اخبارفرهنگ مردم داریون

فرهنگ مردم داریون / قسمت پنجاه و هفتم: هنرهای نمایشی، موسیقی و رقص در داریون

به کوشش: جلیل زارع

از جمله هنرهایی که هواخواهان زیادی داشت یکی نیز موسیقی بود. این هنر بیش تر در نی و آواز نمودار می شد. البته در کنار آن، در عروسی ها ساز و نقاره جایگاه خاص خود را داشت.

هنرهای نمایشی1
اجرای بازی افراد علاقه مند به هنرهای نمایشی در عروسی ها و جشن ها یکی دیگر از کارهای هنری مردم است که بیش تر با هدف سرگرمی اجرا می شد. این هنر سابقه چندان طولانی ندارد و مربوط به اواخر دوره ی مورد بحث ماست، یعنی به سال های آخر حکومت شاهنشاهی برمی گردد.
اجرای نمایش، نیازمند پیش آمدن مناسبتی خاص بود و زمینه آن، دو موقع پیش می آمد: «یکی عروسی هایی که با مطرب همراه بود و دیگری جشن هایی که در طول سال ممکن بود به مناسبت های گوناگون برگزار شود.»
مضمون نمایش ها بیش تر مطالب سرگرم کننده بود که با مطالب آموزنده و اخلاقی نیز پیوند می خورد. متن نمایش، متن های مکتوبی بود که در جامعه ی هنری آن روز یافت می شد. اما هنرمندان محلی غالبا آن گونه که خود می خواستند آن ها را دستکاری می کردند و ای بسا بیش تر به مذاق تماشاگران خوش می آمد. این موضوعات در برخی نمایش ها تا حدودی مسایل اجتماعی و حتا سیاسی را نیز در بر می گرفت، اما چون در یک روستای کوچک و به وسیله ی کسانی اجرا می شد که اهل مسایل سیاسی نبودند مشکلی را ایجاد نمی کرد. ظلم حاکم به زیردست، گرفتن مالیات سنگین، تظلم مردم و نصیحت پادشاه توسط یک درویش، دست مایه ی چنین نمایش نامه ها بود. داستان های شاهنامه مانند داستان رستم و سهراب از دیگر موضوعات نمایش ها بود. در عروسی ها بیش تر سیاه بازی و نمایش های رو حوضی خنده دار مورد نظر قرار می گرفت. از این رو موضوعات نمایش نامه را می توان به دو دسته کلی جدی و طنز تقسیم کرد.
صحنه ی نمایش در عروسی ها، حیاط خانه ی داماد یا عروس و در جشن ها معمولا حیاط مدرسه ها یا هر جای گسترده ای بود که بتواند تماشاگران را دور تا دور خود جای دهد. امکانات نمایش، انواع لباس های رنگارنگ، کلاه، شمشیر، خنجر، مواد آرایشی و گریم ساده و وسایلی از این قبیل بود که به وسیله ی سرپرست گروه تهیه می شد.
تعداد بازیگران بین 7 تا 14 نفر بود که همگی زیردست کارگردان نقش بازی می کردند. تمام بازیگران مرد بودند. نقش های زنانه نیز توسط پسران نوجوان که آن ها را لباس زنانه پوشانده بودند و احیانا آرایش کرده بودند اجرا می شد.
کارگردان که معمولا نمایش نامه نویسی و بازیگری نیز می کرد نقش تعیین کننده ای در نمایش و جذب تماشاچی داشت. مهم ترین هنرمند نامبردار در این زمینه مرحوم حسین اسدالهی بود. او در واقع یک هنرمند تمام عیار بود که علاوه بر نمایش نامه نویسی و کارگردانی و بازیگری از هنر نواختن ضرب و دایره و نیز خواندن ترانه و آواز، آن هم با صدای گیرا بهره مند بود. این مزیت ها به اضافه ی چالاکی و قدرت بدنی در خور توجه به خودی خود سبب جذب تماشاچی بیش تر در این نمایش ها می شد. به گونه ای که بسیاری از مردم به صرف هنرنمایی و آواز دلنشین ایشان به تماشا می آمدند و حتا کاری به کمدی یا جدی بودن نمایش نداشتند.
گروه اجرای نمایش، دستمزد خود را از رییس گروه مطرب می گرفت. دستمزد هر کس بستگی به میزان هنرنمایی و محبوبیت او بین تماشاچیان داشت. رییس پولی را که از صاحب عروسی گرفته بود بین افراد تقسیم می کرد. به عنوان مثال اگر 300 تومان گرفته بود و 15 نفر در آن شریک بودند آن را به 30 سهم تقسیم می کرد و سهم هر یک را متناسب با میزان تاثیرگذاری او در گروه پرداخت می کرد. بخشی از یک تقسیم بندی سهام از این قرار است: «رییس دسته ی گروه مطرب که به او “اُوسّا کار” می گفتند بیش ترین سهم را می برد. خود او 2 سهم، ماشین او که با آن نقاره ها و افراد گروه را جا به جا می کرد 1 سهم، نقاره های او 1 سهم، وسایل داخل چمدان نمایش 1.5 سهم، خواننده 1 سهم، “سازنده” یا نوازنده ی ساز کرنا 2 سهم، نقاره چی اگر “نقاره چی تیز” بود یعنی مهارت زیادی در ریز نواختن و به اصطلاح ریزه کاری داشت 2 سهم می برد و اگر توان کم تری داشت و به اصطلاح “نقاره چی پایه” بود سهم او تا 5/. تنزل پیدا می کرد. به همین ترتیب دستمزد بقیه ی افراد نیز مشخص و پرداخت می شد.»

موسیقی
از جمله هنرهایی که هواخواهان زیادی داشت یکی نیز موسیقی بود. این هنر بیش تر در نی و آواز نمودار می شد. البته در کنار آن، در عروسی ها ساز و نقاره جایگاه خاص خود را داشت.
کسانی که در نی و آواز به شهرت می رسیدند هنر خود را مدیون استعداد خدادادی و علاقه ی فروان خویش بودند. گرچه از تجربه ی پیشکسوتان بهره مند می شدند، اما کلاس و آموزش خاصی نداشتند؛ با این حال گاه به چنان مهارتی می رسیدند که شنونده ی خود را به هیجان می آوردند یا تاثیر زیادی بر آنان می گذاشتند. چنان که در توصیف “استاد محمدحسن” می گویند به حدی زیبا نی می زد که زنان شکیبایی خود را از دست می دادند و به رقص در می آمدند.2
آواز خوش، مخصوص مردان بود. با این حال برخی از زنان نیز هیچ ابایی از هنرنمایی نداشتند و در عروسی ها و محافل شادی نغمه سرمی دادند. گاهی در مجالس خصوصی که امکان گوش دادن به آوای نی بیش تر بود، برخی از زنان با صدای نی شوهرشان همراهی می کردند3 و با هم یک کار هنری ارائه می دادند که بسیار مورد تشویق شنوندگان قرار می گرفت. با این حال محدودیت فعالیت زنان در این عرصه مانع از ماندگاری آن می گردید و پس از مدتی از بین می رفت.

رقص
رقص در میان مردم گیرایی و جایگاه ویژه ای داشته است. دل های صاف و بی کینه و فارغ از افسردگی های امروزی، هوای مطلوب بهاری و موقعیت های مناسب مانند عید نوروز و سیزده به در و عروسی ها، مهم ترین انگیزه برای وجد و پایکوبی زنان و دختران بوده است. گو این که مردان و جوانان نیز در بازی های خود از رقص بی نصیب نبوده اند.
رقص، هنر عمده ی زنان بود. بسیاری از آن ها در این مورد زبانزد بودند و حضور آنان در عروسی ها ضرورت داشت. به ویژه عروسی هایی که از مطرب استفاده می شد رقص و پایکوبی چند شبانه روزی، حضور آنان را می طلبید.
این رقص ها با ساز و نقاره همراه بود و حرکات موزون دست و پا و کمر آنان با آوای ساز و نقاره هماهنگی داشت. با ریتم های سنگین، حلقه ی رقص زنان حرکتی آهسته و متین به خود می گرفت و آن گاه که شور و نشاط ساز بیش تر می شد، رقص هم تندتر می گشت و صدای کِل و شاباش با آن همراه می شد. دور تا دور میدان رقص را تماشاچیان فرا گرفته بودند و پشت بام ها نیز مملو از تماشاچی زن و مرد بود.
یکی از رقص های زیبای عروسی “رقص کِجِل”4 یا “کِجِل گرفتن” بود. در این نوع رقص، زنان دایره وار حلقه می زدند و انگشتان را به انگشت دیگری حلقه می کردند، با دست دیگر دستمالی را تکان می دادند و پاها را با نظم و ریتم مخصوصی عقب و جلو می کردند یا در جا می زدند. سر دسته ی این گروه، دو زن بالابلند بودند که جلوتر از بقیه زنان با هر دو دست، دستمال گرفته می رقصیدند. به این دو زن “سَرچوپی” می گفتند و رقص آن دو “سرچوپی” نام داشت. در وسط زنان نیز دختران جوان می رقصیدند.
یکی دیگر از رقص ها “هَدِله” نام داشت که بدون ساز و موسیقی اجرا می شد. در این نوع رقص، زنان حلقه ای تشکیل می دادند، آن گاه دست ها را به هم می زدند و با حرکت موزون دست ها و پاها که با خواندن یک شعر موزون هماهنگ می شد5 با حرکت آهسته دور هم می چرخیدند. این رقص، بیش تر در روزهای تفریح مانند سیزده به در اجرا می شد.

• پانوشت:
1- با استفاده از اطلاعات مرحوم حسین اسدالهی و طلب لطف و رحمت الهی برای ایشان
2- به نقل از استاد باباجان اسدالهی. خود او یکی از هنرمندان نسل مورد بحث است. او که متولد سال 1303 بود تقریبا تا اواخر عمر به ویژه تا سال 1381 نی می نواخت. چنان که خود می گفت کارش را از ده دوازده سالگی با نی لبک شروع کرده و در بیست سالگی به شهرت رسیده است. از جمله کارهای هنری ایشان تا پیش از انقلاب اسلامی، ضبط 12 نوار نی و آواز با همراهی خوانندگانی چون غریب نجفی، مصطفی حیدری، محمد کاویانی و گلنار دهقان است. او با انتقال هنر خود به شاگردانش زمینه ی گسترش نوازندگی نی به سبک محلی را فراهم آورده است.
3- به علت پاره ای محدودیت ها از ذکر نامشان معذوریم.
4- کِجِل: انگشت کوچک
5- از جمله شعرهایی که یک گروه می خواند و گروه دیگر پاسخ می گفت، این شعر است (با ریتم تند):
” یه و یه / یه یاری دارُم / دو و دو / دو در کنارُم / سه و سه / سیمین عذارُم / چار و چار / چاره ندارُم / پنج و پنج / پنجم تو کِردی / شیش و شیش / شیشه ی شرابُم / هفت و هفت / هفت ساله دختر / هشت و هشت / هشتم تو کِردی / نه و نه / نصرت ملوسُم / ده و ده / دده ی عروسُم / یازده / درور رو پیش کن / دوازده / مرغو رو کیش کن ”

• برگرفته از کتاب “فرهنگ مردم داریون”، نگارش و پژوهش: جلال بذرافکن
• ادامه دارد … (قسمت بعد: تفریح و سرگرمی مردم داریون)

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!
برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن