همه چيز از داريون

 دوبیتی های محلی داریون

جلیل زارع|

شاعر نیستم و ادعایی هم در این مورد ندارم. ولی عشق به زادگاهم داریون، گه گاه مرا وامی دارد که دست به قلم شوم برای سرودن دوبیتی هایی برای احیای واژگان اصیل و شیرین داریون. برگ سبزی است تحفه ی درویش :

« ۱ ) نه نه آردی:

نَه نَه آردی سی چی نادِل گِرونی
لُوِ اُوشُرشُری آرد می تَکونی

اِلُودِلُو می پِلکی ری گُلا تو
تُو ای شُولُوبُولُو هم در اَمُونی

واژه نامه:

نه نه آردی: نوعی پروانه ی کوچک و خپل که بال آن گرده های سفید دارد.
سی چی: برای چه- چرا
نا دل گرون: ناراضی
لو: لب
اوشرشری: آبشار
الودلو: سرگردان و بی کاره
می پلکی: می چرخی
ری: روی
گلا: گل ها
تو ای: در این
شولوبولو:اوضاع درهم برهم
در امونی: در امان هستی

ترجمه :

پروانه ی کوچک و خپل، برای چه ناراضی هستی؟
لب آبشار گرده های سفیدت را می تکانی

سرگردان و بی کاره روی گل ها می چرخی
در این اوضاع درهم برهم، هم در امان هستی

***

۲ ) روزگار لامروت :

یَه کَرَتی اُومَدی مو ریت ندیدُم
اُوساکُو رفتی مو گُل سیت نچیدُم

وارُندُم روزگارِ لا مُرُوَّت
وِلُم اُومَد تُو اِیبُون مو نبیدُم

واژه نامه:

یه کرتی: یکبارگی، به یک باره
مو: من
ریت: رویت
اوساکو: آن ساعت-بعدا
سیت: برایت
واروندم: با عجله و بی رحمانه دربدرم کرد
لا مروت: بی رحم
ولم: یارم
تو: داخل
ایبون: ایوان
نبیدم: نبودم

ترجمه :

به یک باره آمدی من رویت را ندیدم
بعد از آن رفتی من گل برایت نچیدم

با عجله و بی رحمانه دربدرم کرد این روزگار بی رحم
یارم آمد داخل ایوان من نبودم

***

۳ ) ولولای دل :

مُجُووِر تُو دلِ مو وَلوَلا بید
دلِ اِنتِلِّیِ مو پُر بلا بید

قَدِ اَلُّم نگشتُم شاد اَ ای دل
به درد بی کسی دل مبتلا بید

واژه نامه:

مجوور: مداوم
ولولا: آشوب-بی تابی
انتلی: نازک نارنجی- زود رنج- بهانه گیر
قد: اندازه- به اندازه- به قدر
الم : ارزن
ا ای: از این

ترجمه :

مدام در دل من آشوب بود
دل نازک نارنجی و بهانه گیر من پر از بلا بود

به اندازه ی یک ارزن از این دل شاد نگشتم
به درد بی کسی دل مبتلا بود

***

۴ ) دلتنگ داریون :

دَقَز خوردَه دلُم گَنگُو نَمیشَه
فرنگستون بِرَم تَنگُو نَمیشَه

هزارون میوه ی بِختَر اَ بِختَر
مثالِ نارِ اُولَمبُو نَمیشَه

واژه نامه:

دقز: ترک
گنگو: بند زدن( بند زدن سفال یا چینی با سیم یا نوار فلزی)
فرنگستون: ممالک خارجه- کشورهای غربی
تنگو: تنگه در
بختر ا بختر: بهتر از بهتر
مثال: شبیه
نار: انار
نار اولمبو: اناری که با فشار دست نرم شده باشد

ترجمه :

ترک بر داشته دلم، قابل بند زدن نیست
هر کجا بروم حتا ممالک خارجه و کشورهای غربی هم برای من تنگه در نمی شود

هزاران میوه ی یکی بهتر از دیگری هم
مانند انار داریون که با فشار دست ترم شده باشد نمی شود

***

۵ ) سوز و گداز عشق :

هَنی عاشق نگشتی تا بُوسُوزی
آمُختِه ی تَش نگشتی دَربَه روزی

تُو و لَرزِش به جونِت نازَدَه چَنگ
که گَه بِرِشتَه شی گَه وَرکُرُوزی

واژه نامه:

هنی: هنوز
نگشتی: نشدی
بوسوزی: بسوزی
آموخته: عادت داده شده-آموخته
تش: آتش
دربه روزی: روزانه- هر روز
تو و لرزش: تب و لرز آن
نازده: نزده
برشته شی: بر اثر حرارت زیاد مثل ذرت و برنج از هم باز شوی
ورکروزی: از سرمای زیاد در خود کز کنی-از سرمای زیاد در خود بپیچی

ترجمه :

هنوز عاشق نشده ای تا بفهمی چه سوز و گدازی دارد
اسیر و معتاد آتش عشقی که دائم تو را بسوزاند نشده ای

تب و لرز دائمی عشق به جانت چنگ نینداخته است
که گاهی بر اثر شعله و حرارت زیاد تب آن، مثل ذرت و برنج از هم باز شوی و گاهی هم از سرمای زیادِ لرز آن در خود بپیچی

***

۶ ) آتش زیر خاکستر :

دلُم مانندِ خُرگِ زیرِ رَشتِه
وِلُم رفتَه اُو سامُون برنگشتِه

پُفِش کُن گاس اُندُو گُر بگیرِه
بِچِرزُونِش که اُو اَ سر گذشتِه

واژه نامه:

خرگ: زغال افروخته
رشت: خاکستر
ول:یار
او سامون: آن طرف-آن محل-آن منطقه ( منظور، مناطق دور دست است )
پف: فوت کردن(پفش کن: آن را فوت کن )
گاس: شاید
اندو: این دفعه
گر بگیره: شعله ور شود
بچرزون دل: آتش به دلم بزن- خون به دلم کن-داغونم کن-هر بلایی می خواهی سر دلم بیار
او: آب
ا : از
او ا سر گذشته: آب از سر گذشته

ترجمه :

دلم مانند زغال افروخته زیر خاکستر است
یارم راه دوری رفته است و هنوز برنگشته است

دل افروخته ام را فوت کن شاید این بار دیگر شعله ور شود
آتش به دلم بزن، خون به دلم کن و اصلا هر بلایی می خواهی سر دلم بیاور که دیگر آب از سر من گذشته است

***

۷ ) دل تنگی :

کُورُوپ کُوپُّو، دلُم سیت تنگِه تنگِه
دلُم تنگِ صدایِ وِزوِزَنگِه

زَمونَه تا نَکِرد خوب با دلِ مو
سرِ راهُم هزارُون کُلِه سنگِه

واژه نامه:

کوروپ کوپو:نوعی حشره ی زیر خاکی که لانه ای مخروطی شکل دارد.
سیت: برایت
وزوزنگ: نوعی حشره که صدای بال هایش وزوز ایجاد می کند.
تا نکرد: راه نیامد- سر ناسازگاری داشت.
مو: من
کله سنگ : سنگ بسیار بزرگ

ترجمه :

کوروپ کوپو، دلم برایت خیلی تنگ شده است
دلم برای صدای وزوزنگ تنگ شده است

روزگار با دل من سر ناسازگاری داشت
سر راهم هزاران بار، سنگ اندازی کرد

۸ ) توفان پریشانی :

دیلاغ از دیر میاد گاسَم بِرارِه
گِمُونُم آسمون امشُو ببارِه

ببار ای آسمون بر حال و روزُم
تیویر اُفتیدُم و تیفُون به کارِه

واژه نامه :

دیلاغ: گرد و خاک زیاد
دیر: دور
گاسم : شاید هم
براره: برادرم هست
تیویر : دراز به دراز خوابیدن- بی حال
افتیدم: افتادم
تیفون: توفان

ترجمه:

گرد و خاک زیاد از دور می آید، شاید برادرم است( که اسب می تازد )
گمان می کنم آسمان هم امشب خواهد بارید

ببار ای آسمان بر حال و روز( بخت و اقبال) من
که من بی حال گوشه ای افتاده ام و توفان هم غوغا می کند

۹ ) زبانه ی آتش عشق :

دلی قَدِّ دلِ مو، غم ندارِه !
کسی مانندِ مو، ماتم ندارِه !

بُلازَه می کَشِه همچی تو سینَه !
که هُرمِ آتیشِش، خُرگَم ندارِه !

واژه نامه :

قد :به اندازه ی
مو : من
بلازه : زبانه ی آتش. گرفته شده از واژه ی انگلیسی Bolaze به همین معنا
می کشه : می کشد
همچی : ۱- چنین، این طور، به اندازه ای. ۲- قید تاکید برای بیان فراوانی انجام کاری در مفهوم ” چنان ”
هرم : حرارت، گرما
خرگ : زغال افروخته
خرگم : خرگ هم، زغال افروخته هم

ترجمه:

دلی به اندازه ی دل من، غم ندارد
کسی مانند من، ماتم ندارد

به اندازه ای ، این دل درون سینه ام زبانه می کشد
که حرارت و گرمای آتش آن زغال افروخته هم ندارد

۱۰ ) دل پر خون :

دِلَنکوزِه دلُم تو سینِه امشو
وِلِ رو بَسِّه یُم غمگینِه امشو

رخُم چون رُوَه تُربَک زردِ زرده
زِ بَسکِه ای دلُم پُر خینِه امشو

واژه نامه :

دلنکوز : آویزان
امشو : امشب
ول : یار، معشوق
روبسه : محجوب، دختری که کم تر او را دیده باشند
رخ : صورت (رخم : صورتم )
روه تربک : نوعی گیاه با دانه های ریز آبدار زرد رنگ دارویی
ز بسکه : از بس
ای : این
خین : خون (پر خینه : پر از خون است )

ترجمه :

دلم توی سینه ام غمگین است امشب
یار محجوبم غمگین است امشب

صورتم مثل روه تربک زرد زرد است
از بس این دلم پر خون است امشب

۱۱ ) دست روزگار :

یَه ماجِه بار بر دل، گو چه ساز ُم
تویِ ای هِیمَنَه، مو هاج و واجُم

دلُم تویِ هُوَنگِ روزگاره
یَه هِمدادی بُکُن که آش و لاشُم

واژه نامه :

یَه ماج : شیب دار، کج شدن بار با خطر افتادن آن
تویِ ای هِیمَنَه : در این گیر و دار
مو : من
هاج و واج : حیرت زده، حیران، متحیر، مات و مبهوت، انگشت به دهان
هُوَنگ : هاون
یَه هِمدادی بُکُن : یک کمکی بکن ( همداد : امداد، کمک خواهی )
آش و لاش : از هم پاشیدن، له شدن، عفونی شدن زخم

ترجمه :

بار غم و غصه روی دلم سنگینی می کند و مدام کج می شود و بیم آن می رود که بیفتد، بگو چه کار کنم ! ؟
در این گیر و دار، مات و مبهوت و انگشت به دهان مانده ام که چه خاکی بر سرم کنم !

دلم در هاون روزگار افتاده است
کمک کنید که عنقریب زیر دست سنگین روزگار له می شود !

۱۲ ) بی قراری :

تو ای بِهل و بوشو، دل شد گرفتار
نگاهِت پنبه ی دل، وا زد ای یار

وابُر کِردی تو آروم و قرارُم
واروندی بَلگِ دل، تو سینه رودار

واژه نامه :

تو : توی، داخلِ
ای : این
بِهل و بوشو : گیر و دار، هرج و مرج، همهمه، شلوغی زیادی که کسی به کسی نیست
وازدن : باز کردن پنبه از هم
وابُر کِردن : ربودن، غارت کردن، قطع کردن هر چیز که برای آن از فعل آمدن استفاده کنند مثل باران و …
واروندن : با عجله و بی رحمانه چیزی را برچیدن، کندن برگ سبزی از بالا به پایین با یک حرکت سریع دست
بَلگ : برگ
رودار : دائم، پیوسته، پی در پی

ترجمه :

در این گیر و دار، دلم را گرفتار کردی
نگاهت پنبه ی دلم را از هم باز کرد ای یار

آرام و قرار را از دلم ربودی
پی در پی برگ دلم را با حرکتی سریع از باغ سینه ام جدا کردی »

نوشته های مشابه

19 دیدگاه

  1. غریبی وطنوم شد وطنوم شد
    زدم حرفی وبال گردنم شد
    زدم حرفی میون دوست ودشمن
    ندونستم که دوستم دشمنم شد

    1. کاش بودی تا دلم تنها نبود —–تا اسیر غصه فردا نبود —- کاش بودی تا فقط باور کنی —بی تو هرگز زندگی امکان نبود

    2. غریبی بس مرا دلگیر دارد
      فلک بر گردنم زنجیر دارد

      فلک از گردنم زنجیر بردار
      که غربت خاک دامنگیر دارد

      ” بابا طاهر همدانی “

    1. به تو سوگند به راز گل سرخ —و به پروانه که در عشق فنا می گردد—-زندگی زیبا نیست آنچه زیباست تویی —تو که آغاز من و نقطه پایان منی

  2. سلام
    خواستم درخواست کنم در مورد یکسری مسایل منطقه داریون تو سایتتون گزارش تهیه کنین مسائلی مثل :
    کم آبی منطقه داریون و ظهور روز افزون باغشهرهای اطرافش و تولد ماه به ماه کارواش های جدید و خیلی از معضل ها و علت های کم آبی منطقه و بیکاری کشاورزای داریون . و حل این مشکل از نون شب هم برا مسئولین واجب تره
    کمبود بانک تو منطقه داریون . بانک که باشه یعنی پول و سرمایه و وام و اشتغال و مسئولین شهر باید به دنبالش باشن
    سطح علمی معلمای مدارس داریون علی الخصوص مقطع ابتدایی که بررسیش خیلی مهمه
    کمبود آمبولانس و پرسنل اورژانس که خیلی مهمه
    وضعیت زمین خاکی داریون که داغش خیلی سنگین و غیر قابل حله و قدمتش از پروژه نیمه تمام آزادراه تهران شمال هم بیشتره
    و اگر هم وقت اضاف آوردین در مورد دست انداز های غیر اصولی و غیر کارشناسی جلوی دانشگاه آزاد داریون هم بگید که واقعا رو اعصاب راننده هاست و باعث خسارت به همه ماشین ها
    تهیه هر کدوم از این گزارشا شاید بیشتر از یه روز وقت نبره اما می تونه استارتی باشه برای حل این مشکلات و پیشنهاد می کنم که یه بخشی رو تو سایتتون بزارین که بازدید کننده ها مشکلات منطقه رو توش عنوان کنن.
    خسته نباشین

    1. سلام غلامرضا جان …

      اولندش، عزیز، تو که خودت همه رو گفتی گزارش و طول و تفصیلش هم بگو.

      دومندش سایت دربست در اختیار کاربرای فعال و مشتاق و عزیزی مثل شماست. هر جا که دلتون خواست هر چی دلتون خواست بگید. مثلا میتونید این قبیل موارد رو بذارید تو ” معضلی به نام بی کاری ” یا تو …. و یا اصلا چرا راه دور برویم، بذارید تو پستی تحت عنوان ” فراخوان عمومی داریون نما برای منطقه داریون “.

      سومندش، این طوری هاست که اون طوری هاست عزیز.

      … درمانده نباشید.

  3. دلی دارم که مالامال خونه
    غم دردم چو کوه بیستونه

    ایه درد دلم سی کوه بگویم
    که شیر ناله پلنگ حیرون بمونه

  4. سلام. داریون باید جای جالبی باشد. سایتتان هم سایت خوب و جذابی است. کاربرانش هم خیلی باهم صمیمی هستند. دوست دارم من هم کاربر داریون نما باشم ولی داریونی نیستم. ایرادی ندارد؟

    1. رَواقِ مَنظَرِ چَشمِ من، آشیانه‌ی توست
      کرم نما و فرود‌آ، که خانه، خانه‌ی توست

      سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد
      که شعر حافظ شیرین‌سخن ترانه‌ی توست

      سلام انسیه خانم…

      به سایت خودتان خوش آمدید. درست است که داریون نما، یک سایت محلی برای منطقه ی داریون است ولی هیچ محدودیت و شرط و شروطی برای داریون نمایی شدن نیست.

      برای داریون نمایی شدن، کافی است دلتان را دریایی کنید و قدم رنجه فرمایید به جمع صمیمی و با وفا و با صفای داریون نمایی ها. همین.

      پس حالا دیگر شما هم نمک گیر شدید رفت پی کارش. شدید یک داریون نمایی صمیمی و با وفا و با صفا. خوش اومدید.

      باقی بقایتان …

      1. سلام آقای زارع. از شما خیلی متشکرم که مرا هم به جمع دوستانه و صمیمی خود پذیرفتید. بابت این استقبال گرم هم از شما متشکرم. من هم احساس میکنم شما داریون نمایی ها باید خیلی با هم صمیمی باشید و خوشحالم که من هم میتوانم یک داریون نمایی باشم.

        1. سلام سمیه خانم …

          به سایت خودتان خوش آمدید. زین پس شما هم قطعا یک داریون نمایی هستید.

          باقی بقایتان …

  5. سرم درد ميكنه حالي ندارم ..شدم بيمار و غمخواري ندارم …..اگر عزيزم به بالينم بيايد …..شوم خوب و دگر باكي ندارم

  6. دو سه روزه كه بوي گل نمياد
    صداي چهچه بلبل نمياد
    بريد از باغبون گل بپرسيد
    چرا بلبل به سيل گل نمياد

  7. سلام زارع جان …

    روی سخنتان با کیست؟ مشخص کنید از چه کسی کمک می خواهید.

    من فکر می کنم آقای تربری بتواند کمکتان کند. من با ایشان در تماس هستم. اگر عمری باقی بماند با ایشان تماس گرفته و درخواستتان را به اطلاعشان می رسانم.

    باقی بقایتان …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن