اخبارفرهنگ مردم داریونهمه

فرهنگ مردم داریون | قسمت یک صد و سی و سوم: ادامه واژه نامه کلمات و اصطلاحات داریونی

قسمت یک صد و سی و سوم فرهنگ مردم داریون را ببینید.

به کوشش: جلیل زارع

• ادامه ی حرف “ق”
قُلُپ: فرورفتگی فلزات
قُلُپ کردن: سرکشیدن
قِلِق: 1- تراوشات کنار چشم 2- معنای معمول آن. قلقِ چیزی به دست آوردن: حالت خاص و مطلوب آن را یافتن
قَلم نبیس: خودنویس
قَلَّه: کرایه ی خانه. قلّه نشین: کرایه نشین
قُلَّه: کنایه از سر بودن، برتری داشتن
قَلونی: مفت، بی فایده
قُمبل: سرین، باسن. قمبل انداختن: بالا انداختن قمبل در رقص
قُمپویی: گودال کوچک آب
قُمَّه: لنده، نهیب
قِنتِر: کوچک، بچه ریز و نحیف
قَنج زدن: دندان زدن به نان یا خوردنی دیگر
قِنجَه قِنجَه: ریز ریز
قُندُرَه: پاشنه ی کفش
قُند کردن: پنهان کردن
قوت: اصلا، هیچ
قودَه: بسته یا دسته ای از رستنی ها مانند گندم یا جو درو شده
قوطور: نوعی بازی دو یا چند نفره با ریگ
قُوَّه: 1- باطری (باتری) 2- نیرو، زور
قیج: چپ. در ترکیب “چیش قیج” به معنای کسی که چشمش چپ است و پیچش دارد.
قیریب: اخلاق. قیریبش تنده: موقتا عصبانی است.
قی لی وی لی: پیس رفتن چشم
قیت: ابدا، اصلا، هیچ. قیت دادن: قورت دادن
قِیماق: سرشیر
• حرف “ک”
کاپولَک: سوراخ بن بست در دیوار برای گذاشتن چیزی در آن. شاید گرفته شده از “کاپوک” باشد به معنای آشیانه ی پرنده. به خاطر وجه شباهت آن
کاتِه: با صدای کشیده ی “ا”: مثل و مانند. این واژه در تکرار یا مشابهت کار نادرست به کار می رود و همیشه مضاف واقع می شود.
کاچی: نوعی غذا با آرد گندم
کاراُوزار: کارافزار: ابزارکار
کاردَنی: کارد آشپزخانه
کاکا: برادر
کانادا: توسعا هر نوع نوشابه ی گازدار مانند پپسی و …
کانَه: 1- کهنه 2- پارچه ی کهنه
کَبدِرَه: خمیازه
کَبِشکَن: 1- ایوان کوچک میان ساختمان 2- نوعی قنات سقف دار
کَبلَمَه: آمیزه ای از داروهای گیاهی کوبیده شده که در دهان می ریزند و با آب فرو می برند.
کِبِلَه: پوسته ضخیمی که بر زخم بسته می شود.
کَپ: دهان
کِپ: به طور کامل. این کلمه با فعل گرفتن به کار می رود.
کُپ: نوعی بوته با خارهای انبوه و درهم
کَپَک: کفک
کَپَک زدن: چند بار باز و بسته شدن دهان به هنگام مرگ، مُردن
کُپَّکی: به سینه خوابیدن
کَپوک: صفت پیرزن یا پیرمرد بی دندان
کَپوندَن: ریختن دانه های کوبیده شده طبی در دهان و فرو دادن آن
کَپَّه: استانبولی، ظرف بردن ملات و مانند آن
کَپَّه کِردن: نصف کردن چیزی

• برگرفته از کتاب “فرهنگ مردم داریون”، نگارش و پژوهش: جلال بذرافکن
• ادامه دارد … (قسمت بعد: ادامه ی واژه نامه ی کلمات و اصطلاحات داریونی)

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!
برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن