داريوني هاي موفقهمه

داریونی های موفق؛مهندس جلیل زارع استاد دانشگاه و مولف کتاب

امید راستی|

 سلام بر داریونی های عزیز.من اصلا نمی دانم داریون کجاست. اولین بار وقتی استاد گرانقدر و فرزانه جناب آقای مهندس جلیل زارع این معلم دلسوز و متعهد و مهربان کتاب پرسمان شیمی 2 گاج را که از جمله تالیفات او بود به مردم داریون تقدیم کرد و در یک جمله آدرس آنجا را معرفی کرده بود با نام داریون آشنا شدم.

استاد عزیز من اینطور نوشته بود:تقدیم به مردم خوب زادگاهم داریون و بعد هم در پاورقی همان صفحه توضیح داده بود که داریون شهری در 36 کیلومتری شیراز است.از جنس خودمان بود. مثل بقیه معلمها بچه ناف پاریس نبود.دور از انصاف دیدم ایشان را به همشهریهایش معرفی نکنم. زیرا احساس میکنم همشهریهایش خیلی هم او را نمی شناسند.من این را وظیفه هر شاگرد باوجدان و قدرشناس میدانم.چند رور پیش من و دوستم خیلی اتفاقی اسم ایشان را سرچ کردیم.میخواستیم ببینیم تالیفات جدید ایشان چیست که با سایت داریون نما و نوشته های ایشان برخورد کردیم.چون قبلا نام داریون را در مقدمه کتاب ایشان دیده بودیم حساس شدیم و به سایت مراجعه کرده و مطالبی را که مربوط به ایشان بود خواندیم.بعضی از مطالب دیگر را هم خواندیم.از جمله داریونیهای موفق را.با هم قرار گذاشتیم که نام ایشان را هم در قسمت داریونیهای موفق به ثبت برسانیم.وقتی بیشتر در سایت دقیق شدیم دیدیم استاد در شهر خودش و بین همشهریهایش هم مظلوم واقع شده است و برای معرفی ایشان مصممتر شدیم.حالا اجازه دهید او را به همشهریهایش معرفی کنیم.

وی یکی از چهره های برجسته ولی مظلوم علمی کشور است.روز اولی را که به دبیرستان ما آمد و وارد کلاس شد به خوبی به یاد دارم.برعکس همه معلمها که یک ساعت در وصف خود و تجارب و خدمات ارزنده اشان داد سخن سر میدادند خود را اینگونه معرفی کرد:من جلیل زارع معلم شیمی شما جوانان عزیز و بعد هم بجای تعریف از خودش شروع کرد به تعریف از ما جوانان که امید فردای ایران اسلامی هستیم.

ما شیطنتمان گل کرد و خواستیم او را هم مثل بقیه معلمها دست بیندازیم و از زبانش حرف بکشیم.به قول بچه ها وادارش کنیم برای خودش نوشابه باز کند ولی برای اولین بار با معلمی روبرو شدیم که هیچ خدمات ارزنده ای در کارنامه اش نبود.از تحصیلاتش پرسیدیم گفت:به اندازه یک شب مطالعه از شما بیشتر میدانم.دیشب درس امروز را مطالعه کرده ام که جوان دیروز جلو شما جوانهای امروز کم نیاورد.بعدها فهمیدیم که فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی شریف است و تا فوق لیسانس را در آنجا تحصیل کرده است.بعد هم شروع کرد به درس دادن.

روزهای اول فکر میکردیم حتما تحصیلات و سواد درست و حسابی و جایگاه بالایی ندارد و با پارتی وارد دبیرستان شده است.گرنه مگر میشود معلمی در این دوره و زمانه برای خودش کسی باشد و به رخ ما دانش آموزان نکشد.آخر همه معلمها از دوران جوانی خودشان میگفتند که با چه مشقتی درس خوانده اند تا به اینجا رسیده اند.مثل ما در ناز و نعمت نبوده اند . اگر هم بجایی رسیده اند حاصل یک عمر زحمتشان است و بعد هم کارنامه درخشان خود را باز میکردند و به رخ ما میکشیدند.ولی وی از مشکلات ما جوانان میگفت.میگفت که ما با این همه حجمه فرهنگی و مشکلات پیش رو یک هنرمند واقعی هستیم.مثل معلمهای دیگر شخصیت ما را زیر سوال نمیبرد.به ما شخصیت میداد.برخلاف تصور روزهای اول کم کم متوجه شدیم که خیلی خیلی با سواد و با تجربه است.

فهمیدیم که مولف کتب شیمی گاج است.با آنکه اسمش روی کتاب کار و پرسمان و میکرو شیمی گاج بود ولی وقتی از او سوال میکردیم که این آقای جلیل زارع که اسمش روی کتاب هست شما هستید یا خیر میگفت شما چکار به مولف دارید کتاب را بخوانید و از پاسخ دادن طفره میرفت.ایشان کتابهای زیادی نوشته بودند.تا آنجا که من اطلاع دارم کتابهای شیمی 1 و 2 و 3 پرسمان گاج آن زمان متعلق به ایشان بود.کتابهای شیمی کار 1 و 2 و 3 گاج هم او نوشته بود.کتاب میکرو طبقه بندی شده شیمی 1 و 2 گاج هم مال او بود.مولف کتب شیمی انتشارات رزمندگان و چند انتشارات دیگر هم بود.کتابهای نکات طلایی شیمی 1 و 2 و 3 و پیشدانشگاهی 1 و 2 از جمله تا لیفات او در انتشارات رزمندگان است.باید کتابهای او را بخوانید تا بفهمید من چه میگویم.من اگر در دانشگاه سراسری قبول شدم و فارغ التحصیل رشته مهندسی شیمی شدم همه را مدیون ایشان هستم.ایشان در کتابهایش هم مثل سر کلاس درس بسیار روان و قابل فهم و شیرین قلمفرسایی میکند.راستش را بخواهید قبل از آنکه او معلم ما بشود از شیمی بدم میآمد ولی بعد اینقدر به علم شیمی علاقمند شدم که رشته شیمی را برای تحصیل انتخاب کردم و حالا که فارغ التحصیل مهندسی شیمی هستم از انتخاب خود کاملا راضی هستم که در رشته شیمی ادامه تحصیل داده ام.اوایل فکر میکردم او خیلی مظلوم است.به قول ما جوانها بچه مثبت است و میشود دورش زد و خیلی راحت با جانماز آب کشیدن و چاپلوسی کردن ازش نمره گرفت.ولی بعد دیدیم در پشت آن چهره معصوم و مهربان و آرام یک چهره ظلم ستیز هم هست.او اولین معلمی بود که برای دفاع از حق ما دانش آموزان به آب و آتش میزد و جلوی همه میایستاد و وقتی پای سرنوشت ما در کار بود اصلا کوتاه نمیآمد.به هر قیمتی شده از ما دفاع میکرد.ما اسم او را گذاشته بودیم مردی با دو چهره.یک چهره رئوف و مهربان و یک جهره سرسخت و تسلیم ناپذیر.با آنکه خیلی با ما خودمانی بود باج به کسی نمیداد و نمیشد از او نمره مفت و مجانی گرفت.

خوب درس میداد و خوب هم درس میخواست.میگفت اینکار ظلم به شماست تنبل و بیسواد بار میآیید.حالا میفهمم که واقعا راست میگفت.من شیمی عمومی 1 و 2 را در دانشگاه به راحتی پاس کردم زیرا هرچه در کتابهای شیمی عمومی 1 و 2 بود بیشتر و بهترش را آقای زارع به ما یاد داده بود.پایه شیمی من در دانشگاه خیلی قوی بود.ایشان در ریاضیات و فیزیک هم استاد بودند.در آن دروس هم مثل شیمی مهارت و تجربه داشتند.

ادبیات فارسی او عالی بود.شعرهای زیبایی می سرود و مقالات ادبی زیبایی مینوشت.عربی را هم خوب بلد بود.معارف را هم همینطور.بهتر از معلم بینش دینی ما حدیث و روایت و آیات قرآن بلد بود و به موقع برای ما میگفت.وقتی از معارف میگفت یادمان میرفت که با معلم شیمی روبرو هستیم.فکر میکردیم واقعا معلم بینش دینی ماست.سرپرست تیم شطرنج دبیرستان هم بود.در بازی شطرنج استاد بود.یک روزنامه دیواری هم ایجاد کرده بود بنام نقطه… سر خط.

مطالب زیبایی را در آن قرار میداد.معلم راهنمای پروژه های علمی ما هم بود.بعضی از دانش آموزانی که در جشنواره خوارزمی اختراعات خود را به ثبت رسانیده و مقام آوردند مدیون زحمات و تلاشهای آقای زارع هستند.خلاصه همه فن حریف بود.یادم هست یکی از معلمهای ریاضی اشکالهایش را از ایشان میپرسید.یکبار که ما یک مساله ریاضی بسیار سخت را از معلم ریاضیمان پرسیدیم به بهانه ای کلاس را ترک کرد و وقتی برگشت سریع آنرا حل کرد.بعدها فهمیدیم که راه حل آنرا از آقای زارع پرسیده است.هرگز مشاهده نکردیم که درسی را بدون نام خدا شروع کند.

به بهانه های مختلف از ائمه اطهار(ع) و شهدا میگفت.بعدها فهمیدیم که علاوه بر تدریس آموزشگاه داری هم میکند و پستهای آموزشی دیگری هم دارد.بزرگترین و قویترین آموزشگاه کامپیوتر و زبان انگلیسی مال او بود.

او نمایندگی آموزشی انستیتو ایزایران را هم داشت.برای آموزشگاه خود نام مبارک نبی اکرم(ص) را انتخاب کرده بود.مقالات و پروژه های دانشگاهی و صنعتی زیادی داشت . خلاصه مطلب از چهره های سرشناس علمی بود.من تا وارد دانشگاه نشده بودم نمیدانستم که استاد دانشگاه هست ولی چون به جوانان علاقه دارد در دبیرستان هم درس میدهد.دوستم میگفت قبلا تدریس خصوصی هم میکرد ولی فقط به کسانی درس میداد که از طبقه ضعیف جامعه بودند و مثل بقیه معلمها بخاطر پول درس نمیداد.چند شاگرد هم بیشتر قبول نمیکرد و واقعا برای آنها سنگ تمام میگذاشت.آنهم نه فقط در درس شیمی.در بیشتر درسها مثل ریاضی و فیزیک.ایشان همیشه بدون ماشین شخصی به دبیرستان میآمدند.مثل معلمهای دیگر که ماشینهای مدل بالایشان را به رخ ما میکشیدند نبود.پیاده میآمد و موقع رفتن هم کیفش را بر میداشت . همراه با ما از دبیرستان خارج می شد.

عموی دوستم تعریف کرده است که ایشان از خانواده محترم شهدا و از بچه های جبهه و جنگ است.عموی دوستم میگوید آقای زارع آن موقع که جزوات رزمندگان برو و بیایی داشت و دست به دست میگشت و آنقدر نایاب بود که حتی در بازار سیاه فروخته میشد آقای زارع در موسسه علمی آموزشی رزمندگان فعالیت میکرد و در تهیه جزوات رزمندگان نقش داشت.میگوید خیلی از مدارس ایثارگران را در تهران خودش راه اندازی کرده است.از پست و مقامهای بالای او هم برایمان گفته است.دوستم چند عکس دسته جمعی مربوط به سر کلاس از او دارد که با دانش آموزان گرفته است قول داده است یکی از آنها را برای من بیاورد تا برای شما ارسال کنم.ببخشید اگر زیاد مصدع اوقات شریف شما شدم ولی ما وظیفه شناسی را در مکتب او آموخته ایم و خودش بما یاد داده است که از مظلوم دفاع کنیم.ما هم فکر میکنیم ایشان در نزد مردم زادگاهش هم مظلوم و ناشناخته باقی مانده است واین حق مردم داریون است که جهره سرشناس و با سواد و متعهد شهر خودشان را بشناسند و بدانند که این استاد دانشگاه که همزمان در دبیرستان هم درس میدهد و چندین پست علمی و آموزشی دیگر هم دارد یک داریونی به تمام معنا است.

درباره استاد جلیل زارع اینجا و اینجا را هم ببینید.

نوشته های مشابه

64 دیدگاه

  1. از همون اوایل که ایشون شروع به نوشتن در این وب سایت کردن خیلی کنجکاو شدم که در مورد بیوگرافی و شخصیتشون بدونم اخه تا به حال اسمشون رو نشنیده بودم، که البته از کم سعادتی من بوده.به هر حال فکر نمیکنم که تقصیر من بوده
    ولی بهانه خوبی شده از بقیه عزیزان خواهش کنم که اگه در مورد اقای زارع اطلاعت جالبی دارن همینجا بگن تا ما جوون ترا هم بیشتر آشنایی پیدا کنیم.
    اگه اقای زارع خودشون هم بخوان میتونن به ما بگن فکر نکنم موردی داشته باشه 🙂
    با تشکر

  2. باسلام اقای زارع احساس غرور کردم واقعا دست مریزاد.انشااله که از تجربیات شما در منطقه داریون هم استفاده شود و این میوه علم و دانش شما نصیب بچه های منطقه خودمان هم شود.زکات علم نشر ان است ومردم داریون باید قدر امثال شما را بیشتر بدانند .لیاقت بچه های داریون بیشتر از اینهاست. موفق باشید

  3. با سلام.از شما دوست عزیز و گرامی کمال تشکر را دارم .و خیلی ممنونم که ایشان را به ما معرفی کردین.من خودم از کمالات ایشان سخن های بسیاری را شنیده بودم اما تا به حال کسی از این چیزهایی که از شما شنیدم را نگفته بود.خیلی خوشحال شدم که از این به بعد ایشان را بهتر از گذشته میشناسم.من در تعطیلات عید یا ایشان آشنا شدم و بسیاری از خاطرات گذشته خود را برایم تعریف کرد.وایشان با روحیه بسیار بالا با ما صحبت کردند و از ایده های خود در مورد داریون گفتند.جا دارد به ایشان سلامی داده و از محضر شما دوست و ایشان خداحافظی کنم .عزت زیاد .خدا نگهدار

  4. ایول از اون قسمتش خیلی حال کردم که توی مقدمه کتابش داریون رو معرفی کرده و کتاب رو تقدیم به داریون کرده. چه خوبه بعضی ها که تا از داریون یه کمی دور می شن یادشون میره اهل کجا هستند از آقای زارع درس بگیرند.

  5. باسلام زبان از بیان قاصر است فقط می گویم درود بر داریون ،درود بر داریونی ها ،درود بر داریون نما،درود بر ستاره درخشان منطقه داریون جناب آقای مهندس جلیل زارع.

  6. با سلام
    وجود چنین عزیزانی باعث افتخار و مباحات می باشد . برای ایشان عمری سراسر خیر وبرکت آرزومند هستم

  7. برادر ارجمندجناب آقای امید راستی
    سلام علیکم
    تقدیر و تشکر میکنم از زحمات شما که ادای احترام نمودید به استاد عزیز جلیل زارع.هرچند ما هم از دوران کودکی ایشان را استاد خطاب میکردیم،(البته مقداری هم از ترسمان بود!)چون افتخار دوستی از کودکی با عزیز شهید کوروش زارع داشتم و گاهی که قصد شانه خالی کردن از مشق و درس داشتیم،مارامجبور میکرد به درس و مشق برسیم و به سخنرانی ایشان گوش دهیم!(سرمشق دروس ایشان هنوز در دفتر مشقمان خاطره انگیز است.هرچند ما گاهی دور از چشم ایشان با شهید کوروش زارع دوچرخه را برداشته و در کوچه پس کوچه های شهر فعلی داریون جولان می دادیم.البته از شوخی که بگذریم،ایشان هنوز برای ما استاد و وجود ایشان مایه ی افتخار برای حقیر و همشهریان منطقه داریون میباشند.البته شمادوست عزیز با نوشتن مطالب خود،راه را برای ما هموار نمودید چرا که با اخلاق وخصوصیات ایشان جرات نوشتن مطلبی از ایشان نداشتم.اما اعتقاد دارم تربیت پدرانه ی دینی و اسلامی ایشان سبب هموار نمودن راه شهادت شهید کوروش زارع گردید و شهادت شهید کوروش مشوق پیشرفت علمی ایشان ت کنون بوده است چرا که خانواده شهدا میدانند مسولیت سنگین تری در قبال جوانان و میهن اسلامی و آرامانهای شهدا بر عهده دارند.

  8. …جان برادر، شما دیگر آزارم نده. امید عزیز، به اندازه ی کافی خون به دلم کرده است. اگر قرار باشد این دو تا خصلت معلمی، این قدر بزرگ جلوه کنند، پس با کوله بار عظیم “کم و کاست و قصور و خطاهایم” چه کنم !؟

  9. همانا از استادی بدین بزرگی توقعی جز این شکسته نفسی وجود ندارد. افسوس که جور زمانه بزرگانی این چنین را از منطقه داریون به دور داشته است.

  10. سلام آقای راستی واقعا از شما ممنونم که مارا با یک “انسان خوب” از شهرمان آشنا کردید من و دوستانم اصلا ایشان را نمی شناختیم. آقای مهندس شما باعث افتخار شهر و دیار مایید.

  11. باعرض سلام خدمت همه ی همشهریان عزیز،من قبل ازاین آقای زارع رونمیشناختم فقط مطالبی که ایشون توسایت مینوشتن میدیدم،الان من افتخارمیکنم که همشهری ایشون هستم،خیلی دوست دارم باایشون ازنزدیک آشنا بشم،امیدوارم این سعادت نصیبم بشه ولی راهشو نمیدونم،به هرحال من به وجودچنین استادهایی افتخارمیکنم به عنوان یه جوون کم سن وسال داریونی ازشون تشکرمیکنم

  12. شريف ترين اخلاق، تواضع، بردبارى و نرم خويى است که همگی در شما جمعند.
    خداوند متعال را شاکرم که چند سال قبل افتخار آشنایی با شما در مراسم اعتکاف نصیبم کرد.
    خوانندگان محترم داریون نما: سال قبل به اتفاق دوست عزیزم مجتبی ظهرابی ایشان را در مسجد امام سجاد علیه السلام زیارت کردیم (چون می دانستم همچون سال پیش از تهران به داریون آمده اند برای شرکت در مراسم اعتکاف) هر چه زدیم و بختیم که استاد عزیز جوانان داریون باید شما را بشناسند شما باعث ا فتخار این منطقه هستید نشد که نشد و حاضر نشدند چیزی بگویند و آخر الامر نیز با نهایت احترام ما را تا درب ورودی صحن مسجد همراهی کردند و ما دست خالی برگشتیم . باز جای شکرش باقی است شاگرد ایشان درسی که از خود ایشان آموخته بودند با نمره ی عالی پاس کردند.
    آقا امید متشکرم کاری که ما نتوانستیم شما انجام دادید.

  13. با سلام و تشکر از آقای راستی.جناب آقای زارع ضمن عرض سلام ،ما امید آن را داریم که دانش آموزان داریونی طالب علم و دانشگاه را از طریق ایجاد شعبه های آموزشی و کنکورهای مکاتبه ای(گاج و…) یاری فرمائید . مسلما معلمین عزیزی هستند که در این زمینه بتوانند یاری رسانندواین هم خودش می شود یک قدم دیگر برای داریون.جسارت بنده را ببخشید.

  14. با سلام
    بسیار خرسندم که با شخصیتی برجسته همچون شما همشهری هستم
    همیشه بعد از خواندن مطالبتان دوست داشتم بیوگرافی شما را بدانم از شیوایی قلمتان مشخص بود که از اساتید هستید ،از آقای راستی نیز سپاسگزارم که ما را با شما بیشتر آشنا کردند.
    پیروز و سربلند باشید

  15. امید جان سلام…خیلی وقت است تو را ندیده ام. بعضی از دوستان را گه گاه می بینم و مرا حسابی شرمنده می کنند. من به وجود شما جوانان عزیز که امید امروز و فردای ایران سر افراز هستید، افتخار می کنم. ده روز پیش هم، دوستت را نزد عمویش دیدم. توسط او پیامی برایت فرستادم. حتما دریافت کرده ای و می دانی چرا تا الان، پاسخت را نداده ام.ممنونم که به توصیه ی من عمل کردی. به دل مگیر دلبندم. شما مثل فرزندان من هستید و خودتان می دانید که چه قدر دوستتان دارم. ولی عزیز… کی من به شما یاد داده بودم که تا این اندازه با شاخ و برگ فراوان از کسی که به برخی از عیوبش، کاملا واقفی، آشکارا این چنین تعریف و تمجید کنی؟ حداقل چند تا از آن عیوب را هم چاشنیش می کردی تا کاربران محترم داریون نما فکر نکنند، علی آباد هم شهری است. ولی از لطفت بی نهایت سپاسگزارم.دلم برایت تنگ شده است مهندس جوان. وقت کردی سری به ما بزن. خوشحالم می کنی. قرارمان همان جای همیشگی قدیمی. شنیدم NaOH هم پهلوی توست. سلامش را برسان.ممنونم که به سایت داریون نما سر زدی.مثل همیشه پویا و پایا باشید…

  16. سلام بر شما کاربران محترم داریون نما که با دیدگاه های خود حسابی این حقیر سرا پا تقصیر را شرمنده کردید.ممنون از نظر لطفتان…
    راسپوتین عزیز…من به وجود جوانانی مثل شما که امید امروز و فردای ایران سر افراز هستید، افتخار می کنم.
    کوروش جان…مثل برادرم دوستت دارم.
    مصطفی جان…یکی از خاطره انگیزترین و فراموش نشدنی ترین اوقات ایام نوروز من، دیدار با شما و حامد عزیز بود.
    مهرداد جان… عزیز دل برادر، زنده باشی.
    حسینی عزیز… من هر چه دارم، بعد از خدا، از داریون و داریونی های عزیز دارم. خاطرات مدرسه ی حقیقت جو را هیچ وقت از یاد نمی برم. این چند ورق کاغذی که در نظر شما، کتاب جلوه می کند، قابل مردم خوب زادگاهم را ندارد. برگ سبزی است، تحفه ی درویش. تقدیمتان باد.
    بذرافکن عزیز…دل به دل راه دارد.من هم شما و تمام مردم خوب زادگاهم را دوست دارم.
    جناب آقای یوسف بذرافکن عزیز… حالا حالاها، داریون و داریونی، مدیون زحمات فرهنگی گرانقدری هم چون شماست.
    مسعود جان… من هم به وجود شما افتخار می کنم و متقابلا برایتان آرزوی طول عمر توام با سلامتی و عزت می کنم.
    بهرام جان، جناب آقای کرمدار عزیز… شما و امثال شما، ادامه دهندگان راستین راه شهدای عزیز هستید و برای من و امثال من، یاد آور خاطرات خوش آنان.
    حامد جان… دیدار جوانان برومندی هم چون شما، سعادت می خواست که در ایام نوروز، نصیب من شد. بی صبرانه منتظرم باز هم دیدارها تازه گردد.
    Anti 666عزیز…هنوز هم معتقدم که حق با شماست.شما جوانان عزیز، امید امروز و فردای این مرز و بوم هستید. قدر خودتان را بدانید و از فرصت های طلایی دوران جوانی نهایت استفاده را ببرید که هم چون ابرها در گذرند.
    سر کار خانم فاطمه زارع…انصافا حضور گسترده ی باور نکردنی و معنوی خانم های محترمه ی داریون در مراسم عبادی و فرهنگی مسجد داریون و سایر مجامع فرهنگی، فابل ستایش است. داریون باید به وجود امثال شما، بر خود ببالد.
    جوون داریونی عزیز… اگر هم سعادتی در دیدار ما باشد، به واسطه ی وجود نازنین شما جوانان برومند داریونی است. من هم دوست دارم از نزدیک، با شما آشنا شوم. تلفن و ایمیل مرا می توانید از جناب آقای داریون نما بگیرید. ایمیل ویژه ی داریون نمای من نیز، در قسمت “مسابقه ی کتابخوانی داریون نما”، مو جود است. اگر عمری باقی ماند و داریون آمدم، خوشحال می شوم شما را زیارت کنم.
    جناب آقای پارسا… خوبی از خودتان است. آشنایی با شما برای من افتخاری بزرگ و فراموش نشدنی بود.
    جناب آقای مهری… پس چی شد؟ منتظرتان هستیم. تشریف بیاورید. کلبه ی درویشی است متعلق به خودتان. اگر عمری باقی باشد، پاسخ دیدگاهتان را هم حضوری خواهم داد.
    مسلم بذرگر عزیز و مهربان و دوست داشتنی… ما که دائم المزاحمیم؛ ولی تو برای من با پسرم………… هیچ فرقی نداری و به همان اندازه دوستت دارم و در تمام مراحل زندگی برایتان آرزوی موفقیت می کنم. دست……………… درد نکنه.
    و اما … سر کار خانم دکتر زهرا ظهرابی… سایت داریون نما، با مطالب علمی و کاربردی امثال شما روز به روز، وزین تر خواهد شد. ما را از خواندن مطالب مفید و سودمند دندانپزشکی، بی نصیب نگذارید. ممنون از دیدگاهتان. پویا و پایا باشید.

  17. سلام استاد زارع عزیز
    ما دیگر به مطالب شما عادت کرده ایم و منتظر هستیم که مثل سریالهای تلویزیون ادامه مطالبتان را بخوانیم زیبا …شیرین ….پرمحتوا..رسا و…
    راستی پیامکی هم به شماره تان فرستادم که خواستم مزاحم نشوم و در یک فرصت مناسب تلفنی با هم صحبت کنیم یا اگر هم داریون تشریف اوردید که چه بهتر .
    ولی امشب فکر کنم استاد خسته هستند .چون خبری نیست که نیست…شاید خوابیده اند ..
    در هر صورت مراقب سلامتتیان هم باشید حالا حالاها ما کارتان داریم…

  18. با سلام و عرض احترام خدمت استاد گرانقدر و فرزانه جناب آقاي جليل زارع.
    هر چند مدتهاست موفق به زيارت شما نشده ام ولي مرتب از طريق دوستم جوياي احوال هستم.قرار است به اتفاق NaOH هفته آينده همان جاي هميشگي خدمتتان برسيم.پيام جنابعالي را دريافت كرده و خودم را متقاعد كردم كه بايد اطاعت امر كنم. از اينكه موجبات رنجش شما را فراهم كردم عذر خواهي ميكنم ولي خوشحالم كه با اينكار كاربران داريون نما چهره مظلوم و ناشناس شهر خودشان را شناختند. موفق باشيد.

  19. سلام خدمت كاربران عزيز داريون نما.
    از كامنتهايتان ممنونم.حقيقتش را بخواهيد تا كنون مردمي به باوفايي شما نديده ام. روي شهر و همشهريهايتان خيلي تعصب داريد. حتي گلگيهايتان هم محترمانه است.براي پيشرفت شهرتان خيلي تلاش ميكنيد و اين خيلي خوب است. از استاد هم استقبال خوبي به عمل آورده ايد. قدر استاد را بدانيد. شبيه ايشان كم پيدا ميشود.به ايشان اعتماد كامل داشته باشيد.سكوت مصلحت آميز يكي از صفات پسنديده ايشان است.هر شب تا سايت شما را نبينم نميخوابم.احساس ميكنم روز به روز استاد و همشهريهايش را بيشتر ميشناسم. اميدوارم روزي بتوانم در داريون شما را زيارت كنم. موفق باشيد.

  20. سلام بر مهندس جوان و پر انرژی و فعال و مهربان جناب آقای امید راستی عزیز…. روز معلم بر شما معلم معرفت مبارکباد.

  21. جناب آقای زارع سلام
    مصیبت وارده را به جنابعالی و خانواده محترم تسلیت عرض می نمایم .انشاءالله خداوند روحشان را قرین رحمت نماید و به بازماندگان صبر عنایت فرماید.

  22. باسلام خدمت استاد عزیز اقای زارع
    من هم این مصیبت وارده را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده وبرای بازماندگان از خداوند منان صبر جمیل ارزومندم
    خدا رحمت کند ایشان را

  23. با سلام خدمت جناب آقای مهری,کوروش عزیز و جناب آقای مهندس شجاعی…ضمن عرض تشکر از بذل محبتتان در درج پیام تسلیت به اینجانب و سایر بازماندگان از درگاه ایزد منان بقای عمر با عزت و سلامتی شما را خواستارم.

  24. جناب آقای مهندس زارع
    با سلام
    درگذشت همسر برادر گرامیتان را به شما و خانواده ی محترم ایشان تسلیت عرض می نمایم
    رحمت و غفران بی منتهای الهی را از خداوند برای ایشان آرزو دارم مرا در غم خود شریک بدانید

    1. با سلام خدمت جناب آقای پارسا عزیز…ضمن عرض تشکر از بذل محبتتان در درج پیام تسلیت به اینجانب و سایر بازماندگان از درگاه ایزد منان بقای عمر با عزت و سلامتی شما را خواستارم.

  25. بنام خدا

    به قول شاعر :
    نام نيكي گر بماند ز آدمي / به كز او ماند سراي ماندگار

    جناب آقاي زارع خوشا به حالتون كه عمرتون رو به بطالت نمي گذره . ما كه اينقدر درگير اين زندگي روزمره شديم كه واقعاً نميدونيم چكار كنيم ؟

  26. منّت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربتست و به شکر اندرش مزید نعمت
    نیک و بد چون همی بباید مرد / خنک آنکس که گوی نیکی برد
    سلام مسلم جان… ممنون از لطفی که نسبت به این حقیر سراپا تقصیر دارید مخصوصا با تماس تلفنی مرا بیش تر شرمنده ی مرام خودتان کردید و بیش از پیش به این موضوع واقف ساختید که داریونی هر کجا باشد سراسر لطف و صفاست.
    … عزیز دل برادر، با شناختی که از جنابعالی دارم و در سمتی که مشغول به کار هستید، مثل مرحوم پدر بزرگوارتان که خدایش بیامرزد، گوی نیکی را از من و امثال من برده اید… پویایی و پایایی بیش تر را برایتان آرزو می کنم.

  27. با چند سلام، خویش را گم نکنیم
    با شهرت و نام، خویش را گم نکنیم
    دنیا و ریاستش چو نقشی است بر آب
    با پست و مقام، خویش را گم نکنیم

  28. سلام استاد . بابت تمام کمکهایتان ممنون و متشکرم. شما باز هم ما را شرمنده کردید. ببخشید مدتی است نمیتوانم به داریون نما سر بزنم. خودتان که بهتر مشکلات مرا میدانید. التماس دعا.

  29. سلام وقتی به تاریخ انتشار خبر نگاه کردم واقعا شوکه شدم من اصلا این مطلبو ندیده بودم ببخشید حیفم اومد به شما هرچند دور تبریک نگم بخاطر این همه استعداد واقعا خدا همه خصلت های خوب را در شما جمع کرده یه انسان کامل افریده تا به ما گوشزد کنه چقدر تنبلیم به خود میبالیم که در منطقه ما اینطور انسانهایی پرورش یافته اند که باعث افتخار این منطقه اند جملات کلمه ها قاصرند از تا از شما تشکر کنیم ولی ساده برایتان همیشه اروزی سلامتی شادابی موفقیت میکنیم

    1. سلام…
      ممنون از نطر لطفتان. ولی این طورها هم که شما می گویید نیست.
      امید عزیز، از دیدگاه خود، چنین برداشتی را کرده است و این طبیعی است. اگر من هم بخواهم از معلمم بگویم همه اش می شود تعریف و تمجید.

      باز هم از لطف شما ممنونم و شرمنده که هیچ گاه نتوانسته ام هیچ قدمی برای مردم خوب و فهیم و آگاه زاذگاهم بردارم.

  30. سلام – این شعر زیبا تقدیم به شما

    تو آیا قاصدک‌های رها را دیده‌ای هرگز،
    که از شرم نبود شاد‌پیغامی،
    میان کوچه‌ها سرگشته می‌چرخند؟
    نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی می‌کند
    چیزی نمی‌خواهد
    تو از خورشید پرسیدی، چرا
    بی‌منت و با مهر می‌تابد؟
    تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعله‌های شمع، پرسیدی؟
    تو آیا در شبی، با کرم شب‌تابی سخن گفتی
    از او پرسیده‌ای راز هدایت، در شبی تاریک؟
    از “کیوان شاهبداغی”

  31. سلام سروش جان ! گفته اند و می گویند که سلام ، مستحب است و علیک، واجب. پس به رسم علیک، پاسخت را به خواجه حافظ شیرازی حوالت می کنم.
    موافقی ؟ پس بخوان عزیز دل برادر :

    ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
    چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن

    در راه عشق، وسوسه اهرمن بسی است
    پیش آی و گوش دل به پیام “سروش” کن

    برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماند
    ای چنگ، ناله برکش و ای دف، خروش کن

    تسبیح و خرقه لذت مستی نبخشدت
    همت در این عمل طلب از می فروش کن

    پیران سخن ز تجربه گویند گفتمت
    هان ای پسر که پیر شوی پند گوش کن

    بر هوشمند سلسله ننهاد دست عشق
    خواهی که زلف یار کشی ترک هوش کن

    با دوستان مضایقه در عمر و مال نیست
    صد جان فدای یار نصیحت نیوش کن

    ساقی که جامت از می صافی تهی مباد
    چشم عنایتی به من دردنوش کن

    سرمست در قبای زرافشان چو بگذری
    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن

  32. راستی استاد شکست نفسی نفرمایید من شناخت زیادی ازشما ندارم اما همین که زحمت نوشتن مطالب جالب را برای سایت میکشید به نظر من بهترین قدم را برای مردم زادگاهتان برداشتید همین که برای رشد دانش وعلم اگاهی مردم این منطقه زحمت میکشید واز وقت گرانبهایی خود مایه میگذارید مطمنا بهترین راه را جهت شکوفایی علمی وپیشرفت ابادانی منطقه داریون انتخاب کرده اید بازم به شما تبریک میگویم وارزوی بهترینا را برایتان دارم

  33. وجود اشخاص بزرگی همچون آقای جلیل زارع موجب افتخار است و از خداوند منان آرزوی توفیق روز افزون را برای همشهری عزیزمان دارم

  34. سلام بر کاربران همیشه همراه داریون نما…

    ممنون از نظر لطفتان سپیده، سروش ، مجتبی جان و سایر عزیزانی که با پیام هایتان این بنده ی کم ترین را شرمنده ی محبت های بیدریغتان کرده اید.

    باور کنید هرگاه دیدگاه عزیزی را در این جا می بینم کلی شرمنده و خجالت زده می شوم زیرا هیچ گاه نتوانسته ام مستقیما برای مردم با محبت زادگاهم مثمر ثمر باشم. ولی شما عزیزان آن قدر با محبتید که به رویم نمی آورید.

    راستش را بخواهید سال 1363 که وارد دانشگاه شدم چون شاغل بودم خود به خود به تهران منتقل شدم و ضمن تحصیل، در محل کارم در همین تهران انجام وظیفه می کردم.

    بعد از اتمام تحصیلات هم ناخواسته همین جا کارم را ادامه دادم. الآن هم همین طور.

    خیلی دلم می خواست و می خواهد در زادگاه خودم یا حداقل شیراز تمام وقت یا پاره وقت، مشغول به کار شوم. ولی با توجه به مشغله ی کاری زیاد و تعهداتی که این جا دارم، متاسفانه چنین امری امکان پذیر نیست.

    ولی خدا را شاهد می گیرم که همواره دلم با زادگاهم و مردم فهیم و آگاهش بوده است و از هر فرصتی برای سر زدن به آن جا استفاده کرده ام. من هیچ گاه ترک وطن نکرده ام و هنوز هم وطن اولم را داریون می دانم و تمام نمازهایم را در داریون، کامل خوانده ام نه شکسته.

    آرزو دارم اگر عمری باقی ماند روزی بتوانم ادامه ی خدمت را در زادگاه خودم داشته باشم.

    موسسه ی علمی آموزشی رزمندگان داریون را هم با همین هدف آغاز کردم. البته تمام کارهای موسسه بر دوش عزیزانی مثل برزگرها و کریمی ها و … است.

    برای این موسسه طرح های بلند مدت زیادی دارم. هر چند دفتر امام جمعه، بسیج، فرهنگسرا و نمایندگی آموزش و پرورش داریون و …، همکاری خوبی را با این موسسه داشته اند که جای تشکر و تقدیر دارد، ولی برای گسترش کار و رسیدن به اهداف بلند مدت، نیاز به همکاری تنگاتنگ بیش تر و منسجم تری است.

    از نهادها و ارگان ها و سازمان های آموزشی و فرهنگی و هم چنین شورای اسلامی شهر داریون و روستاهای منطقه و حتی شهرداری داریون، توقع دارم که موسسه را متعلق به خود بدانند و برای پیشبرد اهداف از پیش تعیین شده ی آن و رسیدن به اهداف متعالی تر و بلندتر، تلاش بیش تری بکنند و همکاری بیش تری با ما داشته باشند. هم چنین از فرهنگیان محترم منطقه.

    باور کنید اگر همه دست به دست هم بدهیم و هر کدام گوشه ای از کار را بگیریم، این موسسه می تواند در آینده ای نه چندان دور، آموزشگاه های متعدد علمی و آموزشی پسرانه و دخترانه، مدارس و مجتمع های علمی ویژه، نمونه و تیزهوشان، دانشگاه های علمی کاربردی، مراکز تحقیقی و پژوهشی و خیلی امور آموزشی دیگر را انجام دهد.

    ولی متاسفانه ما بعد از گذشت یک سال با این که بخش اصلی کارمان را در قالب طرح های آیه های تمدن که کاملا رایگان بوده است، انجام داده ایم و آمار دانش آموزانی که مشمول این طرح هستند، از تمام شهرهای بزرگ و کوچک استان فارس، بیش تر است، حتی مکانی برای استقرار و نصب تابلو موسسه و امکاناتی برای انجام امور نداریم.

    ثبت نام هایمان را در کافی نت پارسا انجام می دهیم و مشاوره و آزمون هایمان را هم در برخی اماکن فرهنگی و آموزشی.

    لیاقت دانش آموزان مستعد منطقه ی داریون خیلی بیش تر از این هاست و واقعا اگر همت کنیم، نیازی نیست که برای امور آموزشی و علمی ، خطرات و مشکلات رفت و آمد به شیراز را متقبل شوند.

    ما این توان بالقوه را داریم که به فعلیت رسیدنش عزم و اراده و احساس مسئولیت جمعی بیش تری را می طلبد. ما عادت نداریم هیچ کاری را ناتمام و ابتر رها کنیم و در هر صورت با همین دستان خالی و همت دوستان هم به خدا توکل کرده ایم و کار خود را با تمام توان انجام می دهیم و تعطیل بردار هم نیست.

    ولی چرا کاری را که می شود در سطح وسیع و با اهداف متعالی تری انجام داد، در دایره ی بسته و محدود انجام دهیم.

    ما به اقیانوس فکر می کنیم نباید به برکه بسنده کنیم. آرزوهای ما دست یافتنی است؛ اگر بخواهیم و بپا خیزیم. هر چه خدا بخواهد…

    طولانی شد ببخشید…

  35. سلام عرض میکنم خدمت استاد بزرگوار جناب اقای زارع وهمچنین همه دوستان.چند سال پیش ایشان را برای اولین بار در مراسم اعتکاف دیدم که اغاز اشنایی من با ایشان بود .وظیفه خودم دیدم که هر چند مدت زیادی است که این معرفی را سایت داریون نما از استاد انجام داده ولی به نوبه خودم که با ایشان افتخار اشنایی و استفاده از حضورشون رو داشتم بابت این حضور پررنگ تشکر کنم.واقعا واقعا ایشان از افتخارات این منطقه هستند که لازم هست بسیار بیشتر از این ها قدرشون رو بدونیم . با تشکر

    1. سلام رضا جان…

      دلم برات تنگ شده ؟ چه خبر از درس و مشق ؟ الحمدلله که اون نصفه ی دیگه ی دینت هم کامل کردی، مبارکت باشه و یه عمر طولانی توام با عزت و احترام و سلامتی و عاقبت به خیری در کنار همسر گرامیتان بگذرونید و پای هم و با هم و برای هم پیر بشید و فرزندان خلف و مومن و با تقوایی مثل خودتون تحویل جامعه بدید. در مسیر پر نشیب و فراز زندگی به خدا میسپارمتون.

      خوشحالم که بالاخره به جمع با صفای داریون نمایی ها اومدی. خوش اومدی. و حالا که این محفل انس رو هم با ورودت گلباران کردی، پر رنگ و مستمر حضور داشته باش و دست به قلم شو برای ارسال مطلب. چی بنویسی؟ اگه عمری باقی بمونه، از نزدیک با هم صحبت می کنیم.

      پس تا بعد، پویایی و پایایی رو برات آرزو می کنم و به ایزد منان میسپارمت…

    1. سلام به روی ماهت مسافرجان عزیزتر از عزیز…

      هر چند تنها افتخارم اینه که به ظاهر هم شده، معلمم ولی دعا کن روش و منش معلمی رو هم بیاموزم و چون شرط قدم گذاشتن در این وادی، آدم شدنه، دعا کن آدم بشم.

      ممنونم که این کم ترین رو هم قابل دونستی و به جمع معلم ها راه دادی و تبریک گفتی.

      مسافر جان در سفری که در پیش داری، سیر و سلوک الی الله رو برات آرزو می کنم.

      هم چنان پویا و پایا باشی…

    1. سلام علی جان فرهنگی داریونی…

      من هم هفته بزرگداشت مقام معلم رو به شما معلم وارسته و فرهیخته و سایر معلمان منطقه ی همیشه سرافراز داریون، اعم از ساکن و غیر ساکن، تبریک میگم…

  36. همه می گویند : تجربه بهترین معلم در زندگی ست .

    اما برای ما ” داشتن معلمی مثل شما ” بهترین و شیرین ترین تجربه در زندگیست …

    من هم به نوبه ی خودم روز معلم را به شما استاد گرامی وتمام معلمان زحمت کش این مرز بوم تبریک عرض میکنم

    1. سلام…

      دیگه نمیدونم چی بگم ؟ فقط تشکر و باز هم تشکر می کنم و به وجود کاربران فهیم و آگاه داریون نما افتخار می کنم و خوشحالم که منم گوشه ای در این محفل انس جای دارم…

  37. با سلام و احترام

    آموزش حرفه ای است که همه حرفه های دیگر را می آموزد.

    و مسئولیت ان بر عهده معلم است.

    تقدیم به استاد و معلم بزرگوار جناب آقای “جلیل زارع”

    روزتان مبارک.

    1. سلام خانم روح الامینی…

      ممنونم. من هم پیشاپیش ولادت مولای متقیان را به شما و سایر کاربران عزیز تبریک و تهنیت می گویم.

      هم چنان پویا و پایا باشید…

  38. نام شعر : استاد و شاگرد
    شاعر : گمنام. توی سایت های مختلف هر کسی اونو به نام خودش جا زده.

    تو شیرینی منم فرهاد استاد
    مثه قندی منم قناد استاد

    به نزدت آمدم دانش بجویم
    نگیر انقد به من ایراد استاد

    به من چه اختلاف آن دو خازن؟
    الهی که بشن دلشاد استاد!

    برای نمره به هرجا دویدم
    شدم عین خود سنباد استاد!

    فدایت نمره که ارث پدر نیست!!
    کمک کن واحدم افتاد استاد!

    اگر درس تورا از بر نکردم
    نده منفی بکن ارشاد استاد!

    همین جا میکنم تهدید جدی!
    یه کاری کن نشم معتاد استاد!!

    قلم در دست تو مانند شمشیر
    همین فرق تو با جلاد استاد

    غم درس تورا ازبس که خوردم
    گرفتم زردی و غمباد استاد

    چرا اشکم اثر برتو ندارد؟
    کشیدی دور دل فولاد استاد

    به من خورده نگیر آنجا که دیدی
    دو چرخ خودروات کم باد استاد!!

    تو آهویی برای خانواده
    به ما که می رسی صیاد استاد؟!!

    اگر دیدی کسی گوشش به تو نیست
    همه خوابن نزن فریاد استاد!!

    مرا یک آنتراک مهمان نکردی
    دلم سرگرمی هم میخواد استاد!

    دوچشمم کج شده چپ می نویسم!
    تقلب را بکن آزاد استاد!!

    رفیقم راضی و من هم که راضی!
    مزاحمت نکن ایجاد استاد!!

    شکنجه می کنی با هر سوالت
    نداری تو خودت اولاد استاد؟؟

    شب اول قبر را درک کردم
    شبای امتحان امداد استاد!!

    اگر شاگرد خوبی هم نبودم
    تو خوبی کن به من مرداد استاد!

    ببین ای مهربان با من چه کردی
    شده ورد زبان استاد استاد

    به من گفتی برو بیرون فتادی!!
    عجب حرف بدی مای گاد استاد!!!

  39. نه من شیرین، نه تو فرهاد، شاگرد
    نه من قند و نه تو قناد، شاگرد

    برای علم و دانش نامدی تو
    برای هر چه بادا باد، شاگرد

    به تو چه اختلاف آن دو خازن
    به من چه واحدت افتاد، شاگرد

    اسید و باز دائم در تلاشند
    که شاید تو نشی معتاد، شاگرد

    همه فکرت شده در رفتن از درس
    می گیری آخرش غمباد، شاگرد

    به جای آن خور و پف ها سر درس
    گوش و چشمت بده استاد، شاگرد

    برو باش فکر درس و مشق، هیهات !
    تقلب را کنم آزاد، شاگرد

    برای نمره هر کس بود، دیدی
    ندیدی یک نظر استاد، شاگرد

    بیا تا نسخه ات را من بپیچم
    مرو پیش فلان شیاد، شاگرد

    دوای درد تو ماشین من نیست
    که چرخش هی بشه کم باد، شاگرد

    اگر تو فکر درس و مشق باشی
    نه تو صیدی نه من صیاد، شاگرد

    یه ترم در آنتراک بودی و حالا
    دلت نمره ی خوب میخواد، شاگرد

    خیالت را کنم راحت که بنده
    میشم این موقع ها جلاد، شاگرد

    پیش من هی نگیر آبغوره که من
    کشیدم دور دل فولاد، شاگرد

    بازم مشروط بشی اخراج میشی
    میشی از درس و مشق آزاد، شاگرد

    حسابت با کرام الکاتبینه
    حالا تو هی بگو “مای گاد”، شاگرد

  40. سلام استاد. غرض از مزاحمت میخواهم بدینوسیله از زحمات فراوان شما در مدت چهار سالی که دانشجوی شما بودم تشکر کنم. من هزگز زحمات و دلسوزیهای شما را فراموش نمیکنم. شما برای من فقط استاد نبودید حق پدری بر گردن من دارید. کارهایی که شما برای من کردید پدر هم در حق فرزندش نمیکند. محبتهای پدرانه شما را هیچوقت فراموش نمیکنم و امیدوارم خداوند شما و خانواده گرامیتان را در پناه خود سالم و تندرست نگه دارد. از صمیم قلب دوستتان دارم.

    1. سلام احمد جان …

      من جز انجام وظیفه هیچ کاری نکرده ام. کاری که هر معلمی در حق شاگردانش می کند. همین.

      موفقیتت، اول لطف خدا بوده است بعد هم تلاش و پشتکار خودت.

      ممنون از ابراز محبتت. من هم دوستت دارم پسرم.

      باقی بقایت …

  41. ضمن تشکر از زحمات بی دریغ شما
    آقای زارع من از کلاس های شیمی شما بسیار راضی هستم چون از سطح خوبی برخوردار بود و در درس های مدرسه برای من بسیار مفید بود و بسیاری از مبحث هایی را که در مدرسه یاد نگرفته بودم در کلاس های مفید و ارزنده شما یادگرفتم لطفا اگر امکان دارد کلاس های بیشتری برگزار کنید.
    بر خود می بالم که همشهری شما هستم

    1. دوست عزیز با سلام و احترام
      در این که کلاس های آقای زارع مفید است و ایشان هم فرد دلسوزی است شکی نیست اما این دلیل نمی شود شما با هفت نام مختلف در یک برهه زمانی کوتاه یعنی از ساعت 6:45 تا 7:03 دقیقه صبح هفت پیام مختلف تشکر آن هم کمی آغشته به اغراق کامنت کنید.
      اینگونه کارها ناخواسته به نوعی فریب افکار عمومی است.
      به هر حال این دوست در این فاصله زمانی کم با یک آی پی رایانه با هفت اسم (خریدار علم-شاگرد-تشکر-پروین-شاهد-سمیه-سیما) برای آقای جلیل زارع پیام های مختلف تشکر گذاشته اند.

      1. سلام …

        من هم با آقای داریون نما موافقم. واقعا نیازی به تشکر نیست. این طوری من هم شرمنده می شوم. ولی اگر شما هر که هستید و برایم قطعا عزیز هستید قصد تشکر هم دارید، همان یک بار کافی است و از سر من هم زیاد است. شما مثل فرزندان من می مانید و دوستتان دارم ولی افراط در تشکر نه در شان من است و نه در شان شما و قطعا سیاست داریون نما هم بر این قبیل تعریف و تمجبدها نیست.

        من به جناب آقای برزگر هم تلفنی و در دیدگاه عرض کردم که اگر می خواهد خبر برگزاری این چند جلسه ی واقعا ناقابل را منتشر کند به نام موسسه رزمندگان اعلام کند که دیگران هم تشویق شوند و از شرایطی که به هر حال فراهم شده بهره ببرند. خدا می داند راضی نبودم اسم و عکس من بولد شود. باور کنید اذیت شدم.

        همه ی شما دانش آموزان زادگاهم را دوست دارم و از این که نمی توانم در مورد شما حتا به وظیفه ام هم عمل کنم حلالیت می طلبم. ببخشید.

        باقی بقایتان …

          1. سلام داریون نما …

            جمله ی ” واقعا نیازی به تشکر نیست ” حرف دل خودم بود نه به نقل از داریون نما. در مورد نوع تشکر کردن هم با شما موافقم.

            باقی بقایتان …

    2. سلام “خریدار علم عزیز ” …

      بیش از این مرا شرمنده نکنید. من کاری بیش از انجام وظیفه نکردم. حتا در انجام وظیفه کوتاهی هم کردم. معلمی هر چند لیاقتش را ندارم، کار من است. خب کارم هست دیگر. باید بهش بپردازم. همین.

      شما نسبت به این حقیر سراپا تقصیر لطف دارید و از شما ممنونم ولی این طورها هم که شما می گویید نیست. من هم مثل یکی از معلم هایتان. سطح کلاس من هم اگر از معلم های دیگرتان کم تر نباشد قطعا بیش تر نیست.

      برای کلاس های بیش تر هم دست ما کوتاه و خرما بر نخیل. من تهرانم و شما داریون ! با وجود براین هر چه خدا بخواهد.

      باقی بقایتان …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن