گفت و گو

برای این کار عزم همگانی لازم است

متوجه شدیم که آقای جلیل زارع پی گیر ایجاد شهرک صنعتی در منطقه داریون است. پس از آن که گزارشی کوتاه از روند کار از آغاز تا کنون توسط وی در سایت داریون نما منتشر شد، سوالات زیادی ذهن مردم منطقه را به خود مشغول کرد.فکر کردیم شاید بهترین پاسخ به سوالات مردم عزیز منطقه داریون در ارتباط با این حرکت، گفت و گوی مشروحی با او باشد.آنچه در ادامه ملاحظه می کنید پاسخی است به این نیاز.

از کی به فکر پی گیری شهرک صنعتی داریون افتادید؟ و با چه انگیزه ای ؟

همیشه آرزوی آن را در سر می پروراندم ولی به طور جدی و عملی از اول خرداد ۹۳٫

و چه انگیزه ای بالاتر از خدمت به مردم مظلوم و محروم زادگاهم منطقه داریون. من که عمری را دور از وطن، دست روی کلاه خودم گذاشته ام که باد نبرد، بی انصافی است اگر این چند روز واپسین عمر، این چند قدم هر چند ضعیف را هم برندارم و هم چنان بی تفاوت بمانم و فقط تماشاگر باشم.

این کم ترین کاری است که از این حقیر سراپا تقصیر بر می آید. امیدوارم مردم خوب زادگاهم، قصور و کوتاهی هایم را بر من ببخشند و حلال کنند که اگر چنین نشود، نمی دانم در پیشگاه باری تعالی چه پاسخی برای دستان خالیم دارم.

ممکن است توضیح دهید اولین اقدامتان چه بود ؟

پس از حضور فرماندار محترم شیراز در جمع مردم داریون در اول خرداد ۹۳، و تاکید ایشان بر ضرورت حل مشکلات منطقه با بهره گیری از امکانات موجود که یکی از راه کارها را ایجاد شهرک صنعتی و کارخانه در منطقه به منظور ایجاد اشتغال و جلوگیری از مهاجرت مردم منطقه داریون دانستند، احساس کردم باید به عنوان یک داریونی کاری کرد و قدمی برداشت تا این مهم زودتر به سرانجام برسد.

سریعا به دفتر جناب آقای دکتر قادری مراجعه کرده و طرح های ملی صنعتی که امکان پیاده کردنش در منطقه داریون هست را مورد بررسی قرار دادیم که ماحصل آن را در جزوه ای ۲۰۰ صفحه ای گردآوری کرده و فهرست آن را که شامل ۶۳ طرح صنعتی قابل اجرا در منطقه بود، در نامه ای خطاب به استاندار، فرماندار و نمایندگان محترم مردم با عنوان ” آن چه به جایی نرسیده همان فریاد بوده است ” در داریون نما منتشر کردم.

آیا به انتشار همین نامه اکتفا کردید یا دست به اقدام عملی و برگزاری جلساتی هم زدید ؟

به عنوان دومین گام، خدمت امام جمعه محترم منطقه داریون حاج آقا عزیزی رسیدم و موضوع را با ایشان مطرح کردم که با استقبال فراوان رو به رو شد. طرح ها را هم به ایشان تحویل دادم و ایشان نیز با بزرگواری راهنمایی و ارشاد فرمودند.

جلیل زارع
جلیل زارع

آیا موضوع را با سایر مسئولین هم مطرح کردید ؟

بله. پس از آن به شهرداری داریون رفتم و درخواست جلسه با شهردار را نمودم.

موضوع را با جناب آقای رستم پور مطرح کرده و طرح ها را به ایشان نشان دادم. ایشان نیز به گرمی از آن استقبال کرده و قول هرگونه همکاری را دادند.

آیا به برگزاری جلسات اکتفا کردید و یا دست به اقدام عملی هم زدید ؟

پس از آن به سراغ صاحبان سرمایه رفتم و موضوع را با آنان مطرح کردم. تعداد قابل توجهی از سرمایه داران داریونی ساکن و غیر ساکن، آماده همکاری و سرمایه گذاری شدند.

این موضوع را با مسئولین هم در میان گذاشتید ؟

بله. در تاریخ ۱۹ تیر ماه با وقت قبلی به دفتر جناب آقای دکتر قادری نماینده ی شیراز در مجلس شورای اسلامی رفتم و آمادگی مردم داریون را برای ایجاد شهرک صنعتی و راه اندازی طرح های ملی در قالب کارخانه در شهرک به اطلاع ایشان رساندم و پس از بحث و تبادل نظر در این مورد، از ایشان خواستم که از مسئولین شرکت شهرک های صنعتی بخواهند تا به داریون بیایند و ضمن برگزاری جلسه با نمایندگان مردم داریون در شورا و شهرداری، مقدمات کار را فراهم آورند. مثل یافتن زمین مناسب برای ایجاد شهرک صنعتی.

آیا ایشان درخواست شما را پذیرفتند ؟

بله. ایشان بلافاصله در حضور خود من با جناب آقای صداقت پور رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل محترم شرکت شهرک های صنعتی استان فارس تماس گرفتند و از ایشان خواستند که سریعا ترتیب جلسه و بازدید از منطقه داریون برای یافتن راه کار عملی و زمین مناسب را بدهند. قرار شد روز شنبه ۲۱ تیر ماه این کار صورت گیرد.

بعد هم با شورا و شهرداری داریون تماس گرفتند و برقراری جلسه را به اطلاع ایشان رساندند.

آیا این جلسه برگزار شد ؟

بله. من بلافاصله با سرکار خانم جهاندیده –عضو شورا-تماس گرفتم و موضوع را با ایشان در میان گذاشتم و از ایشان خواستم که رئیس شورا را در جریان بگذارند.

پس از آن، خیلی زود آقای شکری با بنده تماس گرفتند و برای فردای همان روز جمعه ۲۰ تیر ماه قبل از نماز جمعه ساعت ۱۲ تا ۱۳ در مکان شهرداری داریون جلسه گذاشتند.

جلسه برگزار شد یا خیر و با حضور چه کسانی ؟

بله. جلسه راس ساعت ۱۲ با حضور ۴ تن از اعضای شورا (همه بجز آقای خورشیدی که به علت کسالت نتوانستند حضور پیدا کنند )برگزار شد و در مورد چند و چون جلسه روز شنبه ( فردای همان روز ) با مسئولین شهرک های صنعتی، تبادل نظر صورت گرفت.

می شود بگویید در جلسه ی مسولین شرکت شهرک های صنعتی چه گذشت و شرکت کنندگان در جلسه چه کسانی بودند ؟

بله. روز شنبه قبل از ظهر، آقایان مهندس علی صداقت پور رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل محترم شرکت شهرک های صنعتی استان فارس، مهندس غلامحسن بهارلویی نژاد معاون محترم عمران و محیط زیست شرکت شهرک های صنعتی استان فارس، مهندس سید محمد کاظم اعتماد مدیر محترم امکان سنجی شرکت شهرک های صنعتی استان فارس و مهندس کاظم خلوصیان مشاور محترم مدیر عامل شرکت شهرک های صنعتی استان فارس و مدیر محترم شهر بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) استان فارس به داریون آمدند و جلسه با حضور آنان و دو نفر از اعضای شورای اسلامی شهر داریون ( سرکار خانم جهاندیده و سرکار خانم مردانه ) و جناب آقای رستم پور شهردار محترم شهر داریون برگزار شد.

یک نکته هم داخل پرانتز اضافه کنم و آن این است که در پایان جلسه از جناب آقای خلوصیان قول گرفتم که در بحث امور فرهنگی داریون مساعدت های لازم را داشته باشند. قرار شده با حضور امام جمعه محترم منطقه داریون حاج آقا عزیزی این مسئله پی گیری و اجرایی شود.

در جلسه، پیرامون چه مباحثی صحبت شد و آیا نتیجه ای هم در بر داشت ؟

مسئولین شرکت شهرک های صنعتی استان فارس، به اتفاق، موافقت صریح و قاطع خود را با اصل ایجاد شهرک صنعتی در منطقه داریون اعلام کردند که صورتجلسه شد و به امضای حاضرین در جلسه رسید.

ولی ایجاد شهرک صنعتی منوط و مشروط به آن شد که حدود پنجاه هکتار زمین مناسب این کار از طرف منابع طبیعی در اختیار قرار گیرد و پی گیری آن را هم بر عهده ی ما ( شورا و شهرداری ) گذاشتند که قرار شد در اولین فرصت جلسه ای به همین منظور با مسئولین منابع طبیعی داشته باشیم.

بعد از جلسه، به اتفاق،از مسیر داریون شیراز برای یافتن مکان مناسب، بازدید به عمل آمد و زمین های محدوده ی آرامستان احمدی ( یک کیلومتری به سمت داریون ) مورد تایید مسئولین شهرک های صنعتی قرار گرفت.

طرح از: محمدجعفر حقیقت جو
طرح از: محمدجعفر حقیقت جو

پس زمین هم مشخص شده است و همه چیز رو به راه است ؟

خیر. به همین سادگی هم نیست. ما نمی دانیم اصلا زمینی به وسعت پنجاه هکتار در این مکان متعلق به منابع طبیعی وجود دارد یا خیر ؟ و در صورت وجود، آیا مسئولین امر حاضر هستند آن را در برای این منظور واگذار کنند یا خیر ؟

با این حساب همه چیز مشروط به واگذاری زمین از سوی مسئولین منابع طبیعی است. اگر چنین چیزی صورت نگیرد، مسئله ایجاد شهرک هم منتفی است ؟

سوال های سخت سخت می پرسید!
در نگاه اول، بله. متاسفانه مدیران شهرک های صنعتی گفتند که ما قادر به خرید زمین نیستیم و تنها در صورتی که مسئولین منابع طبیعی زمین در اختیارمان بگذارند، اقدام به ساخت شهرک می کنیم.

و نگاه دیگر چیست ؟

نگاه دیگر پیشنهادی است که از طرف من در جلسه مطرح شد و مورد قبول و تایید واقع شد.

چه پیشنهادی؟

من مطرح کردم که بر فرض آن که چنین زمینی از طرف منابع طبیعی در اختیار قرار نگیرد و یا اصلا منابع طبیعی چنین زمینی به این وسعت در جایی مناسب در منطقه نداشته باشد، آیا شما حاضر هستید ساخت شهرک را به خود مردم و سرمایه گذاران داریونی بسپارید تا خود اقدام به این کار کنند ؟

و پاسخ آنان چه بود ؟

قبول کردند. قرار شد اگر زمینی از طرف منابع طبیعی در اختیار قرار نگرفت، که در این صورت ایجاد شهرک صنعتی دولتی نیز منتفی است، می توانیم در قالب بخش خصوصی، شهرک را با هزینه سرمایه داران داریونی و با مشارکت خود مردم زیر نطر مستقیم و همکاری و مساعدت تنگاتنگ شرکت شهرک های صنعتی استان فارس ایجاد کنیم.

فکر می کنید چنین چیزی امکانپذیر است ؟

اگر سرمایه داران و مردم همت و همکاری کنند و دست به دست هم بدهند، چرا که نه ؟

البته با پذیرش ایجاد شهرک صنعتی دولتی مشروط که شاید عملی نباشد، ظاهرا ما گزینه و راه دیگری نداریم.

یعنی اگر گزینه ی دوم هم منتفی بود، از شهرک صنعتی هم خبری نیست ؟

ما راه راحت و آسانی در پیش رو نداریم ولی سخت تر از عملیات های رزمندگان در میدان های جنگ حق علیه باطل که نیست! آیا رزمندگان ما می گفتند اگر این و آن نشد، خاکمان را دو دستی تحویل دشمن می دهیم !؟ یا با ایثار و جانفشانی، غیر ممکن را ممکن می کردند ؟

اگر هزار گزینه را هم دنبال کنیم و نشود، باید به فکر گزینه هزار و یکمی باشیم.

و فکر می کنید موفق می شوید ؟

شما فکر می کنید ما در آزاد سازی خرمشهر موفق بودیم ؟
من فکر می کنم ما هرگز قادر نبودیم تنها با اتکا به خودمان، خرمشهر را از دست دشمن تا دندان مسلح بعثی نجات دهیم.
خرمشهر را به فرموده امام راحل، خدا آزاد کرد. همان که مکه را هم در صدر اسلام فتح نمود.

البته جانفشانی رزمندگان و هشیاری و بیداری رهبر عزیز و فرماندهان و حمایت و پشتیبانی ملت عزیز، مقدمه این آزادی بود که حکمت الهی بر این استوار است که سرنوشت هیچ قومی را تغییر ندهد مگر آن که خود تغییر کنند.

اگر فرض کنیم که نصرت الهی منوط به همان مقدماتی است که شما می گویید، آیا سرمایه گذاران ما حاضر به سرمایه گذاری خصوصی هستند ؟ و آیا شما تا کنون در این مورد با کسی هم صحبت کرده اید ؟

نگفتم سوال های سخت سخت می پرسید!فکر می کنم حاضر باشند چرا که سرمایه اشان خیلی زود بر می گردد و سود خوب و حاشیه امنی هم دارد. من هم همچین بی کار ننشسته ام. با چند تایی صحبت کرده ام و به گمانم قبول کنند. ولی بر فرض هم که چنین نشود، آسمان که به زمین نیامده است. گزینه های دیگری هم هست. که باشد به وقتش.

یعنی شما به آینده این کار خوشبین هستید ؟

من و امثال من که هستیم که خوشبین باشیم یا نباشیم ! قرار نیست ما نتیجه را رقم بزنیم. ما مکلف به انجام وظیفه هستیم. نتیجه دیگر به ما مربوط نیست. همان که مکه را فتح و خرمشهر را آزاد کرد، در پی تلاش و استقامت و ایستادگی ما اگر حکمتش بر آن استوار باشد، نتیجه را رقم خواهد زد. حضرت عبدالمطلب(ع) نگهبان شترهای خودش بود، صاحب خانه، از کعبه محافظت کرد.و ما راضی هستیم به رضای او و در برابر اذن و اراده الهی تسلیمیم. هر چه خودش بخواهد.

چه توقعی از مسئولین و مردم منطقه دارید ؟
توقع داریم در این راه پر نشیب و فراز، تنهایمان نگذارند و بدانند که سرنوشتشان در دستان خودشان است. اگر دست به کار شوند و یا حداقل حمایت کنند و در صحنه بمانند، آن گاه امیدمان به خداست. ولی اگر هم چنان دست روی دست بگذارند و تماشاگر باشند، باز هم مثل قبل و قبل تر از قبل، هیچ اتفاق خاصی نمی افتد و آب از آب تکان نمی خورد.

به عنوان حسن ختام اگر صحبتی دارید، بفرمایید ؟

صحبت که زیاد دارم ولی باشد به وقتش.فعلا فقط همین را اضافه کنم که این فکر در ذهن مردم تداعی نشود که زارع نامی جلو افتاده است و دارد همه کارها را پی گیری می کند.

نه ! الحمدلله امام جمعه محترم منطقه عزمشان جزم است برای به ثمر رساندن این کار. با زارع ها یا بی زارع ها. شورا و شهردار و برخی دیگر از مسئولین هم دارند به جد تمام تلاش خوشان را می کنند. استاندار و فرماندار و نمایندگان مجلس و مسئولین شرکت شهرک های صنعتی و منابع طبیعی و … هم دست به کارند.

این یک کار جمعی است. فقط حمایت و پشتیبانی و حضور مردم در صحنه می ماند که این حقیر سراپا تقصیر هم صرفا به عنوان یک داریونی از دور و نزدیک دستی به آتش دارد. همین.

مردم هم قصور و کوتاهی های مرا ببخشند و حلال کنند. بلکه در روزی که جز خدا، هیچ فریاد رسی نیست، شرمنده خون شهدا نباشم. که این شرمندگی با هیچ چیز قابل جبران نیست.

برچسب ها
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

33 دیدگاه

    1. سلام اوینار عزیز…

      سلام پارازیت رو به اون بزرگ برسون و بگو” « چیزی که در داریون فت و فراوونه، چوب خشکه ! ولی از آب خبری نیست که نیست ! بی زحمت یه اشک آب بده، با امید، دو تایی می خوایم چوب خشکمونو سبز کنیم !

    1. سلام سروش جانکم…

      اوضاع جهان که فعلا قمر در عقربه !
      آقا بهبود هم مدتیه رفته گل بچینه، پیداش نیست ! بوش میاد ولی سر و کله اش پیدا نمیشه !

      ولی تو اصلا غصه نخور و نذار آب تو دلت تکون بخوره ! با گل و سنبل و باد صبا و پس صبا خوش باش !

      1. سلام پارازیت

        راست گفتی اوضاع جهان آشفته هست .
        منظور من این خبر خاص در محدوده داریون بود
        کودکان غزه
        با چشم های خونی به جهان نگاه میکنند
        ودر رویاهایشان کابوس مرگ میبینند.

  1. با سلام
    حرکت بسیار مثبت و سازنده جناب جلیل زارع بسیار ستودنیه
    افرین خسته نباشی

    1. سلام و ممنون علی جان…

      حرکت من نیست ! یک اقدام و اراده ی جمعی است. همه ی مسئولین و مردم همراه و هم گام و دست به کارند…

  2. با سلام خدمت دوستان
    1- ایجاد یک شهرک صنعتی نیازمند تحقیق و بررسی موقعیت منطقه و برآورد زیرساخت موردنیاز برای ایجاد یک شهرک پویا ست
    یک شهرک صنعتی نیازمند برق صنعتی با مصرف بالا
    ایشتگاه گاز ،آب، و … است که همه اینها سرمایه گذاری زیادی رو طلب میکنه.
    2- صرف اینکه داریون و یا منطقه ای دیگر شهرک صنعتی نداره دلیل نمیشه شهرک صنعتی اجاد بشه همین شهرک صنعتی شیراز رو یه نگاه بندازیم ببینیم چند درصد کارخونه ها دارن فول کار میکنن؟؟؟ باید امکانسنجی به و ظرفیت ها مشخص بشه بعد اونوقت تصمیمی گرفته شه
    3- تصمیمات سیاسی رو با اقتصادی پیوند نزنیم چونکه نتیجش همین میشه که تو این 8 ساله بر سر این مملکت اومده

    4 – ایا بهتر نیست به جای اینکه به صنعت و کارخونه فکر کنیم به پتانسیل های فعلی داریون مثل دامداری و کشاورزی فکر کنیم و با استفاده از تکنولوژی های نوین در این حوزه مصرف آب را مدیریت کرده و بهره وری و تولید رو بالا ببریم تا برای کشاورز مقرون به صرفه و سوداور باشد؟؟؟
    5- به غیر از ملاحظات زمین شناسی و فنی برای انتخاب محل احداث شهرکها لازم است به سایر عوامل محیطی نظیر دسترسی به منابع آب ، امکان لاستخدام نیروی کار از افراد محلی ، وجود راههای ارتباطی مناسب از جمله جاده ، راه آهن و حتی نزدیکی به بزرگراه و فرودگاه ، نیز توجه شود. در این زمینه وجود راههای ارتباطی از جهت نقش آنها در کاهش هزینه های تولید از اهمیت بالایی برخوردار است و از این جهت همزمان با عملیات ساخت وساز به احداث جاده های مناسب توجه می شود.
    6- آثارایجاد یک شهرک صنعتی باید بررسی شود! با توجه به کمبود شدید آب در منطقه داریون ما کدوم صنعت رو میخواهیم به منطقه بیاوریم که مصرف اب نداشته باشد؟؟؟
    7- البته ایجاد شهرکهای صنعتی نیز شرایط محیطی را تحت تاثیر قرار می دهد و از این رو از این ابزار برای رفع محرومیت منطقه ای نیز استفاده می شود. بر این اساس لزوم مکان یابی شهرکها بر اساس معیارهای سود آوری اقتصادی انجام نشده و ممکن است بدلیل مسائل اجتماعی و ملاحظات توسعه ای احداث این مناطق برای دولت توجیه پذیر باشد!!!
    8- هزینه ایجاد یک شغل در بنگاه های کوچک 400 میلیون تومان و در بنگاه های بزرگ بیش از 3 برابر این مبلغ است!با توجه به این نکته برای یک بنگاه ده نفره حداقل 4 میلیارد تومان سرمایه مورد نیاز است!این سرمایه را بخش خصوصی داریون و منطقه تامین خواهد کرد ؟؟؟ یا دولت؟؟؟
    به نظر نمیرسد با توجه به بحران سرمایه در کشور دولت توانایی تامین هزینه سرمایه گذاری را داشته باشدو بخش خصوصی داریون هم به نظر نمیرسد توانایی تامین مبالغ 40 الی 50 میلیاردی( فقط برای احداث 10 کارخانه کوچک) را داشته باشد!!
    بنابراین توصه دوستانه اینجانب ان است که به جای هدر دادن وقت و انرژی و منابع منطقه برای ساخت شهرک صنعتی به فکر توسعه زیر ساخت های کشاورزی و دامپروری منطقه باشیم!
    گیرم که با کلی هزینه شهرکی ساخته شد اما شهرکی که هیچ کارخانه ای توان تولید و فروش نداشته باشد و مشکلات سرمایه در گردش و تامین منابع و هزاران مشکل دیگری که به مرور زمان پیش خواهد آمد به چه درد میخورد!!
    دبدبینی نمیکنم ولی اینها نتایج کارهایی است که غیر کارشناسانه در دیگر مناطق این کشور هم صورت گرفته و نتیچه ای جز خاک خوردن دفتر و دستکهای شهرک های صنعتی نداشته است.

    1. سلام صادق جان و ممنون از صبر و حوصله و نقدتان…

      دلسوزی شما در مورد منطقه ی محروم و مردم مظلوم داریون، قابل ستایش است. ولی این همه، فقط یک روی سکه است.

      در این که برای رهایی منطقه از بن بست فقر و بی کاری که قطعا فقر فرهنگی و … را نیز به دنبال خواهد داشت، باید تا خیلی دیر نشده گام های اساسی برداریم، حرف هایمان یکی است ولی با تعابیر مختلف.

      شما می فرمایید از طریق کشاورزی و دامداری مدرن و من و امثال من می گوییم کشاورزی و دامداری به تنهایی دیگر حتا برای همسایه دیوار به دیوارمان خرامه هم با وجود تکیه بر رها سازی گه گاه آب به رودخانه ی کر در کربال، قابل توجیه نیست، چه برسد به منطقه ی داریون که ته مانده آبش هم درست یا نادرست، قربانی باغ شهر های آن چنانی شده است .

      من نمی گویم باید به کل، قید کشاورزی و دامداری را بزنیم. نه، این یک اشتباه محض است و از چاه در آمدن و در چاله افتادن است. می گویم در دنیای امروزی، تک قطبی بودن، پاسخ گو و کارساز نیست.

      باید در کنار کشاورزی و دامداری که روز به روز با وجود مشکل بی آبی و خشکسالی، وضعیت اسفباری دارد و عرصه را بر مردم تنگ کرده است، به صنعت نیز پرداخت.

      اصلا اجازه بدهید در دیدگاهی دیگر کمی به مشکلات همین همسایه ی عاقبت اندیشمان و راه کارهایی که برایش اندیشیده اند بپردازیم.

      پس تا دیدگاه بعد…

      1. سلام مجدد صادق جان…

        در چند سال اخیر که آب به رودخانه ی کر در کربال رها سازی نشد، بیش از 15 هزار نفر از مردم این بخش برای تامین درآمد و امرار معاش به شهرستان هم جوار و مرکز استان فارس مهاجرت کردند.

        در سال زراعی گذشته، با رها سازی 75 میلیون متر مکعب آب به رودخانه ی کر در کربال، کشاورزی در این بخش رونق گرفت و موجب برگشت 7 هزار نفر به آن جا شد که در آمد حاصله ی کشاورزان بخش کربال، بیش از 120 میلیارد تومان بود و چرخه ی اقتصادی خوبی را در شهرستان خرامه به وجود آورد.

        در سال زراعی جاری نیز سه مرحله رها سازی آب از سد درودزن به رودخانه ی کر در منطقه ی کربال به میزان 90 میلیون متر مکعب انجام شد.

        واقع امر این است که یکی از مشکلات اصلی در شهرستان خرامه، تکیه کردن مردم و مسئولان تنها به بخش کشاورزی بود و هیچ صنعتی در این شهرستان وجود نداشت. شما بهتر از من مطلعید که در طی سال های اخیر، هرگاه کشاورزی در این منطقه دچار بحران می شد، موج بی کاری در شهرستان خرامه خودنمایی می کرد.

        تا این که مردم و مسئولین به فکر ایجاد ساختارهای صنعتی افتادند تا با یک تفکر منطقی و اقدام عاقلانه، حاشیه ی امنی را در کنار کشاورزی که با این ور و آن ور شدن آب رودخانه ی کر، عرصه را بر آنان تنگ می کرد، ایجاد نمایند تا در آینده، بار دیگر به سرنوشت قبل باز نگردند.

        این را تا همین جا داشته باشید تا دیدگاه بعد…

        1. و باز هم سلام صادق جان…

          شهرک صنعتی خرامه، در زمینی به مساحت 97 هکتار احداث شده است که 75 هکتار قابل واگذاری است و ظرفیت استقرار 80 واحد صنعتی با اشتغالزایی مستقیم 1500 نفر را دارد. هم کنون، 34 هکتار آن به 14 واحد از سرمایه داران واگذار شده و 5 واحد در آن در حال ساخت و ساز است.

          بد نیست بدانید که برای توسعه ی این شهرک صنعتی، 300 هکتار زمین پیش بینی شده است که در آینده به مساحت این شهرک افزوده می شود.

          انصافا تا کنون، سرمایه گذاران از شهرک صنعتی خرامه استقبال خوبی داشته اند و اعتبارات استانی و سازمانی مناسبی نیز برای تسریع در روند آماده سازی زیر ساخت های این شهرک صنعتی در نظر گرفته شده است.

          تا آن جایی که بنده اطلاع دارم در سال های اخیر چیزی حدود 50 شهرک صنعتی در استان فارس در حال واگذاری بوده و 5 شهرک صنعتی جدید دیگر هم در پاسارگاد، جره و بالا ده، کازرون، چنار شاهیجان و زرین دشت در حال احداث است.

          حال سوال من این است، با توجه به مشکلات ناشی از خشکسالی در منطقه ی داریون و افت شدید سفره‌های آب زیرزمینی آیا نباید ما هم در کنار سر و سامان دادن به وضع کشاورزی و دامداری که خواه و ناخواه دیگر رونق سابق را ندارد، برای برون‌رفت از این مشکلات، به فکر صنعتی شدن منطقه باشیم و با ایجاد این شهرک صنعتی و استقرار واحدهای صنعتی گام‌های موثری برداریم !؟

          اگر شهرستان خرامه می تواند برای رهایی از مشکلات اقتصادی مردمش دست به چنین اقداماتی بزند و تا کنون الحمدلله موفق هم بوده است چرا ما که به کلان شهر شیراز نزدیک تر هم هستیم و انگیزه ی سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در این جا بیش تر هم هست و خیلی ها هم اعلام آمادگی کرده اند، با پیش رو داشتن این همه تجربه ی موفق، دست به کار نشویم !؟ تازه نمی خواهیم مثل خرامه به 300 هکتار فکر کنیم که ، برنامه ریزی ما فقط برای 50 هکتار است و در فاز نخست نیز چیزی حدود 10 هکتار آن را پیش خواهیم برد.

          و اما با این مقدمه، پاسخ به هر 8 بند نقدتان باشد برای دیدگاه بعد…

          1. سلامی دیگر صادق جان عزیزتر از عزیز…

            و اما پاسخ به بند بند فرمایشات شما :

            1 – با شما هم عقیده ام. ایجاد یک شهرک صنعتی نیازمند تحقیق و بررسی موقعیت منطقه و برآورد زیر ساخت مورد نیاز برای ایجاد یک شهرک پویا است.

            ما هم بی کار ننشسته ایم و تحقیق و بررسی زیادی را انجام داده ایم و هنوز هم در حال تحقیق و بررسی بیش تر هستیم. در مورد تامین آب و برق و گاز هم مشغول بررسی هستیم. همین طور در مورد سرمایه. مطمئن باشید بی گدار به آب نمی زنیم و اگر متوجه بشویم که شرایط ورود به صنعت را نداریم ورود پیدا نمی کنیم.

            اگر زمین منابع طبیعی یافت شود که شرکت شهرک های صنعتی استان فارس، همین طور که برای خرامه و لپویی و … سرمایه گذاری کرده، برای داریون هم می کند و حتما فکرش را کرده اند که ایجاد شهرک صنعتی را برای این منطقه به تصویب رسانده اند.

            اگر هم چنین نشد، در صورتی که سرمایه اش تمام و کمال از طریق سرمایه گذاران تامین شود اقدام می کنیم. اگر هم نشد با باد هوا که نمی توانیم شهرک بسازیم.

            تمام حرف من این است. قبول، مشکلاتی که شما می فرمایید همه هست. حالا شما خودتان کلاه خودتان را قاضی کنید. کفه ی ترازوی کدام یک سنگین تر است؟ مشکلات یا فقر ؟ فقر و نداری و بی کاری به خصوص برای جوانانمان در منطقه غوغا می کند، بی داد می کند. و پشت سرش هم هزار مصیبت دیگر که شما بهتر از من می دانید. باید کاری بکنیم و قدمی برداریم یا نه ؟

            خب مشکلاتی هم دارد. خیلی هم بیش تر از آن چه شما می فرمایید. ولی تا وقتی هم که به جنگ مشکلات نرویم، فقر زدایی صورت نمی گیرد و هم چنان همان آش است و همان کاسه.

            2 – شهرک صنعتی شیراز را مثال زدید. می دانم درصد کمی به بهره برداری کامل رسیده است. ولی همان درصد کم هم کارساز بوده است. اصلا قرار نیست تمام ظرفیت یک شهرک در فازهای نخست مورد بهره برداری قرار بگیرد. شهرک هم برای کوتاه مدت است هم میان مدت و هم بلند مدت.

            ما هم اگر موفق بشویم شهرکی راه اندازی کنیم در گام نخست از مثلا 10 فاز، فقط تصمیم داریم برای شروع یک فازش را به بهره برداری برسانیم و همان یک فاز هم در حال حاضر کلی از مشکلاتی را که گریبانگیر منطقه است حل می کند.

            فعلا هم در همان مرحله ی امکان سنجی و مشخص شدن ظرفیت هایی که شما می گویید هستیم. ولی در کنار آن تلاشمان برای یافتن زمین و طرح مناسب و جذب سرمایه هم می کنیم.

            3 – من کاری به کل مملکت و هیچ کدام از این 8 سال هایی که می گویید ندارم و مرد سیاست هم نبوده و نیستم و نخواهم بود. من فقط به عنوان یک داریونی، باز هم می گویم یک داریونی مثل شما و بقیه به فکر وضعیت اقتصادی و فرهنگی و آموزشی منطقه ی خودمان هستم. البته یک دست هم صدا ندارد. دستانی را می خواهیم که با ما همراه باشند. گرنه …

            4 – با شما موافقم. لازم است با استفاده از تکنولوژهای نوین، گام های اساسی هم برای کشاورزی و دامداری برداشته شود. من که نه سواد درست و حسابی دارم و نه قوی الاراده هستم. ولی همین ته مانده سواد و اندک اراده ای هم که دارم، در راستای تخصص هر چند ضعیفی که در صنعت دارم مصرف شود بهتر است. آن هم با کمک دیگر متخصصان امر صنعت که الحمدلله کم هم نیستند.

            مسلما افراد خبره و با سواد و پر کار در زمینه ی کشاورزی و دامداری هم داریم. باید آن ها هم در این زمینه ها خودی نشان بدهند که یک قطبی بودن راه به جایی نمی برد. نه از این ور باید بیفتیم و نه از آن ور.

            5 – حتما مطلعید که اگر به عوامل محیطی که شما به حق فرموده اید، فکر نمی کردیم، تا حالا چندین بار زمین لازم برای احداث شهرک را یافته بودیم. به همین ها هم فکر می کنیم که هنوز مشغول یافتن زمین مناسب با شرایطی که شما هم به آن اذعان کرده اید هستیم.

            6 – هیچ صنعتی بی نیاز از آب نیست. ولی ما صنایعی را پیش بینی کرده ایم و پیش می بریم که با همین اندک آب موجود هم امکان پذیر باشد. باز هم مشغول تحقیق و بررسی صنایع کار آمدتر هستیم.

            7 – دولتی ( مسئولینی ) هم که شما می گویید، راه نجات از بن بست فقر در منطقه ی ما را صنعتی شدن می دانند. شاهد هستید که استاندار و فرماندار و نمایندگان مجلس و مدیران شهرک صنعتی و منابع طبیعی در استان و شیراز و شورا و شهردار و … هم در منطقه ی داریون، همه و همه به همین نتیجه رسیده اند و بسیج شده اند برای این کار.

            حالا که با همت و تلاش و فریادهای بی وقفه ی امام جمعه ی محترم منطقه ی داریون، مسئولین پس از این همه سال، وقتی که دیگر جانمان به لب رسیده و کاسه ی چکنم چکنم به دست گرفته ایم که چه کنیم تا قربانی کم تری بدهیم ( منظورم را که متوجه می شوید ؟ هرز رفتن و بی انگیزه و لاعلاج شدن و هزار درد بی درمان دیگری که گریبانگیر جوانانمان هست را می گویم ! )، حداقل در حرف با ما هم صدا شده اند؛ خودمان هم باید چند قدمی برداریم تا حرف هایشان در حد حرف نماند و شاید این بار دیگر به عمل نزدیک شود یا نه !؟

            اگر خودمان به هر علت عقب نشینی کنیم آن ها که کاسه ی از آش داغ تر نیستند برای من و شما !؟ هستند !؟

            8 – نه به اندازه ی شما، ولی ما هم اندکی از هزینه های ایجاد شغل در بنگاه های کوچک و بزرگ آگاهیم. هزینه ی ایجاد شهرک دولتی با همان دولت است ( شرکت شهرک های صنعتی استان فارس ) که اگر زمین مناسب از منابع طبیعی در اختیارشان قرار گیرد قبول کرده اند و صورتجلسه هم شده و به امضا رسیده است که بپردازند. اگر هم چنین نشود، باید به فکر ایجاد شهرک صنعتی خصوصی باشیم.

            کار آسانی نیست ولی هستند سرمایه گذارانی که حداقل در حرف راضی به این کار شده اند. ما هم سعی خودمان را می کنیم. اگر نه مسئولین و نه سرمایه گذاران خصوصی حاضر به این کار نشدند گزینه ی شرکت تعاونی منطقه ی داریون با مشارکت عموم مردم را دنبال می کنیم. اگر آن هم نشد، باز هم دست از تلاش بر نمی داریم. اگر بخواهیم و اراده کنیم، حتما گزینه های دیگری را خواهیم یافت.

            هر چند فعلا نه به بار است و نه به دار، ولی ما هم باید تلاش خود را بکنیم تا بشود ! بقیه اش هم به ما مربوط نیست. خدا خودش می داند که از پس تلاش و پی گیری ما چه سرنوشتی را برایمان رقم بزند. هر چه خودش بخواهد.

            اما در مورد هدر دادن وقت و انرژی:
            شما و سایر مردم خوب زادگاهم را نمی گویم ، امثال خودم را می گویم؛ این قدر وقت و انرژیمان را تلف کرده ایم برای هیچ و پوچ؛ بگذار یک بار هم که شده برای این پروژه وقت بگذاریم. ارزشش را دارد.

            اگر هم نشد آخرش بر می گردیم سر جای اولمان و وجدانمان راحت است که تلاشمان را کرده ایم و به وظیفه امان عمل نموده ایم. قرار نیست روی سرنوشت مردم زادگاهمان ریسک بکنیم که. اگر شدنی بود، یا علی را می گوییم؛ اگر هم نشد چیزی بیش تر از آن چه طی این همه سال از دست داده ایم از دست نخواهیم داد.

            ببخشید طولانی تر از طولانی شد و حلال کنید. همه ی شما مردم خوب زادگاهم را دوست دارم و پویایی و پایایی هر چه بیش تر را برایتان آرزومندم…

  3. : منظومه سنگ سوراخی ؛ دلم هواتو کرده !

    سنگ سوراخی کجایی؟دلم هواتو کرده
    با این که بی وفایی ، بازم صداتو کرده

    پر می زنه به سویت، وقتی دل تنگ من،
    چرا دل سنگ تو، نمیشه دلتنگ من ؟

    بازم دل سنگیتو، با دلم آشنا کن
    مثل قدیم ندیما، بازم منو صدا کن

    من همونم که روزی، صاحب قلبت بودم
    من همونم که دائم، کبوتر جلدت بودم

    بذار باز این کبوتر، بشینه رو شونه هات
    بذار که اشکاشو باز، بریزه رو گونه هات

    کبوتر جلد تو، بدون تو می میره
    وقتی که دلتنگ میشه، بهونتو می گیره

    یه داریون بود و من، یه تنگه در بود و تو
    سیزده به در بود و من، کوه و کمر بود و تو

    بدون تو سیزده هام، دیگه به در نمیشه
    بی همه هم به سر شه، بی تو به سر نمیشه

    وقتی نگاتو از من، گرفتی خیلی آسون
    زمین خالد آباد، یکسره شد بیابون

    قنات و جویبارش، بدون آب افتاد
    آبشار پر هیاهو، از تب و تاب افتاد

    هوای دامن کوه، از غصه تب دار شد
    رودخونه ی له فراخ، خشکید و شن زار شد

    پر می کشم به سویت، اگر صدام کنی باز
    به دست و پات می افتم، اگر نگام کنی باز

    تو شهر دود و آهن، تو شهر پر معما
    خسته و فرسوده ام، از این همه تقلا

    دلم تو شهر تهرون، میپوسه بی داریون
    نگاه مشتاق من، عبوسه بی داریون

    1. سلام بر بی کاران دشت داریون…

      یک سوال :
      چه برداشتی از منظومه ” سنگ سوراخی ” دارید ؟
      ظاهرا سراینده دارد دلتنگی هایش را با غاری سنگی در میان می گذارد. آیا فکر نمی کنید این منظومه ورای ظاهر سنگیش، باطن پر غوغایی هم دارد؟

      اگر چنین فکر می کنید، سنگ مفت، گنجشک هم مفت، دست به قلم شوید و تعبیر و تفسیرش کنید !
      خواهید دید که هم فال است و هم تماشا !
      مفت و مجانی، کلی هم سرگرم می شوید ؟ از نشستن و آب در هاون کوبیدن در این ولولای بی کاری منطقه ی داریون که بهتر است ! نیست ؟

  4. آرزو برجوانان عیب نیست ، آخه برادر من چه توجیه اقتصادی برای شهرک صنعتی داریون وجود دارد که سرمایه گذار خصوصی سرمایه خود را ازکلان شهر شیراز به ده کوره ما منتقل کند

    1. سلام محمد رضا جان عزیز…

      نه خودت را دست کم بگیر نه منطقه ی همیشه سرافراز زادگاهمان را ده کوره فرض کن !

      این طوری ها بوده که آن طوری ها شده عزیز !

  5. «إن الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم»

    اقدام جناب آقاي زارع بسيار ستودني است. بنده تا به اين سال كه از خداوند عمر گرفته‌ام هنوز هيچ شهر و دياري را نديده‌ام و اخباري را در خصوص آبادي‌اي نشنيده‌ام كه مردمانش طعم شيرين موفقيت و بهروزي را چشيده ‌باشند مگر اينكه اراده‌اي جمعي آنها را به سوي حركت و تلاش سوق داده باشد.
    بنابراين بهتر است سياه‌نمايي را كنار بگذاريم. واقعيت‌ها را بپذيريم. چشممان به دنبال عنايت‌هاي احتمالي سياستمداران نباشد و خود براي آينده شهرمان تصميم بگيريم. در اين صورت است كه براساس وعده الهي آينده‌اي مطلوب براي خود و فرزندانم خواهيم ساخت. «ليس للانسان الا ما سعي».
    ايده شهرك صنعتي اگرچه در ابتدا ناشدني و دور از تحقق به نظر برسد، ليكن با فكر و تدبير مناسب در نظر گرفتن تمامي نقاط قوت و ضعف و فرصت‌ها و تهديدهاي منطقه داريون قابل دستيابي است.

    1. سلام محمد امین جان…

      … و آن هم به کمک و حمایت و پشتیبانی امثال محمد امین ها . این طوری هاست به گمانم…

  6. با تشکر از آقای جلیل زارع بخاطر پاسخ به نوشته های اینجانب:
    آقای زارع مشکلمن با چنین طرح هایی تصمیمات احساسی است
    خواهش میکنم برای این که کار تخصصی تر بشه شما بفرمایید چه صنعتهایی رو میخواهید تو این شهرک راه بندازید؟
    شهرک خرامه رو اطلاع ندارم اگه شما اطلاع دارید بفرمایید که ایا این کارخانجات در حال حاضر پابرجا هستند؟ حقوق کارگران خود را پرداخت میکنند؟
    بدهی اونها به سیستم بانکی چقدر است؟
    وضعیت سود دهی اونا به چه صورته؟
    آیا فقط میخوایم بگیم ما شهرک صنعتی داریم؟
    ما 1400 تا اشتغال ایجاد کردیم؟
    حالا اومدیم و شهرک زدیم و مشکلاتی که من گفتم هم پیش نیومد.
    و به امید خدا کار گرفت و همه جی خوب پیش رفت که بنده امیدوارم اینگونه شود تا بیکاری از این منطقه تا حدی فراری بشود.
    آیا به 10 سال آینده شهرک فکر شده؟
    آیا استراتژی مدونی داریم که به کجا میخواهیم برسیم؟
    آیا تهدیدات و فرصت های پیش رو شناسایی شده؟
    برای توسعه فکر شده است؟
    برای اینکه چه صنعتی میخواهیم به منطقه بیاوریم فکر شده است؟
    آیا تو منطقه ما از مزیت نسبی تو صنعت های انتخاب شده برخورداریم؟
    یا مثل ایران خودروی فارس که یک زمانی با هزاران به به و چه چه راه افتاد و تولیداتش سالیانه یک دانه ال 90 ناقابل بود؟!!!
    و هزارن سوال دیگر که می بایست در ابتدا به آنها فکر کنیم و پاسخی مناسب برای اینکار داشته باشیم و پس از ارزیابی به سمت عملیاتی کردن ایده برویم!
    در انتها خواهشمند است به این سوال بنده نیز پاسخ بدهید که برای اینکار تیم تخصصی تشکیل شده است؟/
    این افراد تخصصشان چیست؟
    ایا به علل عدم موفقیت نمونه های مشابه فکر شده است؟
    یا به علل موفقیت آنها؟
    در انتها امیدوارم با یک کار تخصصی و برآورد تمام جوانب کار هرچه از نظر علمی صحیح تر به نظر برسد برای منطقه تصممیم گیری شود و تعصب و… نقشی در تصمیم گیری دوستان نداشته باشد.
    به امید موفقیت شما دوست عزیز
    یا حق

    1. سلام صادق جان…

      بنال بلبل اگر با منت سر یاری است / که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاری است !

      من هم به نوبه ی خودم از عدم بی تفاوتی شما که نشان از اهمیت دادن به زادگاه مشترکمان دارد، ممنون و متشکرم.

      چه قدر خوشحالم که مورد سوال قرار می گیرم و حساب پس می دهم تا بیش تر در خودم غور کنم و عادت کنم از خودم حساب بکشم. اگر امروز صادق نامی نپرسد، فردا روزی که شاید دیر شده باشد، روزگار می پرسد و آن وقت است که باید کاسه ی چه کنم چه کنم به دست بگیرم و شرمنده ی مردمی باشم که به خیال خود می خواهم به آن ها خدمت کنم.

      این مقدمه را نگفتم که بگویم در این مورد با شما هم عقیده ام. نباید هم باشم. ولی سعی می کنم با شما در تفاهم باشم که این مهم است.

      هر چند تعداد سوال هایتان آن قدر زیاد و پشت سر هم است که با عادت بد حراف بودن من، پاسخ به آن ها هم طولانی خواهد شد، ولی قول می دهم اگر عمری باقی ماند، جواب تک تک سوال هایتان را همین امروز بدهم.

      الان هم ساعت 4 تا 6 کلاس دارم و باید بروم به کلاسم برسم. جوابتان باشد برای ساعت 7 همین امروز. البته من هم سوالاتی از شما دارم و مطمئنم پاسخ گو خواهید بود.

      ببخش و حلال کن…

      1. سلام صادق جان…

        الوعده وفا. اما پیش از پاسخ گویی به پرسش های اخیرتان اجازه بدهید ابتدا در دیدگاهی جداگانه به دو تا از پرسش های دیدگاه اولتان که به گمانم بی پاسخ ماند، جواب بدهم. بعد هم اگر عمری باقی ماند پاسخ پرسش های اخیرتان باشد برای دیدگاه بعد:

        این عین پرسش اول شماست :
        « این سرمایه را بخش خصوصی داریون و منطقه تامین خواهد کرد ؟؟؟ یا دولت؟؟؟ »
        اجازه بدهید پرسشتان را این گونه تغییر بدهم :
        « آیا سرمایه داران منطقه داریون حاضر هستند در طرح های صنعتی و ایجاد کارخانه در شهرک بر فرض احداث، شرکت کنند ؟

        پاسخ :
        شما فکر می کنید چرا تا کنون کسی در منطقه ی داریون، اقدام به سرمایه گذاری در بخش صنعت نکرده است ؟

        هر چند احتمالا خودتان پاسخش را می دانید ولی من هم تکرار می کنم ؛ ضرری که ندارد.

        برای ایجاد یک واحد صنعتی پس از طراحی یک طرح مناسب منطقه و عملیاتی، مراحل سخت و طاقت فرسای کسب مجوز از ادارات متعدد محیط زیست، منابع طبیعی، آب، برق، امور اراضی، میراث فرهنگی، ثبت اسناد، راه و ترابری، کار و امور اجتماعی و چه و چه دارد.

        ولی اگر صاحب یک شهرک صنعتی باشیم، بدون آن که سرمایه گذار مجبور باشد برای پیمودن مسیر سنگلاخ و ناهموار اخذ مجوزهای این چنانی و آن چنانی، کفش های آهنی سفارش دهد، این گونه مجوزها به طور یک جا توسط شرکت شهرک های صنعتی در زمان تاسیس شهرک از دستگاه های ذی ربط گرفته می شود.

        تخصیص زمین به متقاضیان در شهرک صنعتی هم به همین راحتی است و نیازی به صدور مجوز احداث ساختمان و پایان کار از شهرداری هم ندارد و پول اضافی دیگری هم بابت این قبیل تسهیلات از صاحبان سرمایه گرفته نمی شود.

        برای هزینه های خرید زمین از شهرک و ساخت کارخانه هم قادر به دریافت تسهیلات بانکی 70 الی 75 درصدی خواهد بود.

        سرمایه دار دیگر چه می خواهد ؟ اگر طرح هم توجیه اقتصادی و حاشیه ی امن خوبی داشته باشد چه سرمایه گذاری از این بهتر ؟

        و اما عین پرسش دیگرتان :
        « بدبینی نمیکنم ولی اینها نتایج کارهایی است که غیر کارشناسانه در دیگر مناطق این کشور هم صورت گرفته و نتیچه ای جز خاک خوردن دفتر و دستکهای شهرک های صنعتی نداشته است. »

        کمی اندشه کنیم :
        تقریبا در تمامی شهرستان های استان فارس، حداقل یک شهرک صنعتی یا نواحی صنعتی وجود دارد و در حال حاضر 66 شهرک صنعتی و ناحیه ی صنعتی مصوب در سطح استان موجود است و تعداد 5 شهرک و 24 ناحیه ی دیگر نیز در دست مطالعه می باشد.

        من نمی گویم بی گدار به آب بزنیم؛ ولی می خواهم بگویم آیا همه ی این شهرک ها به قول شما غیر کارشناسانه گام برداشته اند و نتیجه ای جز خاک خوردن دفتر و دستک هایشان نداشته اند !؟ کاش آمار مطمئن و واقعی از این دفتر و دستک های خاک خورده می دادید تا ما هم جا پای آنان نگذاریم و به سرنوشت اسف بارشان دچار نشویم.

        آیا با این تصورات شتابزده، سزاوار است که منطقه ی داریون هم چنان محروم و مردمش مظلوم بمانند و در ردیف مناطق صاحب شهرک صنعتی نباشند !؟

        تا بعد …

        1. صادق جان امروز چه سعادتی نصیبم شده است. پس برای هفتمین بار سلام…

          پاسخ پرسش های آخرین دیدگاهتان به ترتیبی که سوال فرموده اید :

          1 – یک بار دیگر جهت روشن شدن اذهان عمومی عرض می کنم که تصمیم گیری در مورد احداث شهرک صنعتی را زارع نامی نگرفته است که به قول شما احساسی باشد. این تصمیم در سطح استان و کلان شهر شیراز توسط استاندار و فرماندار و نمایندگان مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی و مدیران شرکت شهرک های صنعتی و منابع طبیعی صورت گرفته است و در داریون هم امام جمعه ی محترم و اعضای شورا و شهردار به جد در حال پی گیری آن هستند و جا دارد از همه ی این عزیزان تشکر و قدردانی شود.

          من فقط به عنوان یک داریونی، می خواهم به کمک خود مردم، کاتالیزگر آن باشم و به این روند، سرعت ببخشم و ضمن ارتباط تنگاتنگ با صاحبان سرمایه و فکر ، اجازه ندهم تصمیمی که در حد حرف و تعارف است، در همان حد بماند و هرگز عملیاتی نشود.

          شهرک صنعتی هم به خودی خود و بدون صاحبان طرح و سرمایه داریونی ( کل منطقه را می گویم )، آن چیزی که ما در پی اش هستیم نخواهد بود و نهایتا پر می شود از سرمایه گذاران غیر بومی.

          آن گاه، اگر هم اشتغال زایی بشود، برای پسرعموها و پسر عمه ها و دختر خاله ها و دختر دایی هایشان خواهد بود و منافعش هم به نام ما و به کام غیر بومی هاست.

          ما می خواهیم این تصمیم را به مرحله ی عمل برسانیم و جهت بدهیم. جهتش هم باید در راستای عمران و آبادانی منطقه امان باشد و راه برو و برگشتی هم ندارد.

          2 – من نمی خواهم صنعتی را در این شهرک راه اندازی کنم. نه صاحب فکر و اندیشه ام و نه صاحب سرمایه. و دوست هم ندارم مشارکتی در آن داشته باشم. فقط می خواهم با شما و برای شما باشم و با هم، صاحبان فکر و اندیشه و سرمایه را فراخوانیم و در این میان اگر طرح و فکری هم دارم بدون هیچ چشم داشتی در اختیارشان می گذارم. همین.

          3 – اما برای اطلاع شما می گویم. همین الان نزدیک به صد طرح عملیاتی و مصوب و حساب شده ی صنعتی آماده است که اگر صاحبان فکر و اندیشه هم بعد از کارشناسی تاییدش کنند، می توانیم به سرمایه گذاران ریز و درشتمان و یا اعضای شرکت تعاونی که ایجاد خواهیم کرد، پیشنهاد کنیم.

          فهرست برخی از آن ها را می توانید در نامه ای که خطاب به استاندار و فرماندار و نمایندگان نوشته ام و در سایت موجود است، یک بار دیگر ملاحظه نمایید. طرح توجیهی 200 صفحه ای آن هم نزد امام جمعه ی محترم منطقه ی داریون هست. برای برخی از آن ها نیز طرح تفصیلی جداگانه موجود است. پرو پوزال یک طرح 80 صفحه ای جداگانه هم تحت عنوان ” تولید آهک خام و آهک هیدراته ” در اختیار دارم که همه ی این طرح ها را شما و یا هر کس دیگری که دوست داشته باشد، می تواند تشریف ببرد کافی نت پارسا تا به آقای برزگر بگویم در اختیارش بگذارد.

          4 – و اما باز هم چون سوال کرده اید، در مورد شهرک صنعتی غدیر خرامه می گویم.

          از آن جا که در دیدگاه قبل در مورد خود شهرک به اندازه ی کافی حرف زدیم الان فقط برای این که کلامتان را نشکنم اضافه می کنم که این شهرک با هزینه ای حدودا 4 میلیارد تومانی آماده ی استقرار سرمایه گذاران می باشد.

          کارخانه ی 3300 تنی سیمانشان نیز افتتاح شده است و هم اکنون نیز در حال پی گیری طرح کارخانه و ارتباط با شرکت های کره ای هستند. البته راه طولانی را در پیش رو دارند، ولی پس از طراحی، ساخت و ساز هم آغاز می شود.

          شاید اغراق نباشد اگر بگویم این کارخانه، یک کارخانه ی جدید با تکنولوژی و نیروهای جدید خواهد بود.

          اما این موفقیت و اراده ی جمعی همسایه امان را به مردم شریف و زحمت کش خرامه تبریک می گویم و توصیه می کنم بیایید از خرامه درس بگیریم که به نظر من قدر فرصت ها را خوب می دانند و در آستانه ی یک جهش بزرگ هستند.

          5 – شهرک صنعتی خرامه هنوز به بهره برداری نرسیده است که در مورد حقوق کارگرانش اظهار نظری کنیم.

          6 – خود شهرک که با سرمایه گذاری شرکت شهرک های صنعتی استان فارس ساخته می شود. البته فقط مجانی و برای رضای خدا هم نمی سازند و مخارجی را که هزینه می کنند بعدا با فروش زمین و فضا و امکانات و تسهیلات از سرمایه دارانی که اقدام به خرید زمین برای احداث کارخانه می کنند باز پس می گیرند.

          7 – به سرمایه گذاران حدود 70 درصد هزینه ی مورد نیاز، تسهیلات بانکی می دهند که ملزم به باز پرداخت آن هستند.

          8 – نه ! ما صرفا به دنبال شهرک صنعتی نیستیم که بخواهیم در بوق و کرنا کنیم که ایها الناس ! ما شرکت صنعتی داریم و پز آن را بدهیم. بلکه به دنبال رفاه و آسایش و معیشت منطقی مردم و ریشه کنی معضل بی کاری و فقر مالی و به طبع آن، فقر فرهنگی هستیم. حالا با شهرک صنعتی یا کشاورزی و دامداری نوین یا امور خدماتی یا هر اقدام دیگر. شهرک صنعتی فقط یکی از این راه کارهاست.

          9 – 1400 اشتغال زایی را هم که شما می گویید، اشتغال زایی مستقیم است که ده برابر اشتغال زایی غیر مستقیم ایجاد می کند. مگر ایجاد اشتغال کم خدمتی است ؟ به جرات می گویم که قدم برداشتن در این راه، خودش نوعی جهاد اصغر است و خاک کارخانه شهرکی که برای رفاه مردم و در جهت رضای خدا باشد هم کم تر از شلمچه نیست. مگر در حال حاضر، معضل بی کاری و فقر به خصوص در بین جوانان، سرمنشا خیلی از مصائب و معضلات خانمان سوز دیگر نیست !؟ برای شما که خودتان احتمالا ساکن منطقه ی داریون هستید که دیگر زارع دور افتاده از زادگاهش، نباید مثال عینی بیاورد !

          10 – فراتر از مشکلاتی که شما می گویید هم ممکن است پیش آید. یا مکن با پیلبانان دوستی / یا بیاور خانه ای در خورد پیل ! ما نباید از مشکلات احتمالی بهراسیم و با هر طوفانی، بید لرزان باشیم.

          بله، به 10 سال آینده هم فکر می کنیم که می خواهیم دست به کار شویم. بهره برداری کامل از همه ی فازهای یک شهرک صنعتی، همین قدرها هم طول می کشد.

          11 – بی استراتژی نیستیم. ولی قرار نیست زارع نامی وسط گود باشد و دیگران بیرون گود بنشینند و بگویند لنگش کن ! برای طراحی و برنامه ریزی دقیق یک استراژی مناسب و معین، تصمیم داریم به زودی صاحبان فکر و اندیشه و سرمایه داران را دور هم جمع کنیم و با همفکری هم راه کارهای مناسب را برگزینیم.

          12 – ما تازه بسم الله گفته ایم و در اول راه هستیم. شاید هم داریم موانع راه را از جلو پایمان بر می داریم. آسیاب به نوبت ! فعلا که همه چیز در حد حرف و تعارف و روی هواست، اگر جدی شد، چشم، مسلما به کمک همان صاحبان فکر و اندیشه، تهدیدات و فرصت های پیش رو را هم شناسایی می کنیم.

          13 – سوال ها خیلی تکراری است ! خودتان ببینید :
          « برای توسعه فکر شده است؟
          برای اینکه چه صنعتی میخواهیم به منطقه بیاوریم فکر شده است؟
          آیا تو منطقه ما از مزیت نسبی تو صنعت های انتخاب شده برخورداریم؟
          یا مثل ایران خودروی فارس که یک زمانی با هزاران به به و چه چه راه افتاد و تولیداتش سالیانه یک دانه ال ۹۰ ناقابل بود؟!!! »
          برای همه ی این ها که می گویید، هم قطعا در همان نشست های جدی، فکر خواهیم کرد. هر چند، همین الان هم همچین بی فکر گام برنداشته ایم.

          کاری هم به ایران خودرو فارس و غیر فارس نداریم.

          14 – چشم، به هزاران سوال دیگر هم که می گویید، به کمک امثال خودتان، فکر می کنیم و پاسخ مناسب ارائه می دهیم و پس از ارزیابی به سمت عملیاتی کردن می رویم.
          باز هم چشم، در انتها هم به سوال آخرتان که خودش چند سوال متوال است پاسخ می دهم :

          قرار است تیم تخصصی تشکیل بشود. البته وقتی تصمیم جدی شد و حداقل زمینی مناسب برای احداث، مهیا شد و شرکت شهرک های صنعتی OK را گفتند( ببخشید خارجکی شد. )

          هنوز افراد به طور دقیق و کامل مشخص نشده اند که از تخصصشان بگویم. هر کسی با هر تخصصی اعلام آمادگی کند قدمش بر چشم. می نشینیم و صحبت می کنیم و به نتیجه می رسیم.

          به علل موفقیت نمونه های مشابه و موفقیت آن ها هم فکر می کنیم.

          عزیز دل برادر ! ما هم مثل شما دغدغه ی آن را داریم که با تصمیم منطقی و عاقلانه و ایده های تخصصی کارشناسی شده و برآورد تمام جوانب کار، گام به گام، حرکت عالمانه داشته باشیم نه احساسی و متعصبانه.

          *** و اما یک سوال هم از عزیز دل برادر:
          سعی کردم به تک تک پرسش هایتان پاسخ دهم. امیدوارم سوالی از قلم نیفتاده باشد و خسته هم نباشم !

          صادق عزیز، آیا شما خودتان با هر تخصص و قابلیتی که دارید، حاضرید اولین نفری باشید که دست در دست این حقیر سراپا تقصیر می گذارید و مشوقی باشید برای دیگران ؟

          به گمانم مسئولین همه با هم و متحد باشند. ولی ما مردم فعلا که تک و تنهاییم . سوالاتتان را بپرسید. زیاد هم بپرسید. من هم هر چه را توانستم جواب می دهم و بقیه را هم انشاءالله اگر قضیه جدی شد کارشناسان و متخصصان پاسخ خواهند داد.

          ولی قربانتان بروم، بیایید دست در دست هم دهیم به مهر / منطقه امان را کنیم آباد.

          حق نگه دارتان…

          1. با تشکر از جناب آقای زارع بخاطر صبر و حوصله ای که در جوابگویی به نکات اینجانب داشتن
            خدا راشاکرم که در این چندین خط و صفحه ای که مباحثه ای شکل گرفت دیدگاههای کلان و مشکلات کلان کار مورد بررسی قرار گرفت و لااقل به این نتیجه رسیدیم که می بایست به این مسائل هم فکر کرد.
            حالا هنر مدیریت دست اندرکاران هست که بتوانند از این این همه کار و برنامه یک شهرک خوب و با اتیه بسازند.
            امیدوارم نظرات اینجانب توانسته باشد اندکی مجریان امر را بیشتر به فکر فرو ببرد هدف بنده همین بود.
            اما در رابطه با سوال دوست خوبم جناب آقای زارع:
            من از نظر مسافت حدود 1000 کیلومتر از شهرم (داریون )فاصله دارم و متاسفانه سال هاست که سعادت نداشته ام در خدمت مردم منطقه باشم (بخاطر تحصیل و بعد کار)
            ولی مشتاقانه هر کمکی از دست بنده بربیاد حاضرم انجام دهم
            لینک ایمیل من هم که در داریون نما ثبت است میتوانیم در تماس باشیم
            یا حق

          2. باز هم سلام صادق جان….

            نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم ؟ که اگر با هم توافق نداریم، تفاهم داریم ؟

            چه تفاهمی بالاتر از این ؟ : هر دو داریونی هستیم؛ غریب و دور افتاده از زادگاه؛ آن هم 1000 کیلومتر ! کمی بیش تر از 166 فرسنگ ! نکنه فردا روزی معلوم بشه که همسایه هم هستیم ؟

            چه تفاهمی بالاتر از این : با وجود ادبیات گفتاری و طرز فکر متفاوت، حرف هم دیگر را می فهمیم، به حرف هم گوش می دهیم، برای عقاید یکدیگر ارزش و احترام غائلیم ، و مهم تر از همه این که هر دو در پی یک هدف هستیم ، یک هدف متعالی ، خدمت به مردم خوب زادگاهمان منطقه ی همیشه سرافراز داریون.

            ایمیلت رو میگیرم و دست از سرت بر نمی دارم عزیز ! داریون به تو و امثال تو نیاز داره. خیلی هم زیاد.

            پس تا وقتی دیگر به خدا میسپارمت…

  7. به نظر کار کارشناسی حساب شده فکر همه ی جوانب شده قبلا که فقط زمزمه های بود به نظر دور از دسترس میرسید اما الان که وارد جزییات شده اند خیلی دید ها مثبت شد اما به نظرم سخت ترین کار جذب سرمایه گذار است است !

    1. سلام بر آسمان پاک و بی آلایش…

      … که آن هم اگر خدا بخواهد اتفاق می افتد. جذب سرمایه را می گویم.

      پویا و پایا باشید…

  8. سلام
    خداراشکر که مباحثه “صادق” وآقای زارع هم به نتایج خوب خوب رسید،ضمن اینکه خیلی از مسایل موشکافی شد وکلی هم آگاه سازی.ودر آخر هم صادق به عنوان اولین نفر به ندای”هل من ناصر ینصرنی”آقای زارع پاسخ مثبت دادند.مبارکه.

  9. با سلام با توجه به صحبت‌های آقای صادق و آقای زارع
    برای من جالب بود که آقای صادق معتقد به ‌در اولویت قرار داشتن کشاورزی بودند و آقای زارع از رونق کشاورزی در خرامه صحبت می‌کنند!
    آقای صادق با کدام آب کشاورزی کنیم؟! آقای زارع از کدام رونق کشاورزی صحبت می‌کنید؟
    اصلاً رونق کشاورزی در خرامه درست، به چه بهایی؟ خشک شدن تالاب بختگان و تبدیل آن به یک اکوسیستم شکننده تاوان کمی بود؟! نابودی تالاب کمجان به بهانه رونق کشاورزی بی‌اهمیت بود!
    آب سد درودزن، آبی بود که می‌رسید به بختگان، الان رها می‌شود به زمین‌های کشاورزی!!! و بختگان…
    نیازی نیست من در این مورد توضیح دهم تمامی سایت‌ها پر است از این مرثیه‌های بی‌فایده!
    قبول کنیم که بخش اعظم کشور ما در منطقه خشک و نیمه‌خشک قرار گرفته، مزید بر این موقعیت طبیعی، فرهنگ استفاده ما انسان‌های ایرانی از آب، کم‌آبی را چشم‌نوازتر کرده!
    پس کشاورزی دیگر جواب نمی‌دهد، آن‌هم از نوع آبی! پس باید از یه جایی شروع کرد، دست گذاشتن روی دست دیگر کافیه، به ابعاد دیگر فکر کنیم، شروع از صنعت بد نیست، نهایت شکست می‌خوریم، تاوانش که بیشتر از نابودی بختگان و ارومیه به بهانه‌ی رونق کشاورزی نیست! هست؟!

    1. سلام نازنین خانم…

      حرف من هم همین است. منتها می گویم خرامه، در کنار همین اندک فرصت کشاورزی و دامداری که بگیر و نگیر دارد و برفرض هم که چند سالی با رها شدن درست یا نادرست آب به رودخانه ی کر در کربال اندک رونقی در بخش کشاورزی خرامه حاصل شود و با قطع آن باز بی آبی از نو و خشکسالی هم از نو، آن ها راهی جز پرداختن به صنعت نداشتند و دارند این کار را می کنند.

      چرا ما که هیچ سهمی از همین آب گاه و بی گاه هم نداریم و سفره های های زیر زمینیمان له له می زنند برای یک قطره آب، این راه را امتحان نکنیم ؟

      یک بار دیگر به بخشی از عرایض بنده خطاب به صادق عنایت بفرمایید :

      « حال سوال من این است، با توجه به مشکلات ناشی از خشکسالی در منطقه ی داریون و افت شدید سفره‌های آب زیرزمینی آیا نباید ما هم در کنار سر و سامان دادن به وضع کشاورزی و دامداری که خواه و ناخواه دیگر رونق سابق را ندارد، برای برون‌رفت از این مشکلات، به فکر صنعتی شدن منطقه باشیم و با ایجاد این شهرک صنعتی و استقرار واحدهای صنعتی گام‌های موثری برداریم !؟ »

      حرف من این است.
      من هم مثل شما معتقدم که نباید به بهانه ی ترس از شکست احتمالی در صنعت، تسلیم بی چون و چرای شکست قطعی فعلی شویم !

      1. سلام مجدد آقای زارع
        من متوجه صحبت های شما هستم، فقط هدفم این بود که بگویم رونقی که در خرامه به آن اشاره کردید، تاوانش خیلی سنگین بوده!
        یعنی با توجه به شرایط موجود و تا زمانی که اوضاع آبی چنین است، روی رونق کشاورزی حساب زیادی باز نکنیم…

  10. پیشنهاد من
    داریونی ها توی آش رشته ساس گورجه میریزن !
    پس اول از همه یه کارخونه ساس گورجه که واجب داشته باشیم !

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن