اخبارفرهنگ مردم داریونهمه

فرهنگ مردم داریون/ قسمت هفتاد و هفتم: اصطلاحات، الفاظ و سخنان روزمره در گفت و گوهای مردم داریون

قسمت هفتاد و هفتم فرهنگ مردم داریون به اصطلاحات، الفاظ و سخنان روزمره در گفت و گوهای مردم داریون اختصاص دارد.

به کوشش: جلیل زارع

حرف “الف”
• اَ: نشانه ی تعجب. امروزه “اِ” گفته می شود.
• اَتِ1 نظر کسی نبودن: هیچ تفاوتی برای او نداشتن. امروزه گفته می شود: عین خیالش نیست. این اصطلاح به صورت منفی به کار می رود و با ضمیرهای مختلف کاربرد دارد.
• اَ2 خون سگ هم حروم ترت: از خون سگ هم برای تو حرام تر باشد. خطاب به کسی که چیزی را که مال دیگری است برداشته و پس نمی دهد.
• الله و اکبر: با تعجب ادا می شود و بیانگر شگفتی است.
• اَ مو مرخص: به این مفهوم که از طرف من آزادی هر کاری می خواهی بکنی. این عبارت وقتی به کار می رود که توصیه های گوینده برای منصرف کردن مخاطب از اشتباه خود از کاری سود نهد.
• اَمون دادن: امان دادن. مهلت دادن برای انجام کاری.
• اُنگا بچه ی بار رفته: هر چیز شُل که نتوان آن را به راحتی بلند کرد.
• انگا پِرتک3: دسش بزنی لخ می شه، ولش کنی نیش می زنه: تشبیه فرد ضعیفی که برای دیگران مزاحمت ایجاد می کند.
• انگا زیر بالش دود کردن: زود خبردار شد و آمد (مفهوم کنایی دارد).
• اَی: حرف تاییدی است از سر شوق و رضایت. به مفهوم بله کاملا موافقم. احتمالا همان “اَی” عربی است به عنای “نعم”.
• اِقَدِی که …: اصطلاحی است در مفهوم “چه حیف که …)
• اَی بِشَمِت: برای تشویق و تحسین
• انداختن: در مفهوم حرکت کردن و به راه افتادن. از اصطلاحاتی است که در زمان های مختلف به کار می رود و با فعل “رفتن” همراه می گردد. مثلا گفته می شود: از این جا بندازیم بریم شیراز. یا: انداختیم اومدیم داریون.
• اینا: ببین. وقتی به کار می رود که بخواهند توجه طرف مقابل را به کار خود جلب کنند یا تاکید نمایند. مثلا: «اینا اومدم». در پاسخِ “بیا”. یا: «اینا، تو شاد4 باش.»
• اِیوف، اُوف: لفظی است برای کیف و لذت فراوان از سخن یا کاری. گاهی برای تحریک فردی ضد دیگری به کار می رفت.
حرف “ب”
• بُ!5: از اصوات تعجب است. “بُوی” نیز گفته می شود.
• باد بچشه: جواب است به سوال “چِشه؟” (از روی بی اعتنایی نسبت به کسی)
• برکت شدن: اصطلاحی است که به نیت خیر و برکت داشتن مورد معامله به جای فروختن به کار می رود. برکتش نمی کنی؟: آن را نمی فروشی؟
• بَعدَ مَثل: به عنوان مثال
• بَلا تَش: بلا تشبیه. وقتی به کار می رود که گوینده بخواهد سخنی ظاهرا کفر آمیز بر زبان آورد.
• بَلالُم: زمانی به کار می رود که بخواهند کار یا حرفی را رد کنند.
• بَلتَه گلی: اگر کسی را صدا می زدند و او در پاسخ می گفت: «بله»، به نشانه ی دوست داشتن، صدا زننده می گفت: «بلته گلی.جون دلی.»
• بوش!: از اصوات تعجب زنانه است که به صورت های دیگر مانند: «بوش توبَه، بوش دُختَه، بوش سَخبار6 نیز به کار می رود.
• بودون7 باش: یقین داشته باش
• به امید خدا: معادل امروزی انشاءالله
• به قراری: به اندازه ای. مثال: «به قراری دلم شور می زد که …»
• بی حساب ِپیش: بدون حساب کردن روی آینده. اگر خدا بخواهد.
• بیشین سر جو8 جمالت: سر جایت بنشین و برای خودت دردسر نتراش.
• پانوشت:
1- با صدای کشیده ی “اَ”
2- از
3- پشه کوره. پشه خاکی
4- شاهد
5- با صدای کشیده ی “-ُ”
6- سخبار در این جا شکل دیگری از استغفار است.
7- بدان: داننده
8- مخفف جا و …

• برگرفته از کتاب “فرهنگ مردم داریون”، نگارش و پژوهش: جلال بذرافکن
ادامه دارد … (قسمت بعد: ادامه ی اصطلاحات، الفاظ و سخنان روزمره در گفت و گوهای مردم داریون)

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!
برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن