ديدگاههمه

فضیلت شب قدر

جلیل زارع|

به نام او، که قدر را بر ما ارزانی داشت.
کم کم داریم به ایام ضربت خوردن و شهادت مظلومانه ی مولود کعبه و شهید محراب و هم چنین، لیالی قدر، نزدیک می شویم. لباس های سیاه از گنجه ها بیرون می آیند و دل ها حزین می شود و جماعت روزه دار سوگوار. از مساجد، صدای ناله و استغاثه بلند است و فرشتگان هم ناله می شوند در این مصیبت عظما !

شب قدر، دارای فضیلت بسیار است. این شب برابر هزار ماه، یعنی بیش تر از هشتاد سال است. سرنوشت و مقدرات مردم، در شب قدر، معلوم می گردد. شبی که فرشتگان، فوج فوج از آسمان فرود می آیند و حامل رحمت الهی و برکات آسمانی و خیرات فراوان و فیوضات سرشارند:

“انا انزلنا فیه لیله القدر و ما ادراک ما لیله القدر لیله القدر خیر من الف شهر* تنزل الملائکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر سلام هی حتی مطلع الفجر*

شب قدر، در یکی از شب های آخر ماه رمضان مخفی است که بنا به مصالحی دقیقا وقت آن تعیین نشده است. هر چند مفسران شیعه، با استناد به احادیث متواتری که از پیامبر (ص) و ائمه معصوم (ع) رسیده، شب های نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم را شب های قدر دانسته اند.

کلینی در کتاب کافی به سند خود از زراره روایت کرده که گفت: امام صادق (ع) فرمود: اندازه گیری امور، در شب نوزدهم است و ابرام آن در شب بیست و یکم و امضای آن که حتمی می شود، در شب بیست و سوم است. شاید یکی از فلسفه های مخفی بودن شب قدر در شب های مذکور، این باشد که مردم در تمام شب های این ماه مبارک و یا حداقل در سه شب مشهور نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم، به عبادت بیش تری روی آورند و به اصلاح احوال خود و تصفیه روح و جان خود از آلودگی های دنیا بپردازند.

حق شب قدر است در شب ها نهان
تا کند جان هر شبی را امتحان

نه همه شب ها بود “قدر” ای جوان
نه همه شب ها بود خالی از آن

روایات زیادی تاکید دارد که شب قدر، شب بیست و سوم است تا جایی که روایت آمده که حضرت فاطمه (س) نمی گذاشتند احدی از اهل خانه به خواب روند و روز قبل، آن ها را به خواب دعوت می کرد تا شب بیست و سوم بیدار بمانند و غذای آنان را اول شب، اندک می داد و می فرمود: محروم کسی است که از خیر امشب محروم بماند.
التماس دعا….

نوشته های مشابه

14 دیدگاه

  1. گر هر شب، شب قدر بودی، شب قدر، بی قدر یودی !
    شب نوزدهم ماه مبارک رمضان، شب ضربت خوردن مولود کعبه و شهید محراب، مولای متقیان، حضرت علی (ع)، بر عموم مسلمانان خاصه شیعیان تسلیت باد. در شب قدر از روح بلند مولی علی (ع) برای درک فضیلت شب قدر، استمداد می طللبیم.

  2. عاقبت همنشین دلتنگی
    راحت از بغض بی کسی ها شد
    استخوان سرش شکافی خورد
    زخم سر بسته ی علی وا شد
    وقت برگشت سمت خانه، علی
    گریه می کرد و اشک می ریخت
    خوب شد دستمال آوردند
    ور نه از زخم سر به هم می ریخت
    گویی یا مجتبی غریبانه
    مادرش را به خانه برگرداند
    دردهای مدینه را حس کرد
    زیر لب روضه های مادر خواند
    شانه ای که بلندتر شده است
    بار دیگر عصای درد شده
    کوچه آن کوچه نیست اما آه
    کودک آن کودک است و مرد شده
    مرتضی خانه آمد و زینب
    ناگهان دید زخم بابا را
    به سرش زد و کنار او افتاد
    تیره شد در نگاه او دنیا
    تازه این سومین غم او
    مانده غم دلتنگی فردا
    الامان از غم برادرها
    وای دل از غریب عاشورا
    تشنه ای روی خاک افتاده
    تشنه ای را که سر جدا کردند
    بدنش را مقابل زینب
    با سرِ نیزه جا به جا کردند
    کاکلش دست یک نفر افتاد

  3. با سلام

    شب قدر روزی است که در شب طلوع کرده است.
    شب قدر، شبي است كه در عرصه آن انسان، ره صد ساله را يك شبه طي مي كند.
    امام صادق(ع):‌«قلب ماه رمضان شب قدر است»
    امام صادق(ع):‌«تقدیرات در شب نوزدهم است و حتمی شدن آن در شب بیست و یکم و امضای آن در شب بیست و سوم»

    التماس دعا

  4. بگذار تا بميرم در اين شب الهي
    ورنه دوباره آرم رو روي روسياهي
    چون رو كنم به توبه، سازم نوا و ندبه
    چندان كه باز گردم گيرم ره تباهي

    چون رو كنم به احياء، دل زنده گردم اما
    دل مرده مي‏شوم باز با غمزه گناهي
    گرچه به ماه غفران بسته است دست شيطان
    بدتر بود ز ابليس اين نفس گاه گاهي
    اي كاش تا توانم بر عهد خود بمانم
    شرمنده ‏ام ز مهدي وز درگهت الهي
    تا در كفت اسيرم قرآن به سر بگيرم
    چون بگذرم ز قرآن اُفتم به كوره راهي
    من بندگي نكردم با خويش خدعه كردم
    ترسم كه عاقبت هم اُفتم به قعر چاهي
    با اينكه بد سرشتم با توست سرنوشتم
    دانم كه در به رويم وا مي‏كني به آهي
    اي نازنين نگارا تغيير ده قضا را
    گر تو نمي ‏پسندي تقدير كن نگاهي
    دل را تو مي ‏كشاني بر عرش مي ‏كشاني
    بال ملك كني پهن از مهر روسياهي
    دل را بخر چنان حُر تا آيم از ميان بُر
    بي عجب و بي تكبّر از راه خيمه گاهي
    امشب به عشق حيدر ما را ببخش يكسر
    جان حسين و زينب بر ما بده پناهي
    آخر به بيت زينب بيمار دارم امشب
    از ما مگير او را جان حسن الهي
    در اين شب جدايي در كوي آشنايي
    هستم چنان گدايي در كوي پادشاهي

  5. دانسته یا ندانسته حقوقی بر گردن هم داریم

    که کفه سنگین اشتباهات آن به سمت من است

    امشب شب بخشش است

    من از حقوق نداشته خود بر همه دوستان و عزیزانم گذشتم

    از شما میخواهم از من بگذرید . . .

    التماس دعا

  6. على امشب چرا بهر عبادت بر نمى‏خيزد؟
    چرا شير خدا از بهر طاعت‏بر نمى‏خيزد؟
    خداجوئى كه از ياد خدا يكدم نشد غافل
    چه رو داده كه از بهر عبادت بر نمى‏خيزد
    از آن ضربت كه بر فرق على زد زاده ملجم
    يقين دارم كه از جا، تا قيامت‏بر نمى‏خيزد
    به محراب دعا در خون شناور گشته شير حق
    دگر بهر دعا آن ابر رحمت‏بر نمى‏خيزد
    ز كينه ابن ملجم آتشى افروخت در عالم
    كه زين آتش بجز دود ندامت‏بر نمى‏خيزد
    طبيب آن زخم سر را ديد و گفتا با غم و حسرت
    على ديگر از اين بستر سلامت‏بر نمى‏خيزد
    نهد سر هر كسى بر آستان مرتضى(خسرو)
    ازاين درگاه تا روز قيامت‏بر نمى‏خيزد
    شاعر : يعقوب حيدري

  7. امشب شب قدر است و من قدري ندارم بحر دل آلوده ي خود بيقرارم

    امشب شب قدر است و يك دنيا فقيرم بيمارم و محتاج و در غفلت اسيرم

    من آمدم با كوله بار ، بار زشتم تا رنگ زهرائي بگيرد سرنوشتم

    اي كاش ميمردم شب قدرت نبينم من باعث درد نگاري مهجبينم

    چون نامه اعمال من بيند سحر گاه بر حالت آلوده من ميكشد آه

    امشب بيا و كار دل را چاره بنما مكتوب اعمال بدم را پاره بنما

    رزق من امشب بهتر از صد سال گردد گر يوسف زهرا ز من خوشحال گردد

    گر او بخواهد بنده تو ميشوم من گر او نخواهد راه غفلت ميروم من

    امشب بيا و آرزويم را روا كن او را به ياد ما ، تو مشغول دعا كن

    با كوهي از حاجت به در گاهت نشستم در ليلة القدر علي دل بر تو بستم

  8. شب قدر شبی است در ماه رمضان که قرآن در آن شب (جدا از وحی تدریجی) همچنین به‌ طور کامل بر پیامبر (ص) نازل شده‌است. در این شب هر امر محکمی جدا می‌ شود. بنابر آموزه‌های اسلامی خوابیدن در شب قدر مذموم و شب‌زنده‌داری در آن سفارش شده است و دعا و استغفار در این شب وظیفه دانسته شده‌است. روز قدر هم به اندازه شب آن ارجمند است. بر اساس احادیث شیعی که از حماد بن عثمان از حسان بن علی از امام جعفر صادق(ع) نقل شده‌است؛ شب قدر تا قیامت باقی‌است و در ماه رمضان واقع است. شب قدر یکی از سه شب ۱۹، ۲۱ یا ۲۳ در ماه رمضان است که احتمال شب بیست‌ و سوم بیشتر است. در اصول کافی نیز آمده‌است که تقدیر در شب نوزدهم و ابرام در شب بیست و یکم و امضا در شب بیست و سوم است. در قرآن درباره شب قدر چنین آمده‌است: به راستی که ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم.و چه تو را به شب قدر آگاه تواند کرد. شب قدر از هزار ماه برتر است.در این شب فرشتگان و روح به دستور پروردگارشان از هر فرمان فرود می‌آیند. این شب تا صبحگاه تهنیت است.(سوره قدر آیات ۱ تا ۵)

  9. « حضرت موسى(ع) عرض کرد: خداى من، نزدیک شدن به تو را خواهانم، فرمود: نزدیکى من از آن کسى است که شب قدر بیدار شود.

    عرض کرد: خداى من رحمت تو را خواهانم، فرمود: رحمت من از آن کسى است که در شب قدر به فقیرها رحم کند.

    عرض کرد: خداى من جواز عبور از صراط را خواهانم، فرمود: آن براى کسى است که در شب قدر صدقه‏اى بدهد.

    عرض کرد: خداى من از درختان بهشتى ‏خواهانم، فرمود: این مال کسى است که در شب قدر سبحان اللّه بگوید.

    عرض کرد: خداى من رضایت تو را خواهانم، فرمود: رضایت من از آن کسى است که دو رکعت نماز در شب قدر بخواند.»

  10. دعای روز بیست و هفتم:
    اللهم ارزقنی فیه فضل لیله القدر و صیر اموری فیه من العسر الی الیسر واقبل معاذیری و حط عنی الذنب والوزر یا روفا بعباده الصالحین.

    خدایا ! در این ماه، فضیلت شب قدر را روزیم کن و کارهایم را از سختی به آسانی بگردان و گناهان و سنگینی هایم را بریز. ای خدای مهربان به بندگان صالح !

    *در این دعا، به موارد زیر پرداخته شده است:
    1-فضیلت شب قدر/ 2- آسانی امور/ 3- قبولی عذرها/ 4-ریزش گناه

    فضیلت شب قدر، در متن توضیح داده شده است. “ریزش گناه” را نیز در دیدگاه دیگری مورد بررسی قرار خواهیم داد.

  11. ریزش گناه:
    و حط عنی الذنب والوزر یا روفا بعباده الصالحین

    حط، به معنی فرود آوردن بار است. در لغت، به باری که از روی حیوان پایین می آورند، حط می گویند. در این قسمت از دعا، درخواست پایین افتادن بار گناهان و بدی ها را از دوش خود داریم.

    ذنب، در اصل به معنای گناه نیست؛ بلکه به معنای پیامد کار انسان است. یعنی انسان کارهایی را انجام داده است که آن کارها پیامدهای بدی داشته است. لذا، به معصیت، ذنب گفته می شود، از آن جهت که پیامد بد دارد.

    وزر، هم به معنای بار سنگین است. در این جا، گناه به بار سنگینی تشبیه شده است و کنایه از آن است که گناه بر شانه ی انسان سنگینی می کند. همان گونه که بار سنگین باعث ناراحتی و خستگی انسان می شود، گناه هم مستوجب عقاب و فشارهای روحی بر انسان می شود، از این جهت به آن وزر گفته شده است. زیرا، بار سنگینی از مسئولیت را بر دوش می کشد.

    خدای متعال، در قرآن کریم می فرماید: من اعرض عنه فانه یحمل یوم القیامه وزرا
    یعنی اگر کسی از قرآن روی بگرداند در قیامت بار سنگینی از گناه و مسئولیت بر دوش خواهد کشید.

    ببخشید، طولانی شد. سر سفره ی افطار و سحر التماس دعا دارم….

  12. عرض سلام و ادب و احترام….

    ممنون از دیدگاه هایتان: آزاده روح الامینی، سروش، بینا، سحر
    پویا و پایا باشید…

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن