتظر شماره حسابشان هستم .

  90. با سلام جناب آقای زارع ما در این دنیا حسابی باز نکردیم که شماره کارت داشته باشیم خودتوت که ماشالا اهل دلی…
    اگه قرار به ما هدیه ی مادی در فضای مجازی بدهید، چند عدد شیشه گلاب لطف فرموده بخرید و گلزار شهدای امامزاده ابراهیم(ع) را با این گلاب ناب شستشو دهید بچه های بوی بهشت یا علی…

    1. سلام عزیزان…

      آدم میمونه چی بگی به این جمع با صفا و با وفا !؟

      من که دیگه عقلم جایی قد نمیده ! چه کار کنیم آقای داریون نما ؟

  91. باسلام قدرآقای زارع روخیلی بیشترازاین ها بایدبدونیم همین که ماازوجودگرانقدرشما استفاده میکنم خودنعمت بزرگی است که بامیلیاردهانمیشودعوض کرد معرفت درگرانی است که به هرکس نمیدن استادشما خیلی عزیزی خیلی بامروت وباصفایی استاد شماره حساب من اینهwww.biyato galbam.comخیلی مخلصیم استاد ماروازلطف خودمحروم نکن

  92. با سلام من اولین نفر جایزه رو دریافت کردم اما این مسابقات برای من بسیار باارزش بود وعلتش این بود که برای اولین بار توانستم به طور مستقیم تلفنی به واسطه یه دوست با استاد صحبت کنم واقعا شنیدن صدایی گرم رسا ارامش بخش ایشان از پشت تلفن برای من افتخار بزرگی بود خیلی خوشحالم باور کنید از همین جا ارزوی موفقیت سلامتی تندرستی برای استاد بزرگوار دارم مطمنا این هدیه را به عنوان یکی از بهترین وخاطره انگیز ترین هدایا دریافتی همیشه در ذهن این حقیر باقی میماند ….

    1. سلام سپیده خانم…

      ممنون که دست ما رو پس نزدید.

      صحبت با داریون نمایی های عزیز برای من هم افتخار بزرگی است.

      هم چنان پویا و پایا باشید…

  93. گر خوشبختی را برای يک ساعت می خواهيد، چرت بزنيد.
    اگر خوشبختی را برای يک روز می خواهيد، به پيك نيك برويد.
    اگر خوشبختی را برای يک هفته می خواهيد، به تعطيلات برويد.
    اگر خوشبختی را برای يک ماه می خواهيد، ازدواج كنيد.
    اگر خوشبختی را برای يک سال می خواهيد، ثروت به ارث ببريد.
    اگر خوشبختی را برای يک عمر می خواهيد،
    ياد بگيريد كاری را كه انجام می دهيد دوست داشته باشيد ………

    استیو جابز

  94. استاد من یه چیزی یواشکی در گوش شما گفتم ولی این تیغ برنده که نگذاشت صدای من به شما برسه و در گلو خفه کرد.
    ولی دیدی جناب تیغ بدست که اعتراض دارند. البته با خیلی از برش های شما موافقم و بجاست ولی این یکی نمی دونم بحر حال می دونی دوست داریم با همی تخلی هات شیرینی و عزیز

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن